چکش خطرناکی که در دست ترامپ است

یکی از جالبترین توصیفها از سیاست خارجی دولت ترامپ در ماههای اخیر را استنلی مککریستال، ژنرال بازنشسته آمریکایی و فرمانده سابق نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان مطرح کرده است.
جهان صنعت نیوز – مککریستال معتقد است سیاست خارجی دولت ترامپ نیز در حال حرکت به سمت این منطق است که استفاده از قدرت نظامی آمریکا نه لزوماً بر اساس یک ضرورت راهبردی مشخص، بلکه بر اساس این تصور که وقتی چنین قدرتی در اختیار داریم، چرا از آن استفاده نکنیم؟ این نگاه، به تعبیر او، چیزی است که میتوان آن را «دکترین جولین» نامید.
در نگاه نخست، این توصیف ممکن است طنزآمیز به نظر برسد، اما در واقع به یک بحث جدی در میان تحلیلگران سیاست خارجی آمریکا اشاره میکند: آیا سیاست خارجی واشنگتن در دوره ترامپ بیشتر بر نمایش قدرت نظامی استوار است تا بر یک استراتژی بلندمدت؟
جنگ ایران نمونهای است که بسیاری از ناظران برای توضیح این مسئله به آن اشاره میکنند. حملات آمریکا و اسرائیل به ایران با اتکا به برتری اطلاعاتی و هوایی انجام شد و در مراحل اولیه نیز به نتایج قابل توجهی از جمله هدف قرار دادن بخش مهمی از رهبری نظامی ایران رسید. اما آنچه همچنان مبهم باقی مانده، طرح سیاسی پس از عملیات نظامی است. منتقدان میگویند واشنگتن هنوز پاسخ روشنی برای این سؤال ندارد که هدف نهایی این جنگ چیست و چگونه قرار است به یک نظم پایدار در منطقه منجر شود.
این دقیقاً همان نگرانی است که مککریستال در قالب استعاره مطرح میکند. از نگاه او، خطر آن است که قدرت نظامی آمریکا به ابزاری تبدیل شود که بهطور پیشفرض برای حل بحرانها به کار گرفته میشود. در چنین شرایطی، همانطور که باراک اوباما سالها پیش هشدار داده بود، داشتن «بهترین چکش» ممکن است باعث شود سیاستگذاران هر مسئلهای را به شکل «میخ» ببینند.
در مقابل، برخی تحلیلگران این نقد را اغراقآمیز میدانند. به اعتقاد آنها، دولت ترامپ در انتخاب اهداف نظامی خود کاملاً محاسبهگر عمل کرده است. کشورهایی مانند ایران یا ونزوئلا از نگاه واشنگتن تهدید محسوب میشوند، اما در عین حال نسبت به قدرت نظامی آمریکا آسیبپذیری بیشتری دارند. بنابراین مداخله در این کشورها نه صرفاً نمایش قدرت، بلکه بخشی از یک استراتژی بازدارندگی تلقی میشود.
با این حال، حتی در میان کارشناسان امنیتی آمریکا نیز نگرانی مهمی وجود دارد: موفقیت سریع عملیات در ونزوئلا که به برکناری نیکلاس مادورو بدون تلفات نیروهای آمریکایی انجامید ممکن است نوعی اعتمادبهنفس بیش از حد در واشنگتن ایجاد کرده باشد. تجربههای تاریخی نشان میدهد چنین موفقیتهایی گاهی سیاستگذاران را به این نتیجه میرساند که عملیاتهای مشابه در سایر نقاط جهان نیز میتواند با همان سرعت و هزینه کم به نتیجه برسد.
به همین دلیل، استعاره «دکترین جولین» در واقع یک هشدار درباره ریسک استفاده بیش از حد از قدرت نظامی است. پرسش اصلی این است که آیا آمریکا در حال حرکت به سمت الگویی از سیاست خارجی است که در آن «توانایی» بهتدریج جای «ضرورت راهبردی» را میگیرد؟
پاسخ به این سؤال احتمالاً به نتیجه جنگ ایران و پیامدهای آن بستگی خواهد داشت. اگر این جنگ به یک درگیری طولانی و پرهزینه تبدیل شود، ممکن است همان چیزی را ثابت کند که منتقدان میگویند: اینکه قدرت نظامی، بدون یک استراتژی سیاسی روشن، لزوماً به پیروزی راهبردی منجر نمیشود.
پیشنهاد ویژهسیاسیلینک کوتاه :