چرا «قیمت نفت» همیشه قیمت واقعی نفت نیست؟ ؛ قیمت نفت روی کاغذ و نفت واقعی

جنگ ایران بار دیگر نشان داد که آنچه معمولاً به عنوان قیمت نفت منتشر می‌شود، الزاماً همان قیمتی نیست که خریداران واقعی برای دریافت نفت پرداخت می‌کنند. در حالی که بازارهای مالی بر قیمت قراردادهای آتی تمرکز داشتند، محموله‌های فیزیکی نفت در برخی موارد با قیمت‌هایی ۸۰ تا ۱۰۰ درصد بالاتر معامله می‌شدند. این تفاوت، نتیجه ویژگی‌های خاص بازار نفت است؛ بازاری که در آن عرضه فیزیکی، موجودی انبارها، ظرفیت تولید، هزینه حمل‌ونقل و ارزش دسترسی فوری به کالا، گاهی بسیار مهم‌تر از قیمت قراردادهای مالی می‌شود.

جهان صنعت نیوز – در جریان جنگ ایران، توجه رسانه‌ها و بازارهای مالی عمدتاً بر قیمت قراردادهای آتی نفت متمرکز بود؛ زیرا اطلاعات محدودی از معاملات نقدی و تحویل فوری نفت در دسترس قرار داشت. اما این تصویر، واقعیت بازار را به طور کامل منعکس نمی‌کرد.

در حالی که قیمت قراردادهای آتی نزدیک‌ترین سررسید در اوج درگیری‌ها حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه نوسان می‌کرد، محموله‌های واقعی نفت در بازار فیزیکی با قیمت‌هایی بین ۸۰ تا ۱۰۰ درصد بالاتر معامله می‌شدند. قیمت سوخت دیزل و سوخت جت نیز وضعیت مشابهی داشت و اختلاف قیمت قابل توجهی را تجربه می‌کرد؛ موضوعی که نشان‌دهنده افزایش حاشیه سود پالایشگاه‌ها و کمبود عرضه در برخی نقاط کلیدی بود.

با وجود این، برخی سیاستمداران برای کم‌اهمیت جلوه دادن افزایش هزینه انرژی، بر همان قیمت پایین‌تر قراردادهای آتی تأکید کردند و آن را نشانه‌ای از کاهش قریب‌الوقوع قیمت‌ها دانستند. اما فایننشال تایمز معتقد است چنین برداشتی گمراه‌کننده است، زیرا قیمت قراردادهای آتی الزاماً شاخص مناسبی برای قیمت واقعی نفت نیست.

نفت با دارایی‌های مالی تفاوت اساسی دارد

برخلاف دارایی‌های مالی مانند ارز، سهام یا اوراق بدهی، نفت کالایی کاملاً فیزیکی است و یک محصول یکنواخت محسوب نمی‌شود. انواع مختلف نفت خام وجود دارد که هر کدام برای تولید فرآورده‌هایی مانند بنزین، گازوئیل، سوخت جت، نفت گرمایشی یا سوخت کشتی مناسب‌تر هستند. در نتیجه، تولیدکنندگان، پالایشگاه‌ها و مصرف‌کنندگان تنها به قیمت توجه ندارند، بلکه محل تحویل، زمان دسترسی و کیفیت نفت نیز برای آنها اهمیت دارد.

افزون بر این، بازار نفت با هزینه‌های ذخیره‌سازی، بیمه، حمل‌ونقل و حتی تغییر کیفیت کالا در طول زمان روبه‌رو است. تولید و مصرف نیز تحت تأثیر عوامل متعدد و با وقفه‌های زمانی شکل می‌گیرد. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود رفتار قیمت نفت با دارایی‌های مالی تفاوت داشته باشد و مدل‌های ساده قیمت‌گذاری همیشه قابل استفاده نباشند.

چرا مدل‌های نظری در بازار نفت به‌خوبی عمل نمی‌کنند؟

در نظریه مالی، رابطه میان قیمت نقدی و قیمت آتی بر پایه آربیتراژ توضیح داده می‌شود. اگر قیمت آتی از قیمت نقدی بالاتر باشد، فروشنده می‌تواند کالا را امروز خریداری، تأمین مالی و انبار کند و در زمان سررسید قرارداد تحویل دهد. در مقابل، خریدار نیز می‌تواند امروز کالا را بفروشد، منابع حاصل را سرمایه‌گذاری کند و در آینده همان کالا را دوباره خریداری کند. در چنین شرایطی، هزینه خرید، تأمین مالی و نگهداری کالا باید تعیین‌کننده قیمت قرارداد آتی باشد.

این چارچوب از نظر تئوری برای نفت نیز قابل استفاده است، اما در عمل ساختار بازار نفت مانع تحقق کامل چنین تعادلی می‌شود.

یکی از مهم‌ترین دلایل، دشوار بودن فروش استقراضی نفت فیزیکی است. برخلاف بازارهای مالی، امکان قرض گرفتن نفت برای فروش گسترده وجود ندارد و تنها تولیدکنندگان و برخی معامله‌گران می‌توانند تا حد محدودی محموله‌هایی را که در اختیار ندارند، پیش‌فروش کنند.

عامل دیگر، تفاوت بازیگران دو بازار است. تولیدکنندگان، پالایشگاه‌ها و مصرف‌کنندگان واقعی برای ادامه فعالیت خود به نفت فیزیکی نیاز دارند و از بازار آتی بیشتر برای پوشش ریسک استفاده می‌کنند. در مقابل، سرمایه‌گذاران مالی تنها نوسان قیمت را معامله می‌کنند و معمولاً پیش از سررسید قرارداد از بازار خارج می‌شوند تا هیچ‌گاه مجبور به تحویل یا دریافت واقعی نفت نشوند.

وقتی نفت واقعی دردسرساز می‌شود

همین تفاوت میان نفت فیزیکی و قراردادهای مالی، یکی از مشهورترین اتفاقات تاریخ بازار نفت را رقم زد.

در سال ۲۰۲۰ قیمت نفت وست‌تگزاس اینترمدیت برای مدتی به منفی ۳۷.۶۳ دلار در هر بشکه رسید. دلیل این اتفاق آن بود که سرمایه‌گذاران حاضر بودند برای فرار از تحویل واقعی نفت، به خریداران پول پرداخت کنند. در آن زمان، مازاد عرضه جهانی و کمبود ظرفیت انبارها باعث شده بود نگهداری نفت به مشکلی بزرگ تبدیل شود.

این رویداد نشان داد معامله قراردادهای آتی با در اختیار داشتن واقعی نفت تفاوت اساسی دارد. بسیاری از فعالان مالی علاقه‌ای به دریافت کالا ندارند و تنها تغییرات قیمت را معامله می‌کنند.

در کنار این موضوع، امکان اتخاذ موقعیت فروش در بازار آتی نیز برای سفته‌بازان جذاب است و همین موضوع بر رفتار قیمت‌ها اثر می‌گذارد. از سوی دیگر، حجم معاملات مشتقات نفتی تا ۶۰ برابر حجم معاملات واقعی نفت در بازار فیزیکی است؛ عاملی که نقش بازار مالی را در تعیین قیمت‌ها پررنگ‌تر می‌کند.

چرا قیمت آتی معمولاً پایین‌تر از قیمت نقدی است؟

این ویژگی‌ها باعث می‌شود قیمت قراردادهای آتی نفت در بسیاری از مواقع پایین‌تر از قیمت نقدی باشد؛ وضعیتی که در بازار نفت با عنوان «بکواردیشن» شناخته می‌شود.

جان مینارد کینز معتقد بود قیمت بلندمدت قراردادهای آتی کالاها معمولاً پایین‌تر از میانگین قیمت نقدی آنهاست. به باور او، تولیدکنندگان حاضرند برای محافظت در برابر کاهش ناگهانی قیمت‌ها نوعی حق بیمه پرداخت کنند. این مزیت که در اختیار داشتن واقعی کالا ایجاد می‌کند، همان چیزی است که بعدها با عنوان «بازده نگهداری» شناخته شد.

کینز استدلال می‌کرد بازیگران زنجیره عرضه ریسک یکسانی ندارند. پالایشگاه‌ها، توزیع‌کنندگان و برخی مصرف‌کنندگان می‌توانند افزایش قیمت را به مشتریان منتقل کنند، اما تولیدکنندگان سرمایه‌گذاری اولیه سنگینی انجام داده‌اند و افت قیمت برای آنها زیان بیشتری ایجاد می‌کند. به همین دلیل، آنها تمایل دارند نفت آینده خود را حتی با تخفیف نسبت به قیمت نظری بازار پیش‌فروش کنند.

جنگ، کمبود عرضه و ارزش دسترسی فوری

سطح بکواردیشن در زمان شوک‌های عرضه یا افزایش ناگهانی تقاضا بیشتر می‌شود؛ همان اتفاقی که در بازار نفت طی جنگ ایران مشاهده شد.

در چنین شرایطی، ارزش در اختیار داشتن نفت واقعی افزایش پیدا می‌کند. پالایشگاه‌ها و مصرف‌کنندگان برای اطمینان از دسترسی به خوراک مورد نیاز، موجودی خود را حفظ یا حتی افزایش می‌دهند. در نتیجه، قیمت نفت آماده تحویل بیش از قراردادهای آتی رشد می‌کند.

البته در بلندمدت انتظار می‌رود قیمت‌های بالاتر بخشی از تقاضا را کاهش دهند و تولیدکنندگان نیز عرضه را افزایش دهند، اما تحقق این فرایند به سرعت واکنش عرضه و تقاضا بستگی دارد.

بازاری که تولیدکنندگان در آن ظرفیت مازاد محدودی دارند، هزینه نگهداری موجودی بالاست، قیمت‌ها نوسان زیادی دارند و واکنش عرضه زمان‌بر است، معمولاً بکواردیشن شدیدتری را تجربه می‌کند. بازار نفت بسیاری از این ویژگی‌ها را دارد.

چرا بازار نفت امروز انعطاف گذشته را ندارد؟

در دهه‌های گذشته شدت وابستگی اقتصاد جهانی به نفت کاهش یافته است. مصرف انرژی به ازای هر هزار دلار تولید ناخالص داخلی، از ۱۳۱ لیتر در سال ۱۹۷۳ به حدود ۵۲ لیتر در شرایط کنونی رسیده است. این یعنی بار نفت بر اقتصاد جهانی نسبت به ۵۰ سال قبل حدود ۶۰ درصد کمتر شده است.

اما این کاهش به معنای بی‌اهمیت شدن نفت نیست. مصرف نفت اکنون بیشتر در بخش‌هایی متمرکز شده که جایگزین مناسبی ندارند؛ مانند حمل‌ونقل بار. به همین دلیل، تقاضا در این بخش‌ها نسبت به افزایش قیمت حساسیت کمتری دارد.

در سمت عرضه نیز افزایش تولید آسان نیست. کاهش سرمایه‌گذاری در نتیجه گذار از سوخت‌های فسیلی، ظرفیت افزایش سریع تولید را محدود کرده است.

عربستان سعودی، که همواره نقش تولیدکننده نوسان‌گیر بازار را ایفا می‌کرد، در منطقه‌ای پرتنش قرار دارد. روسیه ظرفیت مازاد محدودی دارد و همزمان درگیر جنگ اوکراین است؛ موضوعی که زیرساخت‌های نفتی آن را در معرض حمله قرار می‌دهد.

آمریکا نیز اگرچه صادرات نفت خود را افزایش داده، اما تولیدکنندگان نفت شیل تمایل چندانی به افزایش سریع تولید ندارند. تجربه سقوط‌های قبلی بازار باعث شده آنها نسبت به پایداری قیمت‌های بالا تردید داشته باشند و به جای توسعه تولید، بر انضباط مالی و بازده سهامداران تمرکز کنند.

به همین دلیل، حتی افزایش حفاری در آمریکا نیز نمی‌تواند در صورت بسته شدن دوباره تنگه هرمز، کاهش روزانه ۱۲ میلیون بشکه از عرضه جهانی نفت را جبران کند.

بکواردیشن دائمی نیست

اگرچه بازار نفت اغلب در وضعیت بکواردیشن قرار دارد، اما این وضعیت همیشگی نیست. گاهی قیمت قراردادهای آتی از قیمت نقدی بالاتر می‌رود که به آن «کونتانگو» گفته می‌شود. این وضعیت معمولاً زمانی رخ می‌دهد که عرضه ناگهان افزایش پیدا کند و قیمت نقدی سقوط کند.

نمونه بارز آن آوریل ۲۰۲۰ بود؛ زمانی که مازاد شدید عرضه و کمبود ظرفیت ذخیره‌سازی در آمریکا باعث شکل‌گیری «سوپر کونتانگو» و حتی منفی شدن قیمت نفت وست‌تگزاس شد. اما این وضعیت دوام نداشت و تنها یک ماه بعد قیمت این نفت دوباره به ۳۳ دلار در هر بشکه رسید.

بررسی بورس کالای شیکاگو نیز نشان می‌دهد از سال ۱۹۸۵ تاکنون بازار نفت وست‌تگزاس حدود ۵۸ درصد مواقع در وضعیت بکواردیشن و ۴۲ درصد مواقع در وضعیت کونتانگو قرار داشته است.

اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمی
شناسه : 596957
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *