xtrim

آمریکا در جنگ شناختی هم ایران را نفهمید

فرمانده سپاه کربلا با نگاهی تحلیلی به رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴، این تحولات را نه یک اعتراض صرف، بلکه مرحله‌ای از جنگ شناختی طراحی‌شده از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌داند؛ پروژه‌ای که به‌گفته او با هدف تسخیر ذهن و ادراک جامعه ایران کلید خورد اما در نهایت با سدّ هویت دینی و عقلانیت جمعی مردم ناکام ماند.

جهان صنعت نیوز، سردار محمد رضا موحد دریادداشتی در خصوص رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ در چارچوب «جنگ شناختی، گفت:اگر رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ را صرفاً در قالب «اعتراض»، «ناامنی» یا «چالش سیاسی» تحلیل کنیم، ناخواسته در زمین طراحان آن بازی کرده‌ایم. آنچه در دی‌ماه رخ داد، اجرای مرحله‌ای از یک پروژه جنگ شناختی آمریکایی–صهیونیستی بود که میدان اصلی آن، ذهن و ادراک جامعه ایران قرار داشت.

جنگ شناختی، برخلاف جنگ سخت، به‌دنبال تصرف خاک نیست؛ هدف آن تصرف محاسبات ذهنی است. این جنگ، چهار مؤلفه بنیادین ذهن انسان را هدف می‌گیرد: توجه، ادراک، حافظه و قضاوت.

دشمن می‌کوشد پیش از آنکه فرد تصمیم بگیرد چه کند، تصویری مخدوش از واقعیت در ذهن او بنشاند؛ اینکه «اکثریت جامعه به بن‌بست رسیده‌اند»، «هیچ راه اصلاحی وجود ندارد» و «فروپاشی نزدیک است». در چنین وضعی، رفتار فرد دیگر حاصل تحلیل عقلانی نیست، بلکه واکنشی هیجانی به یک واقعیت جعلی است.

در دی‌ماه، تمرکز عملیات دقیقاً بر تحریک هیجان پیش از فعال‌سازی عقل بود. سیل محتواهای کوتاه، تصویری، خشم‌برانگیز و دوقطبی‌ساز، فضای رسانه‌ای را اشباع کرد. یافته‌های روان‌شناسی اجتماعی به‌روشنی می‌گویند در شرایط برانگیختگی هیجانی بالا، توان قضاوت منطقی کاهش می‌یابد و رفتارهای تقلیدی و جمعی جایگزین تصمیم آگاهانه می‌شود. این همان مکانیسمی است که در جنگ شناختی، برای تسریع تصمیم‌های تکانه‌ای و کاهش هزینه ورود به رفتارهای پرخطر به‌کار می‌رود.

پدیده «سرایت هیجانی» در این میان نقش کلیدی داشت. هیجان، مانند ویروس، از فردی به فرد دیگر منتقل شد، بی‌آنکه الزاماً تحلیلی در کار باشد. بررسی انگیزه‌های اعلام‌شده نشان می‌دهد حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد کنش‌ها، ماهیتی هیجانی، آنی و غیرایدئولوژیک داشته‌اند. این یعنی با «کنش سیاسی پایدار» مواجه نبودیم، بلکه با رفتاری ناپایدار که محصول تحریک شناختی است. فقدان سابقه کیفری در بیش از ۹۰ درصد بازداشت‌شدگان و ابراز پشیمانی پس از فروکش هیجان، مهر تأیید دیگری بر همین واقعیت است.

با این حال، برخلاف تصویرسازی رسانه‌های معاند، جامعه ایران نه فروپاشیده و نه آماده گسست بود. مشارکت مستقیم در اغتشاشات، کمتر از دو دهم درصد جمعیت کشور بود؛ عددی که از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، به‌روشنی زیر آستانه شکل‌گیری یک جنبش اجتماعی فراگیر قرار دارد. بدنه اصلی جامعه، حتی در میان منتقدان، حاضر نشد وارد پروژه‌ای شود که بوی بیگانه می‌داد. این عدم همراهی، تصادفی نبود؛ بلکه نشانه وجود نوعی عقلانیت جمعی خاموش در جامعه ایران اسلامی است.

ترکیب سنی مشارکت‌کنندگان نیز پیام روشنی دارد. تمرکز بالا در بازه ۱۳ تا ۲۵ سال نشان می‌دهد که با پدیده‌ای نوجوان‌محور مواجه بودیم. در این سن، فرد در مرحله ناپایداری هویت قرار دارد؛ به‌دنبال معنا، تعلق و دیده‌شدن است. اگر خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی در پاسخ به این نیاز ناکام بمانند، میدان به بازیگران دیگری واگذار می‌شود؛ پلتفرم‌های فرامرزی‌ای که با الگوریتم‌های خود، هیجان را بر تحلیل و تصویر را بر منطق ترجیح می‌دهند.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، واقعیت روزمره اکثریت جامعه را به حاشیه راندند و اقلیتی پرسر و صدا را به‌عنوان «کل جامعه» بازنمایی کردند. این همان خطای شناختی «برجسته‌سازی کاذب» است؛ جایی که دیده‌شدن بیشتر، به‌اشتباه معادل فراگیرتر بودن تلقی می‌شود. بررسی الگوهای مصرف رسانه‌ای کنشگران نشان می‌دهد که اکثریت آنان پیش از ورود به خیابان، در معرض مصرف مداوم محتوای کوتاه، احساسی و دوقطبی‌ساز بوده‌اند.

اما نقطه شکست پروژه دشمن، جایی بود که رفتارهای هیجانی، به‌سمت خشونت عریان و رادیکالیسم هویتی لغزید. ورود عناصر تروریستی، آتش‌افروزی، تخریب کور و به‌ویژه جسارت به نمادهای دینی مانند مسجد و قرآن، یک خطای راهبردی بزرگ بود. در جامعه ایران، مسجد فقط یک ساختمان نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و هویت جمعی است. حمله به مسجد، در ذهن مردم، نه اعتراض به حکومت، بلکه حمله به «ما» تلقی می‌شود.

در این نقطه، مکانیسم «دفع اجتماعی» فعال شد. حتی بسیاری از ناراضیان اقتصادی، فاصله خود را با اغتشاشگران مشخص کردند. نوجوانانی که از سر هیجان وارد میدان شده بودند، با «ناهمخوانی شناختی» مواجه شدند؛ خود را در کنار رفتاری دیدند که با ارزش‌های درونی‌شان سازگار نبود. نتیجه، ترک رفتار و فروکش‌کردن کنش‌ها بود.

دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد طراحان آمریکایی و صهیونیستی این فتنه، جامعه ایران را نشناخته‌اند. آن‌ها ایران را صرفاً مجموعه‌ای از نارضایتی‌های اقتصادی دیدند، نه جامعه‌ای با عمق هویتی، پیوندهای دینی و تجربه تاریخی انقلاب. عبور از مرزهای نامرئی هویت دینی و ملی، نتیجه‌ای معکوس به‌بار آورد.

منبع: ایرنا

سیاسی
شناسه : 570906
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *