ایران هزینه پایان جنگ را تعیین میکند

فایننشال تایمز: در حالی که واشنگتن به دنبال تعیین زمان پایان درگیریهای نظامی اخیر بر اساس اراده سیاسی خود است، شواهد نشان میدهد تهران با نگاهی موجودیتی به این بحران، خود را برای یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت آماده کرده است. با وجود حملات سنگین و مداوم ایالات متحده و اسرائیل به زیرساختهای نظامی، استراتژی فعلی بر استفاده از تاکتیکهای جنگ نامتقارن، حفظ توان موشکی در تاسیسات زیرزمینی و استفاده از اهرم فشار اقتصادی از طریق مسدودسازی تنگه هرمز متمرکز است.
جهان صنعت نیوز – رئیسجمهوری ایالات متحده پیشتر در اظهاراتی تاکید کرده بود که جنگ فعلی تنها زمانی به پایان میرسد که او شخصاً اراده کند و شرایط را مساعد ببیند. با این حال، تحولات هفتههای اخیر و شوکهای وارد شده به اقتصاد جهانی نشان میدهد که معادلات پایان جنگ تنها در دست واشنگتن نیست. رهبران و فرماندهان نظامی ایران به صراحت سیگنال دادهاند که به هیچ وجه قصد تسلیم زودهنگام ندارند و این درگیری تنها با شرایط و شروط مورد نظر آنها متوقف خواهد شد.
این رویارویی اکنون به عنوان یک تهدید موجودیتی نگریسته میشود و هدف اصلی، احیای کامل قدرت بازدارندگی و تحمیل هزینههایی است که مانع از هرگونه ماجراجویی نظامی در آینده شود. در همین راستا، یک رویکرد کاملاً فرسایشی اتخاذ شده است؛ رویکردی که بر اساس آن، حتی در صورت تداوم یک ساله جنگ، عقبنشینی در کار نخواهد بود و توقف درگیریها تنها در ازای دریافت تضمینهای قطعی امکانپذیر است.
استراتژی جنگ نامتقارن و اهرمهای اقتصادی
نیروهای زبده نظامی ایران که مسئولیت اصلی پاسخگویی و اجرای عملیات را بر عهده دارند، با تغییر رویکرد کلاسیک خود، اکنون تاکتیکهایی شبیه به گروههای شبهنظامی را اتخاذ کردهاند. این نیروها با انگیزههای ایدئولوژیک بالا، برای کاهش تلفات ناشی از بمبارانها، پایگاههای رسمی خود را ترک کرده و در مناطق مختلف پراکنده شدهاند. با وجود اعلام پنتاگون و مقامات اسرائیلی مبنی بر هدف قرار دادن حدود ۱۶ هزار موضع و ادعای کاهش ۹۰ درصدی توان پرتاب، ارزیابیها حاکی از آن است که روند تولید موشک و پهپاد در تاسیسات عمیق و مخفی زیرزمینی همچنان ادامه دارد. نرخ شلیکها با دقت بالایی کالیبره و تنظیم شده است تا ذخایر تسلیحاتی برای یک جنگ طولانیمدت حفظ شود؛ چرا که در این مدل از جنگ نامتقارن، شلیک حتی یک موشک در ماه به سمت شریانهای اقتصادی منطقه مانند دبی، میتواند آسیبهای روانی و اقتصادی جدی به همراه داشته باشد.
قدرتمندترین سلاح در این کارزار، فراتر از تسلیحات نظامی، توانایی عملی در مسدود کردن تنگه هرمز است؛ گذرگاهی استراتژیک که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. اثربخشی این اقدام بسیار فراتر از پیشبینیهای قبلی بوده و عملاً به ابزاری برای گروگان گرفتن اقتصاد جهانی و بازار انرژی تبدیل شده است. جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز با تایید این خطرات در مجامع قانونگذاری، هشدار داده است که توانمندیهای تهاجمی برای هدف قرار دادن منافع ایالات متحده و متحدانش همچنان پابرجاست.
بنبست دیپلماتیک و هزینههای بازدارندگی
در عرصه دیپلماسی، چشمانداز دستیابی به هرگونه توافق به شدت تیرهوتار است. دستگاه دیپلماسی ایران ادعاهای مطرح شده درباره تمایل به آتشبس یا بازگشایی کانالهای ارتباطی پنهان با فرستادگان آمریکایی را توهم خوانده و هدف از انتشار چنین اخباری را صرفاً تلاش برای آرام کردن بازارهای ملتهب انرژی ارزیابی کرده است. از سوی دیگر، ترور علی لاریجانی به عنوان یکی از چهرههای محافظهکار اما عملگرا در روز سهشنبه توسط اسرائیل، که میتوانست نقش محوری در هرگونه پروسه دیپلماتیک ایفا کند، امیدها برای از سرگیری مذاکرات را به حداقل رسانده است. مقامات ارشد پارلمانی ایران نیز با تاکید بر اینکه طرف مقابل راه آغاز و پایان جنگ را نمیداند، هرگونه پذیرش آتشبس موقت و شکننده را رد کرده و خواستار رفع دائمی سایه جنگ پیش از هرگونه توقف درگیری هستند.
تحلیلگران ارشد بینالمللی معتقدند توقف جنگ نیازمند تحقق دو شرط بسیار دشوار است. دریافت تضمینهای امنیتی محکم برای عدم تکرار حملات و تخصیص امتیازات اقتصادی نظیر لغو تحریمها در قالب یک توافق پساجنگ.
اگرچه هزینههای سنگین وارد شده به زیرساختهای نظامی و شهری، انگیزه لازم برای پایان دادن به درگیری را منطقاً ایجاد میکند، اما استراتژی کلان بر این استوار است که اقتصاد جهانی و واشنگتن باید بهای چنان سنگینی بپردازند که در آینده از هرگونه رویارویی مشابه پرهیز کنند. در این میان، ناظران غربی معتقدند متغیر نهایی و تعیینکننده که میتواند آینده این بحران را رقم بزند، پویایی روابط داخلی و واکنش افکار عمومی است؛ حوزهای که به گفته کارشناسان، جامعه تا این لحظه سکوت پیشه کرده و خود را از جریان درگیریها دور نگه داشته است.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :