عدم تمایل به فرزندآوری؛ نه یک انتخاب بلکه یک اجبار

زنگ خطر کاهش نرخ باروری و افزایش سالمندی به صدا درآمده، اما گوش شنوایی برای شنیدن آن وجود ندارد. این موضوع در سالهای آتی تبعات اقتصادی و اجتماعی گستردهای در پی خواهد داشت.
هما میرزایی- جهان صنعت نیوز: تا سال ۱۴۲۰ جمعیت بالای ۶۰ سال در ایران به بیش از ۲۰ درصد و در سال ۱۴۳۰ حدود ۲۳ درصد از کل جمعیت کشور خواهد رسید. آماری قابل توجه که علاوه بر ایجاد یک بحران اجتماعی جدی زنگ خطر را برای بخشهای مختلف اقتصاد کشور از جمله بازار کار و صندوقهای بازنشستگی به صدا در آورده است. نرخ باروری در دهه ۶۰ به ازای هر زن ۶ فرزند بوده است؛ در حال حاضر این نرخ به ۲ رسیده است. این عدد از آن رو قابل توجه است که نرخ باروری زیر ۱.۵ فرزند برای هر زن به معنای ورود کشور به مرحله پیری پرسرعت است.
قانونهای بی پشتوانه و غیر کارشناسی که تنها بودجه میبلعند
ارائه طرحهای غیر کارشناسی و کوتاه مدت مانند اعطای مبلغ ۲ میلیون تومان به صورت ماهیانه به مادرانی که بچهدار شوند، یا حذف و ممنوعیت غربالگری که تا همین الان هم به افزایش جمعیت کودکان دارای معلولیت منجر شده، نمیتوانند راهحل این بحران اجتماعی، امنیتی و اقتصادی باشند. قانون جوانی جمعیت نیز که در سال ۱۴۰۰ و با هدف تشویق زوجهای جوان به فرزندآوری تصویب شد، به دلیل دور بودن از واقعیتهای جامعه تا به امروز کوچکترین تاثیری بر این روند نداشته است. در شرایطیکه زوج جوان بیکارند، امکان اجاره یک خانه مناسب را هم ندارند، و فکر تهیه پوشک و شیر خشک با قیمتهای چند صد هزار تومانی ارزه بر اندامشان میاندازد، اعطای وام چند میلیونی و یا رایگان شدن زایمان طبیعی چهگونه میتواند مشوقی برای فرزندآوری باشد؟
زندگی بدون فرزند؛ انتخابی نه از سر اختیار بلکه از روی اجبار
احساس عدم اطمینان از آینده که با افزایش ناترازیهای مختلف، تورم افسارگسیخته و خطر جنگ بیش از گذشته شده، فکر بچهدار شدن را به کلی از ذهن زوجهای جوان خارج کرده است. در حقیقت عدم فرزندآوری که روزگاری یک تصمیم آگاهانه و خودخواسته برای برخی افراد بود، امروزه به یک انتخاب اجباری تبدیل شده است. بسیاری از زوجهای جوان در پاسخ به این پرسش که چرا بچهدار نمیشوید، میگویند در شرایطی که قیمتها هر روز بیشتر از قبل شده و دیگر توان خرید خانه و ماشین که هیچ، بلکه توان خرید اقلام ضروری ماهیانه را نداریم، وقتی آب و برق به نوبت قطع میشوند، چرا باید به اضافه کردن یک فرد به خانواده فکر کنیم؟ آینده آن کودک را چه کسی تضمین خواهد کرد؟
ابربحران اقتصادی ناشی از سالمندی پیش روست
در چشمانداز بلندمدت، اقتصاد متزلزل ایران تاب رویارویی با معضلات ناشی از سالمندی و کاهش جمعیت را نخواهد داشت. همین حالا با تشدید مشکلات بخش تولید و صنعت بسیاری از نیروی کار جوان به سمت مشاغل غیر مولد و دورهای مانند رانندگی تاکسیهای اینترنتی روانه شدهاند. با کاهش جمعیت جوان بازار کار در سالهای پیش رو با چالشهای جدی در زمینه کمبود نیروی کار و کاهش بهرهوری مواجه خواهد شد. این موضوع به طور کلی میتواند به افول هرچه بیشتر جایگاه ایران در نظام اقتصاد بینالملل و کاهش توان رقابتی در تمامی زمینههای علمی و اقتصادی بینجامد. از سوی دیگر، با افزایش جمعیت سالمند و کاهش درآمد صندوقهای بازنشستگی به دلیل کاهش درآمد حاصل از حق بیمه کارمندان، دولت با حجم تازهای از بدهی دست به گریبان خواهد شد. علاوه بر این موارد، افزایش هزینههای تحمیلی به سیستم بهداشت و درمان نیز فشار مضاعفی بر دوش نظام سلامت کشور خواهد گذاشت.
در شرایط فعلی و با اوج گرفتن بحرانهای زیست محیطی مانند خشکسالی و کمبود آب و آلودگی هوا انگیزه زندگی و امید به آینده در نسل جوان بیش از هر زمانی کاهش پیدا کرده است. خطر جنگ بر سر مردم باقی مانده و تورم هر روز رکورد تازهای میشکند. در این بین سیاستگذاران هرچه بیشتر از جامعه دور شده و دیگر صدای مردم به گوششان نمیرسد. دولت چهاردهم که با وعده گشایشهای اجتماعی و اقتصادی بر سر کار آمده بود نیز نتوانسته است به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند. سادهترین آن رفع فیلترینگ بود که در آن مورد هم صدای اعتراض مردم شنیده نشد. سیاستگذاران و تصمیمگیران در نهادهای مختلف با یک حساب سرانگشتی میتوانند متوجه دلیل اصلی عدم رغبت مردم به فرزندآوری و خسارات جبرانناپذیر آن در سالهای پیش رو شوند، اما ظاهرا مشغول مسائل کلانتر و بزرگتری مانند دعواهای جناحی و درون گروهی هستند.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :
