تهیهکننده نباید بهتنهایی تصمیم بگیرد/ تولید موسیقی یک کار تیمی است

موسیقی برای ماندگاری، هم به حفظ ریشهها نیاز دارد و هم به کشف صداها و چهرههای تازه. در سالهای اخیر، موسیقی جنوب ایران با تکیه بر پیشینه غنی فرهنگی و هنری خود توانسته جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کند؛ از شروه و موسیقی آیینی گرفته تا آثار پاپ و تلفیقی.
جهان صنعت نیوز – در گفتوگویی با امیر خواجه، موسس موسسه فرهنگی-هنری آوای تابان آریایی که فعالیت خود را بیشتر به حوزه موسیقی اختصاص داده است، درباره ظرفیتهای موسیقی جنوب، ضرورت پاسداشت میراث موسیقایی این منطقه، برگزاری رویدادهایی مانند «شب شروه» و همچنین چالشهای معرفی استعدادهای جوان به بازار موسیقی گفتوگو کردهایم؛ گفتوگویی که از دغدغه تولید آثار باکیفیت تا برنامههایی برای کشف و پرورش نسل تازه هنرمندان را دربرمیگیرد.
تازهترین اجرایی که روی صحنه بردید، شب شروه خوانی بود. کمی درباره این رویداد بگویید.
تازهترین اجرایی که روی صحنه بردیم، آیین فرهنگی ـ هنری «شبشروه» در سالن سینما صدف جزیره خارگ بود که همزمان با سالگرد درگذشت زندهیاد جهانبخش کردیزاده (بخشو) برگزار شد. هدف اصلی این برنامه، زنده نگه داشتن یاد این چهره ماندگار و همچنین معرفی و پاسداشت شروه بهعنوان بخشی مهم از میراث ادبی و موسیقایی جنوب بود. برنامه با مثنویخوانی از اشعار مولانا آغاز شد و در ادامه شروهخوانانی همچون ناخدا علی ستوده، عبدالرسول حسینی و محسن سناسیری به اجرای شروه پرداختند و سید عبدالحمید هاشمی نیز با نی آنها را همراهی کرد. دکتر شاهین بهرام نژاد نیز به عنوان مجری در کنار ما بود. در بخشهای مختلف برنامه درباره پیشینه شروه، شاعران دوبیتیسرای جنوب و همچنین گردههای مختلف شروهخوانی صحبت شد و هر یک از خوانندگان، سبک متفاوتی را اجرا کردند. در پایان هم با اجرای دومندویی یا همان بدهبستان و نوعی هماوردی میان شروهخوانان برنامه به اوج رسید. برای ما مهم بود که این شب صرفاً یک اجرای نباشد، بلکه فرصتی برای معرفی، شناخت و زنده نگه داشتن بخشی از فرهنگ و حافظه شفاهی جنوب باشد.
استقبال خوبی هم از شروه خوانی شده بود. جالب است که مردم جنوب اینقدر به فرهنگ و تاریخ خود اهمیت میدهند. به نظر شما اگر چنین برنامهای در تهران روی صحنه برود، باز هم پرمخاطب خواهد بود؟
قطعاً ظرفیت پرمخاطب شدن در تهران را هم دارد. هرچند شکل مخاطب آن احتمالاً با جنوب متفاوت خواهد بود. استقبال خوب مردم جنوب نشان میدهد شروه هنوز برای بخشی از جامعه، یک خاطره و هویت زنده است. اما در تهران هم جمعیت قابلتوجهی از جنوبیها زندگی میکنند که میتوانند مخاطب اصلی چنین برنامهای باشند. از طرف دیگر، به نظرم اگر برنامه در تهران فقط بهعنوان یک اجرای محلی معرفی شود، ممکن است مخاطب محدودی داشته باشد اما اگر روی وجه فرهنگی و هنری شروه، شعر، موسیقی و روایت زندگی مردم جنوب تأکید شود، میتواند مخاطب گستردهتری پیدا کند. اتفاقاً تهران میتواند فرصتی باشد تا این میراث از دایره مخاطبان جنوبی فراتر برود و برای کسانی که با فرهنگ جنوب آشنایی کمتری دارند هم جذاب شود. البته شرطش این است که اجرا، روایت و معرفی برنامه بهگونهای باشد که مخاطب تهرانی احساس نکند با یک آیین صرفاً منطقهای مواجه است. بلکه با بخشی ارزشمند از فرهنگ و موسیقی ایران روبهرو است. نه تنها در تهران بلکه در کل ایران، فرهنگ جنوب کشور جایگاه خودش را دارد. حتی در موسیقی. استقبال از کنسرتهای گروههای بوشهری همیشه قابل توجه بوده است.
موسیقی با فرهنگ جنوب ایران گره خورده است. نظر شما در این باره چیست؟
بهنظر من موسیقی در جنوب ایران فقط یک هنر برای سرگرمی نیست. بخشی از شیوه زندگی و حافظه جمعی مردم این منطقه است. در جنوب، دریا، کار، مهاجرت، فراق، عشق، سوگ و حتی سختیهای اقلیم، همگی به شکلهای مختلف وارد موسیقی شدهاند. به همین دلیل است که موسیقی جنوب اینقدر روایتگر است. انگار مردم بخشی از تاریخ و تجربه زیسته خودشان را با آواز و ریتم منتقل کردهاند. شروه هم یکی از روشنترین نمونههای همین پیوند است. وقتی دوبیتیهای شاعران جنوب با آن لحن خاص خوانده میشود، فقط یک شعر اجرا نمیشود! یک فضای فرهنگی، یک نوع نگاه به عشق و فراق و بخشی از روح جنوب بازآفرینی میشود. به همین دلیل معتقدم اگر بخواهیم فرهنگ جنوب را بشناسیم، موسیقی یکی از مهمترین مسیرهای شناخت آن است و حفظ این موسیقی در واقع به معنای حفظ بخشی از هویت و حافظه تاریخی مردم جنوب است. موسیقی در شبانهروز جنوب جاری است. در فضای مجازی میبینید که مردم سختی دیده جنوب چطور با موسیقی شاد میشوند. حتی در برخی مناطق محروم میبینیم که با تمام شرایطی که هست و کشور در مسیر بهبود آن پیش میرود، مردم این مناطق موسیقی را راهی برای آرامشی چند ساعته انتخاب میکند.
شما با خوانندههای پاپ زیادی همکاری کردید و اجراهای متعددی را روی صحنه بردهاید. کدام خوانندهها یا سبکهای موسیقی در جنوب کشور طرفدار بیشتری دارد؟
آن موسیقی که ریشه ایرانی دارد بسیار با استقبال روبهرو میشود. افرادی مثل علیرضا قربانی و علی زندوکیلی خیلی مخاطب دارند. در موسیقی پاپ هم اکثر خوانندهها را دوست دارند.
چرا چهره جدیدی به موسیقی معرفی نمیکنید؟
اتفاقاً این موضوع یکی از دغدغههای جدی من است و در حال حاضر هم دارم روی همین مسئله کار میکنم. به نظرم موسیقی برای زنده ماندن و تداوم پیدا کردن، نیاز به چهرههای تازه و نسل جدیدی دارد که بتوانند در کنار حفظ ریشهها، نگاه و بیان خودشان را هم داشته باشند. در حال حاضر در حال شناسایی و حمایت از استعدادهای جوان هستم و امیدوارم بهزودی بتوانیم چهرههای جدیدی را به عرصه موسیقی معرفی کنیم. اتفاقی که قطعاً درباره آن بیشتر خواهم گفت. نیاز اول این کار این است که به چشم یک پروژه طولانیمدت به آن نگاه شود و پس از آن، تشکیل یک اتاق فکر و با کارشناسان باتجربه، خلاق و پیشرو است. در حال حاضر ما در همین شرایط هستیم. تیم تولید موسیقی، انتشار، تحقیق و بررسی مارکت موسیقی و حتی اساتید آواز عزیزی در کنار ما هستند. به زودی آثار دیگری از عادل میرزایی منتشر میشود که یکی از جوانان با استعدادی است که مشغول انجام کارهای هنری او هستیم.
کمی بیشتر در مورد این خواننده برای ما بگویید.
عادل نه فقط یک خواننده بلکه مولف است. ترانهسرا است و ملودی میسازد. حتی گاهی آهنگسازی هم میکند. این که میگویم ترانهسرا منظورم این نیست که فقط چند کلمه را موزون کند و چند تکیه کلام در آن جا دهد یا وقتی میگویم آهنگسازی، یعنی بر این کار مسلط است و ذوق هنری آن را دارد. متاسفانه در مارکت موسیقی پاپ کشور، ترانهها و ملودیهای ضعیفی میشنویم که حتی افراد شناخته شده آن را تولید یا خواندهاند. کلام مهم است. امانت ما برای نسل بعدی همین واژهها هستند. نمیگویم از بیان نسل جدید در ترانه دور شویم اما نباید به گونهای اثر خلق شود که فقط از جامعه تاثیر گرفته باشد. عادل هم چنین عقیدهای دارد. چند اثر از او منتشر شد که “حسرت” و ” کبوتر” بازخورد بسیار خوبی برای ما داشت. در حال حاضر چند اثر از او در مراحل مختلف تولید است و پس از اخذ مجوزهای لازم به گوش مخاطب میرسد.
تعامل شما با خوانندههای جویای نام و تیم تولید چگونه است؟ حرف آخر را مثل خیلی تهیهکنندههای دیگر شما میزنید؟
قطعاً نه! تعامل من با خوانندههای جویای نام و تیم تولید، بیشتر بر پایه گفتوگو، اعتماد و کار گروهی است. معتقدم تهیهکننده قرار نیست بهتنهایی همه تصمیمها را بگیرد. اصلاً برای همین اتاق فکر تشکیل دادیم. تهیه کننده باید فضایی ایجاد کند که خواننده و عوامل تولید بتوانند ایدهها و خلاقیت خودشان را مطرح کنند. طبیعتاً در نهایت، تهیهکننده مسئولیت اجرایی و مالی پروژه را بر عهده دارد و در تصمیمهای مهم باید نظر نهایی را بدهد، اما این به معنای نادیده گرفتن نظر هنرمندان نیست. اتفاقاً تجربه به من نشان داده بهترین نتیجه زمانی حاصل میشود که همه اعضای تیم احساس کنند در شکلگیری اثر سهم دارند. برای من مهم است که در کنار مدیریت بخشی از پروژه، صدای هنرمند به بهترین شکل شنیده شود.
از تیم تولید و خوانندههای خود چه توقعی دارید؟
بیشتر از هر چیز، از تیم تولید و خوانندهها، تعهد، حرفهایگری و عشق به کاری که انجام میدهند را انتظار دارم. به نظرم استعداد بهتنهایی کافی نیست. یک هنرمند باید برای رشد خودش مطالعه کند، تمرین داشته باشد، به عوامل پشت صحنه احترام بگذارد و بداند که ساختن یک اثر خوب، نتیجه کار یک تیم است. از طرف دیگر، انتظار دارم اعضای تیم اهل گفتوگو و پذیرش نقد باشند. طبیعتاً در هر پروژهای اختلاف نظر پیش میآید، اما چیزی که برای من اهمیت دارد این است که همه در نهایت یک هدف مشترک داشته باشند. تولید یک اثر باکیفیت و ماندگار، نه صرفاً انجام دادن یک پروژه برای حضور در بازار. هیچ کدام از ما وقتمان را از سر راه نیاوردهایم و به دنبال وقتکشی نیستیم. کافی است بهترین نسخه خودمان را ارائه کنیم و خدا هم کمک کند تا مسیر به بهترین شکل باز شود.
در پایان کمی از برنامههای آینده خود بگویید
برای آینده چند برنامه در دست داریم که بخش مهمی از آن به معرفی استعدادهای تازه و حمایت از نسل جدید موسیقی خصوصاً در استانهای جنوبی اختصاص دارد. در کنار آن، قصد داریم برنامههای فرهنگی و موسیقایی دیگری را هم در حوزه موسیقی جنوب برگزار کنیم تا این میراث فقط در قالب اجراهای مناسبتی باقی نماند و بیشتر دیده و شنیده شود. همچنین امیدوارم بتوانیم برخی از این برنامهها را از جنوب به شهرهای دیگر، از جمله تهران، ببریم و مخاطبان بیشتری را با موسیقی و فرهنگ جنوب آشنا کنیم. در کنار همه اینها، چند پروژه در حوزه تولید موسیقی و اجرای صحنهای در حال بررسی و آمادهسازی است که اگر شرایط فراهم شود، بهزودی خبرهای تازهای درباره آنها خواهیم داشت.
اجتماعی و فرهنگیلینک کوتاه :