[ads1]

جنگ بعدی ایران و آمریکا از کجا آغاز می‌شود؟ | فارن‌پالیسی: جنگ تمام نشده و مرحله ویرانگرتر در راه است

نشریه فارن‌پالیسی در تحلیلی هشدار داده است که درگیری نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل، برخلاف تصور رایج، مجموعه‌ای از جنگ‌های جداگانه نیست؛ بلکه مراحل مختلف رویارویی طولانی‌مدتی است که هدف نهایی آن، تغییر نظام سیاسی ایران است. علی هاشم، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، معتقد است ناکامی حملات اولیه در تحقق این هدف، طرف‌های درگیر را به سمت جنگی فرسایشی سوق داده که دور بعدی آن ممکن است بسیار گسترده‌تر و ویرانگرتر باشد. در این ارزیابی، زیرساخت‌های اقتصادی، تأسیسات انرژی، شبکه حمل‌ونقل و ساختار فرماندهی ایران در معرض خطر قرار دارند. در مقابل، تهران نیز می‌تواند با گسترش جغرافیای درگیری از تنگه هرمز تا باب‌المندب، هزینه جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد.

جهان صنعت نیوز – آیا جنگ بعدی ایران و آمریکا واقعاً جنگ تازه‌ای خواهد بود؟ علی هاشم، روزنامه‌نگار و پژوهشگر مسائل خاورمیانه، در مقاله‌ای در نشریه فارن‌پالیسی، پاسخ متفاوتی به این پرسش می‌دهد. به اعتقاد او، آنچه در ماه‌های اخیر رخ داده، ادامه رویارویی چنددهه‌ای ایران و آمریکا است؛ رویارویی‌ای که از زمان قطع روابط دو کشور و استقرار جمهوری اسلامی آغاز شده و با وجود دوره‌های تنش‌زدایی و همزیستی محدود، هرگز به‌طور کامل پایان نیافته است.

برای درک آینده جنگ، باید از چارچوب اهداف اعلام‌شده مانند برنامه هسته‌ای، توان موشکی، نقش منطقه‌ای ایران و حمایت از گروه‌های مسلح فراتر رفت. از نگاه این پژوهشگر، این موضوعات اگرچه در منازعه اهمیت دارند، اما هدف بنیادی‌تر در محاسبات طرف‌های مهاجم، تغییر نظام سیاسی ایران است.

بر همین اساس، هاشم حملات سال ۲۰۲۵ و جنگ سال ۲۰۲۶ را مراحل مختلف یک رویارویی واحد توصیف می‌کند. در این چارچوب، تلاش اولیه برای واردکردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به ساختار سیاسی ایران ناکام مانده و جای خود را به مجموعه‌ای از حملات و فشارهای مستمر داده است.

از حمله به رهبری تا هدف‌گرفتن زیرساخت‌ها

هاشم نقطه آغاز مرحله اخیر جنگ را ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ می‌داند؛ زمانی که آمریکا و اسرائیل حملاتی را علیه رهبر جمهوری اسلامی، اعضای شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان ارشد نظامی انجام دادند. او این حملات را تلاشی برای واردکردن ضربه‌ای تعیین‌کننده به ساختار حکومت ایران ارزیابی می‌کند؛ اقدامی که از نظر گستردگی با حملات سال قبل به برنامه هسته‌ای ایران قابل مقایسه بود، اما هدف سیاسی متفاوتی داشت.

در واکنش، ایران حملات گسترده‌ای علیه دارایی‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام داد و تنگه هرمز را بست؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. جنگ برای چندین هفته ادامه یافت و حملات هوایی به شهرهای ایران بیش از سه هزار کشته بر جای گذاشت. در روزهای پایانی این مرحله، تهدیدها علیه زیرساخت‌های راهبردی و تأسیسات انرژی افزایش یافت. آمریکا پل B1 کرج را بمباران کرد و اسرائیل نیز بخش‌هایی از هشت پل را تخریب کرد. هم‌زمان، دونالد ترامپ تهدیدهایی علیه زیرساخت‌ها و موجودیت تمدنی ایران مطرح کرد.

این مرحله در ۸ آوریل با پذیرش ابتکار آتش‌بس پاکستان از سوی ایران و آمریکا پایان یافت و مذاکرات در اسلام‌آباد از سر گرفته شد. با این حال، در ژوئیه دور کوتاه دیگری از حملات آغاز شد. ترامپ در ۲۲ ژوئیه اعلام کرد در برابر هر کشتی که ایران در تنگه هرمز هدف قرار دهد، یک پل یا نیروگاه ایرانی را نابود خواهد کرد. این تحولات نشان می‌دهد که زیرساخت‌های غیرنظامی و اقتصادی به بخش مهمی از محاسبات جنگی تبدیل شده‌اند.

اقتصاد ایران؛ کانون فشارهای داخلی

یکی از محورهای مهم تحلیل فارن‌پالیسی، ارتباط میان جنگ خارجی و شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران است. هاشم معتقد است اقتصاد می‌تواند مهم‌ترین عامل شکل‌گیری ناآرامی داخلی باشد. او به برآورد رئیس‌کل بانک مرکزی ایران اشاره می‌کند که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه را حدود ۸۴ درصد اعلام کرده است. به نوشته او، تحریم‌ها قدرت خرید مردم را کاهش داده و زندگی روزمره را دشوارتر کرده‌اند. همین فشار اقتصادی، آمریکا و اسرائیل را به این ارزیابی رسانده که تشدید فشار خارجی ممکن است به انفجار نارضایتی داخلی منجر شود.

با این حال، این پژوهشگر استدلال می‌کند که جنگ در ماه‌های اخیر پیامد متضادی نیز داشته است. به باور او، حملات خارجی و ادبیات به‌کاررفته از سوی ترامپ و بنیامین نتانیاهو، بخشی از جامعه ایران را به حمایت بیشتر از حکومت سوق داده است؛ زیرا بسیاری از ایرانیان این تهدیدها را متوجه هویت ملی کشور می‌دانند.

هاشم همچنین معتقد است ترور رهبر جمهوری اسلامی، به‌عنوان عالی‌ترین مرجع مذهبی و سیاسی کشور، برای بخشی از جامعه این تصور را ایجاد کرده که هویت مذهبی شیعی نیز هدف قرار گرفته است.

او برای توضیح این وضعیت به تجمع‌های گسترده پس از آغاز جنگ اشاره می‌کند. تعداد این تجمع‌ها تا ماه مارس از ۸۵۰ مورد فراتر رفت و تجمع ۱۸ سپتامبر در تهران، موسوم به «جان‌فدای ایران»، صدها هزار نفر را گرد هم آورد.

تحلیل اصلی هاشم این است که جنگ، بخشی از نیروهای میانه جامعه را به سمت حمایت از حکومت سوق داده است.

بازسازی ساختار امنیتی برای مقابله با تهدید داخلی

در بخش دیگری هاشم به تغییرات ساختار امنیتی ایران می‌پردازد. به نوشته او، آیت الله مجتبی خامنه‌ای با صدور شش حکم، تغییراتی در فرماندهی نظامی ایجاد کرد. مهم‌ترین آنها انتصاب حسین طائب به فرماندهی بسیج بود. هاشم یادآور می‌شود که طائب بیش از یک دهه ریاست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران را بر عهده داشته است. نویسنده معتقد است مأموریت جدید طائب گسترش شبکه‌های اطلاعاتی در سطح محلی و تقویت ظرفیت حکومت برای مقابله با تهدیدهای داخلی است.

در این تحلیل، نگرانی حکومت تنها به اعتراضات عمومی محدود نیست؛ بلکه احتمال شکل‌گیری تحرکات جدایی‌طلبانه در مناطق مرزی نیز بخشی از محاسبات امنیتی تهران محسوب می‌شود. هاشم به‌ویژه از مناطق بلوچ‌نشین جنوب شرق و کردنشین شمال غرب ایران نام می‌برد و می‌نویسد حکومت خود را برای مقابله با هرگونه تلاش برای تجزیه کشور یا کاهش تمامیت ارضی آماده می‌کند.

او همچنین به جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره می‌کند که امارات متحده عربی سال‌هاست درباره مالکیت آنها ادعاهایی مطرح کرده است. از نگاه نویسنده، تهران چنین تهدیدهایی را در امتداد تلاش بلندمدت دشمنان خود برای تضعیف ساختار سیاسی و سرزمینی ایران ارزیابی می‌کند.

جنگ بعدی از کجا آغاز می‌شود؟

مهم‌ترین بخش مقاله فارن‌پالیسی به سناریوی دور بعدی درگیری اختصاص دارد. هاشم معتقد است پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جنگ دوباره آغاز خواهد شد، بلکه زمان آغاز مرحله بعدی آن است. آمریکا و اسرائیل ممکن است حملات بعدی را از همان نقطه‌ای آغاز کنند که مرحله پیشین متوقف شد و  زیرساخت‌های اقتصادی و راهبردی ایران را مورد هدف قرار دهند که در این سناریو جاده‌ها، پل‌ها، تأسیسات انرژی و شبکه‌های ارتباطی از جمله اهداف احتمالی خواهند بود. چنین حملاتی ممکن است با هدف افزایش هزینه مقاومت برای حکومت و جامعه ایران انجام شوند. در این چارچوب، آسیب‌رساندن به زیرساخت‌های اقتصادی می‌تواند فشار روزمره بر زندگی مردم را افزایش دهد.

اما بخش دیگری از سناریو، هدف‌گرفتن نظام فرماندهی و کنترل مرکزی ایران است. به اعتقاد هاشم، چنین اقدامی می‌تواند با هدف مختل‌کردن توان حکومت برای پشتیبانی از استان‌های پیرامونی در شرایط افزایش فشارهای امنیتی صورت گیرد. در این صورت، جنگ نظامی و فشارهای داخلی به دو بخش مرتبط از یک سناریوی واحد تبدیل خواهند شد.

تغییر معادله دفاع منطقه‌ای ایران

هاشم معتقد است موقعیت دفاعی ایران نسبت به سال‌های گذشته تغییر کرده است. ایران برای مدت طولانی از ظرفیت متحدان منطقه‌ای خود به‌عنوان بخشی از راهبرد دفاع پیشرو استفاده می‌کرد؛ راهبردی که هدف آن دورنگه‌داشتن تهدیدهای نظامی از مرزهای کشور بود. اما تحولات سه سال گذشته ساختار متحدان منطقه‌ای ایران را تضعیف کرده و نقش آنها را در دفاع از کشور به جایگاهی ثانویه منتقل کرده است. در نتیجه، جغرافیای ایران و توان موشکی و پهپادی مستقر در داخل کشور اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

با وجود این، گروه‌های همسو با ایران همچنان می‌توانند در دور بعدی جنگ به‌ویژه از طریق گسترش جغرافیای درگیری و افزایش هزینه آن برای کشورهای منطقه نقش داشته باشند. در این میان، نقش حوثی‌های یمن برجسته‌تر خواهد بود.

از هرمز تا باب‌المندب

یکی از خطرناک‌ترین سناریوها گسترش جنگ از خلیج فارس به دریای سرخ است. هاشم معتقد است حوثی‌ها اکنون در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند بر رفت‌وآمد دریایی در تنگه باب‌المندب اثر بگذارند و حتی امکان باز یا بسته‌ماندن آن را تحت تأثیر قرار دهند. اهمیت این گذرگاه پس از محدودشدن تردد در تنگه هرمز افزایش یافته است؛ زیرا باب‌المندب به بخشی از مسیر جایگزین انتقال نفت تبدیل شده است. هدف‌گرفتن این مسیر می‌تواند دامنه بحران انرژی و حمل‌ونقل دریایی را گسترش دهد.

او همچنین به سابقه حملات حوثی‌ها به خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی و دیگر تأسیسات نفتی این کشور اشاره می‌کند. در چنین سناریویی، جنگ دیگر تنها به ایران، اسرائیل و آمریکا محدود نخواهد ماند و زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای تجاری کشورهای دیگر نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.

عراق و لبنان در محاسبات جنگ آینده

فارن‌پالیسی نقش عراق و لبنان را نیز در سناریوهای احتمالی بررسی می‌کند. به اعتقاد نویسنده، پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، برخی گروه‌های مسلح این کشور با محدودیت‌های کمتری مواجه‌اند و ممکن است فعالیت خود را به سمت اقلیم کردستان عراق، عربستان سعودی و اردن گسترش دهند.

در لبنان، شرایط متفاوت ارزیابی شده است. هاشم می‌نویسد حزب‌الله پس از جنگ ۲۰۲۶ با کاهش قلمرو نفوذ، تلفات انسانی و خسارت به تسلیحات مواجه شده و قدرت اثرگذاری آن بر تصمیم‌های سیاسی لبنان نیز محدودتر شده است. به همین دلیل، این گروه تاکنون عمدتاً از ورود دوباره به جنگ خودداری کرده است. با این حال اگر حزب‌الله دور بعدی درگیری را تهدیدی موجودیتی علیه تهران ارزیابی کند، محاسبات داخلی لبنان دیگر عامل تعیین‌کننده در تصمیم آن نباشد. در این صورت، امکان گسترش جغرافیایی جنگ افزایش خواهد یافت.

آیا دور بعدی ویرانگرتر خواهد بود؟

نتیجه‌گیری فارن‌پالیسی بر یک فرض اصلی استوار است. طرف‌های درگیر هنوز به توافقی درباره پایان واقعی منازعه نرسیده‌اند و توقف‌های موقت نظامی، اختلاف بنیادی میان آنها را برطرف نکرده است. هاشم معتقد است دور بعدی جنگ، صرف‌نظر از اینکه کدام طرف آغازگر آن باشد، ممکن است از مراحل قبلی ویرانگرتر باشد.

او گستره احتمالی درگیری را از تنگه هرمز تا باب‌المندب و از اقلیم کردستان عراق تا اردن ترسیم می‌کند و حتی احتمال گسترش آن به مناطق دیگر را نیز مطرح می‌سازد. در این ارزیابی، یکی از عوامل تشدید خطر آن است که رهبران ایران ممکن است تصور کنند خطوط قرمز آنها بارها نقض شده و بنابراین در دور بعدی انگیزه بیشتری برای پاسخ شدیدتر داشته باشند. از سوی دیگر، تهران ممکن است بر این محاسبه تکیه کند که افزایش حملات خارجی، به جای تضعیف انسجام داخلی، بخش‌هایی از جامعه را بیشتر به حمایت از حکومت سوق خواهد داد.

آنچه تحلیل فارن‌پالیسی را از روایت‌های معمول درباره احتمال آغاز جنگ متمایز می‌کند، نگاه آن به تداوم منازعه است. در این چارچوب، آتش‌بس لزوماً پایان جنگ نیست و حتی مذاکرات نیز ممکن است بیش از آنکه بر توافق نهایی متمرکز باشند، تحت تأثیر محاسبات طرفین درباره مرحله بعدی درگیری قرار گیرند. اگر اهداف بنیادی طرف‌های درگیر تغییر نکند، توقف‌های مقطعی نمی‌توانند به‌تنهایی مانع بازگشت جنگ شوند. از نگاه نویسنده، خطر اصلی نیز صرفاً تکرار حملات گذشته نیست، بلکه گسترش آنها به زیرساخت‌های حیاتی ایران و مسیرهای راهبردی انرژی در منطقه است؛ سناریویی که می‌تواند هزینه‌های انسانی و اقتصادی بسیار سنگین‌تری نسبت به مراحل پیشین داشته باشد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 617798
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]