روسیه، چین و آمریکا ؛ جنگ هستهای آغاز شد؟

با پایان رسمی پیمان هسته ای میان روسیه و آمریکا موسوم به «استارت نو»، یکی از مهمترین چارچوبهای محدودکننده زرادخانههای هستهای میان این دو کشور از میان رفت. در نگاه منتقدان کنترل تسلیحات، این رخداد نشانه شکست دیپلماسی است، اما از منظر مدافعان بازدارندگی سخت، این اتفاق فرصتی برای بازسازی قدرت هستهای آمریکا در برابر روسیه و چین محسوب میشود. استدلال اصلی آن است که دوران رقابت دوجانبه گذشته و آمریکا دیگر نمیتواند با محدودیتهای یکجانبه، خود را در برابر واقعیت یک محیط سهقطبی هستهای آسیبپذیر کند.
جهان صنعت نیوز – انقضای «پیمان کاهش تسلیحات راهبردی نو» نقطه عطفی در راهبرد هستهای آمریکا به شمار میرود. این توافق که سقف تعداد کلاهکهای راهبردی مستقر را برای واشنگتن و مسکو تعیین میکرد، در زمانی طراحی شد که رقابت هستهای عمدتاً میان دو قدرت جریان داشت. اما امروز معادله تغییر کرده است.
در حالی که آمریکا سالها در چارچوب محدودیتهای پیمانی عمل میکرد، دو رقیب اصلی آن مسیر متفاوتی در پیش گرفتند. روسیه سامانههای جدید را توسعه داد و چین ظرفیت هستهای خود را به صورت کم سابقه ای افزایش داد. در این چارچوب عملا پایان پیمان شکست دیپلماسی برای آمریکا نخواهد بود بلکه تصحیح یک خطای راهبردی تلقی میشود؛ خطایی که به گفته حامیان رویکرد جدید، آمریکا را در برابر دو قدرت هستهای همزمان در موقعیت ضعف قرار داده بود.
روسیه؛ بازدارندگی کلاسیک با ابزارهای نامتعارف
برآوردهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که روسیه حدود ۱۵۵۰ کلاهک راهبردی مستقر و تا ۲۰۰۰ کلاهک غیرراهبردی در اختیار دارد؛ اعدادی که به باور برخی کارشناسان، با توجه به سرعت تولید کلاهک، احتمالاً کمتر از واقعیت است.
اما مسئله فقط شمار کلاهکها نیست. روسیه در سالهای اخیر سامانههایی از جمله موشکهای بالستیک قارهپیما مجهز به گلایدهای مافوقصوت، موشکهای کروز با پیشرانه هستهای و سامانههای زیردریایی خودمختار با قابلیت حمل کلاهک هستهای را معرفی کرده که آنها را نوآورانه مینامد. حتی نگرانیهایی درباره سامانههای ماهوارهای با قابلیت حمل تجهیزات هستهای مطرح شده که میتوانند بازدارندگی فضایی را به سطح جدیدی ببرند.
از این منظر، تکیه بر مدل سنتی کنترل دوجانبه تسلیحات، دیگر پاسخگوی واقعیت تحولات نظامی روسیه نیست، بهویژه در شرایطی که سابقه مسکو در نقض توافقهای پیشین، اعتماد متقابل را تضعیف کرده است.
چین؛ گذار از حداقل بازدارندگی به همسطحی راهبردی
اما تحول تعیینکنندهتر در شرق آسیا رخ داده است. چین که برای دههها سیاست بازدارندگی حداقلی را دنبال میکرد، اکنون در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هستهای همتراز حرکت میکند. برآوردها نشان میدهد ذخیره عملیاتی کلاهکهای هستهای این کشور از ۶۰۰ فراتر رفته و ممکن است تا سال ۲۰۳۰ از مرز ۱۰۰۰ کلاهک عبور کند.
این روند یک تغییر ساختاری در دکترین هستهای پکن تلقی میشود. اگر در گذشته راهبرد چین بر بقا و پاسخ دوم استوار بود، اکنون نشانههایی از توسعه ظرفیتهای متنوعتر و کمّیتر مشاهده میشود؛ تحولی که معادلات بازدارندگی را از ساختار دوقطبی جنگ سرد به یک ساختار سهقطبی پیچیده سوق میدهد.
بازدارندگی هستهای در جهان سهقطبی
در برابر این وضعیت، مدافعان رویکرد جدید بر این باورند که آمریکا باید گسترش فعال ظرفیتهای هستهای خود را در دستور کار قرار دهد. در جهانی که احتمالاً تا میانه قرن بیستویکم با طیفی متنوع از تهدیدها، از رقابت قدرتهای بزرگ تا فناوریهای نوظهور، روبهرو خواهد بود، اتکای صرف به چارچوبهای دوقطبی گذشته ناکافی تلقی میشود.
انقضای استارت نو، از دید این رویکرد، پایان فصلی متعلق به دورهای دیگر است؛ دورهای که در آن تنها یک رقیب هستهای همسطح وجود داشت. اکنون واشنگتن باید راهبردی متناسب با رقابت همزمان با دو قدرت هستهای طراحی کند.
در این چارچوب، بازدارندگی نه بهعنوان میراث جنگ سرد، بلکه بهعنوان ستون اصلی امنیت ملی در یک نظم در حال گذار تعریف میشود. پرسش محوری دیگر این نیست که آیا رقابت هستهای وجود دارد یا نه؛ بلکه این است که آمریکا چگونه در این رقابت حضور خواهد داشت و با چه ظرفیتی از قدرت به استقبال دهههای آینده میرود.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :
