چگونه مدیر در روزهای بحران دچار فروپاشى ذهنى نشود؟

سید علی ناظمزاده، مشاور استراتژی و توسعه کسبوکار
در این روزهاى پرابهام آغاز سال ۱۴۰۵ اکثر مدیران تلاش میکنند مجموعه خود را سرپا نگه دارند. بسیاری از آنها با وجود فشارهای بیرونی، همچنان امیدوارند و کار را پیش میبرند؛ اما تعدادی هم زیر بار نگرانی، استرس شدید و آینده نامعلوم، در آستانه فروپاشی ذهنی قرار گرفتهاند.
در چنین موقعیتی جملاتی مانند«نترس»، «چیزی نیست»، یا «همه همینطورند» هیچ کمکی نمیکند. حتی ممکن است احساس تنهایی مدیر را بیشتر کند. واقعیت این است که ترس از آینده، نگرانی و اضطراب در شرایط جنگ و بحران طبیعی است؛ مدیر هم انسان است و حق دارد نگران باشد! اما مسئولیت مدیر این است که این نگرانی را مدیریت کند، نه اینکه زیر آن دفن شود.آرام ماندن در بحران یک مهارت مدیریتی است؛ مهارتی که میتوان آن را یاد گرفت و تقویت کرد.
در ادامه چند نکته عملی را که از منابع علمى دریافته ام، ارائه مى دهم و فکر مى کنم میتواند به مدیران در این روزهای سخت، کمک کند تا کنترل خود و سازمان را از دست ندهند:
۱. مدیر قرار نیست همه چیز را کنترل کند!
بسیاری از فشارهای روانی مدیران از این خیال میآید که «باید تمام مسئلهها را حل کنم».
اما در جنگ و بحران، حجم عوامل خارج از کنترل بسیار زیاد است. شما مى توانید دو ستون ساده روی یک کاغذ بکشید:
موارد در کنترل من؛ مثل:
– مدیریت هزینهها
– نقدینگی و جریان پول
– ارتباط با کارکنان و مشتریان
– زمانبندی و مدل فعالیت کسبوکار
موارد خارج از کنترل من؛ مثل:
– تحولات جنگ
– تصمیمهای کلان اقتصادی
– وضعیت کلان بازار
در این میان، تمام انرژی مدیر باید صرف ستون اول شود. هر دقیقه نگرانی و اختصاص وقت و انرژى درباره ستون دوم، فقط ذهن را خستهتر میکند و مدیر را فرسوده تر!
۲. افق برنامهریزی را کوتاه کنید؛
قبلا هم نوشته ام در شرایط معمول، برنامههای یکساله منطقی است؛ اما وقتی چشمانداز کشور هفته به هفته و روز به روز تغییر میکند، این نوع برنامهریزی فقط اضطراب ایجاد میکند.
الگوی مناسب در بحران، برنامهریزی ۳۰ روزه است. گاهی بعد از یک دوره ۳۰ روزه میتوان بلندتر فکر کرد؛ اما تا زمانی که کشور در بیثباتی است، این مدل چابکترین و سالمترین روش مدیریت است.
۳. اخبار را دنبال کنید، اما کم!
مدیر باید از وضعیت کشور آگاه باشد، اما غرق شدن در اخبار جنگ و بحران، ذهن را در حالت تهدید دائمی نگه میدارد.بهتر است برای خود مثلا دو – سه زمان مشخص در روز تعیین کنید. خارج از این سه نوبت، به هیچ خبر فوری و پیگیری لحظهبهلحظه نیاز ندارید.مدیری که ساعتها در روز اخبار چک میکند، دیر یا زود مضطرب و فرسوده شده و از مدیریت صحیح سازمان جا میماند.
۴. مسائل را عددی ببینید، نه احساسی؛
جملاتی مانند «هیچ چیز خوب نیست» یا «داریم سقوط میکنیم» فقط انعکاس ترس هستند.
مدیر حرفهای باید همهچیز را به عدد تبدیل کند:
– فروش دقیق چقدر افت کرده؟
– نقدینگی تا چند ماه کافی است؟
– هزینههای ثابت ماهانه چقدر است؟
– چه مقدار کالا یا مواد اولیه داریم؟
اعداد، بحران را شفاف میکنند و بهجای ترس، امکان تصمیمگیری میدهند.
۵. نقش مدیر در بحران تغییر میکند؛
در زمان رونق، مدیر دنبال رشد و توسعه است. اما در زمان جنگ و بحران مأموریت اصلی «حفظ کشتی سازمان» است.
این یعنی:
– جلوگیری از تصمیمهای هیجانی
– مراقبت از سرمایه انسانی کلیدی
– حفظ ارتباط با مشتریان
– تقویت یادگیری و قدرت تحلیل
– آماده نگه داشتن سازمان برای روزهای پس از بحران
بحران اگر درست مدیریت شود، برای مدیر یک دوره تقویت مهارت و شفافشدن اولویتهاست.
۶. انرژی روانی مدیر باید مدیریت شود ؛
مدیر در بحران از چهار طرف فشار دارد: پول، کارکنان، خانواده و آینده نامعلوم.
اگر ذهن او خسته و فرسوده شود، بهترین استراتژیها هم بینتیجه میماند.
چند اصل ساده اما حیاتی:
– استراحتهای کوتاه و منظم
– فعالیت بدنی
– صحبت با افراد قابل اعتماد
– حفظ رابطه گرم با خانواده
مدیر باید بداند سلامت روانی بخشی از وظایف کاری اوست، نه موضوعی فرعی.
جمعبندی
اکثر مدیرانی که در سالهای سخت گذشته دوام آوردهاند، امروز هم میتوانند از این دوران عبور کنند. بحرانها همیشگی نیستند، اما تصمیمهایی که در بحران گرفته میشود، اثر ماندگار دارد. اگر مدیر بتواند آرامش نسبی خود را حفظ کند، برنامهریزی کوتاهمدت داشته باشد و از انرژی ذهنی خود مراقبت کند، این دوره نیز میگذرد و سازمان با تجربهای عمیقتر وارد مرحله بعدی خواهد شد.
صنعت و معدنلینک کوتاه :