جنگ، صنعت و شریانهای پنهان توسعه

تداوم تولید و خدمات در شرایط بحرانی، مستلزم تقویت زیرساختها، افزایش سرمایهگذاری، اعتماد به بخش خصوصی و بهرهگیری از ظرفیت تشکلهای تخصصی است.
جهان صنعت نیوز- در روزهای جنگ، نگاهها معمولا به آن چیزی معطوف میشود که ویران شده است. ساختمانهایی که فرو ریختهاند، جادههایی که آسیب دیدهاند، یا زیرساختهایی که از مدار خدمات خارج شدهاند. اما تجربه نشان میدهد خسارت اصلی جنگ همیشه آن چیزی نیست که دیده میشود. گاه آنچه آینده یک کشور را با چالش مواجه میکند، آسیب به شریانهای پنهانی است که حیات اقتصاد، صنعت و جامعه را در جریان نگه میدارند.
همایون ابراهیمی، دبیر سندیکای شرکتهای تاسیساتی و صنعتی ایران در این خصوص میگوید:«سالهاست که در صنعت تاسیسات بر این باور تاکید میکنیم که یک ساختمان، یک کارخانه یا یک بیمارستان بدون سامانههای تاسیساتی تنها پوستهای از یک سازه است. آنچه به این کالبد جان میبخشد جریان آب، انرژی، تهویه، ارتباطات و همه سامانههایی است که اگرچه کمتر دیده میشوند، اما نبودشان زندگی را متوقف میکند. اقتصاد یک کشور نیز از همین منطق پیروی میکند. تولید، سرمایهگذاری، اعتماد، فناوری و سرمایه اجتماعی، تاسیسات نامرئی توسعهاند. اگر این شریانها آسیب ببینند حتی در غیاب ویرانیهای گسترده نیز حرکت اقتصاد کند یا متوقف خواهد شد.
از این منظر، جنگ را باید آزمونی برای سنجش تاب آوری ملی دانست. تاب آوری، صرفا توان تحمل بحران نیست. بلکه ظرفیت حفظ کارکردهای حیاتی، تداوم تولید، استمرار خدمات و بازگشت سریعتر به مسیر توسعه است. کشوری تابآور است که حتی در دشوارترین شرایط، چرخه زندگی و تولید در آن از حرکت بازنایستد.
در این میان صنعت تاسیسات جایگاهی فراتر از یک فعالیت اقتصادی پیدا میکند. این صنعت حافظ تداوم عملکرد زیرساختهای حیاتی است. از بیمارستانها و مراکز درمانی گرفته تا صنایع، نیروگاهها، پالایشگاهها، مراکز داده و ساختمانهای عمومی.
هر اندازه که جهان به سمت هوشمندسازی، بهرهوری انرژی و زیرساختهای پیچیدهتر حرکت میکند، نقش این صنعت نیز در تامین امنیت ملی پررنگتر میشود.
جنگ تحمیلی اخیر، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که مفهوم امنیت، نیازمند بازتعریف است. امنیت تنها با تجهیزات دفاعی تعریف نمیشود. امنیت انرژی، امنیت آب، امنیت زیرساخت، امنیت سایبری، امنیت زنجیره تامین و حتی امنیت نگهداری و تعمیرات، حلقههای بهم پیوسته یک زنجیر هستند. غفلت از هریک از این حلقهها میتواند کارآمدی سایر بخشها را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، تجربه بحرانها نشان داده است که بازسازی صرفا بازسازی ساختمانها نیست. بازسازی اعتماد نیز هست؛ اعتماد میان دولت و بخش خصوصی؛ میان سیاستگذار و صنعتگر، و میان نهادهای حاکمیتی و تشکلهای تخصصی. هیچ برنامه توسعهای بدون این سرمایه اجتماعی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
در این میان نقش تشکلهای حرفهای بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. تشکلها تنها و صرفا مدافع منافع صنفی نیستند. آنها حافظه دانش انباشته، تجربه اجرایی، و حافظه نهادی یک صنعتاند. هرگاه سیاستگذار از این ظرفیت بهره برده تصمیمها واقع بینانهتر و اجرای آنها موفقتر بوده است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد که نهادهای میانی به عنوان شریک فکری و اجرایی دولت، در طراحی آینده اقتصاد کشور نقشآفرین باشند.
جنگ مشکلات ساختاری صنعت ایران را به وجود نیاورد،اما اهمیت اصلاح آنها را آشکارتر کرد. ناترازی انرژی، فرسودگی بخشی از زیرساختها، کاهش سرمایهگذاری، بهرهوری پایین و ضعف در نگهداری داراییهای ملی، چالشهایی هستند که سالها درباره آنها سخن گفتهایم. اکنون زمان آن رسیده است که این هشدارها به برنامهای برای اصلاح تبدیل شوند. آینده ایران را نه روزهای آرام، بلکه نحوه تصمیمگیری ما در روزهای دشوار رقم خواهد زد. اگر از این تجربه برای تقویت زیرساختها، افزایش تابآوری، اعتماد بیشتر به بخش خصوصی، توجه به دانش فنی و ارتقای جایگاه تشکلهای تخصصی بهره بگیریم، میتوان امیدوار بود که از دل این بحران، بنیانی مستحکمتر برای توسعه کشور شکل بگیرد.
قدرت یک ملت، تنها در توان دفاعی آن خلاصه نمیشود. قدرت واقعی آنجاست که حتی در سختترین روزها شریان زندگی، تولید، و امید همچنان در کالبد کشور جاری بماند. امروز بیش از همیشه، زمان گفتوگوی دولت،بخش خصوصی و تشکلهای تخصصی برای بازتعریف مفهوم تابآوری ملی فرارسیدهاست.»
اخبار برگزیدهصنعت و معدنلینک کوتاه :