پایان جنگ، آغاز بحران جدید؛ چرا بازگشایی تنگه هرمز پایان بحران نفت نیست؟

والاستریت ژورنال معتقد است که حتی در صورت امضای توافق صلح میان آمریکا و ایران و بازگشایی تنگه هرمز، بازگشت بازار جهانی انرژی به شرایط عادی فرآیندی زمانبر خواهد بود. اگرچه کاهش تنشها میتواند مهمترین گره عرضه نفت در دهههای اخیر را باز کند، اما اختلالهای انباشتهشده در حملونقل دریایی، تولید نفت، زیرساختهای انرژی و ذخایر راهبردی باعث میشود آثار بحران تا ماهها پس از پایان درگیریها ادامه داشته باشد. از نگاه فعالان بازار انرژی، توافق ایران و آمریکا بیش از آنکه به معنای بازگشت فوری عرضه باشد، تنها آغاز روندی طولانی برای عادیسازی تجارت نفت و گاز در جهان است.
جهان صنعت نیوز – کاهش قیمت نفت در روزهای اخیر تحت تأثیر امضای توافق صلح میان آمریکا و ایران، این تصور را ایجاد کرده که یکی از بزرگترین اختلالهای عرضه انرژی در دهههای اخیر رو به پایان است. با این حال، فعالان بازار انرژی، شرکتهای کشتیرانی و تحلیلگران معتقدند حتی در صورت نهایی شدن توافق، بازگشت کامل بازار جهانی نفت و گاز به وضعیت عادی به زمان قابل توجهی نیاز خواهد داشت.
به گفته آنها، بازگشایی تنگه هرمز تنها نخستین گام در مسیر احیای جریان تجارت انرژی است. پس از ماهها اختلال، باید مسیرهای دریایی دوباره سازماندهی شوند، وضعیت زیرساختهای آسیبدیده ارزیابی و تعمیر شود، کشتیهای سرگردان به چرخه حملونقل بازگردند و ذخایر نفتی مصرفشده دوباره بازسازی شوند. به همین دلیل توافق را نمیتوان به منزله گشایش فوری بازار تلقی کرد، بلکه بیشتر نقش یک سوپاپ اطمینان را خواهد داشت که فشار موجود را کاهش میدهد.
تردد در هرمز هنوز به حالت عادی بازنگشته است
با وجود انتشار اخبار مربوط به توافق، تردد دریایی در اطراف تنگه هرمز همچنان محدود است. گزارشها نشان میدهد بسیاری از کشتیهای حاضر در منطقه هنوز دستور حرکت دریافت نکردهاند و اطلاعیه رسمی درباره بازگشایی کامل تنگه نیز منتشر نشده است.
با این حال برخی نشانههای اولیه از بهبود شرایط مشاهده میشود. بازگشت سیگنالهای GPS که برای مدت طولانی مختل شده بودند، امکان ناوبری را برای کشتیها آسانتر کرده است. همچنین دونالد ترامپ اعلام کرده که کشتیها به تدریج در حال حرکت هستند و ایالات متحده طی هفتههای گذشته مسیر دریایی مشخصی را در بخش جنوبی تنگه ایمنسازی کرده است.
جریان عبور نفتکشها نیز در هفتههای اخیر به تدریج افزایش یافته است. با وجود این، حجم عبور و مرور هنوز فاصله زیادی با شرایط پیش از جنگ دارد. در حالی که پیش از بحران روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از تنگه عبور میکردند، در هفته نخست ژوئن این رقم به طور متوسط تنها حدود ۱۰ کشتی در روز بوده است.
کارشناسان صنعت حملونقل دریایی معتقدند ازدحام کشتیهای متوقفشده، نیاز به تعویض خدمه و ضرورت استراحت کارکنان موجب میشود بازگشت کامل الگوی عادی کشتیرانی هفتهها و حتی ماهها زمان ببرد. از نگاه آنها توافق احتمالی پایان بحران نیست، بلکه آغاز مرحله دشوار احیای شبکه حملونقل دریایی خواهد بود.
گره بزرگ کشتیهای متوقفشده
یکی از مهمترین چالشهای پیشروی بازار، مدیریت صف طولانی کشتیهایی است که ماهها در منطقه متوقف ماندهاند. هنوز مشخص نیست کنترل عبور و مرور در تنگه چگونه انجام خواهد شد و آیا ایران همچنان نقش اصلی را در مدیریت این مسیر ایفا خواهد کرد یا خیر.
تحلیلگران معتقدند حتی اگر محدودیتها به طور کامل برداشته شود، روند بازگشت ترافیک دریایی به شرایط عادی بسیار تدریجی خواهد بود. برآوردها نشان میدهد رسیدن حجم تردد به ۳۰ تا ۵۰ درصد سطح پیش از جنگ ممکن است چندین هفته زمان نیاز داشته باشد. در مراحل نخست نیز بخش عمده ظرفیت موجود صرف خروج کشتیهایی خواهد شد که از ماه فوریه در منطقه گرفتار شدهاند.
مشکل دیگر وضعیت فنی کشتیهاست. بسیاری از شناورها بیش از ۱۰۰ روز در آبهای گرم خلیج فارس بدون حرکت باقی ماندهاند. رشد جلبکها و رسوبات دریایی بر بدنه کشتیها موجب کاهش سرعت حرکت آنها شده و پس از خروج از منطقه نیاز به عملیات پاکسازی خواهند داشت؛ فرایندی که بسته به اندازه شناور میتواند ساعتها یا حتی چند روز طول بکشد.
تأخیر طولانی در رسیدن نفت و گاز به بازار
حتی پس از ازسرگیری عبور کشتیها، عرضه واقعی انرژی به بازارهای مصرف با تأخیر قابل توجهی همراه خواهد بود. تحلیلگران تأکید میکنند ابتدا باید نیروهای دریایی، شرکتهای بیمه و مالکان کشتیها از ایمنی کامل مسیر اطمینان پیدا کنند. پس از آن نیز نفتکشها باید بار دیگر وارد خلیج فارس شوند تا امکان راهاندازی مجدد میادین نفت و گاز فراهم شود.
بر اساس برآوردهای موجود، پس از افزایش تردد دریایی حدود ۵۲ روز زمان لازم است تا نفت تولیدشده به خریداران آسیایی برسد و پس از پالایش وارد بازار مصرف شود. در نتیجه حتی اگر تنگه هرمز تا دو هفته آینده بازگشایی شود، آثار افزایش عرضه احتمالاً تا دو ماه آینده مشاهده نخواهد شد و بازگشت معنادار بازار به شرایط عادی سه ماه زمان خواهد برد.
در این فاصله مصرفکنندگان ناچار خواهند بود همچنان از ذخایر موجود استفاده کنند؛ موضوعی که فشار بیشتری بر ذخایر نفتی جهان وارد میکند. به همین دلیل آسیبپذیرترین مقطع بازار نه زمان وقوع اختلال، بلکه دورهای است که بحران پایان یافته اما عرضه فیزیکی هنوز به بازار بازنگشته است.
احیای تولید نفت ماهها زمان میبرد
اختلالهای جنگ تنها به حملونقل محدود نشده و تولید نفت خاورمیانه نیز به شدت کاهش یافته است. تولیدکنندگان منطقه در ماه مه بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ نفت تولید کردهاند.
بازگرداندن این ظرفیت از دست رفته مستلزم عبور از چالشهای فنی و لجستیکی گسترده است. برخی برآوردها نشان میدهد تولید نفت منطقه برای نزدیک شدن به سطح پیش از بحران به چهار تا شش ماه زمان نیاز دارد.
بر اساس ارزیابیها، حدود نیمی از میادین نفتی منطقه قادرند ظرف دو هفته به نرخ تولید پیش از جنگ بازگردند و حدود ۸۰ درصد میادین نیز طی شش هفته احیا خواهند شد. اما بخشی از میادین، به ویژه در عراق و کویت، با مشکلات پیچیدهتری مواجه هستند و حتی احتمال دارد بعضی از آنها هرگز به سطح تولید پیش از جنگ بازنگردند.
در عراق خروج نیروهای خارجی و محدودیت منابع، ارزیابی خسارتها را دشوار کرده است. در برخی چاهها تجمع مواد نفتی سنگین میتواند روند تولید را مختل کند و در میادین قدیمی نیز احتمال بروز آسیبهای دائمی وجود دارد. برآوردها نشان میدهد دستیابی میادین جنوبی عراق به ۸۵ درصد ظرفیت پیش از جنگ ممکن است تا ۹ ماه زمان نیاز داشته باشد. همچنین هزینه بازسازی زیرساختهای انرژی آسیبدیده حداقل ۵۸ میلیارد دلار برآورد شده است.
ذخایر جهانی نفت نیز باید بازسازی شوند
یکی دیگر از پیامدهای بحران، کاهش شدید ذخایر نفتی جهان است. بر اساس دادههای موجود، طی ماههای مارس و آوریل حدود ۲۵۰ میلیون بشکه از ذخایر جهانی نفت کاهش یافته که معادل حدود دو و نیم روز مصرف جهانی نفت است.
در آمریکا نیز برداشت گسترده از ذخایر راهبردی نفت برای مقابله با بحران انجام شده است. از اواخر مارس تاکنون حدود ۶۶ میلیون بشکه نفت از این ذخایر آزاد شده و در صورت ادامه روند فعلی، سهمیه مجاز برداشت در اوایل سپتامبر به پایان خواهد رسید.
مدیران صنعت نفت آمریکا هشدار دادهاند که حتی پس از بازگشایی تنگه هرمز، بازسازی ذخایر مصرفشده فرآیندی چندماهه خواهد بود. به همین دلیل پایان درگیریها لزوماً به معنای پایان فشار بر بازار انرژی نیست و بخشی از تقاضای آینده جهان صرف پر کردن مخازن خالیشده خواهد شد.
مجموع این عوامل نشان میدهد که اگرچه توافق صلح میتواند مهمترین مانع پیش روی تجارت انرژی را برطرف کند، اما بازگشت کامل بازار جهانی نفت به شرایط پیش از بحران به مراتب پیچیدهتر و زمانبرتر از بازگشایی صرف تنگه هرمز خواهد بود.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :