چتر هستهای آمریکا پاره شد؛ همه کشورها باید به دنبال بمب اتم بروند؟

نشریه فارن افرز معتقد است نظام بازدارندگی هستهای گسترده آمریکا، که دههها امنیت متحدان واشنگتن در اروپا و آسیا را تضمین میکرد، دیگر با واقعیتهای ژئوپلیتیکی امروز سازگار نیست. در دوران جنگ سرد، تهدید شوروی آنقدر بزرگ بود که آمریکا میتوانست ادعا کند برای دفاع از متحدانش حتی خطر جنگ هستهای را میپذیرد. اما امروز درگیریها بیشتر منطقهای شدهاند، منافع آمریکا محدودتر شده و سیاست «اول آمریکا» اعتبار تعهدات امنیتی واشنگتن را تضعیف کرده است. نتیجه آن است که متحدان آمریکا، بهویژه کرهجنوبی و کشورهای شرق اروپا، ناچارند به دنبال ترتیبات هستهای مستقلتر باشند.
جهان صنعت نیوز – برای دههها، متحدان آمریکا در آسیا و اروپا از دستیابی به سلاح هستهای چشمپوشی کردند، زیرا امنیت خود را زیر چتر هستهای ایالات متحده میدیدند. منطق این نظام آن بود که آمریکا در صورت حمله به متحدانش، حتی با استفاده از سلاح هستهای از آنان دفاع خواهد کرد. این تعهد در دوران جنگ سرد، با وجود همه تردیدها، تا حدی باورپذیر بود؛ زیرا تصرف اروپای غربی یا پیروزی کرهشمالی در شبهجزیره کره میتوانست توازن جهانی قدرت را به سود بلوک شوروی تغییر دهد.
اما جهان جنگ سرد از میان رفته است. تهدید روسیه دیگر مانند تهدید شوروی نیست و جنگ احتمالی در اروپا بیش از آنکه درباره سرنوشت نظام جهانی باشد، به حدود نفوذ مسکو در شرق اروپا مربوط میشود. در شبهجزیره کره نیز رقابت ایدئولوژیک جهانی جای خود را به بحرانی عمدتاً محلی داده است. در چنین شرایطی، باور به اینکه واشنگتن حاضر باشد شهرهای آمریکا را برای دفاع از متحدان دوردست در معرض نابودی هستهای قرار دهد، روزبهروز دشوارتر شده است.
بحرانی که از پایان جنگ سرد آغاز شد
مشکل اعتبار چتر هستهای آمریکا تازه نیست. از همان ابتدا نیز این پرسش وجود داشت که آیا واشنگتن واقعاً حاضر است برای دفاع از پاریس، برلین یا سئول، نیویورک و شیکاگو را در معرض حمله هستهای قرار دهد یا نه. آمریکا برای باورپذیر کردن این تعهد، نیروها و سلاحهای تاکتیکی هستهای خود را در نزدیکی خطوط تماس در اروپا و کره مستقر کرد تا هر حمله بزرگ، به طور مستقیم خطر تشدید هستهای را در پی داشته باشد.
رهبران آمریکا نیز با زبان سیاسی تلاش میکردند منافع خود و متحدان را جداییناپذیر نشان دهند. از اعلام همبستگی جان اف کندی با برلین تا سخنان رونالد ریگان درباره یکی بودن حمله به مونیخ و حمله به شیکاگو، همه در خدمت تقویت همین تصور بود.
با این حال، فروپاشی شوروی اعتبار این نظام را فرسوده کرد. وقتی تهدیدها از حالت نزدیک به وجودی خارج شدند و به بحرانهای منطقهای تبدیل شدند، تمایل آمریکا برای پذیرش خطر جنگ هستهای به سود متحدانش کاهش یافت. جنگ اوکراین و تهدیدهای هستهای روسیه علیه کشورهای ناتو دوباره اهمیت بازدارندگی را به اروپا یادآوری کرد، اما همزمان سیاست خارجی دولت ترامپ شکاف را آشکارتر ساخت.
سیاست «اول آمریکا» تعهدات امنیتی را بر اساس میزان خدمت آنها به منافع ملی آمریکا میسنجد. چنین نگاهی با تعهد به جنگ هستهای برای دفاع از متحدان سازگار نیست. حتی اگر رئیسجمهور بعدی آمریکا دوباره زبان سنتی حمایت از متحدان را به کار گیرد، به باور نشریه فارن افرز، واقعیت این است که دیگر منطقی نیست آمریکا در جنگهای منطقهای دوردست، خطر یک جنگ هستهای بزرگ را بپذیرد.
کرهجنوبی؛ متحدی که شاید تنها شود
بحران چتر هستهای آمریکا در شبهجزیره کره بسیار حاد است. کرهشمالی از سال ۲۰۰۶ تاکنون زرادخانهای متشکل از دهها سلاح هستهای ایجاد کرده و همچنان در حال گسترش آن است. این کشور نیروهای هستهای را در برنامههای جنگ متعارف خود وارد کرده؛ به این معنا که هر جنگ بزرگ در شبهجزیره میتواند به سرعت هستهای شود.
پیشرفتهای فنی کرهشمالی نیز خطر را افزایش داده است. آزمایش سال ۲۰۱۷ نشان داد پیونگیانگ در مسیر دستیابی به سلاحهایی بسیار مخربتر قرار دارد و توسعه سامانههای قارهپیما میتواند شهرهای آمریکا را مستقیماً در تیررس قرار دهد. اگر واشنگتن بداند که استفاده از قدرت هستهای برای دفاع از سئول ممکن است به حمله به شهرهای آمریکا منجر شود، تصمیمگیران آمریکایی در استفاده از این تعهد تردید خواهند کرد.
همزمان، آمریکا برخی از ابزارهایی را که اعتبار بازدارندگی را تقویت میکرد، کنار گذاشته است. نیروهای آمریکایی در کرهجنوبی کاهش یافتهاند، از منطقه غیرنظامی فاصله گرفتهاند و سلاحهای هستهای تاکتیکی نیز از سال ۱۹۹۱ از کرهجنوبی خارج شدهاند.
رفتار دولت ترامپ از سیاستهای تجاری سختگیرانه علیه کرهجنوبی تا انتقاد از هزینههای اتحاد و انتقال سامانههای دفاع موشکی آمریکا از کرهجنوبی به خلیج فارس در جریان جنگ ایران نیز نگرانیهای سئول را تشدید کرده است. همه این موارد این احساس را تقویت کرده که واشنگتن هنگام بحران، نیازهای خود را بر امنیت متحدش ترجیح میدهد.
در چنین فضایی، سه گزینه در برابر سئول قرار دارد. درخواست بازگشت سلاحهای هستهای تاکتیکی آمریکا، ایجاد نظام اشتراک هستهای مشابه ناتو یا خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و ساخت زرادخانه مستقل. کرهجنوبی تاکنون به اصل منع گسترش پایبند بوده، اما حمایت گسترده افکار عمومی از دستیابی به سلاح هستهای نشان میدهد این گزینه دیگر حاشیهای نیست.
نشریه فارن افرز تأکید میکند کرهجنوبی بسیاری از اجزای یک قدرت هستهای را در اختیار دارد؛ زیردریاییهای موشکبالستیک، جنگندههای مدرن، پایگاههای هوایی پراکنده و سامانههای موشکی متحرک. آنچه کم دارد، خود سلاح هستهای است. از نگاه مقاله، اگر سئول به سمت توافق اشتراک هستهای برود، آمریکا باید از آن استقبال کند. اگر هم تصمیم بگیرد زرادخانه مستقل بسازد، واشنگتن بهتر است به جای مقابله، این گذار را مدیریت و ایمن کند.
اروپا و ضرورت کاهش وابستگی به واشنگتن
در اروپا نیز چتر هستهای آمریکا با پرسشهای جدی روبهرو شده است. روسیه طی دو دهه گذشته به گرجستان حمله کرده، کریمه را تصرف کرده و جنگ تمامعیاری علیه اوکراین به راه انداخته است. با این حال، دولت ترامپ از شرکای ناتو فاصله گرفته و تأکید کرده اروپا باید خود از خود دفاع کند.
در چنین شرایطی، کشورهایی بهویژه در شرق اروپا نگران شدهاند که آمریکا دیگر ضامن قطعی امنیت آنان نباشد. اما نشریه فارن افرز معتقد است دستیابی مستقل کشورهایی مانند لهستان به سلاح هستهای راهحل مناسبی نیست. لهستان سامانههای تحویل مطمئن، زیردریاییهای مناسب، موشکهای دوربرد کافی و زیرساخت لازم برای تولید سریع مواد شکافتپذیر را در اختیار ندارد. سایر کشورهای آسیبپذیر شرق اروپا نیز با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند.
راهحل مناسبتر، اصلاح نظام اشتراک هستهای ناتو است. در حال حاضر، سلاحهای هستهای آمریکا در اروپا تحت کنترل کامل رئیسجمهور ایالات متحده قرار دارند و فقط او میتواند مجوز استفاده از آنها را صادر کند. این یعنی کل بازدارندگی هستهای ناتو به تصمیم یک نفر در واشنگتن وابسته است.
نشریه فارن افرز پیشنهاد میکند ناتو این نظام را از سازوکار «یک کلید» به سازوکار «سه کلید» تبدیل کند. در این مدل، فرانسه و بریتانیا نیز بخشی از سلاحهای هستهای خود را در چارچوب ناتو قرار میدهند. این سلاحها در زمان صلح تحت کنترل پاریس و لندن باقی میمانند، اما در زمان بحران میتوانند برای دفاع جمعی آزاد شوند. در این صورت، اگر رئیسجمهور آمریکا از استفاده از سلاحها خودداری کند، بازدارندگی ناتو کاملاً از بین نخواهد رفت.
به باور نشریه فارن افرز، این مدل با پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیز سازگار است، زیرا کنترل زمان صلح همچنان در اختیار کشورهای هستهای باقی میماند. فرانسه و بریتانیا نیز از نظر فنی و صنعتی توانایی ساخت و اختصاص چنین تسلیحاتی را دارند، هرچند اجرای کامل این برنامه به تصمیم سیاسی نیاز دارد.
پایان یک راهبرد متعلق به جنگ سرد
نشریه فارن افرز تأکید میکند ادامه وضع موجود خطرناک است. حفظ نظام فعلی ممکن است در کوتاهمدت برای واشنگتن جذاب باشد، زیرا متحدان را وابسته نگه میدارد، نفوذ آمریکا را حفظ میکند و مانع گسترش رسمی سلاحهای هستهای میشود. اما اگر این نظام در عمل بر یک بلوف بنا شده باشد، تا زمانی کمهزینه به نظر میرسد که کسی آن را به چالش نکشد.
از نگاه نشریه فارن افرز، آمریکا باید بپذیرد که دیگر نمیتواند برای همه متحدان خود در جهان ضامن معتبر هستهای باشد. اگر متحدان واشنگتن احساس کنند تعهدات آمریکا کافی نیست، ممکن است خود به سمت گزینههای مستقل حرکت کنند. در این شرایط، بهترین راه برای آمریکا مقاومت در برابر آنان نیست، بلکه کمک به شکلگیری ترتیبات بازدارندگی جدید و واقعیتر است.
نظام بازدارندگی هستهای گسترده، راهبردی جسورانه و محصول شرایط خاص جنگ سرد بود. اما آن دوران پایان یافته است. آمریکا و متحدانش باید بازدارندگی را نه بر اساس جهانی که زمانی وجود داشت، بلکه بر پایه واقعیتهای امروز بازطراحی کنند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :