فارن پالیسی: جنگ نامتقارن ایران رویای پیروزی قاطع آمریکا را نابود کرد

فارن پالیسی در گزارشی به بررسی اهداف و استراتژیهای ایران در جنگ جاری با ایالات متحده پرداخته است. در حالی که اهداف دونالد ترامپ از کشاندن درگیری به میدان نبرد مبهم است و مشخص نیست آیا او به دنبال تغییر حکومت، نابودی نیروی نظامی یا تجزیه ایران است، تهران هدف کاملاً روشن مبنی بر بازسازی و بازتعریف بازدارندگی دارد. مقامات ایرانی معتقدند که سیاست «صبر استراتژیک» آنها در دهههای گذشته توسط واشنگتن به عنوان ضعف تلقی شده است. در نتیجه، پس از جنگ ۱۲ روزه، ایران دکترین نظامی خود را از تکیه صرف بر «محور مقاومت» به یک رویکرد تهاجمی و «بازدارندگی از طریق تنبیه» تغییر داده است.
جهان صنعت نیوز – بر اساس استدلال «جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است»، ترامپ در حالی گزینه نظامی را انتخاب کرد که به گفته مقامات عمانی، توافق هستهای کاملاً در دسترس بود. اما ایران با وجود کشیده شدن به این جنگ، استراتژی از پیش تعیینشدهای دارد. مقامات ایرانی میگویند خویشتنداری ارادی آنها در دهههای گذشته برای جلوگیری از درگیری مستقیم، در واشنگتن به عنوان عدم اراده یا توانایی برای تشدید تنش تفسیر شد. نمونه بارز این سوءبرداشت، واکنش کنترلشده ایران به شهادت سردار قاسم سلیمانی (حمله به پایگاه عینالاسد بدون تلفات انسانی) بود که به جای نظم استراتژیک، به پای ضعف تهران نوشته شد.
جنگ ۱۲ روزه باعث ایجاد اجماعی بیسابقه مبنی بر استراتژی پیشین ایجاد سپر دفاعی از طریق شبکهای از متحدان (محور مقاومت) دیگر برای دور نگه داشتن تهدیدات از مرزهای ایران کافی نیست، شد. در اواخر بهمن ماه، سرلشکر عبدالرحیم موسوی، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح ایران، اعلام کرد که دکترین نظامی کشور به یک وضعیت تهاجمی، سریع و گسترده تغییر یافته است. پیش از آن نیز آیت الله علی خامنهای هشدار داده بود که هرگونه حمله آمریکا به یک جنگ منطقهای تبدیل خواهد شد.
اهرمهای فشار و مزیتهای ژئوپلیتیک ایران
رویکرد جدید ایران مبتنی بر گسترش افقی درگیری در سراسر خلیج فارس است. بزرگترین مزیت جغرافیایی ایران تسلط بر تنگه هرمز است؛ آبراهی که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند. بسته شدن عملی این مسیر توسط ایران، قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش داده است.
مزیت دیگر، نزدیکی ایران به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس است که میزبان پایگاههای آمریکایی هستند. در پاسخ به حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی (که شریان حیاتی تهران است)، ایران حملات موشکی گستردهای به تأسیسات «راس لفان» قطر انجام داد و با پهپاد به پالایشگاههای آرامکو-اکسون در عربستان سعودی و دو پالایشگاه در کویت حمله کرد. این اقدامات نشاندهنده تمایل ایران به انجام عملیاتهای نامتقارن و خارج از محاسبات مرسوم است.
بنبست استراتژیک و چشمانداز آینده
در حالی که ترامپ احتمالاً به دنبال پیروزی قاطع و تسلیم شدن ایران است، دکترین امنیتی نامتقارن تهران دستیابی به این هدف را تقریباً غیرممکن میسازد. حتی با وجود آسیب دیدن نیروی دریایی ایران، این کشور با استفاده از قایقهای تندرو کوچک و پهپادهای ارزانقیمت شاهد میتواند عبور و مرور نفتکشها را به شدت به خطر بیندازد. ضمن آنکه ایران هنوز از مخربترین گزینه خود، یعنی مینگذاری تنگه هرمز که پاکسازی آن ماهها زمان میبرد، استفاده نکرده است.
از نگاه تهران، این جنگ تنها زمانی پایان مییابد که بازدارندگی جدیدی به طور معتبر تثبیت شود. پذیرش آتشبس پیش از این مرحله، به معنای بازگشت به شرایطی است که آمریکا و اسرائیل میتوانستند بدون پرداخت هزینه به ایران حمله کنند. در نهایت، هر دو طرف مجبور به بازگشت به میز مذاکره خواهند شد، اما این بار مذاکرات نه بر اساس نظم قبلی، بلکه بر مبنای موازنه قدرت جدیدی خواهد بود که در میدان نبرد شکل گرفته است.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :