[ads1]

جهان به سوی جنگ جهانی سوم می‌رود؟ | تاریخ پس از ۱۰۰ سال دوباره تکرار خواهد شد؟

هم‌زمان با گسترش جنگ در اوکراین و خاورمیانه و افزایش تنش‌های نظامی در شرق آسیا، نگرانی درباره وقوع جنگ جهانی سوم به یکی از موضوعات اصلی محافل سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. گیدئون راخمن، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی فایننشال‌تایمز، معتقد است اگرچه جهان هنوز وارد جنگی جهانی نشده، تضعیف نظم بین‌المللی، تغییر موازنه قدرت به زیان غرب و کاهش اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا، خطر وقوع چنین جنگی را افزایش داده است.

جهان صنعت نیوز – حملات موشکی مرگبار به فرودگاه ریاض، کشته‌شدن بیش از ۱۰۰ غیرنظامی در حملات روسیه به اوکراین، هشدار لهستان درباره احتمال تلفات ناشی از حملات روسیه در خاک اتحادیه اروپا و آغاز رزمایش شش‌روزه چین، همگی در فاصله یک هفته رخ داده‌است. مجموعه این تحولات تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در آن خطر جنگ دیگر به مناطق سنتی بحران محدود نیست.

گیدئون راخمن، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی فایننشال‌تایمز، در مقاله‌ای با عنوان «آیا ناخواسته به سوی جنگ جهانی سوم می‌رویم؟» استدلال می‌کند که کشورهایی در اروپای غربی، شرق آسیا و خلیج فارس که برای دهه‌ها امنیت را وضعیتی نسبتاً بدیهی می‌دانستند، اکنون ناچار هستند احتمال وقوع جنگ را در محاسبات خود جدی بگیرند.

به اعتقاد نویسنده، نقطه عطف این تحول، حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود. در روزهای پیش از آغاز جنگ، مقام‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا هشدار می‌دادند که نیروهای روسیه به‌زودی به کی‌یف حمله خواهند کرد؛ اما بسیاری از سیاست‌گذاران اروپایی همچنان وقوع چنین جنگی را در قرن بیست‌ویکم غیرقابل‌باور می‌دانستند. اکنون، بیش از چهار سال پس از آغاز جنگ اوکراین، احتمال وقوع جنگ جهانی سوم به موضوعی تبدیل شده که رهبران سیاسی آشکارا درباره آن سخن می‌گویند.

دونالد ترامپ در رویارویی تلویزیونی با ولودیمیر زلنسکی در فوریه ۲۰۲۵، رئیس‌جمهور اوکراین را به خطرانداختن جهان در آستانه جنگ جهانی سوم متهم کرد. از نگاه ترامپ، ادامه حمایت غرب از اوکراین ممکن است آمریکا را وارد جنگ مستقیم با روسیه کند. در مقابل، زلنسکی معتقد است ناتوانی در متوقف‌کردن تجاوز روسیه، خطر وقوع جنگ جهانی گسترده‌تر را افزایش می‌دهد.

مارک روته، دبیرکل ناتو، نیز در سال ۲۰۲۵ به رهبران اروپایی هشدار داد که روسیه می‌تواند هدف بعدی خود را در میان کشورهای عضو این پیمان انتخاب کند و اروپا باید برای جنگی در ابعاد درگیری‌های نسل‌های گذشته آماده شود.

آیا جنگ جهانی سوم آغاز شده است؟

راخمن برای پاسخ به این پرسش، ابتدا میان جنگ‌های منطقه‌ای و جنگ جهانی تمایز قائل می‌شود. به اعتقاد او، جنگ جهانی دو ویژگی اساسی دارد. نخست، قدرت‌های بزرگ جهان باید مستقیماً با یکدیگر وارد جنگ شوند؛ دوم، دامنه درگیری باید از یک منطقه فراتر برود و چند قاره را در بر بگیرد. بر اساس این تعریف، جهان هنوز وارد جنگ جهانی سوم نشده است. بااین‌حال، پیوند میان درگیری‌های منطقه‌ای و مشارکت غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ، خطر گسترش جنگ را افزایش داده است.

در جنگ اوکراین، نیروهای کره شمالی در کنار ارتش روسیه جنگیدند و چین با حمایت اقتصادی و فناوری به مسکو کمک کرده است. در مقابل، کشورهای غربی از اوکراین حمایت نظامی و مالی می‌کنند. جنگ ایران و آمریکا نیز با درگیری اوکراین ارتباط پیدا کرده است. به نوشته فایننشال‌تایمز، شواهد و گزارش‌ها حاکی از آن است که روسیه در شناسایی اهداف نظامی آمریکا در خاورمیانه به ایران کمک کرده است. هم‌زمان، اوکراین نیز تجربه خود در مقابله با پهپادها را در اختیار کشورهای حوزه خلیج فارس قرار داده است. این تحولات نشان می‌دهند که جنگ‌های ظاهراً مستقل، به‌تدریج از طریق همکاری‌های نظامی، اطلاعاتی و فناوری به یکدیگر متصل می‌شوند.

نویسنده همچنین به افزایش همکاری میان روسیه، چین، ایران و کره شمالی اشاره می‌کند؛ کشورهایی که با وجود تفاوت منافع، در مخالفت با نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا اشتراک دارند. روسیه و کره شمالی در سال ۲۰۲۴ پیمان دفاع متقابل امضا کردند و چین و روسیه نیز پیش از آغاز جنگ اوکراین از مشارکتی بدون محدودیت سخن گفته بودند. بااین‌حال، راخمن تأکید می‌کند که وجود این همکاری‌ها هنوز به معنای آغاز جنگ جهانی نیست، بلکه شرایطی ایجاد کرده که در آن گسترش یک بحران منطقه‌ای می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای همان منطقه داشته باشد.

جهان درگیر بیشترین تعداد جنگ پس از ۱۹۴۵

نگرانی درباره جنگ جهانی در شرایطی افزایش یافته که شمار درگیری‌های مسلحانه و تلفات انسانی در جهان نیز رو به افزایش است. گروه بین‌المللی بحران اخیراً ۶۵ درگیری فعال را در جهان شناسایی کرده که بیشترین تعداد از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون است.

جنگ روسیه و اوکراین اکنون از نظر مدت‌زمان از جنگ اتحاد جماهیر شوروی علیه آلمان نازی نیز فراتر رفته است. دولت بریتانیا برآورد می‌کند روسیه از آغاز حمله به اوکراین حدود ۱.۵ میلیون کشته و زخمی داشته است. تلفات اوکراین نیز احتمالاً به صدها هزار نفر می‌رسد.

در خاورمیانه، جنگ غزه به کشته‌شدن حدود ۷۰ هزار فلسطینی و دو هزار اسرائیلی، علاوه بر حدود ۱۲۰۰ کشته حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳، منجر شده است.

درگیری‌های اخیر خلیج فارس نیز اگرچه از نظر شمار قربانیان با جنگ‌هایی مانند جنگ عراق قابل‌مقایسه نیست، امنیت کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی را که پیش‌تر از ثبات نسبی برخوردار بودند، تحت تأثیر قرار داده است.

در سودان نیز جنگ داخلی با کشتار گسترده غیرنظامیان و آوارگی بیش از ۱۴ میلیون نفر همراه شده است.

از نگاه نویسنده، افزایش هم‌زمان این درگیری‌ها نشان‌دهنده تغییر گسترده‌تر در محیط امنیتی جهان است؛ تغییری که نمی‌توان آن را صرفاً به تصمیمات یک دولت یا یک جنگ مشخص نسبت داد.

افول نسبی قدرت غرب و تغییر موازنه جهانی

یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش خطر جنگ، تغییر موازنه قدرت اقتصادی و نظامی در جهان است. در سال ۱۹۸۹، هم‌زمان با سقوط دیوار برلین، کشورهای گروه هفت شامل آمریکا، بریتانیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، کانادا و ژاپن، حدود دوسوم تولید اقتصادی جهان و سهم مشابهی از هزینه‌های نظامی بین‌المللی را در اختیار داشتند. اما تا سال ۲۰۲۲، سهم این کشورها از تولید ناخالص داخلی جهان به حدود ۴۳ درصد و سهم آنها از هزینه‌های نظامی به نزدیک ۵۰ درصد کاهش یافت.

راخمن معتقد است کاهش قدرت نسبی غرب، فرصت بیشتری برای کشورهایی فراهم کرده که خواهان تغییر نظم بین‌المللی موجود هستند. در همین حال، پیامدهای جنگ‌های افغانستان و عراق موجب تقویت مخالفت با مداخلات نظامی خارجی در جامعه آمریکا شده است. رؤسای‌جمهور متوالی این کشور نیز وعده داده‌اند به جنگ‌های طولانی‌مدت پایان دهند.

این تحولات ممکن است محاسبات رقبای آمریکا را تغییر داده باشد. از نگاه نویسنده، روسیه، چین و ایران در چنین محیطی آمادگی بیشتری برای پذیرش مخاطرات ژئوپلیتیکی پیدا کرده‌اند. او یادآور می‌شود که حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، بدون سابقه نبود. جنگ روسیه با گرجستان در سال ۲۰۰۸، الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ و مداخله نظامی در سوریه در سال ۲۰۱۵، همگی پیش از آن رخ داده بودند. چین نیز با ساخت پایگاه‌های نظامی در جزایر مصنوعی دریای جنوبی چین و افزایش فشار نظامی بر تایوان، تلاش کرده موقعیت منطقه‌ای خود را تقویت کند.

بازگشت سیاست قدرت و تضعیف قواعد بین‌المللی

راخمن عامل دیگر افزایش ناامنی جهانی را ظهور رهبرانی می‌داند که به جای قواعد بین‌المللی، بر قدرت نظامی و اراده سیاسی تأکید دارند. او ولادیمیر پوتین، شی جین‌پینگ، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را نمونه‌هایی از رهبرانی معرفی می‌کند که در سیاست خارجی خود به ملی‌گرایی و نمایش قدرت اهمیت زیادی می‌دهند. به اعتقاد نویسنده، گسترش این رویکرد می‌تواند یکی از مهم‌ترین اصول نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، یعنی ممنوعیت تصرف سرزمین دیگر کشورها از طریق زور، را تضعیف کند.

این اصل مبنای واکنش غرب به حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود. اما دولت دوم ترامپ نیز با طرح ادعاهای ارضی درباره گرینلند و سخن‌گفتن از تبدیل کانادا به ایالت پنجاه‌ویکم آمریکا، از نگاه راخمن به تضعیف همین اصل کمک کرده است. نویسنده معتقد است زمانی که قدرت‌های بزرگ تصرف سرزمین یا تحمیل اراده خود بر کشورهای کوچک‌تر را مشروع جلوه دهند، احتمال رویارویی نظامی افزایش می‌یابد.

آیا تقسیم جهان میان قدرت‌های بزرگ صلح می‌آورد؟

یکی از ایده‌هایی که در سال‌های اخیر دوباره مطرح شده، تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ قدرت‌های بزرگ است. براساس این دیدگاه، هر قدرت بزرگ باید در منطقه پیرامونی خود دست بالا را داشته باشد و دیگر قدرت‌ها نیز حوزه نفوذ آن را به رسمیت بشناسند. در چنین نظمی، روسیه در اروپای شرقی، چین در شرق آسیا و آمریکا در نیمکره غربی نقش مسلط خواهند داشت.

طرفداران این رویکرد معتقدند پذیرش حوزه‌های نفوذ می‌تواند از برخورد مستقیم قدرت‌های بزرگ جلوگیری کند. اما راخمن این نظریه را ناکافی می‌داند؛ زیرا منافع و اراده کشورهای کوچک‌تر را نادیده می‌گیرد. او به مقاومت اوکراین در برابر روسیه اشاره می‌کند و می‌پرسد چرا کشورهایی مانند کانادا یا تایوان باید بدون مقاومت، سلطه یک قدرت بزرگ را بپذیرند.

حتی اگر تنها منافع قدرت‌های بزرگ در نظر گرفته شود، تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ نمی‌تواند صلح را تضمین کند. برای نمونه، آمریکا به‌سختی می‌تواند الحاق تایوان به چین را بپذیرد؛ به‌ویژه آنکه تایوان حدود ۹۰ درصد پیشرفته‌ترین نیمه‌رساناهای جهان را تولید می‌کند. اتحادیه اروپا نیز حاضر نخواهد بود بازگشت کشورهایی مانند لهستان و رومانی به حوزه نفوذ روسیه را بپذیرد. بنابراین، رقابت بر سر حوزه‌های نفوذ می‌تواند خود به عامل تازه‌ای برای جنگ تبدیل شود.

خطر اصلی؛ اشتباه محاسباتی قدرت‌های بزرگ

مهم‌ترین بخش تحلیل فایننشال‌تایمز به تضعیف بازدارندگی نظامی و اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا مربوط می‌شود. از زمان تشکیل ناتو در اواخر دهه ۱۹۴۰، یکی از پایه‌های امنیت غرب این بوده که هر کشور متجاوز بداند حمله به متحدان آمریکا با واکنش جمعی و قدرتمند روبه‌رو خواهد شد. این سازوکار، همراه با خطر جنگ هسته‌ای، در دوران جنگ سرد مانع رویارویی مستقیم آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی شد. اما راخمن معتقد است سیاست‌های ترامپ درباره متحدان، اعتبار این تعهدات را با ابهام روبه‌رو کرده است.

پرسش این است که آیا آمریکا در صورت حمله روسیه به کشورهای بالتیک یا لهستان، واقعاً وارد جنگ خواهد شد؟ آیا واشنگتن برای دفاع از ژاپن یا دیگر متحدان آسیایی خود حاضر به پذیرش هزینه‌های یک جنگ بزرگ است؟ از نگاه نویسنده، خطر اصلی در همین نامشخص‌بودن پاسخ نهفته است.

او برای توضیح این مسئله به تجربه دو جنگ جهانی پیشین اشاره می‌کند. در سال ۱۹۱۴، آلمان تصور می‌کرد بریتانیا برای دفاع از بی‌طرفی بلژیک وارد جنگ نخواهد شد؛ اما این محاسبه اشتباه بود. در سال ۱۹۳۹ نیز آدولف هیتلر تصور می‌کرد بریتانیا و فرانسه، همانند بحران‌های پیشین، در برابر حمله به لهستان عقب‌نشینی خواهند کرد. این محاسبه نیز نادرست از آب درآمد. در هر دو مورد، برداشت اشتباه از اراده طرف مقابل برای اجرای تعهدات امنیتی، در گسترش جنگ نقش داشت.

راخمن هشدار می‌دهد که امروز نیز چین باید درباره اعتبار تعهدات آمریکا در قبال تایوان تصمیم بگیرد و روسیه باید ارزیابی کند که آیا ماده پنجم پیمان ناتو، مبنی بر دفاع جمعی از اعضا، همچنان تعهدی معتبر است یا خیر. اگر یکی از این قدرت‌ها به این نتیجه برسد که آمریکا برای دفاع از متحدانش وارد جنگ نخواهد شد و این برداشت اشتباه باشد، احتمال وقوع درگیری مستقیم میان قدرت‌های بزرگ افزایش می‌یابد.

فایننشال‌تایمز نتیجه می گیرد که جهان هنوز وارد جنگ جهانی سوم نشده، اما برخی از شرایطی که در گذشته به وقوع جنگ‌های جهانی منجر شدند، بار دیگر در حال شکل‌گیری هستند. افزایش شمار جنگ‌ها، تغییر موازنه قدرت، تضعیف قواعد بین‌المللی و کاهش اعتبار تعهدات امنیتی، محیطی ایجاد کرده‌اند که در آن یک اشتباه محاسباتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک بحران منطقه‌ای داشته باشد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 619649
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]