یک باور قدیمی اقتصاد توسعه زیر سؤال رفت؛ آیا ثروتمند شدن زنان به افزایش فرزندآوری منجر میشود؟

سالها یکی از پذیرفتهشدهترین گزارههای اقتصاد توسعه این بود که با افزایش درآمد، نرخ باروری کاهش مییابد. این رابطه هم در مقایسه کشورها و هم در دادههای خانوارها بارها مشاهده شده و مبنای بسیاری از سیاستهای مرتبط با توانمندسازی اقتصادی زنان قرار گرفته است. اما مجموعهای از پژوهشهای بانک جهانی نشان میدهد این رابطه همیشه برقرار نیست. در برخی کشورهای آفریقایی، برنامههایی که درآمد یا ثروت زنان را افزایش دادهاند، نهتنها به کاهش باروری منجر نشدهاند، بلکه تعداد فرزندان را افزایش دادهاند.
جهان صنعت نیوز – یکی از مشهورترین الگوهای اقتصاد توسعه این است که با افزایش درآمد سرانه، تعداد فرزندان کاهش پیدا میکند. دادههای بینالمللی نیز همچنان این رابطه را تأیید میکنند. در مقیاس جهانی، هر بار که درآمد سرانه کشورها تقریباً دو برابر میشود، به طور متوسط تعداد فرزندان هر زن حدود ۰.۶ نفر کاهش مییابد. اگرچه شدت این رابطه نسبت به دهه ۱۹۹۰ کمتر شده، اما اصل الگو همچنان پابرجاست. همین رابطه در داخل بسیاری از کشورها نیز مشاهده میشود. برای مثال، دادههای کنیا نشان میدهد زنان فقیرترین خانوارها به طور متوسط بیش از پنج فرزند دارند، در حالی که این رقم در ثروتمندترین خانوارها به کمتر از سه فرزند میرسد.
بررسی دادههای دهها کشور در حال توسعه نیز نشان داده است که در اغلب موارد، افزایش ثروت خانوار با کاهش تعداد فرزندان همراه است؛ هرچند در برخی مناطق و دورههای زمانی استثناهایی نیز وجود داشته است.
بر همین اساس، این تصور شکل گرفت که تقویت وضعیت اقتصادی زنان میتواند یکی از ابزارهای کاهش باروری در کشورهایی باشد که هنوز نرخ زاد و ولد بالایی دارند و در نتیجه زمینه را برای بهرهگیری از «پنجره جمعیتی» و رشد اقتصادی بیشتر فراهم کند.
پژوهشهای جدید تصویر متفاوتی ارائه میکنند
با وجود این باور رایج، مجموعهای از مطالعات تازه نتایج متفاوتی به دست آوردهاند. یکی از این مطالعات که در تانزانیا انجام شده است، نشان میدهد آموزشهای کارآفرینی توانست درآمد زنان جوان را حدود ۲۷ درصد افزایش دهد و درصد زنانی را که زیر خط فقر قرار داشتند کاهش دهد. اما برخلاف انتظار، همین زنان در ادامه فرزندان بیشتری نیز به دنیا آوردند و میزان باروری آنها حدود ۲۰ درصد افزایش یافت.
نتایج مشابهی در چند کشور آفریقایی دیگر نیز مشاهده شده است. بررسی چندین برنامه مختلف که از طریق آموزش کسبوکار یا اعطای مالکیت زمین درآمد یا دارایی زنان را افزایش دادهاند، نشان میدهد این مداخلات در بسیاری از موارد احتمال فرزندآوری را نیز افزایش دادهاند. برای نمونه، آموزشهای کسبوکار موجب رشد سود فعالیت اقتصادی زنان شد و احتمال تولد فرزند را در برخی کشورها به طور محسوسی افزایش داد. در برنامههای اعطای مالکیت زمین نیز تعداد فرزندان در کشورهای مختلف رشد کرد.
مطالعه دیگری در اتیوپی نیز نشان میدهد زنانی که فرصت اشتغال رسمی در کارخانهها را به دست آوردند، در بلندمدت علاوه بر افزایش درآمد، فرزندان بیشتری نیز داشتند و احتمال بدون فرزند ماندن آنها کاهش یافت.
چرا افزایش درآمد گاهی به افزایش باروری منجر میشود؟
یکی از مهمترین عوامل، نوع اشتغال زنان است. در بسیاری از این برنامهها، زنان بهعنوان کارآفرین، کشاورز یا شاغلان مستقل فعالیت میکردند؛ مشاغلی که انعطاف بیشتری برای همزمانی کار و فرزندپروری دارند. مطالعه تانزانیا نیز نشان میدهد افزایش باروری عمدتاً در میان زنانی رخ داده که به سمت خوداشتغالی رفتهاند، نه زنانی که وارد مشاغل حقوقبگیری شدهاند. در مقابل، در بسیاری از مطالعات دیگر که اشتغال کارخانهای یا مشاغل رسمی فرصتهای جدیدی برای زنان ایجاد کرده است، نتیجه متفاوت بوده و زنان ازدواج را به تعویق انداخته یا فرزندان کمتری داشتهاند.
این تفاوت نشان میدهد تأثیر افزایش درآمد بر باروری تا حد زیادی به این بستگی دارد که شغل جدید تا چه اندازه امکان تلفیق فعالیت اقتصادی و فرزندآوری را فراهم میکند.
عامل مهم دیگری که این مطالعات بر آن تأکید میکنند، ضعف نظامهای حمایت اجتماعی است. در برخی جوامع، زنان بهویژه در صورت نداشتن فرزند پسر، ممکن است در آینده با ناامنی اقتصادی یا از دست دادن داراییهای خانوادگی روبهرو شوند. در چنین شرایطی، داشتن فرزند میتواند نوعی سرمایهگذاری برای تأمین امنیت دوران سالمندی تلقی شود. به همین دلیل، زمانی که درآمد زنان افزایش پیدا میکند، ممکن است بخشی از این منابع را صرف تحقق همین هدف کنند و تصمیم به فرزندآوری بیشتری بگیرند. این فرضیه با نتایج برخی مطالعات دیگر نیز سازگار است. برای مثال، در رواندا که برنامه مورد بررسی مستقیماً حقوق مالکیت بلندمدت زنان را تقویت کرده بود، افزایش باروری مشاهده نشد. همچنین در مطالعه دیگری در اتیوپی، زنانی که از ابتدا وضعیت مالی بهتری داشتند نیز افزایش باروری را تجربه نکردند. نتایج پژوهش دیگری نیز نشان میدهد گسترش نظام بازنشستگی اجتماعی در نامیبیا به کاهش باروری منجر شده است؛ موضوعی که نقش امنیت اقتصادی در تصمیمگیری خانوارها را تقویت میکند.
نقش آموزش در کاهش باروری
یکی از دلایلی که در دادههای بینالمللی همواره رابطه منفی میان درآمد و باروری مشاهده میشود، آن است که درآمد معمولاً با سطح تحصیلات نیز ارتباط نزدیکی دارد. در واقع، ممکن است بخش مهمی از کاهش باروری نه مستقیماً ناشی از افزایش درآمد، بلکه نتیجه افزایش تحصیلات باشد. یکی از شناختهشدهترین مسیرهای اثرگذاری آموزش، به تعویق افتادن ازدواج است. هرچه ازدواج دیرتر انجام شود، فرصت فرزندآوری نیز کوتاهتر میشود و در نتیجه تعداد فرزندان کاهش مییابد. علاوه بر این، آموزش میتواند بر انتخاب همسر، ترجیحات افراد درباره تعداد فرزندان و همچنین تمایل خانوادهها به سرمایهگذاری بیشتر روی کیفیت زندگی و آموزش هر فرزند اثر بگذارد.
مرحله زندگی زنان نیز اهمیت دارد
یکی دیگر از تفاوتهای مهم میان مطالعات جدید و پژوهشهای گذشته، وضعیت خانوادگی زنان مورد بررسی است. بسیاری از برنامههایی که در گذشته موجب کاهش باروری شده بودند، روی دختران یا زنان مجرد اجرا شده بودند و از طریق به تعویق انداختن ازدواج، نرخ فرزندآوری را کاهش داده بودند. اما در مطالعات جدید، بخش زیادی از زنان از قبل ازدواج کرده بودند. بنابراین امکان اثرگذاری از مسیر تأخیر در ازدواج وجود نداشت و افزایش درآمد، رفتار متفاوتی را رقم زد. به همین دلیل، مرحلهای از زندگی که زنان در آن قرار دارند، میتواند در تعیین اثر افزایش درآمد بر باروری نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
رابطه درآمد و باروری پیچیدهتر از تصور رایج است
یافتههای جدید، باورهای رایج درباره رابطه درآمد و باروری را به چالش میکشد، اما آنها را به طور کامل رد نمیکند. برنامههایی که از طریق افزایش تحصیلات یا به تعویق انداختن ازدواج عمل میکنند، همچنان میتوانند در کاهش بارداری نوجوانان و کاهش باروری مؤثر باشند. اما در مقابل، افزایش درآمد زنان، بهویژه زنانی که تمایل به داشتن فرزند دارند، ممکن است برخلاف انتظار به افزایش باروری منجر شود؛ بهخصوص اگر نوع اشتغال، شرایط اقتصادی و نبود نظامهای حمایت اجتماعی، فرزندآوری را به گزینهای منطقیتر تبدیل کند.
این یافتهها همچنین پرسشهای تازهای را مطرح میکند. آیا افزایش درآمد زنان میتواند در کشورهایی که با بحران کاهش جمعیت روبهرو هستند، به ابزاری برای افزایش باروری تبدیل شود؟ آیا تفاوت دارد که افزایش درآمد فقط مربوط به زنان باشد یا نتیجه رشد عمومی اقتصاد باشد؟ و با گسترش اشتغال رسمی و کاهش خوداشتغالی در اقتصادهای نوظهور، آیا این الگوها نیز تغییر خواهند کرد؟
آنچه این مطالعات نشان میدهد آن است که رابطه میان درآمد، اشتغال، آموزش و باروری بسیار پیچیدهتر از آن است که تنها بر پایه دادههای توصیفی بتوان درباره آن نتیجهگیری کرد و برای سیاستگذاری، شناخت دقیق روابط علت و معلولی اهمیت اساسی دارد.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
لینک کوتاه :