نشنال اینترست: توافق با ایران، شکستی آبرومندانه برای کاخ سفید

نشنال اینترست با اشاره به ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهداف ادعایی خود در برابر جمهوری اسلامی ایران، اذعان کرد که به محض آشکار شدن استحکام ساختار سیاسی ایران و ناکارآمدی سناریوی براندازی، پیروزی آمریکا به امری دستنیافتنی بدل شد.
جهان صنعت نیوز، این مجله آمریکایی در تحلیلی به قلم «سارا دیمیچینو» نوشته است: یادداشت تفاهم پایان جنگ که امضای آن آغازگر دوره ۶۰ روزه مذاکرات برای نهاییسازی شروط توافق است، شامل کاهش تحریمها، ادبیاتی مبهم در خصوص موضوع هستهای، کنترل عملی ایران بر تنگه راهبردی هرمز و یک طرح چشمگیر توسعه اقتصادی ۳۰۰ میلیارد دلاری است.
نشنال اینترست با کنار زدن پرده تبلیغات رسمی واشنگتن، تاکید میکند که صرفنظر از آنچه در این به اصطلاح مذاکرات ادعایی از طریق مجاری پشت پرده گذشته، و به رغم خساراتی که ایالات متحده در حملات متجاوزانه مشترک با رژیم صهیونیستی به ایران وارد کرده، این حقیقت کاملا بدیهی است که واشنگتن در تحقق اهداف اصلی این تجاوزگری ناکام مانده است، نه نظام ایران سرنگون شده نه مواد هستهای از کشور خارج شده و نه برنامه موشکی ایران نابود شده است؛ در نقطه مقابل، این جمهوری اسلامی ایران بوده که با اتکا به اهرم ژئواستراتژیک تنگه هرمز، بازدارندگی مؤثری را محقق ساخت؛ در حالی که آمریکا بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار ذخایر جنگافزارهای پیشرفته خود را تحلیل برد.
براساس این گزارش، جنگ علیه ایران از اساس اقدامی نابخردانه و اشتباه محاسباتی بود که ریشه در دکترین متوهمانه فروپاشی سریع حکومت ایران در دولت ترامپ داشت. اما با ادامه جنگ و مسدودسازی تنگه هرمز که ضربه اقتصادی در مقیاس جهانی وارد کرد، دیگر هیچ مسیر روشنی برای آمریکا جهت نیل به چیزی شبیه پیروزی متصور نبود.
اینجا بود که واشنگتن به دلیل مواجهه با گزینههایی به مراتب فاجعهبارتر وارد فاز مذاکره و توافق شد. این بهترین مسیر ممکن برای آمریکا بود. آمریکا به سه دلیل اصلی ناگزیر بود که جنگ را پایان برساند:
اول: توان آمریکا برای کنار آمدن با فرسایش ذخایر مهمات راهبردی – که بعضا برخی موارد آنها بین ۲ تا ۲۹ میلیون دلار قیمت دارند – تحلیل رفته در حالی که فرآیند جایگزین سازی آنها سالها به طول میانجامد.
دوم: ضرورت بازگشایی تنگه هرمز. تداوم بسته ماندن این آبراه که ۲۰ درصد از جریان نفت جهان از آن عبور میکند زنجیره تأمین جهانی را دچار اختلالی گسترده کرده، تورم را دامن زده و فشار مضاعفی بر گلوگاههای دیگر منطقهای تحمیل میکند.
سوم: عدم آمادگی غرب برای یک نبرد فرسایشی. هیچکس برای جنگی طولانی آماده نبود؛ نه مقامات آمریکایی که فریفته پیشبینیهای اسرائیل در خصوص فروپاشی آنی حکومت ایران شده بودند، نه کشورهای حاشیه خلیج فارس که طعمه آسیبهای جانبی جنگ شدند، و قطعاً نه افکار عمومی ایالات متحده که به آنان وعده عملیاتی «۴ تا ۵ هفتهای» داده شده بود، اما در عوض با چند صد تلفات انسانی و نرخ تورمی فراتر از ۴ درصد روبهرو شدند.
واشنگتن به دشواری میتواند مدعی پیروزی شود در عوض توافق با ایران در برابر ادامه جنگی بیحاصل و فرسایشی، شکستی آبرومندانهتر برای کاخ سفید محسوب میشود.
منبع: ایسنا
سیاسیلینک کوتاه :