جنگ در عصر شبکههای اجتماعی؛ تبدیل جنگ به سرگرمی دیجیتال

واشنگتن پست: رواج روایتهای رسانهای و دیجیتال از جنگ بهگونهای است که در برخی موارد، خشونت و درگیری نظامی شبیه یک نمایش سرگرمکننده به تصویر کشیده میشود. ترکیب تصاویر حملات نظامی با صحنههایی از فیلمها و بازیهای ویدئویی یا حتی شکلگیری بازارهای پیشبینی برای شرطبندی روی تحولات ژئوپلیتیک، نشانهای از تغییری عمیق در نحوه مواجهه جامعه با واقعیت جنگ است. این روند، به باور برخی ناظران، خطر کاهش حساسیت اخلاقی نسبت به رنج انسانی و تبدیل درگیریهای واقعی به نوعی سرگرمی یا ابزار سودآوری را به همراه دارد.
جهان صنعت نیوز – در نخستین ماههای آغاز جنگ داخلی آمریکا در سال ۱۸۶۱، گروهی از غیرنظامیان شامل سیاستمداران، نخبگان و خانوادههای مرفه با سبدهای پیکنیک و خوراکی به اطراف شهر سنترویل در ایالت ویرجینیا رفتند تا از نزدیک نبردی را تماشا کنند که بعدها «اولین نبرد بول ران» نام گرفت. بسیاری از آنها با این تصور آمده بودند که شاهد یک نمایش باشکوه اما کوتاه خواهند بود. اما واقعیت میدان نبرد به سرعت این تصور را در هم شکست.
با ضدحمله نیروهای کنفدراسیون، سربازان اتحادیه و غیرنظامیان وحشتزده به سمت واشینگتن عقبنشینی کردند و صحنهای که برخی آن را مانند یک نمایش تماشا میکردند، به کشتاری واقعی تبدیل شد. در پایان این نبرد نزدیک به پنج هزار نفر کشته یا زخمی شدند و برای بسیاری از تماشاگران روشن شد که جنگ نه یک نمایش، بلکه تجربهای خونین و ویرانگر است.
با گذشت بیش از یک قرن و نیم از آن رویداد، به نظر میرسد نوع نگاه عمومی به جنگ در برخی موارد همچنان همان الگوی تماشاگرانه را حفظ کرده است، با این تفاوت که اکنون ابزارهای دیجیتال و رسانههای اجتماعی جایگزین میدانهای تماشای قدیمی شدهاند.
جنگ در قالب تصویر و سرگرمی دیجیتال
در سالهای اخیر، انتشار برخی ویدئوها در شبکههای اجتماعی که تصاویر واقعی از حملات نظامی را با صحنههایی از فیلمهای اکشن و بازیهای ویدئویی ترکیب میکنند، بحثهای زیادی درباره نحوه بازنمایی جنگ ایجاد کرده است. در بعضی از این ویدئوها، تصاویر بمباران با صحنههایی از فیلمهایی مانند مرد آهنی، شجاعدل و گلادیاتور درهم آمیخته شده و با عناوینی همچون «عدالت به شیوه آمریکایی» منتشر شدهاند. در نمونهای دیگر، تصاویر حملات نظامی در کنار صحنههایی از بازیهای جنگی قرار گرفته و با عنوان «شکستناپذیر» به اشتراک گذاشته شده است.
چنین شیوهای از روایت تصویری، به گفته برخی منتقدان، نشانه تغییری فرهنگی در نحوه مصرف و درک خشونت است. در این الگو، جنگ که بهعنوان آخرین گزینه و رخدادی تلخ و سنگین تلقی میشد، در قالب تصاویر پرهیجان و قابلمصرف در شبکههای اجتماعی بازنمایی میشود؛ تصاویری که میتوانند رنج انسانی و پیامدهای واقعی جنگ را به حاشیه برانند.
در این میان، فناوریهای جدید تصویربرداری نیز به این فاصله روانی کمک میکنند. تصاویر حرارتی، نشانهگرهای هدف و نماهای دوربینهای نظامی، دشمن را به نقاطی در صفحه نمایش تبدیل میکنند؛ نقاطی که باید پیش از ناپدید شدن هدف قرار گیرند. این نوع زبان تصویری میتواند انسانهای واقعی را به سیگنالهای دیجیتال یا امضاهای حرارتی تقلیل دهد و در نتیجه، تصمیمهای مرگ و زندگی را شبیه یک عملیات فنی یا دادهای جلوه دهد.
بازارهای پیشبینی و اقتصاد جنگ
در کنار این تغییرات رسانهای، پدیده دیگری نیز توجه تحلیلگران را جلب کرده است. شکلگیری بازارهای پیشبینی که در آنها افراد میتوانند روی تحولات ژئوپلیتیک شرطبندی کنند. در این پلتفرمها، موضوعاتی مانند زمان آغاز یک جنگ یا پیامدهای احتمالی یک حمله نظامی به صورت احتمالهای قابل معامله ارائه میشوند.
در چنین ساختاری، رویدادهایی مانند حملات موشکی، آغاز درگیریهای نظامی یا حتی جابهجایی جمعیتهای بزرگ میتواند به متغیرهای اقتصادی و اعداد در یک بازار تبدیل شود. وقتی برای احتمال وقوع یک حمله یا تشدید یک درگیری ارزش مالی تعیین میشود، شرکتکنندگان ممکن است به جای آرزوی صلح، به دنبال نتیجهای باشند که سود بیشتری برای آنها ایجاد کند.
منتقدان این روند معتقدند چنین سازوکاری افراد را از جایگاه تماشاگر صرف به نوعی مشارکتکننده در سودآوری ناشی از بحرانهای انسانی تبدیل میکند؛ وضعیتی که میتواند حساسیت اخلاقی نسبت به پیامدهای واقعی جنگ را کاهش دهد.
بازگشت به واقعیت انسانی جنگ
با وجود همه این بازنماییهای رسانهای و سازوکارهای اقتصادی، واقعیت جنگ همچنان همان چیزی است که در میدانهای نبرد رخ میدهد: تلفات انسانی، زخمیها و جمعیتهای آواره. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی پنتاگون، از زمان آغاز درگیریهای اخیر در خاورمیانه دستکم ۱۳ نظامی آمریکایی کشته و صدها نفر زخمی شدهاند. برآوردها همچنین از کشته شدن بیش از دو هزار نفر در مجموع این درگیریها حکایت دارد.
در همین حال، آژانس پناهندگان سازمان ملل اعلام کرده است که بیش از ۶۵۰ هزار نفر در لبنان آواره شدهاند. این آمارها نشان میدهد آنچه در ویدئوها یا تصاویر دیجیتال دیده میشود، در واقع زندگی انسانهایی واقعی است که خانواده، خانه و آیندهشان تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است.
از این منظر، برخی تحلیلگران تأکید میکنند که جامعه جهانی باید در مواجهه با روایتهای رسانهای از جنگ، نسبت به خطر عادیسازی خشونت هوشیار باشد. اگر جنگ به شکل یک نمایش یا بازی دیده شود، احتمال کمرنگ شدن حساسیت اخلاقی نسبت به رنج انسانها افزایش مییابد.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :