پایان عصر ارزانی؛ جهان وارد دوره جدید تورم می‌شود؟

پس از چند دهه زندگی در جهانی که سرمایه، انرژی و کالاها با هزینه‌ای نسبتاً پایین در دسترس بودند، نشانه‌های فزاینده‌ای از پایان این دوران دیده می‌شود. افزایش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا، رشد هزینه‌های انرژی و دفاعی، بازگشت سیاست‌های صنعتی، تنش‌های ژئوپلیتیکی، گسترش هوش مصنوعی و افزایش بدهی‌های دولتی همگی حاکی از آن هستند که اقتصاد جهانی وارد دوره‌ای جدید شده است؛ دوره‌ای که در آن نرخ‌های بهره بالاتر، تورم پایدارتر و هزینه سرمایه بیشتر به واقعیت‌های جدید اقتصاد تبدیل خواهند شد. بسیاری از فعالان بازار تمام عمر حرفه‌ای خود را در عصر ارزانی سپری کرده‌اند و اکنون ناچارند خود را با جهانی متفاوت وفق دهند.

جهان صنعت نیوز – بازارهای مالی در سال‌های اخیر بارها با افزایش نرخ بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا مواجه شده‌اند. در سال ۲۰۲۳ بازده اوراق ۳۰ ساله از ۵ درصد عبور کرد و سپس دوباره کاهش یافت. اما تکرار همین اتفاق در هفته‌های اخیر واکنش متفاوتی در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرده است.

به نظر می‌رسد اکنون تعداد بیشتری از فعالان بازار پذیرفته‌اند که آمریکا در حال خروج از عصر نرخ‌های بهره پایین است؛ عصری که طی چند دهه گذشته یکی از پایه‌های اصلی رشد اقتصادی و رونق بازارهای مالی محسوب می‌شد.

در این نگاه جدید، افزایش نرخ‌های بهره دیگر یک پدیده موقتی تلقی نمی‌شود، بلکه نشانه ورود به محیطی اقتصادی است که در آن فشارهای تورمی متعدد و ساختاری وجود دارند و بازگشت به شرایط گذشته چندان محتمل به نظر نمی‌رسد.

چرا نرخ‌های بهره در حال تغییرند؟

عوامل مختلفی در شکل‌گیری این وضعیت نقش دارند. جنگ‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیکی باعث افزایش قیمت انرژی و بسیاری از کالاها شده‌اند. تعرفه‌های تجاری نیز هزینه واردات را بالا برده‌اند. در کنار این عوامل، بسیاری از اقتصادهای بزرگ به سمت بازگرداندن بخشی از ظرفیت‌های صنعتی خود حرکت کرده‌اند؛ فرآیندی که اگرچه می‌تواند در بلندمدت تاب‌آوری اقتصادی را افزایش دهد، اما در کوتاه‌مدت هزینه تولید را بالا می‌برد.

در همین حال، هزینه‌های دفاعی در بسیاری از کشورها رو به افزایش است و رقابت‌های ژئوپلیتیکی دولت‌ها را به سمت سرمایه‌گذاری‌های سنگین‌تر سوق داده است.

هوش مصنوعی نیز به عاملی تازه در اقتصاد جهانی تبدیل شده است. شرکت‌های بزرگ فناوری برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی حجم عظیمی از منابع را جذب می‌کنند؛ از زمین و ساختمان گرفته تا تراشه، برق و آب. این روند موجب افزایش قیمت این نهاده‌ها در بخش‌های مختلف اقتصاد شده است.

از سوی دیگر، تقاضای جهانی برای اوراق خزانه‌داری آمریکا نیز دیگر مانند گذشته نیست. کاهش تمایل برخی سرمایه‌گذاران خارجی برای خرید بدهی دولت آمریکا فشار جدیدی بر بازار اوراق وارد کرده است.

پایان عصر همه‌چیز ارزان

رشد اقتصادی آمریکا طی حدود نیم‌قرن گذشته بر پایه سه عنصر کلیدی سرمایه ارزان، نیروی کار ارزان و انرژی ارزان شکل گرفته بود.

در بازار سرمایه، بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا از سطوح بسیار بالای دهه ۱۹۸۰ تا نزدیک یک درصد در دوران همه‌گیری کرونا کاهش یافت. این روند با سیاست‌های ضدتورمی پل ولکر آغاز شد، اما تداوم آن نتیجه مجموعه‌ای از تحولات بزرگ‌تر بود.

جهانی‌سازی و پیشرفت فناوری هزینه تولید کالاها را کاهش داد. درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت به بازارهای مالی آمریکا سرازیر شد و منابع مالی فراوانی در اختیار اقتصاد این کشور قرار گرفت. توسعه صندوق‌های بازنشستگی نیز تقاضا برای دارایی‌های مالی را افزایش داد. همزمان، آمریکا امن‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری در جهان تلقی می‌شد و سرمایه‌گذاران خارجی بخش بزرگی از منابع خود را در اوراق خزانه‌داری این کشور نگهداری می‌کردند. اما اکنون تقریباً همه این روندها در حال تغییر هستند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات، کاهش سرعت جهانی‌سازی و حرکت به سمت بازگرداندن تولید به داخل مرزهاست.

آمریکا، اروپا و بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند بخشی از ظرفیت‌های صنعتی و زنجیره‌های تأمین حساس را به داخل کشور منتقل کنند. این روند وابستگی به واردات را کاهش می‌دهد و تاب‌آوری اقتصادی را تقویت می‌کند، اما هزینه تولید را نیز افزایش می‌دهد.

در گذشته، تولید در مناطقی با پایین‌ترین هزینه نیروی کار و انرژی انجام می‌شد. اکنون ملاحظات امنیتی، ژئوپلیتیکی و تاب‌آوری اقتصادی در حال جایگزین شدن با منطق صرفاً مبتنی بر هزینه هستند. نتیجه طبیعی این تحول، افزایش هزینه کالاها و خدمات در کوتاه‌مدت و میان‌مدت خواهد بود.

تحول مهم دیگر به نقش دلار و جریان‌های سرمایه جهانی مربوط می‌شود. در دهه‌های گذشته، درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت بخش مهمی از منابع مالی بازارهای آمریکا را تأمین می‌کردند. اما اکنون این سازوکار نیز در حال تغییر است. چین تلاش می‌کند سهم بیشتری از تجارت انرژی خود را با استفاده از یوان انجام دهد. همزمان، تنش‌های مرتبط با جنگ ایران و اختلال در بازار انرژی باعث شده پکن بیش از پیش بر توسعه انرژی‌های پاک تمرکز کند. این روند می‌تواند در بلندمدت بخشی از سرمایه‌های جهانی را از آمریکا به سمت چین سوق دهد و از جذابیت نسبی دارایی‌های آمریکایی بکاهد.

آیا دوران نیروی کار ارزان هم به پایان رسیده است؟

سؤال مهم دیگر به بازار کار مربوط می‌شود. رکود دستمزدها، به‌ویژه برای کارگران فاقد تحصیلات دانشگاهی، یکی از ویژگی‌های مهم عصر ارزانی بود.

برون‌سپاری تولید، کاهش قدرت اتحادیه‌های کارگری، اتوماسیون و اولویت یافتن منافع سهامداران موجب شد سهم نیروی کار از منافع رشد اقتصادی محدود شود و حاشیه سود شرکت‌ها افزایش یابد.

در سال‌های اخیر اما برخی نشانه‌های تغییر مشاهده شده است. کمبود نیروی کار، اعتصاب‌های موفق در صنایع بزرگ، محدودیت‌های مهاجرتی و رشد عضویت در برخی اتحادیه‌ها به افزایش دستمزدها کمک کرده‌اند. با این حال، افزایش هزینه‌های درمان و ظهور هوش مصنوعی مسیر آینده را مبهم کرده است.

هوش مصنوعی؛ عامل کاهش یا افزایش تورم؟

سرنوشت تورم در دهه آینده تا حد زیادی به تأثیر واقعی هوش مصنوعی بستگی خواهد داشت. اگر آثار بهره‌وری هوش مصنوعی به شکل گسترده میان صنایع و نیروی کار توزیع شود، می‌تواند به ایجاد مشاغل جدید، افزایش درآمدها و رشد بهره‌وری منجر شود. در این صورت، فشار بر بدهی دولت کاهش یافته و تورم نیز مهار خواهد شد.

اما سناریوی دیگری نیز وجود دارد. اگر هوش مصنوعی عمدتاً به حذف مشاغل و افزایش سود شرکت‌ها منجر شود، در حالی که توسعه زیرساخت‌های آن خود هزینه‌های سنگینی به اقتصاد تحمیل کند، ممکن است نتیجه نهایی افزایش تورم و فشار بیشتر بر دولت‌ها برای حمایت از نیروی کار بیکار شده باشد. در چنین شرایطی، بدهی‌های عمومی افزایش خواهد یافت و فشارهای تورمی نیز پایدارتر خواهند شد.

ورود به جهانی متفاوت

اقتصاد جهانی در حال عبور از دوره‌ای استثنایی است که طی آن تقریباً همه چیز از سرمایه و انرژی گرفته تا کالاها و نیروی کار ارزان بود.

اکنون بسیاری از نیروهایی که این وضعیت را ایجاد کرده بودند در حال تضعیف یا معکوس شدن هستند. افزایش نرخ‌های بهره، بازگشت سیاست‌های صنعتی، تنش‌های ژئوپلیتیکی، تغییرات در نظام مالی جهانی و رقابت بر سر منابع مرتبط با هوش مصنوعی همگی نشان می‌دهند که محیط اقتصادی پیش‌رو با گذشته تفاوت خواهد داشت.

به همین دلیل، بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی سرمایه‌گذاران صرفاً مدیریت ریسک‌های جدید نیست و کنار گذاشتن انتظاراتی است که در دوران ارزانی شکل گرفته‌اند. جهانی که در آن سرمایه تقریباً رایگان بود، به پایان خود نزدیک شده و اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای تازه شده است.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 590028
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *