نرخ ارز و ترس از جنگ صنعت هواپیمایی را زمینگیر کرد

نوسانات ارزی و ترس عمومی از احتمال بروز جنگ رغبت مردم به سفرهای هوایی را کاهش داده و صنایع هوایی را تا مرز ورشکستگی پیش برده است.
هما میرزایی-جهان صنعت نیوز: صنعت هوانوردی کشور در شرایطی با بحران چندلایه مواجه شده که فرسودگی گسترده ناوگان هوانوردی و کاهش چشمگیر تعداد پروازها توان عملیاتی ایرلاینها را به شکل محسوسی تضعیف کرده است؛ نوسانات ارزی پیدرپی فشارهای حاصل از جهش قیمت سوخت و هزینه تعمیرات و نگهداری تجهیزات را افزایش داده و کاهش تقاضای سفر در پی تنشهای خارجی و اختلالات ارتباطی و گرانی افسارگسیخته بلیط هواپیما شرکتهای هواپیمایی را به سمت ورشکستگی سوق میدهد. صنعت گردشگری و به تبع آن صنایع هوایی در ذات خود نیازمند پیشبینیپذیری بوده و به برنامهریزیهای بلندمدت وابسته هستند؛ در ماههای اخیر و در پی جنگ ۱۲ روزه، شرایط نه جنگ و نه صلح پس از آن، اعتراضات اخیر، و تنشهای سیاسی به وجود آمده امکان هرگونه برنامهریزی را از این صنعت سلب کرده و آن را در حداقلیترین وضعیت درآمدی و سودآوری قرار داده است.
تعداد هواپیماهای فعال کشور از حدود ۳۳۰ فروند به رقمی بین ۷۵ تا ۹۸ فروند کاهش یافته است و بیش از دو سوم ناوگان به دلیل فرسودگی زمینگیر هستند؛ میانگین سن هواپیماهای عملیاتی نیز بیش از ۲۶ سال بوده و بسیاری از پروازها با هواپیماهای قدیمی نسلهای گذشته انجام میشود. همین موضوع باعث کاهش بهرهوری، افزایش تأخیرها و بالا رفتن هزینهها شده و به گفته فعالان این صنعت، عرضه بلیت از تقاضا عقب مانده و شرکتهای هواپیمایی با ضرر و زیان مواجهاند.
رابطه مستقیم نرخ ارز و بلیط هواپیما
در روزهای اخیر قیمت ۹ میلیون تومانی پرواز تهران به مشهد در فضای مجازی خبرساز شد؛ مقصود اسعدی سامانی دبیر انجمن شرکتهای هواپیمایی میگوید افزایش قیمت بلیط هواپیما با توجه به رشد نرخ ارز مبادلهای و نرخ سوخت توجیهپذیر است. براساس فرمول تعیین نرخ که پایه آن معادل ۴۸ دلار به ازای هر ساعت صندلی پروازی است و با نرخ ارز مبادلهای و تالار دوم مرکز مبادله تبدیل میشود، بالا رفتن قیمت دلار و افزایش هزینه سوخت باعث شده بهای ریالی بلیت در مسیرهای مختلف به چند برابر قبل برسد؛ چرا که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینههای شرکتهای هواپیمایی ارزی است و افزایش این هزینهها بهطور مستقیم در قیمت نهایی بلیت انعکاس مییابد. افزایش ۴۰ درصدی نرخ سوخت هواپیما از ابتدای بهمن ماه نیز در این افزایش قیمت موثر بوده است. بنا به دستور دولت، نرخ این نوع سوخت از ۱۴ هزار و ۳۰۰ تومان به بیش از ۲۰ هزار تومان رسید. این رشد هزینهها در کنار کاهش تقاضای سفر، موجب شده دسترسی به سفرهای هوایی برای بخش قابلتوجهی از مردم، بهویژه طبقه متوسط، که تا پیش از این مشتری پروازهای داخلی و حتی پروازهای خارجی به مقاصد نزدیک مانند ترکیه و ارمنستان و دبی بودند، دشوارتر شود.
گرانی بلیط و ترس از جنگ تقاضا را به شدت کاهش داده است
طبق آمارهای رسمی اعلامشده، ضرر مالی شرکتهای هواپیمایی طی جنگ ۱۲ روزه به طور روزانه ۴۸۰ میلیارد تومان بوده است، که باعث کاهش ۷۰ درصدی درآمد ایرلاینها شد؛ کاهش درآمدی که تا به امروز و پس از گذشت حدود ۸ ماه هنوز جبران نشده است. یکی از مشاوران صنعت هوانوردی کشور در خصوص ادامه وضعیت ناپایدار سیاسی در کشور و تاثیر آن بر صنعت هوانوردی به جهان صنعت نیوز میگوید: «با توجه به شرایط خاص ایران، بهویژه احتمال درگیری نظامی یا بسته شدن آسمان کشور، و تاثیرپذیری قابل توجه صنایع هوایی از این وضعیت ضروری است که سناریوهای مختلف در برنامهریزیهای کلان لحاظ گردد. باید مشخص شود که اگر فضای هوایی کشور بسته شود، چگونه میتوان از ناوگان هوایی حفاظت کرد. صنعت هوانوردی در ماههای اخیر با انواع مشکلات و چالشها دست به گریبان بوده و نتوانسته به وضعیت عادی بازگردد. از نوسانات ارزی تا احتمال بروز جنگ، همگی بر تقاضای مردم و نرخ بلیط موثر هستند. بخش بزرگی از مردم به دلیل مشکلات مالی گسترده سفرهای تفریحی خود را بهطور کامل از سبد هزینه خانوار حذف کردهاند. چند درصد از مردم میتوانند برای یک سفر داخلی بلیط بالای ۱۰ میلیون تومانی تهیه کنند؟ از سوی دیگر، ترس عمومی از آغاز یک جنگ نیز به این وضعیت دامن زده است. هواپیماها یکی از آسیبپذیرترین و پرریسکترین وسایل نقلیه در شرایط جنگی هستند، و مردم این ریسک بزرگ را قبول نمیکنند. در صنعت هوایی، علاوه بر شرکتهایی که به طور مستقیم فعالیت میکنند، مجموعهای از شرکتهای وابسته هم فعال هستند: خدمات فرودگاهی، شرکتهای هلیکوپتری، شرکتهای هندلینگ، تأمینکنندگان قطعات، مراکز تعمیراتی، طراحی و ساخت، آموزش، و غیره. این صنایع بهشدت به صنعت مادر وابستهاند و تعطیلی آنها به معنای تعطیلی زنجیرهای کل سیستم است. بسیاری از این شرکتها به دلیل نوسانات ارزی و تحریمها، امکان واردات تجهیزات مورد نیاز یا فناوریهای مرتبط با تعمیرات و نگهداری را از دست دادهاند، و عملا در حال خروج از بازار هستند.»
ایرلاینهای متعدد، بدون پرواز
در ایران بیش از ۲۷ شرکت هواپیمایی فعالیت میکنند؛ این رقم بیشتر از بسیاری از کشورهای پیشرفته است. اما بسیاری از این شرکتها عملا در حد اسمی بر روی کاغذ هستند و پروازهای انگشتشماری را پوشش میدهند. رضاییکوچی، رییس کمیسیون عمران مجلس در اینباره میگوید: «کشورهای بزرگ دنیا ۲ تا ۳ شرکت هواپیمایی دارند، اما در کشور ما هر کسی با هر شغلی میآید و مجوز تاسیس ایرلاین دریافت میکند. تعدد ایرلاینهای کوچک و با بهرهوری پایین در ایران به این دلیل است که استانداردهای صدور مجوز در ایران نسبت به بسیاری از کشورها سهلگیرانه و پیش پا افتادهتر است؛ در برخی موارد متقاضی با تعداد کم هواپیما یا حتی هواپیماهای اجارهای میتواند گواهی بهرهبردار هواپیمایی (AOC) دریافت کند که باعث افزایش تعداد شرکتها شده است. گذشته از این نبود رقابت واقعی سبب شده است که ایرلاینها به صورت قارچگونه در ایران رشد کنند و برخلاف نظامهای حرفهای در بسیاری از کشورها، تعدد ایرلاینها در ایران از استانداردهای جهانی فراتر رفته است.»
سرمایهگذاری واقعی در صنعت هواپیمایی ایران به دلایل مختلفی دشوار است. اولین مشکل تحریمهای بینالمللی است که محدودیتهایی جدی برای خرید هواپیما، تأمین قطعات یدکی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته ایجاد کرده است. این تحریمها همچنین باعث شدهاند که شرکتهای هواپیمایی نتوانند با شرکتهای معتبر خارجی قراردادهای جدید ببندند یا ارتقاء ناوگان هوایی خود را انجام دهند. دومین عامل، مشکلات مالی و اقتصادی داخلی است که در نتیجه تورم بالا، نوسانات ارزی و عدم ثبات اقتصادی به وجود آمده است. این مشکلات باعث کاهش تقاضا و مشکلات نقدینگی برای شرکتها شده و از نظر مالی صنعت هواپیمایی را در شرایط بحرانی قرار داده است. بحرانی که ادامهدار خواهد بود و نویدبخش چشماندازی روشن برای این صنعت مهم نیست.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :
