جبهه دوم جنگ ایران؛ حوثیها بابالمندب را به معادله هرمز اضافه کردند

پیشروی اخیر حوثیها در یمن، جنگ ایران را وارد مرحلهای تازه کرده است. تصرف بندر راهبردی مخا و جزیره پریم در ورودی بابالمندب، در کنار حملات موشکی و پهپادی به عربستان، موازنه قدرت در یمن را تغییر داده و همزمان یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین صادرات نفت عربستان در شرایط محدودیت تنگه هرمز را با تهدید مواجه کرده است. صادرات نفت عربستان از بابالمندب از زمان ازسرگیری حملات حوثیها ۹۵ درصد کاهش یافته، در حالی که این کشور طی جنگ اخیر ایران، روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت را از مسیر بنادر دریای سرخ صادر کرده است. در نتیجه، مسئله یمن دیگر صرفاً یک جنگ داخلی یا رقابت منطقهای نیست؛ کنترل همزمان هرمز از سوی ایران و افزایش قدرت حوثیها در بابالمندب میتواند دو گلوگاه حیاتی تجارت و انرژی را به یک معادله واحد پیوند دهد و جبهه دوم جنگ ایران را در دریای سرخ شکل دهد.
جهان صنعت نیوز – حوثیها با استفاده از شرایط ناشی از جنگ ایران، عملیات گستردهای را برای تغییر موازنه نظامی در داخل و پیرامون یمن آغاز کردهاند. آنها ابتدا موجی از حملات پهپادی و موشکهای بالستیک را علیه عربستان انجام دادند که موجب آتشسوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور و زخمیشدن بیش از ۷۰ نفر شد. سپس، پس از چند روز نبرد سنگین در خطوط اصلی درگیری، نیروهای مورد حمایت عربستان را در ساحل دریای سرخ عقب راندند و بندر راهبردی مخا را تصرف کردند. پس از آن، دولت یمن اعلام کرد حوثیها جزیره پریم را نیز در دهانه تنگه بابالمندب به کنترل خود درآوردهاند. بابالمندب مسیر باریکی است که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند و کنترل نقاط پیرامون آن، از منظر تجارت دریایی و انتقال انرژی اهمیت راهبردی دارد.
تا پیش از این تحولات، مخا یکی از پایگاههای مهم ائتلاف ضدحوثی و مانعی در برابر پیشروی این گروه بود. تصرف این بندر وضعیت موجود در ساحل را که از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی حفظ شده بود، برهم زده است. مخا کمتر از ۵۰ مایل با بابالمندب فاصله دارد و کنترل همزمان آن و جزیره پریم، توان حوثیها را برای اثرگذاری بر تردد دریایی افزایش میدهد.
زمان این تحولات نیز اهمیت ویژهای دارد. دریای سرخ در جریان جنگ ایران به مسیر جایگزین مهمی برای صادرات نفت عربستان تبدیل شده است. از این منظر، حملات حوثیها به کشتیرانی عربستان و خاک این کشور عملاً جبهه دیگری را به جنگ ایران اضافه کرده و فشار بر بازارهای جهانی انرژی و مالی را افزایش داده است.
از هرمز تا بابالمندب؛ فشار بر مسیر جایگزین نفت عربستان
حوثیها در حدود پنج ماه نخست پس از آغاز جنگ ایران عمدتاً از ورود مستقیم به درگیری خودداری کردند. این وضعیت در اواخر تیرماه تغییر کرد؛ زمانی که ایران هیأتی از حوثیها را با هواپیما از تهران به صنعا منتقل کرد. عربستان و دولت یمن برای جلوگیری از فرود هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هواپیما در نهایت در بندر حدیده تحت کنترل حوثیها فرود آمد، اما این اتفاق به زمینهای برای کنارگذاشتن آتشبس سال ۲۰۲۲ و آغاز دور جدید حملات علیه منافع عربستان تبدیل شد.
این عملیات در شرایطی آغاز شده که محدودیت تردد در تنگه هرمز، اهمیت دریای سرخ را برای صنعت نفت عربستان بهشدت افزایش داده است. از زمان ازسرگیری حملات حوثیها در تیر ماه، صادرات نفت عربستان از بابالمندب ۹۵ درصد سقوط کرده است. حمله به زیرساختها و کشتیهای اطراف مجموعه بندری ینبع نیز مسیر انتقال نفت به سمت شمال و مصر را تحت فشار قرار داده است.
در بخش بزرگی از جنگ ایران، عربستان روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت را از طریق بنادر دریای سرخ صادر کرده و این مسیر به پشتوانهای مهم برای ریاض و بازار جهانی نفت تبدیل شده بود. اکنون گسترش قدرت حوثیها در نزدیکی بابالمندب، همین مسیر جایگزین را نیز با مخاطره روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، ایران و حوثیها میتوانند بر دو سوی شبکه دریایی انتقال انرژی در منطقه اثر بگذارند. ایران در هرمز و حوثیها در بابالمندب. فارن افرز استدلال می کند که اگر چنین وضعیتی تثبیت شود، تهران و شریک منطقهای آن میتوانند به بازیگران تعیینکننده در دو گلوگاهی تبدیل شوند که سالانه تریلیونها دلار تجارت از آنها عبور میکند. با این حال، فارن افرز تأکید میکند که تهران فرماندهی و کنترل مستقیم حوثیها را در اختیار ندارد، هرچند نفوذ بسیار زیادی بر این گروه دارد. پرواز هیأت حوثی از تهران به صنعا نیز نمونهای از ابزارهایی است که ایران میتواند از طریق آنها بر تحولات یمن اثر بگذارد.
حوثیها چگونه پس از حملات گسترده قویتر شدند؟
افزایش قدرت حوثیها در شرایطی اتفاق افتاده که طی سالهای گذشته حملات سنگینی علیه آنها انجام شده است. در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ بیش از هزار حمله هوایی انجام داد. چند ماه بعد، اسرائیل زیرساختهای حوثیها را هدف قرار داد و نخستوزیر بالفعل و رئیس ستاد نظامی این گروه را ترور کرد. با وجود این، این عملیاتها نتوانستند توان حوثیها را از بین ببرند. حملات آنها به کشتیرانی جهانی جایگاهشان را در محور مقاومت تقویت کرد و مواجهه با قدرتهای نظامی بزرگ، برداشت این گروه از نقش منطقهای خود را نیز تغییر داد.
حوثیها همزمان برای دستیابی به تواناییهای نظامی جدید تلاش کردهاند. روسیه در جریان جنگ غزه اطلاعاتی برای کمک به هدفگیری کشتیها در اختیار آنها قرار داده بود و حتی ارائه تسلیحات پیشرفته را بررسی کرد، هرچند در نهایت با فشار عربستان از این اقدام منصرف شد. حوثیها همچنین با متنوعکردن زنجیرههای تأمین، استفاده از شبکههای مالی غیرشفاف و افزایش ظرفیت تولید داخلی توانستهاند زرادخانه خود را حتی بدون انتقال مستقیم تسلیحات تقویت کنند.
این افزایش قدرت، مطالبات سیاسی آنها را نیز گستردهتر کرده است. در سال ۲۰۲۳ سازمان ملل نقشه راهی را میان طرفین تنظیم کرده بود که بر اساس آن، حوثیها امکان پرداخت حقوق تمام کارکنان بخش عمومی و دریافت سهمی از منابع نفت و گاز را در برابر آتشبس دائمی و آغاز فرایند سیاسی به دست میآوردند. اما حوثیها بهجای پذیرش این توافق، حملات به کشتیرانی دریای سرخ را در حمایت از حماس آغاز کردند. اکنون آنها تصور میکنند میتوانند امتیازاتی فراتر از توافق سال ۲۰۲۳، از جمله غرامت جنگی، از عربستان دریافت کنند. ادامه پیشروی نظامی نیز میتواند مطالبات آنها را افزایش دهد.
در مقابل، حوثیها در مناطق تحت کنترل خود با فشار اقتصادی قابل توجهی مواجه هستند. بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی غذایی حاد روبهرو هستند و شش میلیون نفر در سطح اضطراری محرومیت قرار دارند که به شرایط قحطی نزدیک است. پرداخت حقوق کارکنان دولت و وخامت شرایط زندگی نیز فشار داخلی بر این گروه را افزایش داده است.
عربستان و بحران ائتلاف ضدحوثی
وابستگی بیشتر عربستان به دریای سرخ ممکن است حوثیها را به این محاسبه رسانده باشد که ریاض در برابر خواستههای آنها عقبنشینی خواهد کرد. اما تحولات اخیر ظاهراً عزم عربستان برای مقابله با این گروه را افزایش داده است.
عربستان همزمان تلاش کرده وابستگی امنیتی خود را کاهش دهد. ریاض در ۸ مرداد یک ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری برای دریای سرخ با حضور کشورهایی از جمله ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی اعلام کرد. یک هفته بعد نیز ولیعهد عربستان توافق دفاع متقابلی با ترکیه و پاکستان امضا کرد. با این حال، کارایی نظامی این ترتیبات هنوز مشخص نیست. ترکیه و پاکستان مستقیماً وارد نبرد یمن نشدهاند و پاکستان نیز اعلام کرده توافق مکه در واکنش به جنگ یمن فعال نشده است.
مشکل مهمتر در داخل ائتلاف ضدحوثی قرار دارد. عربستان در خرداد ماه امسال متحد قدیمی خود، امارات، را پس از تلاش نیروهای جداییطلب مورد حمایت ابوظبی برای تسلط بر جنوب یمن کنار زد. پس از خروج کامل امارات، ریاض نیروهای نظامی دولت یمن را تحت فرماندهی مستقیم خود یکپارچه کرد. اما سقوط سریع مخا ضعف این ساختار را آشکار کرد. فرماندهی واحد نتوانست همکاری مؤثری میان گروههای مختلف ایجاد کند و حتی گزارشهایی از درگیری نیروهای عقبنشسته از مخا با نیروهای جنوبی منتشر شد. خروج امارات و انحلال شورای انتقالی جنوب نیز بخشی از نیروهای جنوبی را از ائتلاف ضدحوثی دور کرده و این ائتلاف را از یک پشتیبان خارجی دارای توان نظامی محروم کرده است. اگر حوثیها بتوانند مناطق تصرفشده در اطراف مخا را تثبیت کنند، شکست اخیر میتواند روحیه نیروهای وابسته به دولت را تضعیف و شکافهای داخلی را عمیقتر کند.
یمن؛ از جنگ منطقهای به رقابت قدرتهای بزرگ
تحولات جدید تنها به ایران، عربستان و یمن محدود نمیشود. حوثیها از شبهنظامیان عراقی در حملات علیه عربستان استفاده کردهاند و روابط آنها با گروههای مسلح در سومالی، سودان و سایر مناطق شاخ آفریقا نیز در حال گسترش است.
این شبکه میتواند دامنه بحران یمن را به مناطق وسیعتری منتقل کند. جنگ داخلی یمن که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، ابتدا بر عربستان و امارات اثر گذاشت و سپس امنیت دریای سرخ را تحت تأثیر قرار داد. اکنون ترکیب جنگ ایران، افزایش جاهطلبی منطقهای حوثیها و توانایی مشترک ایران و این گروه برای اثرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، شرایط را به مرحله خطرناکتری رسانده است.در این مرحله، امکان افزایش نقش اسرائیل، روسیه، ترکیه و آمریکا نیز وجود دارد. به این ترتیب، یمن میتواند از میدان رقابت قدرتهای منطقهای به بستری برای رقابت قدرتهای بزرگ بر سر یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان تبدیل شود.
در عین حال، گزینه نظامی قاطع علیه حوثیها از منظر فارن افرز معتبر به نظر نمیرسد. نیروهای دولت یمن همچنان چندپاره هستند و عملکرد عربستان در حمایت نزدیک هوایی از آنها نیز ضعف هماهنگی را نشان داده است. از سوی دیگر، پیروزیهای جدید حوثیها میتواند آنها را در مذاکرات آینده به اتخاذ مطالبات حداکثریتر سوق دهد.
خطر دو گلوگاه برای بازار جهانی انرژی
مهمترین پیام اقتصادی و ژئوپلیتیکی تحولات اخیر، شکلگیری مسئله «دو گلوگاه» است. مهمترین اهرم ایران در جنگ، توانایی محدودکردن تردد در تنگه هرمز بوده است. عربستان برای کاهش آسیبپذیری خود، صادرات چند میلیون بشکهای از مسیر دریای سرخ را افزایش داد. اکنون افزایش قدرت حوثیها در بابالمندب، این مسیر جایگزین را نیز تحت فشار قرار داده است. در صورت تثبیت این وضعیت، محدودیت در هرمز دیگر بهسادگی از طریق انتقال صادرات به دریای سرخ قابل جبران نخواهد بود. همین مسئله ارزش راهبردی کنترل نقاط پیرامون بابالمندب را افزایش میدهد.
از منظر نشریه فارن افرز، هدف بلندمدت تهران میتواند ایجاد وضعیتی باشد که در آن نفوذ ایران بر هرمز با کنترل حوثیها بر بابالمندب ترکیب شود. چنین آرایشی ایران و شریک منطقهای آن را به بازیگرانی مؤثر بر دو مسیر حیاتی تجارت جهانی تبدیل خواهد کرد. اهمیت این تحول صرفاً در مقدار نفتی نیست که ممکن است در کوتاهمدت از بازار خارج شود. مسئله بزرگتر، افزایش همزمان ریسک در مسیر اصلی و مسیر جایگزین صادرات انرژی است. به همین دلیل، جبهه یمن میتواند فشار جنگ ایران بر بازار جهانی انرژی را از خلیج فارس به دریای سرخ گسترش دهد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :