«توافق کافی» به جای «غنیسازی صفر»

رابرت اینهورن، مذاکره کننده پیشین هستهای آمریکا پیشنهاد میکند به جای اصرار آمریکا بر «غنیسازی صفر»، یک توافق «بهاندازه کافی خوب» با محدودیتهای سختگیرانه و راستیآزمایی تقویتشده بر غنیسازی در ایران دنبال شود.
جهان صنعت نیوز، مقالهای از رابرت اینهورن در مجله فارن افرز با اشاره به حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا میگوید این ضربات هرچند به برنامه هستهای ایران آسیب زده، اما علاقه تهران به توان هستهای را از بین نبرده و ابهام درباره مواد، تجهیزات و مکانهای حساس را بیشتر کرده است. بهگفته او، اصرار دولت ترامپ بر «غنیسازی صفر» تاکنون با مخالفت قاطع تهران روبهرو شده و سناریوی اتکا به اقدامات اطلاعاتی و حملات مکرر میتواند به چرخهای از تنش و درگیری بینجامد.
نسخه پیشنهادی برای بنبست هستهای ایران
رابرت اینهورن، مقام پیشین آمریکایی، در تحلیلی برای فارن افرز مینویسد مشخص نیست حملات اخیر اسرائیل و آمریکا احتمال هستهایشدن ایران را کم کرده یا افزایش داده باشد؛ این حملات با وجود وارد کردن خسارت جدی به زیرساختها، علاقه جمهوری اسلامی به گزینه هستهای را از میان نبرده و بر ابهام درباره میزان، محل و وضعیت عناصر کلیدی برنامه افزوده است. بهگفته او، این حملات مسیرهای ساخت بمب را نیز نبستهاند؛ زیرا ایران میتواند با تجهیزات، مواد و دانش باقیمانده، در ابعادی کوچک و پنهان فعالیت کند.
بازگشت به میز مذاکره و بنبست «غنیسازی صفر»
پس از آتشبس جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ تلاش کرده گفتوگوهای دوجانبه با تهران را از سر بگیرد؛ هرچند اختلافات داخلی در ایران و پیششرطهایی نظیر تضمین عدم حمله در طول مذاکرات، روند تماسها را دشوار کرده است. با این حال، گزارشهایی حاکی از آن است که تمایل مذاکره در ایران وجود دارد. دستور کار واشنگتن همچنان «غنیسازی صفر» است؛ موضعی که بهصراحت از سوی تهران رد شده، زیرا برنامه غنیسازی برای ایران موضوعی حیثیتی، نماد پیشرفت و سپر تأمین سوخت تلقی میشود.
ضرورت احیای نظارت آژانس؛ ۴۰۰ کیلو اورانیوم پرابهام
اینهورن تأکید میکند اولویت فوری آمریکا باید بازگرداندن فعالیتهای نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد؛ نظارتی که طبق قانونی امضاشده از سوی رئیسجمهور ایران در ۲ ژوئیه متوقف شد. آژانس پس از حملات ژوئن دیگر نمیتواند حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و نیز تعداد نامعلومی از سانتریفیوژهای تولیدشده پس از محدودیتهای سال ۲۰۲۱ را حسابرسی کند. هیأت آژانس در ۱۱ آگوست به تهران رفت اما دسترسی به سایتهای هستهای دریافت نکرد؛ انتظار میرود ایران ابتدا فقط به مراکز کمحساس مانند نیروگاه بوشهر و رآکتور تهران دسترسی بدهد و «همکاری کامل» را به مرحله معامله نهایی موکول کند.
گزینه موقت یا توافق نهایی؟
به دلیل شکاف بر سر غنیسازی، دو طرف به یک توافق موقت نیز اندیشیدهاند؛ توافقی کوتاهمدت برای خریدن زمان و نمایش پیشرفت محدود. اما از آنجا که تولید ۶۰ درصدی فعلاً بهدلیل حملات متوقف شده، امتیازهای پیشین جذابیت خود را از دست داده است. در سناریوی موقتِ پساجنگ، آمریکا احتمالاً بازگشت قابلتوجه نظارت آژانس یا خودداری ایران از تدارکات ازسرگیری غنیسازی در سایتهای آسیبدیده را میخواهد و ایران در مقابل، بخشی از رفع تحریمها، آزادسازی منابع مسدودشده یا تعهد عدم حمله را طلب میکند. بااینهمه، دوام چنین توافقی کوتاه خواهد بود.
چرا «اتکای صرف به زور» خطرناک است
اینهورن مینویسد کنار گذاشتن دیپلماسی و تمرکز بر رصد اطلاعاتی و حملات دورهای (رویکرد «چیدن چمن») اگرچه در برابر تأسیسات بزرگ مؤثر بوده، اما در برابر برنامههای کوچک و عمیقاً پنهانشده کارایی محدودی دارد و میتواند به تلافیهای ایران و درگیریهای ممتد منطقهای بینجامد؛ همچنین خطر خروج ایران از NPT را افزایش میدهد و شرکای خلیج فارسِ آمریکا را نگران میکند.
مؤلفههای «توافق کافی»: محدود اما راستیآزماییشده
اینهورن تغییر موضع آمریکا از «صفر» به غنیسازی محدود و بهشدت قابلراستیآزمایی را پیشنهاد می کند که متناسب با نیازهای واقعی و کوتاهمدت یک برنامه صلحآمیز باشد. چارچوب پیشنهادی شامل حذف ذخایر بالای ۵٪ (رقیقسازی یا انتقال به کشور ثالث)، تبدیل سریع اورانیوم زیر ۵٪ به پودر برای دشوار شدن ارتقا به مصارف نظامی، محدودیت موجودی هگزافلوراید (گاز) به اندازه نیازهای فوری سوخت، غنیسازی فقط در یک تأسیسات رو-زمینی و بستن دائمی نطنز و فردو، اعلام و توجیه هر افزایش ظرفیت (سانتریفیوژ، موجودی، یا سایت جدید) بر اساس پروژههای واقعی نزدیک به بهرهبرداری.
همچنین باید نظارت تقویتشده فراتر از برجام در دستور کار قرار گیرد: ارائه اطلاعات کامل درباره فعالیتهای بدون نظارت از ۲۰۲۱، ممنوعیت تجهیزات و فعالیتهای مرتبط با سلاح، اعلام و راستیآزمایی مصارف دوگانه، و استفاده گسترده از فناوریهای پیشرفته مانند پایش برخط غنا. دسترسی سریع آژانس به سایتهای مظنون (از جمله اماکن نظامی با ترتیبات تسهیلشده) و سازوکارهای حل اختلاف و اجرای فوری.
در ازای این محدودیتها، تخفیف تحریمی مرحلهای، آزادسازی منابع ایران، و حتی تعدیل برخی تحریمهای اولیه آمریکا پیشنهاد میشود تا دوام توافق افزایش یابد. مدت توافق باید طولانی (۲۵ تا ۳۰ سال) و بهتر است در قالب معاهده با رأی دوسوم سنا تثبیت شود. موازی با آن، تعهد جداگانه ایران برای عدم انتقال موشک، راکت و پهپاد به بازیگران غیردولت پیشنهاد میشود.
مزیتهای توافق در برابر تنش مزمن
بهباور نویسنده، چنین توافقی زمان «گریز هستهای» ایران را از حدود یک هفته (پیش از جنگ ۱۲ روزه) به چند ماه افزایش میدهد و همراه با نظارت ارتقایافته، فرصت مداخله بهموقع را فراهم میکند. این مسیر، خطر کشیدهشدن آمریکا به درگیری طولانی در خاورمیانه را کاهش میدهد، مطلوب شرکای خلیج فارس است، و فشار اشاعهای منطقه را کم میکند.
مانعها و «اسنپبک» ۳۰ روزه
اجرای این مسیر مستلزم چرخش دولت ترامپ از «صفر» و عبور از مخالفتهای داخلی و انتقادات اسرائیل است؛ همچنین باید با احتمال اقدامات یکجانبه اسرائیل که میتواند روند مذاکرات را بههم بزند، کنار آمد. از سوی دیگر، فرانسه، آلمان و بریتانیا در ۲۸ آگوست فرآیند ۳۰روزه اسنپبک را آغاز کردهاند. اگر ایران ظرف ۳۰ روز به اقداماتی—از نگاه اروپا—نشاندهنده تمایل به راهحل دیپلماتیک (از سرگیری مذاکرات یا احیای نظارت آژانس) تن دهد، اسنپبک اجرا نمیشود و احتمالاً قطعنامه ۲۲۳۱ و حق اسنپبک پس از ۱۸ اکتبر نیز تمدید خواهد شد؛ در غیر این صورت، تحریمهای شورای امنیت بازمیگردد. برخی نمایندگان ایران هشدار دادهاند که اجرای اسنپبک میتواند موضوع خروج از NPT را تقویت کند؛ سناریویی که میتواند هر مذاکرهای را ناممکن سازد.
نتیجهگیری: سخت اما شدنی
اینهورن تأکید میکند شاید رسیدن به توافقی با این سطح از محدودیت و نظارت ممکن نباشد؛ در آن صورت، دولت ترامپ چارهای جز تکیه بر ابزارهای سخت نخواهد داشت. با این حال، حتی برای مشروعیتبخشی به مسیر فشار و بازدارندگی، واشنگتن باید نشان دهد برای راهحل دیپلماتیکِ منعطف و جدی تلاش کرده اما با مخالفت ایران مواجه شده است.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :