عصر طلایی اقتصاد چین به پایان رسید؟

اقتصاد چین هنوز با نرخهایی رشد میکند که برای بسیاری از کشورها آرزویی دستنیافتنی محسوب میشود، اما برای کشوری که طی بیش از سه دهه به رشدهای دو رقمی عادت کرده بود، رشد ۴.۵ تا ۵ درصدی نشانه پایان یک عصر است. کند شدن موتور رشد نهتنها ساختار اقتصادی چین، بلکه رفتار اجتماعی، انتظارات خانوارها، مشروعیت سیاسی حزب کمونیست و حتی جایگاه بینالمللی این کشور را تحت تأثیر قرار داده است. چین همچنان یک قدرت اقتصادی بزرگ باقی خواهد ماند، اما دورانی که رشد اقتصادی بهتنهایی پاسخگوی بسیاری از مشکلات این کشور بود، به پایان رسیده است.
جهان صنعت نیوز – برای درک شرایط امروز چین، باید به دوران رشد خیرهکننده پس از دهه ۱۹۸۰ بازگشت. طی بیش از سه دهه، اقتصاد چین با سرعتی رشد کرد که در تاریخ معاصر کمنظیر بود. رشد اقتصادی که بارها از مرز ۱۰ درصد عبور کرد، چین را از کشوری فقیرتر از هند به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرد و آن را در جایگاهی قرار داد که بتواند با آمریکا رقابت کند.
این تحول تنها یک جهش اقتصادی نبود؛ بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را دگرگون کرد. خانوارها با اطمینان از افزایش درآمدهای آینده بدهیهای سنگین میگرفتند، جوانان به سرعت شغل خود را تغییر میدادند و کارآفرینان با پذیرش ریسکهای بزرگ به دنبال فرصتهای تازه بودند.
رشد اقتصادی در همه جا دیده میشد. روستاهای دورافتاده به فناوریهای جدید مجهز میشدند، کالاهای مصرفی جدید به سرعت وارد زندگی مردم میشدند و استانداردهای زندگی در مدت کوتاهی به شکل چشمگیری ارتقا پیدا میکرد.
این رونق حاصل ترکیبی از عوامل مختلف از اصلاحات اقتصادی و آزادسازی تدریجی اقتصاد گرفته تا سرمایهگذاری چینیهای خارج از کشور، گسترش شهرنشینی و ورود صدها میلیون نیروی کار آموزشدیده به بازار جهانی بود.
رشدی که با هزینههای اجتماعی همراه بود
با وجود موفقیت اقتصادی، مدل توسعه چین با شبکههای رفاهی گسترده همراه نبود. برخلاف بسیاری از کشورهایی که دورههای رشد سریع را تجربه کردهاند، چین نظام حمایتی فراگیری ایجاد نکرد. برای بسیاری از خانوارها، تنها پشتوانه واقعی خانواده بود. مهاجرت از روستا به شهر امکانپذیر بود، اما دسترسی به خدمات عمومی، مدارس و مزایای اجتماعی همچنان با محدودیتهای فراوانی همراه بود.
خصوصیسازی مسکن در دهه ۱۹۹۰ نیز شکافهای بزرگی ایجاد کرد. کسانی که در شهرهای بزرگ صاحب خانه شدند، از جهش عظیم قیمت املاک بهره بردند، اما بخش بزرگی از جمعیت روستایی از این فرصت بیبهره ماند.
با این حال، رشد اقتصادی سریع باعث میشد بسیاری از این نابرابریها کمتر به چشم بیاید، زیرا امید به آینده همچنان قوی بود و فرصتهای اقتصادی جدید به طور مداوم ایجاد میشد.
پایان تدریجی سالهای طلایی
افول رشد اقتصادی چین ناگهانی نبود. از اوایل دهه ۲۰۱۰ روند کاهش تدریجی رشد آغاز شد. اقتصاد که در سال ۲۰۱۱ بیش از ۹ درصد رشد کرده بود، تا سال ۲۰۱۹ به محدوده کمی بیش از ۶ درصد رسید.
اما نقطه عطف واقعی با همهگیری کرونا رقم خورد. دولت چین برخلاف بسیاری از اقتصادهای بزرگ، از اجرای بستههای گسترده حمایتی خودداری کرد. نگرانی از تکرار پیامدهای سیاستهای محرک مالی پس از بحران جهانی ۲۰۰۸ باعث شد سیاستگذاران رویکرد محتاطانهتری در پیش بگیرند.
در نتیجه، رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۰ به ۲.۲ درصد کاهش یافت و سیاست سختگیرانه «کووید صفر» رکود را در سالهای بعد نیز تشدید کرد. همزمان، برخی شاخصهای اقتصادی بهقدری ضعیف شدند که حتی انتشار برخی آمارها متوقف شد؛ از جمله آمار بیکاری جوانان که پس از جهش شدید دیگر منتشر نشد.
بحران مسکن؛ بزرگترین زخم اقتصاد چین
یکی از مهمترین پیامدهای پایان عصر رشد سریع، ترکیدن حباب املاک بود. بازار مسکن که سالها به موتور اصلی ثروتآفرینی خانوارهای چینی تبدیل شده بود، وارد مرحله بحران شد. در آستانه بحران، قیمت املاک در برخی مناطق پکن با مناطق گرانقیمت نیویورک رقابت میکرد، در حالی که سطح درآمدها فاصله بسیار زیادی با اقتصادهای توسعهیافته داشت.
ورشکستگی یا بحران شرکتهای بزرگ ساختمانی، از جمله اورگراند و کانتری گاردن، ضربه شدیدی به این بخش وارد کرد. اهمیت این بحران از آنجا ناشی میشود که حدود ۷۰ درصد ثروت خانوارهای چینی در بازار مسکن متمرکز است.
دولت همچنان تلاش میکند از سقوط کامل قیمتها جلوگیری کند، زیرا کاهش شدید ارزش املاک میتواند شوکی سنگین به طبقه متوسط وارد کند و تبعات اجتماعی و سیاسی گستردهای داشته باشد.
چالش مشروعیت سیاسی حزب کمونیست
کاهش رشد اقتصادی تنها یک مساله اقتصادی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی چین نیز تبدیل شده است. از پایان دوران مائو، مشروعیت حزب کمونیست بر سه پایه اصلی استوار بوده است: برتری ایدئولوژیک سوسیالیسم، احیای جایگاه تاریخی چین در جهان و ایجاد رفاه اقتصادی.
در سه دهه گذشته، موفقیت اقتصادی مهمترین ستون این مشروعیت بوده است. نوعی توافق نانوشته میان جامعه و حکومت شکل گرفته بود؛ مردم از چالش سیاسی پرهیز کنند و در مقابل، سطح رفاه آنها به طور مستمر افزایش یابد. اکنون که رشد اقتصادی دیگر مانند گذشته نیست، حکومت ناچار شده بر دو ستون دیگر تکیه بیشتری کند.
یکی از واکنشهای دولت به کاهش رشد اقتصادی، تقویت گفتمان ملیگرایانه بوده است. در سالهای اخیر، چین مواضع تهاجمیتری در سیاست خارجی اتخاذ کرده و بر آموزشهای میهنپرستانه تأکید بیشتری داشته است.
در حوزه داخلی نیز شی جینپینگ طرح «رفاه مشترک» را به عنوان پاسخی به نابرابریهای اقتصادی مطرح کرد. هدف این برنامه کاهش شکاف درآمدی و توزیع متوازنتر ثروت بود.
با این حال، برخی تحلیلگران این سیاست را چندان موفق ارزیابی نمیکنند. از سوی دیگر، مخالفت رهبری چین با گسترش نظامهای رفاهی گسترده نیز باعث شده حرکت اقتصاد به سمت مصرفمحوری با دشواری بیشتری روبهرو شود.
در حالی که اقتصاد چین برای حفظ رشد به افزایش مصرف داخلی نیاز دارد، احساس نااطمینانی اقتصادی باعث شده خانوارها بیش از گذشته به پسانداز روی آورند.
بحران جمعیتی در افق اقتصاد چین
در کنار همه این چالشها، چین با یک مشکل ساختاری دیگر نیز روبهروست؛ بحران جمعیت.
سالهاست نگرانی درباره پیر شدن جمعیت وجود دارد، اما اکنون این روند وارد مرحلهای جدی شده است. برای نخستین بار از زمان قحطیهای دهه ۱۹۶۰، جمعیت چین از سال ۲۰۲۲ وارد مسیر کاهش شده و این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافته است.
نرخ زاد و ولد به شدت کاهش یافته و تلاشهای دولت برای تشویق فرزندآوری نیز موفقیت محدودی داشته است. این وضعیت نگرانی قدیمی اقتصاددانان را دوباره زنده کرده است؛ اینکه چین پیش از آنکه به سطح درآمد کشورهای ثروتمند برسد، با جمعیتی سالخورده مواجه شود.
چین پس از پایان سالهای طلایی
با وجود همه این مشکلات، چین همچنان یکی از مهمترین قدرتهای اقتصادی جهان باقی خواهد ماند. حتی رشد ۳ تا ۴ درصدی در اقتصادی با جمعیت ۱.۴ میلیارد نفر و سطح بالای فناوری، تأثیرات عظیمی بر اقتصاد جهانی خواهد داشت.
اما تفاوت اصلی در انتظارات است. جامعهای که دههها به رشدهای سریع، افزایش مداوم درآمدها و فرصتهای بیپایان عادت کرده بود، اکنون وارد دورهای شده که رشد اقتصادی کندتر، فرصتها محدودتر و آینده نامطمئنتر به نظر میرسد.
به همین دلیل، پایان رشد سریع چین صرفاً پایان یک دوره اقتصادی نیست؛ بلکه پایان یک جهانبینی است که طی بیش از سه دهه زندگی میلیونها نفر را شکل داده بود.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :