تنگه هرمز؛ برگ برنده‌ای که می‌تواند علیه ایران عمل کند

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نه‌تنها به تضعیف جمهوری اسلامی منجر نشد، بلکه موقعیت جدیدی برای تهران ایجاد کرد که مهم‌ترین مؤلفه آن کنترل مؤثرتر بر تنگه هرمز است. با این حال مجله فارن افرز معتقد است که همان ابزاری که اکنون به عنوان مهم‌ترین عامل بازدارندگی ایران شناخته می‌شود، می‌تواند در صورت مدیریت نادرست به منشأ بحران‌های جدید تبدیل شود. ایران اگر بخواهد از تنگه هرمز برای کسب درآمد، اعمال محدودیت بر کشتیرانی و تثبیت برتری خود پس از جنگ استفاده کند، ممکن است دستاوردهای سیاسی و امنیتی خود را از دست بدهد و زمینه بازگشت تنش‌ها را فراهم سازد.

جهان صنعت نیوز – هنگامی که آمریکا و اسرائیل عملیات نظامی خود علیه ایران را آغاز کردند، جمهوری اسلامی با مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی و خارجی مواجه بود. مشکلات اقتصادی و زیست‌محیطی، کاهش توان دفاعی، ناآرامی‌های داخلی و فشارهای بین‌المللی، تصویری از یک نظام آسیب‌پذیر ارائه می‌داد. با این حال، پس از ۴۰ روز جنگ و دو ماه آتش‌بس شکننده، ساختار سیاسی ایران پابرجا مانده و حتی موقعیت تازه‌ای به دست آورده است.

به اعتقاد مجله فارن افرز، مهم‌ترین دستاورد ایران نه در حوزه نظامی بلکه در حوزه ژئوپلیتیکی شکل گرفته است. اکنون این تصور در سطح بین‌المللی ایجاد شده که در صورت حمله مجدد به ایران، تهران قادر است تنگه هرمز را مسدود کند و بازارهای جهانی انرژی را با شوک مواجه سازد. همین قابلیت باعث شده تنگه هرمز به مهم‌ترین ابزار بازدارندگی ایران تبدیل شود؛ ابزاری که حتی از بسیاری از توانمندی‌های نظامی آسیب‌دیده ایران نیز مؤثرتر است.

در چنین شرایطی، آمریکا نه در میدان جنگ و نه در مذاکرات پس از آن به اهداف مورد نظر خود دست نیافته است. اما مجله فارن افرز هشدار می‌دهد که ایران نیز ممکن است در صورت برداشت نادرست از شرایط جدید، فرصت پس از جنگ را از دست بدهد.

توافقی که مسائل اصلی را حل نکرده است

بر اساس تفاهم‌نامه امضا شده میان ایران و آمریکا، بخش عمده اختلافات مهم به یک دوره مذاکراتی ۶۰ روزه موکول شده است. موضوعاتی همچون برنامه هسته‌ای ایران، نحوه مدیریت تنگه هرمز، سازوکار رفع تحریم‌ها و جزئیات توافق نهایی هنوز تعیین تکلیف نشده‌اند.

این تفاهم‌نامه ضمن تأیید آتش‌بس، بر عدم حرکت ایران به سمت سلاح هسته‌ای تأکید کرده و در مقابل، پایان محاصره دریایی و امکان فروش نفت ایران را پیش‌بینی کرده است. با این حال، نویسنده معتقد است فاصله میان مواضع دو طرف همچنان بسیار زیاد است و رسیدن به یک توافق جامع در مدت ۶۰ روز با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

از یک سو، ساختار تحریم‌های آمریکا به گونه‌ای طراحی شده که بازگشت به توافق‌های گسترده را دشوار می‌کند. از سوی دیگر، رهبران جدید ایران نیز نسبت به تعهدات آمریکا بی‌اعتماد هستند و ممکن است اساساً تمایلی به توافقی فراتر از یک تفاهم محدود و موقت نداشته باشند. علاوه بر این، اسرائیل نیز می‌تواند از نفوذ خود برای محدود کردن یا تضعیف هرگونه توافق گسترده استفاده کند.

تنگه هرمز؛ مهم‌ترین پرونده حل‌نشده پس از جنگ

مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در آینده روابط ایران و آمریکا نه برنامه هسته‌ای، بلکه سرنوشت تنگه هرمز خواهد بود. اگر وضعیت این آبراه راهبردی به شکل پایدار حل‌وفصل نشود، احتمال بازگشت درگیری‌ها همچنان وجود خواهد داشت.

ایران در ماه‌های پس از جنگ اقداماتی را برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز آغاز کرده است. تشکیل یک نهاد جدید برای مدیریت تنگه، اعلام حوزه‌های دریایی گسترده‌تر، الزام کشتی‌ها به دریافت مجوز عبور و محدود کردن تردد برخی شناورهای نظامی از جمله اقداماتی است که پیش از جنگ وجود نداشت.

همزمان، مقام‌های ایرانی به صراحت اعلام کرده‌اند که تنگه هرمز دیگر به وضعیت گذشته بازنخواهد گشت و کشتی‌های عبوری باید در قبال خدمات ارائه شده هزینه پرداخت کنند. همین مسئله به محور اصلی نگرانی‌های بین‌المللی تبدیل شده است.

خطرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی دریافت عوارض از تنگه هرمز

اگرچه دریافت عوارض از تنگه هرمز می‌تواند برای ایران جذاب به نظر برسد، اما فارن افرز معتقد است چنین رویکردی در نهایت به زیان تهران تمام خواهد شد. در صورت اجرای این سیاست، شرکت‌های بین‌المللی ممکن است تمایلی به تعامل با نهادهای مرتبط با مدیریت تنگه نداشته باشند، به‌ویژه آنکه این نهادها با ساختارهای تحریمی آمریکا و برخی کشورهای غربی درگیر هستند.

در چنین شرایطی، بخشی از ناوگان تجاری جهان ممکن است از عبور از تنگه اجتناب کند و کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات و واردات انرژی بروند. هرچند ایجاد چنین مسیرهایی پرهزینه و زمان‌بر است، اما در صورت تداوم محدودیت‌ها، انگیزه کافی برای توسعه آنها به وجود خواهد آمد.

از نگاه فارن افرز، این روند در بلندمدت ارزش بازدارندگی تنگه هرمز را کاهش می‌دهد. زیرا هرچه وابستگی اقتصاد جهانی به این آبراه کمتر شود، هزینه حمله یا اعمال فشار بر ایران نیز برای رقبای آن کاهش خواهد یافت.

دو راهی راهبردی تهران

استدلال اصلی فارن افرز بر این محور استوار است که ایران ناچار است میان دو هدف یکی را انتخاب کند؛ یا از تنگه هرمز به عنوان یک منبع درآمد استفاده کند یا آن را به عنوان یک تضمین امنیتی حفظ نماید.

به باور فارن افرز، قدرت بازدارندگی تنگه هرمز دقیقاً از این واقعیت ناشی می‌شود که ایران در صورت تهدید می‌تواند آن را مسدود کند. اما اگر تهران بخواهد عبور و مرور را محدود کرده یا برای آن هزینه تعیین کند، در عمل این بازدارندگی را تضعیف خواهد کرد و به مخالفان خود در آمریکا و اسرائیل بهانه خواهد داد تا بار دیگر از گزینه‌های تقابلی حمایت کنند.به همین دلیل، استفاده حداکثری از برتری به دست آمده پس از جنگ می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و ایران را در موقعیتی مشابه اشتباهات راهبردی رقبایش قرار دهد.

چالش‌های فراتر از تنگه هرمز

فارن افرز تأکید می‌کند که آینده ایران صرفاً به تنگه هرمز وابسته نیست. ایران همچنان باید تعهدات خود در حوزه عدم اشاعه هسته‌ای را رعایت کند، همکاری با نهادهای نظارتی بین‌المللی را از سر بگیرد، روابط خود با همسایگان را بازسازی کند و به مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داخلی پاسخ دهد. اگر تهران صرفاً پیروزی در جنگ یا موفقیت در مذاکرات را هدف نهایی تلقی کند، با خطای راهبردی بزرگی مواجه خواهد شد.

باز نگه داشتن تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و محدودیت، نه‌تنها خواست بخش بزرگی از جامعه جهانی است، بلکه با منافع بلندمدت ایران نیز سازگارتر خواهد بود. مهم‌ترین مزیت ایران در شرایط کنونی توانایی بالقوه بستن تنگه است، نه استفاده عملی از این ابزار. به همین دلیل، نویسنده معتقد است عاقلانه‌ترین اقدام برای تهران آن است که این اهرم قدرتمند را حفظ کند، اما از به‌کارگیری آن خودداری نماید.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 593890
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *