کالابرگ یا یارانه نقدی؟ جدال دو نسخه برای نجات سفره ایرانی

در شرایط تورم مزمن، کاهش مستمر قدرت خرید و فرسایش رفاه خانوارها به یکی از پایدارترین ویژگیهای اقتصاد ایران تبدیل شده، سیاستهای حمایتی دولت بار دیگر به کانون توجه بازگشتهاند. دو ابزار اصلی این سیاستها، یعنی یارانه نقدی و کالابرگ الکترونیک، هر یک مدافعان و منتقدان خود را دارند. در مختصات اقتصاد ایران، کدامیک از این دو ابزار میتواند کارآمدتر، عادلانهتر و کمهزینهتر باشد.
جهان صنعت نیوز – بحث کالابرگ الکترونیک یا یارانه نقدی در ایران بازتابدهنده دو نگاه متفاوت به نقش دولت در حمایت از معیشت خانوارهاست. یارانه نقدی بر اصل اختیار مصرفکننده استوار است؛ یعنی دولت منابع را در اختیار خانوار قرار میدهد و تصمیمگیری درباره نحوه هزینهکرد را به خود او واگذار میکند. در مقابل، کالابرگ حتی در شکل مدرن و الکترونیکی آن بر هدایت مصرف تأکید دارد؛ به این معنا که دولت نهتنها حمایت میکند بلکه مشخص میکند این حمایت باید دقیقاً صرف چه کالاهایی شود.
در اقتصادی با تورمهای دو رقمی پایدار، این تفاوت اهمیت مضاعف پیدا میکند. پول نقد، هرچند در لحظه پرداخت میتواند نیاز خانوار را پاسخ دهد، اما بهسرعت ارزش واقعی خود را از دست میدهد. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که فاصله زمانی میان افزایش قیمتها و تعدیل یارانههای نقدی آنقدر زیاد بوده که عملاً اثر حمایتی یارانه به حداقل رسیده است. در چنین فضایی، ایده کالابرگ با این هدف مطرح میشود که حداقل سبد معیشتی، بهویژه سبد غذایی، از نوسانات شدید قیمت مصون بماند.
کالابرگ الکترونیک در ایران؛ از ایده تا اجرا
اجرای کالابرگ در ایران با تجربه کوپنهای دهه ۱۳۶۰ تفاوت اساسی دارد. در نسخه جدید، دولت تلاش کرده از ابزارهای دیجیتال برای کاهش هزینههای اجرایی، حذف صفها و افزایش شفافیت استفاده کند. اعتبار خرید بهصورت الکترونیکی در اختیار خانوارهای مشمول قرار میگیرد و امکان استفاده از آن در شبکه گستردهای از فروشگاههای خردهفروشی فراهم میشود. کالاهای مشمول نیز به اقلام مشخصی از سبد کالای اساسی محدود شدهاند؛ اقلامی که بیشترین سهم را در مصرف روزمره دهکهای کمدرآمد دارند.
منطق سیاستگذار در اینجا این است که در شرایطی که تورم مواد غذایی معمولاً از تورم عمومی بالاتر است، اگر حمایت دولت بهصورت نقدی پرداخت شود، تضمینی وجود ندارد که این منابع واقعاً صرف تأمین غذا شود. بهویژه در دهکهای پایین، فشار هزینههایی مانند اجاره مسکن، درمان یا بدهیهای انباشته ممکن است باعث شود یارانه نقدی پیش از آنکه به سبد غذایی برسد، مصرف شود. کالابرگ، با محدودکردن دامنه مصرف، میکوشد این نشت هدف را کاهش دهد.
با این حال، اجرای چنین طرحی در عمل با چالشهای جدی روبهروست. از یکسو، لازم است عرضه کالاهای مشمول در بازار بهطور پایدار تضمین شود؛ زیرا هرگونه کمبود میتواند به افزایش قیمتهای غیررسمی، افت کیفیت یا شکلگیری بازارهای ثانویه منجر شود. از سوی دیگر، پیچیدگی فنی سامانهها، هماهنگی با شبکه توزیع و نظارت بر قیمت و کیفیت کالاها هزینههای اداری قابلتوجهی را به دولت تحمیل میکند.
یارانه نقدی؛ سادگی اما با بهای تورم
یارانه نقدی در ظاهر سادهترین و کمهزینهترین ابزار حمایتی است. دولت مبلغی را بهصورت مستقیم به حساب خانوار واریز میکند و نیازی به ایجاد زیرساخت پیچیده توزیع یا نظارت مستمر ندارد. این سادگی اجرایی یکی از مهمترین مزیتهای یارانه نقدی بهشمار میرود؛ بهویژه در اقتصادی که ظرفیت اجرایی دولت با محدودیتهای نهادی و مالی روبهروست.
اما همین مزیت، نقطهضعف اصلی یارانه نقدی در شرایط تورمی نیز هست. پول نقد بهمحض واریز وارد چرخه مصرف میشود و در اقتصادی که تورم انتظاری بالاست، بخش قابلتوجهی از آن ممکن است صرف خرید دارایی یا تبدیل به ارز و طلا شود. حتی اگر خانوار قصد داشته باشد یارانه را صرف کالاهای ضروری کند، فاصله میان زمان دریافت یارانه و زمان خرید کافی است تا افزایش قیمتها بخش زیادی از قدرت خرید را از بین ببرد.
از منظر عدالت اجتماعی نیز یارانه نقدی همواره با مسئله هدفگیری مواجه بوده است. در نبود نظام دقیق شناسایی درآمدی، یارانه به دهکهایی پرداخت میشود که الزاماً نیازمند حمایت نیستند. اگرچه این مسئله در کالابرگ نیز بهطور کامل حل نشده، اما محدودکردن مصرف به اقلام اساسی میتواند شدت این نابرابری را تا حدی کاهش دهد.
تجربههای جهانی چه میگویند؟
مطالعات بینالمللی که به مقایسه کمکهای نقدی و کالایی پرداختهاند، یک نتیجه مشترک دارند که هیچ ابزار حمایتی ذاتاً بهتر از دیگری نیست. کارآمدی هر سیاست به هدف آن و به شرایط اقتصادی و نهادی کشور بستگی دارد. در کشورهایی که بازارها رقابتی، عرضه کالاها پایدار و نرخ تورم پایین است، یارانه نقدی غالباً نتایج مطلوبتری به همراه داشته است. در مقابل، در اقتصادهایی که با شوکهای قیمتی، محدودیت عرضه یا اهداف تغذیهای مشخص مواجهاند، ابزارهای مقیدتر مانند کالابرگ عملکرد بهتری نشان دادهاند.
نکته مهم آن است که تفاوت اصلی نه در نقدی یا غیرنقدی بودن حمایت بلکه در طراحی دقیق سیاست نهفته است. میزان حمایت، نحوه تعدیل آن با تورم، زیرساخت اجرایی و حتی ترکیب ابزارها میتواند بیش از نوع ابزار تعیینکننده باشد.
مختصات خاص اقتصاد ایران
اقتصاد ایران مجموعهای از ویژگیهای خاص را در خود دارد که انتخاب میان کالابرگ و یارانه نقدی را پیچیدهتر میکند. تورم مزمن و انتظارات تورمی بالا، بیثباتی بازار ارز، فشار هزینههای غیرغذایی بر خانوار و محدودیتهای مالی دولت از جمله این ویژگیهاست. در چنین شرایطی، اتکا صرف به یارانه نقدی بهویژه برای دهکهای پایین، عملاً به معنای پذیرش فرسایش سریع حمایت معیشتی است.
از سوی دیگر، اجرای گسترده کالابرگ بدون اصلاح ساختار بازار و تضمین عرضه نیز میتواند به ناکارآمدی بینجامد. اگر فروشگاهها انگیزهای برای عرضه کالاهای مشمول با کیفیت مناسب نداشته باشند یا اگر نظارت بر قیمتها ناکافی باشد، کالابرگ نهتنها به بهبود رفاه منجر نمیشود، بلکه میتواند نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.
راهحل صفر و یکی وجود ندارد
پرسش کالابرگ بهتر است یا یارانه نقدی پاسخ مطلق ندارد. آنچه از شواهد داخلی و تجربههای جهانی برمیآید، این است که انتخاب میان این دو ابزار باید تابع هدف سیاستی، شرایط تورمی و توان اجرایی دولت باشد. در کوتاهمدت و در شرایط تورم بالا، کالابرگ الکترونیک میتواند نقش مؤثرتری در حفاظت از حداقل سبد غذایی دهکهای پایین ایفا کند؛ به شرط آنکه ارزش اعتبار متناسب با تورم تعدیل شود و عرضه کالاها بهطور پایدار تضمین گردد. در مقابل، یارانه نقدی برای پوشش هزینههای متنوع خانوار، بهویژه در دهکهای میانی، همچنان ابزاری ضروری است.
واقعبینانهترین گزینه برای ایران نه حذف کامل یکی به نفع دیگری بلکه حرکت بهسوی یک مدل ترکیبی است؛ مدلی که در آن کالابرگ نقش تثبیتکننده حداقل معیشت غذایی را ایفا کند و یارانه نقدی انعطاف لازم برای پاسخ به سایر نیازهای خانوار را فراهم آورد. چنین رویکردی، اگر با شفافیت، تعدیلپذیری و نظارت مؤثر همراه شود، میتواند از دوگانهسازیهای سادهانگارانه عبور کرده و به بهبود واقعی رفاه خانوارها نزدیکتر شود.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژه
لینک کوتاه :
