قمار بزرگ ترامپ

جنگ با ایران بزرگ‌ترین قمار سیاسی دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ توصیف می‌شود. رئیس‌جمهوری که زمانی با شعار پایان مداخلات نظامی به قدرت رسید، اکنون درگیر مهم‌ترین جنگ خاورمیانه در دو دهه اخیر شده است. هرچند عملیات اولیه از نظر نظامی دستاوردهایی به همراه داشته اما هزینه‌های انسانی، خطر گسترش منطقه‌ای، فشارهای اقتصادی و ابهام درباره اهداف جنگ، آینده سیاسی و اقتصادی این تصمیم را با عدم قطعیت جدی مواجه کرده است.در خاورمیانه

جهان صنعت نیوز – دونالد ترامپ زمانی با نقد سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا در خاورمیانه وارد عرصه سیاست شد. در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۶ او جنگ‌های پرهزینه و طولانی آمریکا را نمونه‌ای از اتلاف منابع و جان شهروندان آمریکایی معرفی می‌کرد. حتی در رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۴ نیز یکی از مهم‌ترین ادعاهای او این بود که در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش جنگ تازه‌ای آغاز نکرده است. در آن زمان او وعده می‌داد که به‌عنوان رئیس‌جمهور صلح حکومت خواهد کرد.

اما با آغاز عملیات گسترده نظامی علیه ایران، این وعده عملاً رنگ باخت. جنگی که اکنون جریان دارد از نظر مقیاس و پیامدهای احتمالی، بزرگ‌ترین درگیری خاورمیانه در حدود دو دهه گذشته توصیف می‌شود. به همین دلیل بسیاری این تصمیم را بزرگ‌ترین ریسک سیاسی دوران ریاست‌جمهوری ترامپ می‌دانند.

این جنگ در شرایطی آغاز شد که محبوبیت رئیس‌جمهور در ماه‌های اخیر کاهش یافته بود. مسائلی از جمله اقتصاد و سیاست‌های مهاجرتی که پیش‌تر به‌عنوان نقاط قوت او شناخته می‌شدند، به‌تدریج به نقاط ضعف تبدیل شده بودند. هم‌زمان حزب جمهوری‌خواه نیز با چشم‌انداز دشوار انتخابات میان‌دوره‌ای روبه‌رو است. در چنین فضایی، تصمیم برای آغاز جنگ با ایران به معنای گره زدن میراث سیاسی ترامپ و حتی سرنوشت حزب جمهوری‌خواه به نتیجه این درگیری تلقی می‌شود.

موفقیت‌های اولیه و هزینه‌های آن

دولت آمریکا اعلام کرده که این جنگ در بسیاری از جنبه‌ها با درگیری‌های پیشین متفاوت بوده است. تنها در ۲۴ ساعت نخست عملیات، آمریکا و اسرائیل موفق شدند لایه بالایی رهبری ایران را هدف قرار دهند و چندین مقام ارشد از جمله رهبر جمهوری اسلامی به شهادت برساند. همچنین گزارش شده است که بخش قابل توجهی از سامانه‌های پرتاب موشک ایران نابود شده است.

در روزهای ابتدایی جنگ نیز حملات گسترده‌ای به اهداف نظامی ایران انجام شد. آمریکا اعلام کرده طی سه روز نخست بیش از ۱۲۵۰ هدف را مورد حمله قرار داده و ۱۱ شناور ایرانی را نابود کرده است.

با این حال، این موفقیت‌های اولیه بدون هزینه نبوده است. در هفته نخست جنگ، شش سرباز آمریکایی کشته شدند و چندین هواپیما در آسمان کویت سرنگون شدند. هم‌زمان با گسترش حملات تلافی‌جویانه ایران در منطقه، دولت آمریکا از شهروندان خود خواست ۱۴ کشور خاورمیانه را ترک کنند و سفارتخانه‌های خود را در لبنان، عربستان سعودی و کویت تعطیل کرد.

گسترش افقی جنگ در منطقه

با وجود آسیب‌هایی که ایران متحمل شده، این کشور همچنان توانسته از طریق آنچه تشدید افقی نامیده می‌شود به جنگ ادامه دهد. این راهبرد به معنای گسترش میدان درگیری در سراسر منطقه است.

در همین چارچوب، گزارش شده است که نیروهای حزب‌الله لبنان وارد درگیری شده‌اند و اسرائیل نیز بخش‌هایی از جنوب لبنان را به کنترل خود درآورده است. هم‌زمان حملات پهپادی و موشکی ایران به کشورهای خلیج فارس ادامه دارد.

در کنار بعد نظامی، تهران تلاش کرده از اهرم اقتصادی نیز استفاده کند. مقام‌های ایرانی تهدید کرده‌اند که خطوط انتقال نفت را هدف قرار خواهند داد و اجازه نخواهند داد صادرات نفت از منطقه ادامه یابد. همچنین هشدار داده شده است که کشتی‌ها نباید از تنگه هرمز عبور کنند؛ مسیری که حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند.

چنین سناریویی می‌تواند برای بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی پیامدهای جدی داشته باشد.

اهداف مبهم جنگ

یکی از مهم‌ترین انتقادها به این جنگ، نبود تعریف روشن از اهداف آن است. دولت آمریکا روایت‌های متفاوتی درباره هدف عملیات ارائه کرده است.

رئیس‌جمهور از یک سو از مردم ایران خواسته علیه حکومت قیام کنند و از سوی دیگر از ضرورت برقراری صلح در خاورمیانه سخن گفته است. در مقابل، برخی مقام‌های دولت تأکید کرده‌اند که هدف جنگ تغییر رژیم نیست.

در برخی اظهارات، هدف اصلی نابودی توان هسته‌ای، دریایی و موشکی ایران و همچنین تضعیف نیروهای نیابتی آن عنوان شده است. اما نبود جدول زمانی مشخص و عدم دریافت مجوز رسمی از کنگره باعث شده جنگی که در ابتدا به‌عنوان یک عملیات محدود معرفی می‌شد، اکنون به‌صورت یک درگیری بالقوه طولانی‌مدت دیده شود.

در مقایسه با جنگ‌های افغانستان و عراق، این درگیری از همان ابتدا با حمایت گسترده افکار عمومی آمریکا روبه‌رو نبوده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد پیش از آغاز حملات تنها حدود ۲۷ درصد از آمریکایی‌ها از حمله به ایران حمایت می‌کردند.

پس از آغاز جنگ نیز نشانه‌ای از شکل‌گیری اثر همبستگی ملی دیده نشده است؛ پدیده‌ای که معمولاً در آغاز جنگ‌ها موجب افزایش محبوبیت دولت می‌شود. در یک نظرسنجی دیگر، میزان حمایت از جنگ تنها پنج واحد درصد افزایش یافت.

در عین حال، بسیاری از رأی‌دهندگان نسبت به ادعای دولت مبنی بر وجود تهدید فوری از سوی ایران تردید دارند.

شکاف سیاسی در واشنگتن

دموکرات‌ها در کنگره تلاش کرده‌اند با ارائه طرحی، دولت را ملزم کنند برای ادامه عملیات نظامی از کنگره مجوز رسمی دریافت کند. با این حال، احتمال موفقیت این طرح اندک ارزیابی می‌شود.

در عین حال، بسیاری از دموکرات‌ها نیز از مخالفت کامل با جنگ پرهیز می‌کنند؛ زیرا نگرانند در صورت موفقیت نظامی، در موقعیت سیاسی دشواری قرار گیرند یا متهم شوند که در برابر یک حکومت دشمن آمریکا موضع گرفته‌اند.

در سوی دیگر، جمهوری‌خواهان عمدتاً از جنگ حمایت کرده‌اند. حتی شکاف‌های ایدئولوژیک در درون جریان اول آمریکا نیز تا حد زیادی فروکش کرده است. برخی چهره‌های این جریان نسبت به جنگ انتقاد کرده‌اند، اما در مجموع بسیاری از آنها هنوز به رئیس‌جمهور فرصت داده‌اند.

ریسک‌های اقتصادی و سیاسی

با طولانی شدن جنگ، انتقادها احتمالاً افزایش خواهد یافت. علاوه بر تلفات انسانی، بازارهای مالی نیز نشانه‌هایی از نوسان را نشان داده‌اند. مهم‌تر از همه، افزایش قیمت انرژی می‌تواند جنگ را به مسئله‌ای روزمره برای خانوارهای آمریکایی تبدیل کند.

ترامپ در انتخابات با وعده کاهش قیمت‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی پیروز شد. اگر جنگ باعث افزایش قیمت بنزین یا قبوض انرژی شود و هم‌زمان هزینه‌های نظامی میلیاردها دلار افزایش یابد، این موضوع می‌تواند مستقیماً بر رضایت عمومی تأثیر بگذارد.

در پاسخ به این نگرانی‌ها، دولت اعلام کرده ممکن است برای محافظت از نفتکش‌ها در خلیج فارس پوشش بیمه‌ای و حتی حمایت نظامی فراهم کند تا جریان تجارت انرژی ادامه یابد.

آینده نامعلوم جنگ

در حال حاضر، رئیس‌جمهور آمریکا گفته است این جنگ ممکن است چهار تا پنج هفته طول بکشد، اما احتمال طولانی‌تر شدن آن را نیز رد نکرده است. او همچنین هشدار داده که تلفات بیشتری ممکن است رخ دهد. استراتژی اعلام‌شده آمریکا تکیه بر قدرت هوایی برای اجتناب از جنگ‌های فرسایشی زمینی است. با این حال، احتمال اعزام نیروهای زمینی نیز کاملاً منتفی اعلام نشده است.

حتی اگر جنگ از نظر نظامی موفق تلقی شود، بعید است تأثیر بزرگی بر محبوبیت رئیس‌جمهور در داخل آمریکا داشته باشد. تجربه حملات پیشین به تأسیسات هسته‌ای ایران یا عملیات نظامی در ونزوئلا نیز نشان داده که موفقیت‌های نظامی الزاماً به افزایش پایدار محبوبیت سیاسی منجر نمی‌شود.

برای بسیاری از رأی‌دهندگان آمریکایی، سیاست خارجی اولویت اصلی نیست و آنها ترجیح می‌دهند رئیس‌جمهور تمرکز بیشتری بر اقتصاد و مسائل داخلی داشته باشد.

از این رو پرسش مهمی مطرح می‌شود که اگر این جنگ به سود سیاسی مورد انتظار رئیس‌جمهور منجر نشود، آیا او حاضر خواهد بود هزینه‌های آن را بپذیرد و عقب‌نشینی کند؟ یا برای جلوگیری از شکست سیاسی، درگیری را بیشتر گسترش خواهد داد؟ پاسخ این پرسش ممکن است بیش از آنکه به تحولات میدان جنگ در ایران بستگی داشته باشد، به میزان ریسک‌پذیری سیاسی رئیس‌جمهور وابسته باشد.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 574645
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *