برق در تنگنای نقدینگی و قیمتگذاری دستور

صنعت برق در حالی به استقبال پیک تابستانی میرود که فرسودگی زیرساختها، محدودیت تأمین تجهیزات، کمبود نقدینگی و تداوم قیمتگذاری دستوری، ریسک ناترازی و خاموشی را افزایش داده است؛ چالشهایی که توسعه خردهفروشی برق و مدیریت هوشمند مصرف را به ضرورتی جدی تبدیل کردهاند.
جهان صنعت- صنعت برق در شرایطی وارد دوره تازهای از فشار بر زیرساخت و منابع مالی شده است که چالشهای انباشته سالهای گذشته، محدودیت تأمین تجهیزات و تبعات جنگ اخیر، مسیر تأمین پایدار برق را دشوارتر کردهاند. در این میان، خردهفروشی برق میتواند با ایجاد سازوکارهای شفافتر در معاملات، بهبود جریان نقدینگی نیروگاهها و مدیریت سمت تقاضا، بخشی از ریسکهای موجود را کاهش دهد؛ هرچند تحقق این ظرفیت، به اصلاح نظام قیمتگذاری، توسعه کنتورهای هوشمند و ایجاد بستر رقابتی نیاز دارد. بر همین اساس، مهندس سعید سالمی، نایب رییس هیات مدیره سندیکای صنعت برق ایران اظهاراتی را ارائه دادند.
در خصوص چالشهای اصلی صنعت برق و کسب و کارهایفعال در این حوزه به ویژه پس از جنگ اخیر بفرمایید:
صنعت برق کشور پیش از تحولات اخیر نیز با چالشهای جدی زیرساختی مواجه بود. فرسودگی نیروگاهها، پستهای برق و خطوط انتقال از جمله عواملی بود که ظرفیت پایدار تولید و انتقال برق را محدود میکرد. پس از جنگ اخیر، این وضعیت تشدید شده و بخشی از زیرساختها نیز دچار آسیب فیزیکی شدهاند.
همچنین تشدید تحریمها، بهویژه محدودیتهای مرتبط با حملونقل و تأمین تجهیزات، باعث شده تهیه قطعات یدکی و تجهیزات موردنیاز نیروگاهها دشوارتر شود. نتیجه این وضعیت، تأخیر در تعمیرات، کاهش راندمان نیروگاهها و در نهایت افت ظرفیت تولید برق است.
در کنار مسائل فنی، کمبود نقدینگی نیروگاهها نیز چالش بسیار مهمی است. تأخیر در وصول مطالبات و واقعی نبودن قیمت برق باعث شده نیروگاهها منابع کافی برای تعمیرات اساسی، نگهداری و نوسازی تجهیزات نداشته باشند. بنابراین، مهمترین چالشهای فعلی صنعت برق را میتوان در سه محور خلاصه کرد: فرسودگی و آسیب زیرساختها، دشواری تأمین قطعات و تجهیزات، و کمبود نقدینگی نیروگاهها.
چالشها و محدودیت های اصلی صنعت خرده فروشی برق در این شرایط چیست؟
نخستین مسئله این است که در شرایط جنگی، مصرفکنندگان در پرداخت مطالبات با تأخیر جدی مواجه هستند. از سوی دیگر، با توجه به خاموشیهای موجود، حجم مصرف مشترکان بهصورت دقیق قابل پیشبینی نیست. همچنین میزان تولید نیروگاهها نیز با عدم قطعیت همراه است و این موضوع برای خردهفروش ایجاد ریسک میکند.
علاوه بر این، با توجه به قیمتگذاری دستوری که از سوی دولت اعمال میشود، قیمتها عملاً واقعی نیستند و این مسئله باعث بروز مشکل و تعارض میان تأمینکننده، یعنی خردهفروش، و مصرفکننده نهایی میشود.
ریسک کمبود برق را در شرایط فعلی و با توجه به نزدیک شدن به پیک تابستانه چطور ارزیابی میکنید؟این شرایط در مقایسه با سالهای گذشته بهبود داشته یا وخیم تر شده، آیا تحت شرایطحاصل از جنگ بیش از گذشته با مشکل کمبود برق مواجه خواهیمشد؟راهکار پیشنهادی شما در این خصوص چیست؟
با توجه به شرایط فعلی و نزدیک شدن به پیک مصرف تابستان، ریسک کمبود برق نسبت به سالهای گذشته بیشتر ارزیابی میشود. صنعت برق در سالهای اخیر نیز با ناترازی میان تولید و مصرف مواجه بوده است، اما مجموعه عواملی مانند آسیبدیدگی احتمالی بخشی از زیرساختها، محدودیت در تأمین تجهیزات و قطعات، و کاهش امکان انجام تعمیرات اساسی میتواند شرایط تأمین برق را در سال جاری دشوارتر کند.
در چنین شرایطی، احتمالاً مدیریت مصرف بهویژه در بخش صنایع با شدت بیشتری اعمال خواهد شد، زیرا این بخش بیشترین ظرفیت برای جابهجایی بار مصرفی را دارد.
برای کاهش ریسک کمبود برق، چند راهکار عملی قابل طرح است:
اجرای همزمان این اقدامات میتواند بخشی از فشار موجود بر شبکه برق در دوره پیک تابستان را کاهش دهد.
حضور واسطههایی نظیر شرکتهای خردهفروشی، چه تغییراتی در مدیریت ریسک و جریان نقدینگی نیروگاهها ایجادکرده است؟
حضور شرکتهای خردهفروشی میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود جریان نقدینگی و کاهش ریسک نیروگاهها داشته باشد. در مدل فروش برق به شبکه، نیروگاهها معمولاً با تأخیر در وصول مطالبات مواجه هستند که این موضوع در شرایط اقتصادی و بودجهای دشوار، میتواند تشدید شود.
در مقابل، در قراردادهای دوجانبه میان نیروگاه و خردهفروش، سازوکار پرداخت معمولاً شفافتر و کوتاهمدتتر است. این امر موجب میشود منابع مالی سریعتر به نیروگاه بازگردد و توان آن برای انجام تعمیرات، تأمین قطعات و مدیریت هزینههای جاری افزایش یابد.
همچنین خردهفروشان با تجمیع تعداد زیادی مصرفکننده و مدیریت ارتباط با آنها، بخشی از ریسکهای عملیاتی را از نیروگاه جدا میکنند؛ از جمله:
در نتیجه، نیروگاه میتواند تمرکز بیشتری بر تولید پایدار و مدیریت فنی واحدهای خود داشته باشد و از منظر مالی نیز وضعیت باثباتتری تجربه کند.
آیا مکانیزمهای فعلی خرید و فروش تضمینکننده پایداریمالی طرفین معامله هستند؟
خیر، زیرا مکانیزمهای فعلی خرید و فروش برق تا حد زیادی دستوری هستند. برای مثال در بازار عمدهفروشی سقف قیمت خرید تعیین میشود و در برخی معاملات بورس انرژی نیز قیمتها بهصورت دستوری یا محدودشده تعیین میشوند. این قیمتها با نرخ تورم واقعی و هزینههای تولید همخوانی ندارند.
با توجه به اینکه قیمت برق در ایران بهطور کامل واقعی نیست و تا حد زیادی بهصورت دستوری تعیین میشود، این سازوکار نمیتواند پایداری مالی طرفین معامله را تضمین کند. در بسیاری از موارد هزینه تولید هر کیلووات ساعت برق از قیمت فروش آن بیشتر است و در نتیجه بسیاری از نیروگاهها بدون حمایتهای دولتی با مشکلات مالی جدی مواجه میشوند.
از سوی دیگر، درآمد حاصل از فروش برق در بسیاری از موارد کفاف هزینههای بهرهبرداری، استهلاک و تعمیرات را نمیدهد. در نتیجه نیروگاهها نمیتوانند بهموقع تعمیرات اساسی و اورهال را انجام دهند. این موضوع باعث کاهش راندمان نیروگاه، کاهش توان تولید و در نهایت کاهش درآمد و نقدینگی آنها میشود و عملاً بنگاه اقتصادی نیروگاهی را در معرض زیاندهی قرار میدهد.
آیا توسعه خردهفروشی برق بدون بهرهگیری از کنتورهایهوشمند و تحلیل دادههای لحظهای، عملاً در فضای رقابتیامکانپذیر است؟
توسعه صنعت خردهفروشی برق بدون بهرهگیری از کنتورهای هوشمند و تحلیل لحظهای دادهها، بسیار دشوار و در عمل غیرممکن است. شرکتهای خردهفروش برای توسعه فعالیتهای خود، نیازمند دسترسی به دادههای مصرفی مشترکین نهایی هستند تا بتوانند علاوه بر پیشبینی دقیق میزان مصرف، ریسکهای مالی و عملیاتی خود را کاهش داده و بهدرستی به نیازهای مصرفکنندگان پاسخ دهند.
بدون دسترسی به این دادهها، امکان ارائه قیمتهای مناسب و رقابتی به مصرفکنندگان وجود نخواهد داشت. همچنین عدم توانایی در پیشبینی و تحلیل الگوهای مصرف، منجر به ناتوانی در مدیریت بازار شده و در نهایت موجب حذف شرکت خردهفروش از چرخه رقابت میگردد.
چگونه میتوان خردهفروشی برق را به ابزاری برای «مدیریتسمت تقاضا» تبدیل کرد تا در فصول پیک مصرف، شاهد خاموشیهای برنامهریزی نشده نباشیم؟
برای تبدیل خردهفروشی برق به ابزاری مؤثر در مدیریت سمت تقاضا، لازم است نقش خردهفروش از یک واسطه فروش انرژی به «مدیر انرژی مشتری» تغییر کند. در این مدل، خردهفروش علاوه بر تأمین برق، به مصرفکننده کمک میکند مصرف خود را بر اساس قیمت، زمان و محدودیتهای شبکه مدیریت کند.
خردهفروش میتواند با استفاده از دادههای مصرف، اپلیکیشنها و داشبوردهای مدیریتی، الگوی مصرف مشترک را تحلیل کرده و پیشنهادهای عملی برای کاهش مصرف در ساعات اوج بار ارائه دهد. برای نمونه، انتقال بخشی از فرآیندهای تولیدی صنایع به ساعات کمباری، زمانبندی مجدد مصرف تجهیزات پرمصرف و ارائه هشدارهای لحظهای در زمان نزدیک شدن به پیک مصرف، میتواند از فشار بر شبکه جلوگیری کند.
همچنین خردهفروش میتواند با طراحی بستههای تشویقی، مصرفکنندگان را به کاهش یا جابهجایی مصرف در ساعات پیک ترغیب کند. در این حالت، خردهفروشی برق از یک فعالیت صرفاً معاملاتی به یک خدمت تخصصی مدیریت انرژی تبدیل میشود.
آیا بستههای تشویقی یا مقرراتزداییهایی برای ترغیب بخش خصوصی جهت ورود به عرصه خردهفروشی برق پیشبینی شده است؟
در حال حاضر بستههای تشویقی مؤثری پیشبینی نشده است؛ بلکه فرآیندها به دلیل وضع مقررات متغیر از سوی وزارت نیرو و شرکت مدیریت شبکه، با چالشهای متعددی روبروست. برای نمونه، حتی ابتداییترین نیازها مانند دسترسی عادلانه به دادههای مصرف مشترکین برای شرکتهای خردهفروش فراهم نیست.
علاوه بر این، بازارهای مکمل برای پوشش و کاهش ریسک فعالیت خردهفروشان وجود ندارد و سازوکار قانونی و اجرایی مؤثری برای مواجهه با بدحسابی مشتریان پیشبینی نشده است. همچنین، تسهیلات بانکی یا خطوط اعتباری مشخصی از سوی نهادهای متولی برای حمایت مالی از این شرکتها در نظر گرفته نشده است.
موانع اصلی در مسیر آزادسازی کامل نرخ برق در بورس انرژی چیست و چگونه میتوان از تبعات تورمی احتمالی برای مصرفکنندگان نهایی جلوگیری کرد؟در خصوص آسیبهای قیمتگذاری دستوری به صنعت برق توضیح دهید.
مانع اصلی آزادسازی کامل نرخ برق، نگرانی دولت از افزایش تورم و شکلگیری نارضایتی اجتماعی است. از آنجا که برق یکی از نهادههای مهم در هزینه خانوار و تولید محسوب میشود، دولت نسبت به آثار قیمتی آزادسازی نرخ برق حساسیت بالایی دارد.
برای کاهش تبعات اجتماعی و تورمی این موضوع، میتوان یارانه انرژی را بهصورت مستقیم به حساب سرپرستان خانوار واریز کرد تا حمایت از مصرفکنندگان نهایی حفظ شود، اما قیمت برق بهتدریج به سمت واقعی شدن حرکت کند.
قیمتگذاری دستوری موجب زیانده شدن نیروگاهها میشود. در چنین شرایطی، نیروگاهها توان مالی کافی برای انجام تعمیرات، اورهال و نگهداری بهموقع تجهیزات خود را از دست میدهند. نتیجه این وضعیت، کاهش راندمان نیروگاهها، افزایش مصرف سوخت، تشدید ناترازی برق و در نهایت افزایش احتمال خاموشیها خواهد بود.
سامانه های آنلاین خرید برق را در صرفه جویی و افزایش بهره وری چطور ارزیابی میکنید؟
سامانههای آنلاین خرید برق بهتنهایی ابزار مستقیم صرفهجویی در مصرف برق نیستند، اما از طریق افزایش شفافیت، دسترسی بهتر به اطلاعات و کاهش هزینههای معاملاتی، میتوانند به ارتقای بهرهوری در بازار برق کمک کنند.
مهمترین آثار این سامانهها عبارتند از:
در نتیجه، اگرچه این سامانهها مستقیماً مصرف برق را کاهش نمیدهند، اما با ایجاد شفافیت قیمتی و ارائه اطلاعات بهتر به مصرفکننده، میتوانند زمینهساز تصمیمگیری آگاهانهتر و توجه بیشتر به مصرف بهینه شوند.
مزایای استفاده از این سامانههای آنلاین برای مصرف کننده چیست؟
استفاده از سامانههای آنلاین خرید برق برای مصرفکننده چند مزیت اصلی دارد. نخست اینکه مصرفکننده میتواند اطلاعات مربوط به قبضها، میزان مصرف، هزینهها و سوابق خرید برق خود را بهصورت متمرکز و شفاف مشاهده کند. این موضوع باعث میشود مدیریت هزینههای انرژی برای او سادهتر و دقیقتر شود.
در واقع، این سامانهها میتوانند نقش یک داشبورد مدیریت انرژی را برای مصرفکننده ایفا کنند؛ به این معنا که مصرفکننده بهجای دریافت اطلاعات پراکنده یا مراجعه حضوری، در یک بستر آنلاین به دادههای موردنیاز خود دسترسی دارد و میتواند الگوی مصرف و هزینههای برق خود را بهتر بررسی کند.
از مهمترین مزایای این سامانهها برای مصرفکننده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بنابراین، مهمترین مزیت این سامانهها برای مصرفکننده، ایجاد شفافیت و فراهم کردن ابزار مدیریتی برای کنترل بهتر مصرف و هزینه برق است.
تفاوت خرید و فروش از سامانههای آنلاین با بورس انرژی در چیست؟
تفاوت خرید و فروش برق از طریق بورس انرژی و سامانههای آنلاین را میتوان در چند محور اصلی توضیح داد:
بنابراین، بورس انرژی بیشتر یک بازار رسمی برای معاملات عمده، استاندارد و مگاواتی برق است، اما سامانههای آنلاین بیشتر نقش ابزارهای دسترسی، مدیریت و خدماترسانی به مصرفکنندگان کوچکتر و متوسط را دارند.
با نگاه به الگوهای موفق جهانی، کدام مدل از بازار خردهفروشی بیشترین انطباق را با مختصات صنعت برق ایراندارد؟
با توجه به مختصات فعلی صنعت برق ایران، هیچیک از الگوهای جهانی بازار خردهفروشی برق بهصورت کامل و مستقیم قابل پیادهسازی در کشور نیست. با این حال، بهنظر میرسد مدل استرالیا، بهویژه تجربه بازار ملی برق این کشور در حوزه خردهفروشی رقابتی، کنتورهای هوشمند، تجمیع بار و پاسخگویی تقاضا، بیشترین قابلیت الگوبرداری برای ایران را دارد.
در مدل استرالیا، تولید و خردهفروشی برق در فضای رقابتیتری فعالیت میکنند، در حالی که شبکههای انتقال و توزیع، بهدلیل ماهیت انحصار طبیعی، همچنان تحت تنظیمگری دقیق قرار دارند. همچنین خردهفروشان صرفاً نقش فروشنده برق را ندارند، بلکه بهتدریج به بازیگرانی برای مدیریت مصرف، ارائه خدمات انرژی، تحلیل دادههای مصرف و مشارکت در برنامههای پاسخگویی بار تبدیل شدهاند.
با این حال، به دلیل تفاوتهای مهم میان ایران و استرالیا، از جمله قیمتگذاری دستوری برق، فرسودگی بخشی از زیرساختها، محدودیت کنتورهای هوشمند و نقش پررنگ دولت در انتقال و توزیع، این مدل باید بهصورت مرحلهای و بومیسازیشده در ایران اجرا شود.
بنابراین، مدل پیشنهادی برای ایران میتواند ترکیبی از موارد زیر باشد:
در جمعبندی، مناسبترین الگو برای ایران، بازار خردهفروشی کاملاً آزاد نیست، بلکه یک مدل تدریجی، تنظیمگریشده، دادهمحور و مبتنی بر مدیریت سمت تقاضاست. در این مدل، خردهفروش از نقش واسطه صرف در خرید و فروش برق خارج شده و بهعنوان مدیر انرژی مصرفکننده، نقش فعالی در کاهش پیک بار، بهینهسازی مصرف و افزایش پایداری شبکه ایفا میکند.
اخبار برگزیدهصنعت و معدن
لینک کوتاه :