هشدار شاخص تنش درباره ایران و آمریکا؛ بازارها بوی جنگ میدهند | جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای میشود؟

روند «شاخص تنش» در روزهای اخیر از تغییر معنادار انتظارات بازارهای جهانی درباره آینده مناقشه ایران و آمریکا حکایت دارد. شاخصی که تا ۴ شهریور در مسیر نزولی قرار داشت، در فاصله ۶ تا ۱۰ شهریور بیش از ۱۱۳ درصد افزایش یافته و تنها در آخرین روز حدود ۵۷ درصد رشد کرده است. همزمان، حملات نظامی متقابل از سر گرفته شده، نفتکشها در تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند و حملات آمریکا به تأسیسات نظامی ایران با پاسخ تهران به پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه روبهرو شده است. کنار هم قرار دادن این تحولات با رفتار بازارهای مالی نشان میدهد که بازارها بار دیگر احتمال ورود مناقشه به مرحلهای پرتنشتر را جدی گرفتهاند؛ هرچند هنوز نمیتوان از بازگشت قطعی به جنگ گسترده سخن گفت.
جهان صنعت نیوز – در هفته پایانی مرداد، رفتار بازارهای جهانی هنوز نشانههایی از خوشبینی نسبت به کاهش تنش میان ایران و آمریکا داشت. مذاکرات ایران و عمان درباره ایجاد یک مسیر موقت برای کشتیرانی در تنگه هرمز پیشرفت کرده بود و قطر نیز برای فراهم کردن شرایط ازسرگیری گفتوگوها تلاش میکرد. ایران و عمان درباره چارچوب یک کریدور موقت دریایی مذاکره کرده بودند، اما تهران اجرای آن را به بازگشت آمریکا به تعهدات آتشبس، رفع محاصره دریایی، خودداری از اعمال تحریمهای جدید و توقف عملیات نظامی مشروط کرده بود. همین شکاف میان پیشرفت فنی مذاکرات و اختلاف سیاسی بر سر شروط اجرای توافق، از همان ابتدا نشان میداد که مسیر کاهش تنش شکننده است.
شاخص تنش مرکز پژوهشهای اتاق ایران که پیش بینی بازارهای مالی جهانی را نسبت به آینده درگیری نظامی میان ایران و آمریکا را برآورد می کند، نیز در ابتدا همین فضای نسبتاً امیدوارکننده را منعکس کرد. این شاخص که با استفاده از شش متغیر بازارهای مالی و انرژی ساخته شده، تا ۴ شهریور روند نزولی داشت. اما این روند از روزهای پایانی هفته تغییر کرد. پس از رسیدن شاخص به کف خود در ۴ شهریور، نخست نشانههای محدودی از افزایش ریسک ظاهر شد. در ابتدا میشد این حرکت را نوسانی کوتاهمدت تلقی کرد، اما تداوم افزایش شاخص در روزهای بعد و شتاب گرفتن آن در ۹ و ۱۰ شهریور، این برداشت را تغییر داد. شاخص در ۹ شهریور نسبت به ۶ شهریور حدود ۳۶ درصد افزایش یافت و در ۱۰ شهریور نیز تنها طی یک روز حدود ۵۷ درصد رشد کرد. در مجموع، از ۶ تا ۱۰ شهریور افزایش شاخص از ۱۱۳ درصد فراتر رفت. چنین حرکتی نشان میدهد که بازارها بخشی از خوشبینی روزهای قبل را کنار گذاشته و بار دیگر حق بیمه بالاتری برای ریسک درگیری ایران و آمریکا مطالبه میکنند.
از دیپلماسی شکننده تا بازگشت حملات
اهمیت افزایش اخیر شاخص زمانی بیشتر مشخص میشود که آن را در کنار تحولات سیاسی و نظامی همین دوره قرار دهیم. در ۵ و ۶ شهریور هنوز تلاشهای دیپلماتیک ادامه داشت. مقامهای ایران و عمان درباره سازوکاری برای بازگشایی موقت تنگه هرمز مذاکره میکردند و قطر نیز در تماس با تهران به دنبال ایجاد شرایط مناسب برای گفتوگو بود. با این حال، اختلاف اصلی حل نشده باقی ماند. ایران بازگشایی کامل مسیر کشتیرانی را به پایان جنگ و رفع محاصره دریایی پیوند زده بود، در حالی که توافقی با آمریکا بر سر این شروط شکل نگرفته بود.
این بنبست بهتدریج جای خود را به تحولات نظامی داد. در ۸ و ۹ شهریور حملات به کشتیرانی در تنگه هرمز شدت گرفت. گزارشها از هدف قرار گرفتن چند نفتکش حکایت داشت و در ۹ شهریور دو نفتکش بزرگ، از جمله یک نفتکش حامل نفت عربستان، هدف پرتابه قرار گرفتند. این حملات نشان داد که ریسک تنگه هرمز بار دیگر از یک تهدید سیاسی به یک ریسک عملیاتی برای بازار جهانی انرژی تبدیل شده است.
در ادامه، آمریکا حملات تازهای را علیه اهداف نظامی ایران آغاز کرد. حملات ۱۰ شهریور بر سامانههای راداری و تأسیساتی متمرکز بود که به گفته فرماندهی مرکزی آمریکا میتوانستند در شناسایی و هدف قرار دادن کشتیهای عبوری از تنگه هرمز نقش داشته باشند. ایران نیز در واکنش، پایگاهها و داراییهای آمریکا و متحدانش در منطقه را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد. به این ترتیب، مناقشهای که در روزهای قبل عمدتاً در قالب محاصره، فشار اقتصادی، تهدید و مذاکرات غیرمستقیم جریان داشت، بار دیگر وارد مرحله تبادل مستقیم حملات شد.
این تحول از منظر بازارها اهمیت زیادی دارد. زمانی که حملات محدود به یک حادثه منفرد باشد، واکنش قیمتها ممکن است کوتاهمدت باقی بماند؛ اما هنگامی که حمله به کشتیرانی، عملیات نظامی آمریکا علیه اهداف داخل ایران و پاسخ ایران به پایگاههای منطقهای آمریکا در فاصله کوتاهی از یکدیگر اتفاق میافتند، بازار با مجموعهای از ریسکهای بههمپیوسته مواجه میشود. افزایش بیش از دوبرابری شاخص تنش طی چند روز را نیز باید در همین چارچوب دید.
بازارها دوباره ریسک جنگ را قیمتگذاری میکنند
واکنش سایر بازارها نیز جهت حرکت شاخص تنش را تأیید میکند. در ۱۰ شهریور قیمت نفت برنت حدود ۴.۶ درصد افزایش یافت و قیمت نفت آمریکا برای نخستینبار طی بیش از یک ماه از ۹۰ دلار عبور کرد. همزمان بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا به حدود ۴.۷۹ درصد رسید و شاخصهای اصلی سهام آمریکا کاهش یافتند؛ نزدک حدود یک درصد و S&P ۵۰۰ حدود ۰.۷ درصد افت کردند.
این ترکیب برای تحلیل شاخص تنش مهم است. افزایش قیمت نفت در چنین شرایطی تنها بازتاب تغییرات معمول عرضه و تقاضا نیست، بلکه بخشی از آن به افزایش حق بیمه ریسک در مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان مربوط میشود. همزمان افزایش بازده اوراق بلندمدت نشان میدهد که بازار نگرانی ناشی از شوک انرژی را از مسیر تورم نیز ارزیابی میکند. فشار بر بازار سهام نیز بیانگر کاهش اشتهای ریسک سرمایهگذاران در برابر افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیک است. گزارشهای بازار در ۱۰ شهریور نیز افزایش قیمت نفت و نگرانی از جنگ ایران و آمریکا را از عوامل فشار بر سهام و اوراق معرفی کردند.
از این منظر، افزایش شاخص تنش در روزهای اخیر صرفاً محصول تغییر یکی از متغیرهای تشکیلدهنده آن نیست. چند بازار مختلف بهطور همزمان در حال ارسال سیگنال افزایش ریسک هستند؛ موضوعی که اهمیت تغییر روند شاخص را بیشتر میکند.
در عین حال، فشار اقتصادی آمریکا بر ایران نیز در حال افزایش است. محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران را بهشدت محدود کرده است. برآوردهای منتشرشده نشان میدهد بارگیری نفت خام ایران که در اسفند گذشته حدود دو میلیون بشکه در روز بود، در مرداد به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. در نتیجه، فشار اقتصادی دیگر صرفاً متکی بر تحریمهای مالی نیست و محدودیت فیزیکی صادرات نفت نیز به یکی از ابزارهای اصلی فشار بر تهران تبدیل شده است.
این وضعیت میتواند خود به عاملی برای افزایش ریسک تبدیل شود. هرچه هزینه اقتصادی محاصره برای ایران بیشتر شود، انگیزه تهران برای تغییر شرایط موجود در تنگه هرمز افزایش مییابد؛ در مقابل، هرگونه اقدام ایران علیه کشتیرانی میتواند آمریکا را به عملیات نظامی بیشتر سوق دهد. به این ترتیب، یک چرخه تشدید شکل میگیرد که در آن فشار اقتصادی، اقدام نظامی و واکنش متقابل میتوانند یکدیگر را تقویت کنند.
آیا جنگ دوباره تشدید خواهد شد؟
برآیند تحولات چند روز گذشته نشان میدهد خطر تشدید مجدد جنگ نسبت به یک هفته قبل بهطور محسوسی افزایش یافته است. مهمترین نشانه، همزمانی تغییر روند شاخص با مجموعهای از تحولات شامل توقف روند سریع کاهش ریسک، حمله به نفتکشها، حملات جدید آمریکا به اهداف نظامی ایران، پاسخ ایران به نیروهای آمریکایی و افزایش دوباره حق بیمه ریسک در بازار انرژی است.
از سوی دیگر، افزایش بیش از ۱۱۳ درصدی شاخص از ۶ تا ۱۰ شهریور و رشد حدود ۵۷ درصدی آن تنها در آخرین روز نشان میدهد که سرعت تغییر انتظارات نیز افزایش یافته است. این شتاب اهمیت بیشتری از سطح مطلق شاخص دارد؛ زیرا بیانگر آن است که بازار طی مدت کوتاهی ارزیابی خود از مسیر آینده مناقشه را تغییر داده است.
با این حال، هنوز یک عامل مهم در جهت مخالف عمل میکند. مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده است. ایران همچنان اعلام کرده در صورت بازگشت آمریکا به چارچوب آتشبس، آماده بازگشت به توافق است و تلاشهای منطقهای برای احیای مذاکرات نیز ادامه دارد. بنابراین هنوز نمیتوان تشدید گسترده جنگ را سناریویی قطعی دانست.
آنچه در حال حاضر میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که تعادل ریسک تغییر کرده است. تا چند روز قبل، بازارها عمدتاً در حال تخلیه ریسک جنگ و قیمتگذاری احتمال کاهش تنش بودند؛ اما دادههای جدید شاخص و تحولات میدانی نشان میدهد این روند معکوس شده است. اکنون بازارها دوباره برای احتمال تشدید درگیری، اختلال بیشتر در تنگه هرمز و گسترش دامنه حملات نظامی حق بیمه ریسک بالاتری مطالبه میکنند.
بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تنش افزایش یافته است یا خیر؛ شواهد بازار و میدان هر دو افزایش تنش را نشان میدهند. پرسش تعیینکننده این است که آیا این دور از حملات بار دیگر مهار خواهد شد یا سازوکار حمله و پاسخ متقابل به چرخهای پایدار تبدیل میشود. اگر افزایش شاخص تنش در روزهای آینده ادامه پیدا کند و همزمان دامنه اهداف نظامی یا حملات به کشتیرانی گسترش یابد، میتوان با اطمینان بیشتری از ورود مناقشه به یک مرحله جدید تشدید سخن گفت. در مقابل، بازگشت سریع شاخص به مسیر نزولی همراه با توقف عملیات متقابل میتواند نشان دهد که بازار دور اخیر درگیری را همچنان یک شوک محدود ارزیابی میکند.
پیشنهاد ویژهسیاسیلینک کوتاه :