مأموریت غیرممکن در تنگه هرمز؛ طرح نظامی آمریکا برای شکستن محاصره دریایی ایران

اکونومیست: بسته شدن تنگه هرمز در پی تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان را با اختلال جدی روبه‌رو کرده است. در چنین شرایطی، آمریکا ظاهراً در حال بررسی سناریویی نظامی برای بازگشایی این گذرگاه حیاتی است. اما به‌گفته تحلیلگران نظامی، چنین عملیاتی چندمرحله‌ای، پرهزینه و پرریسک خواهد بود و ممکن است هفته‌ها یا حتی مدت بیشتری طول بکشد، زیرا ایران مجموعه‌ای از ابزارهای نامتقارن برای تهدید کشتیرانی در اختیار دارد.

جهان صنعت نیوز – در حالی که دونالد ترامپ می‌گوید با رهبران ایران برای پایان دادن به کارزار بمباران در حال گفت‌وگو است، تهران چنین مذاکراتی را رد می‌کند. همزمان نشانه‌هایی از آماده‌سازی گزینه نظامی توسط واشنگتن دیده می‌شود. دو یگان آبی–خاکی تفنگداران دریایی آمریکا، یکی از ژاپن و دیگری از کالیفرنیا، در حال حرکت به سمت خلیج فارس هستند و گزارش‌ها از احتمال اعزام یک لشکر چترباز نیز حکایت دارد. چنین آرایشی از نیروها این احتمال را مطرح کرده که آمریکا به دنبال بازگشایی تنگه هرمز از طریق عملیات نظامی باشد؛ مأموریتی که از نظر نظامی بسیار دشوار ارزیابی می‌شود.

از زمان آغاز عملیات موسوم به خشم حماسی، ایران با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز عملاً جریان تجارت دریایی در این مسیر را مختل کرده است. حدود ۲۰ درصد صادرات جهانی نفت و گاز از این مسیر عبور می‌کند و تاکنون دست‌کم ۱۹ کشتی تجاری در داخل خلیج فارس، در خود تنگه و حتی در محدوده بیرونی آن هدف قرار گرفته‌اند. در نتیجه، تردد کشتی‌ها به‌شدت کاهش یافته و عمدتاً به کشتی‌هایی محدود شده که با ایران ارتباط دارند. این وضعیت بازارهای کالایی و مالی جهان را با نوسانات شدید مواجه کرده است.

پنتاگون ظاهراً برای بازگشایی تنگه هرمز یک برنامه سه‌مرحله‌ای در نظر گرفته است.

مرحله نخست شامل نابودی یا خنثی‌سازی تجهیزات نظامی ایران است که کشتیرانی را تهدید می‌کنند؛ از جمله قایق‌های تندرو، موشک‌ها، پهپادها و مین‌های دریایی. در این مرحله، هواپیماهای جنگی نقش اصلی را ایفا می‌کنند، هرچند احتمال استفاده از نیروهای زمینی نیز مطرح شده است. مرحله دوم پاکسازی مین‌ها از مسیر تنگه است و در مرحله سوم، نیروی دریایی آمریکا باید کاروان‌های نفتکش را از تنگه عبور دهد. هر یک از این مراحل ممکن است چند هفته طول بکشد و برای نیروهای آمریکایی خطرات قابل‌توجهی به همراه داشته باشد.

تهدیدهای نامتقارن ایران در دریا و ساحل

ایران ابزارهای متعددی برای حمله به کشتی‌ها در اختیار دارد. موشک‌ها و پهپادها می‌توانند از آسمان حمله کنند، قایق‌های تندرو مجهز به موشک یا مواد انفجاری می‌توانند به‌صورت گروهی به کشتی‌ها نزدیک شوند و حتی با آن‌ها برخورد کنند و در زیر آب نیز انواع مین‌های دریایی ممکن است پنهان شده باشند. افزون بر این، نیروها و تجهیزات مورد استفاده برای چنین حملاتی در طول صدها کیلومتر از سواحل ایران، در ورودی خلیج‌ها، غارها و تونل‌های زیرزمینی پراکنده شده‌اند؛ موضوعی که شناسایی و نابودی کامل آن‌ها از طریق حملات هوایی را دشوار می‌کند.

در روزهای اخیر، هواپیماهای جنگی آمریکا حملات شدیدی را علیه سواحل ایران انجام داده‌اند. به گفته ژنرال دن کین، رئیس ستاد ارتش آمریکا، جنگنده‌ها از بمب‌های پنج‌هزار پوندی برای نفوذ به لایه‌های سنگ و بتن و تخریب پناهگاه‌های زیرزمینی موشک‌های ضدکشتی استفاده کرده‌اند. همچنین بالگردها و هواپیماهای تهاجمی کم‌ارتفاع مانند A‑۱۰ برای هدف قرار دادن قایق‌های تندرو به کار گرفته شده‌اند. به گفته نیروهای آمریکایی، بیش از ۱۲۰ شناور دریایی ایران و ۴۴ کشتی مین‌گذار آسیب دیده یا غرق شده‌اند. با این حال کارشناسان تأکید می‌کنند که نابود کردن همه تهدیدهای بالقوه بسیار دشوار است، زیرا این تجهیزات در نقاط متعدد و پنهان مستقر شده‌اند.

یکی از گزینه‌هایی که در محافل نظامی مطرح شده، استقرار نیروهای ویژه یا تفنگداران دریایی در جزایر اطراف تنگه برای شناسایی و انهدام اهداف در مناطق کوهستانی است. حتی بحث تصرف جزیره خارک، پایانه اصلی صادرات نفت ایران، یا سه جزیره مورد مناقشه میان ایران و امارات نیز مطرح شده است. چنین نیروهایی علاوه بر شناسایی تهدیدها می‌توانند سامانه‌های دفاع هوایی کوتاه‌برد مستقر کنند تا از کشتی‌ها محافظت شود.

با این حال استقرار نیروهای زمینی با ریسک بالایی همراه است. این نیروها در محدوده برد توپخانه و پهپادهای ایرانی قرار خواهند گرفت و نیازمند تدارکات مستمر هستند؛ امری که هواپیماها و کشتی‌های بیشتری را در معرض خطر قرار می‌دهد. افزون بر آن، اثربخشی این اقدام نیز محدود است، زیرا پهپادهای شاهد‑۱۳۶ با بردی بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر می‌توانند تقریباً از هر نقطه ایران به تنگه یا خلیج فارس حمله کنند.

چالش بزرگ مین‌های دریایی و اسکورت نفتکش‌ها

یکی از دشوارترین بخش‌های عملیات، پاکسازی مین‌های دریایی است. اگرچه گزارش‌های متناقضی درباره استقرار مین‌ها توسط ایران منتشر شده، اما شرکت‌های کشتیرانی طبیعتاً تمایلی ندارند چنین خطری را بپذیرند. پیش از آغاز جنگ تخمین زده می‌شد ایران حدود ۶ هزار مین دریایی از انواع مختلف در اختیار داشته باشد؛ از مین‌های شناور که با برخورد کشتی منفجر می‌شوند تا مین‌های پیشرفته‌تری که در بستر دریا قرار می‌گیرند و با سیگنال‌های مغناطیسی یا صوتی فعال می‌شوند. حتی با نابودی بسیاری از کشتی‌های مین‌گذار ایران، استفاده از کشتی‌های تجاری یا ماهیگیری برای مین‌گذاری همچنان امکان‌پذیر است.

در عین حال، نیروی دریایی آمریکا در سال‌های اخیر توجه کمتری به جنگ مین داشته است. در ژانویه، آخرین ناوهای مین‌روب کلاس اونجر مستقر در منطقه بازنشسته شدند. شناورهایی که قرار است جایگزین آن‌ها شوند هنوز در خلیج فارس حضور ندارند و باید از آسیا به منطقه منتقل شوند. این شناورها می‌توانند از بالگردهای مجهز به سامانه‌های شناسایی هوابرد و همچنین پهپادهای زیرآبی برای کشف و خنثی‌سازی مین‌ها استفاده کنند، اما این فناوری‌ها هنوز در شرایط واقعی جنگ آزمایش نشده و در آزمایش‌ها نیز با مشکلات فنی مواجه بوده‌اند. برآورد برخی کارشناسان این است که پاکسازی تنگه ممکن است بین یک تا سه هفته طول بکشد، هرچند در نهایت احتمال دارد ناوگان آمریکا ناچار شود پیش از اطمینان کامل از حذف همه تهدیدها، اسکورت کشتی‌ها را آغاز کند.

مرحله نهایی یعنی اسکورت نفتکش‌ها از تنگه احتمالاً پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین بخش عملیات خواهد بود. چنین کاروان‌هایی به پوشش گسترده هوایی نیاز دارند؛ از پهپادها و بالگردهای تهاجمی گرفته تا جنگنده‌ها و هواپیماهای هشدار زودهنگام برای شناسایی موشک‌ها و پهپادهای ورودی. ناوهای جنگی نیز باید از توپ‌های کوتاه‌برد یا سامانه‌های جنگ الکترونیک برای مقابله با پهپادها و از موشک‌های رهگیر برای مقابله با موشک‌ها استفاده کنند. کارشناسان دریایی تخمین می‌زنند که برای هر دو نفتکش دست‌کم یک ناوشکن لازم است.

در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا ۱۴ ناوشکن در منطقه دارد، اما شش فروند از آن‌ها در حال حفاظت از ناوهای هواپیمابر هستند. انتقال ناوشکن‌های بیشتر به خلیج فارس ممکن است هفته‌ها زمان ببرد و به معنای کاهش حضور نظامی آمریکا در مناطق دیگری مانند آسیا خواهد بود. علاوه بر این، بسیاری از متحدان آمریکا نیز تا زمانی که جنگ ادامه دارد تمایلی به اعزام ناوهای خود نشان نداده‌اند. چنین مأموریتی همچنین هزینه‌های سنگینی خواهد داشت و ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا و متحدانش را بیش از پیش کاهش می‌دهد.

محدودیت‌های جغرافیایی و تجربه‌های قبلی

جغرافیای تنگه هرمز نیز چالش‌های خاص خود را دارد. عرض این گذرگاه در باریک‌ترین نقطه کمتر از ۵۰ کیلومتر است و در میان رشته‌کوه‌ها قرار گرفته است. به همین دلیل ناوهای آمریکایی زمان محدودی برای شناسایی و مقابله با موشک‌ها و پهپادهای ورودی خواهند داشت. علاوه بر آن، جریان‌های شدید آب و ضرورت حرکت در آرایش نزدیک با کشتی‌های اسکورت‌شونده، مانورهای دریایی را پیچیده‌تر می‌کند. همه این‌ها در حالی است که هنوز مشخص نیست چه تعداد کشتی تجاری حاضر خواهند بود در چنین شرایط پرخطری از این مسیر عبور کنند.

نیروی دریایی آمریکا در سال‌های اخیر در مقابله با حوثی‌های یمن که متحد ایران محسوب می‌شوند تجربه قابل‌توجهی کسب کرده است. با این حال، به گفته تحلیلگران نظامی، زرادخانه ایران پیشرفته‌تر است و انگیزه تهران برای ادامه درگیری نیز احتمالاً بیشتر خواهد بود، زیرا حکومت ایران این نبرد را مسئله بقا تلقی می‌کند. از نگاه برخی کارشناسان، ایران طی دهه‌ها منابع خود را برای چنین سناریویی ذخیره کرده و می‌تواند این فشار را تا زمانی ادامه دهد که طرف مقابل حاضر به ادامه آن باشد.

پیشنهاد ویژهنفت و پتروشیمی
شناسه : 578741
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *