دیپلماسی ترامپ تنها یک فریب تاکتیکی است؟

اکونومیست به بررسی وضعیت پیچیده و پرنوسان تقابل نظامی و تلاش‌های دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران پرداخته است. در حالی که دونالد ترامپ ادعا می‌کند به یک توافق دیپلماتیک با ایران نزدیک شده و با این اظهارات توانسته است التهاب بازارهای جهانی نفت را کاهش دهد، دیپلمات‌ها و ناظران منطقه‌ای نسبت به واقعیت این ادعاها تردید جدی دارند. این گزارش ضمن بررسی روند تغییر میانجی‌گران و چهره‌های کلیدی مذاکرات، به تحلیل شکاف عمیق میان خواسته‌های حداکثری دو طرف پرداخته و نشان می‌دهد که همزمان با ارسال پیام‌های دیپلماتیک، استقرار گسترده نیروهای نظامی آمریکا در منطقه ادامه دارد؛ مسئله‌ای که سناریوی خرید زمان توسط واشنگتن برای آمادگی نظامی را بیش از پیش تقویت می‌کند.

جهان صنعت نیوز – جنگ‌ها مدت‌هاست که از ریتمی متناسب با تقویم پیروی می‌کنند، همان‌طور که ژنرال‌های رومی باستان تلاش می‌کردند لشکرکشی‌های خود را پیش از فصل برداشت محصول به پایان برسانند. اما برای دونالد ترامپ، این سرعت عمل کمی پرالتهاب‌تر است. پنجره زمانی او برای اعلام عملیات نظامی معمولاً از ساعت ۴ بعدازظهر روز جمعه آغاز می‌شود و تا پیش از به صدا درآمدن زنگ آغاز به کار بازارهای مالی در روز دوشنبه ادامه می‌یابد. در روز شنبه ۲۱ مارس، ترامپ اولتیماتومی صادر کرد و هشدار داد که اگر ایران تنگه هرمز را ظرف ۴۸ ساعت بازگشایی نکند، آمریکا بمباران نیروگاه‌های برق این کشور را آغاز خواهد کرد. در مقابل، ایران نیز تهدید کرد که دست به اقدام متقابل زده و تاسیسات برق و آب‌شیرین‌کن‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. در آن مقطع به نظر می‌رسید جنگی که از روز شنبه ۲۸ فوریه آغاز شده بود، در آستانه یک تشدید همه‌جانبه قرار دارد.

با این حال، دو روز بعد و تنها دو ساعت پیش از باز شدن بازارهای مالی آمریکا، ترامپ رویه خود را تغییر داد. او اعلام کرد که در طول تعطیلات آخر هفته گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده‌ای درباره یک توافق دیپلماتیک احتمالی با ایران انجام شده است. وی افزود که مذاکرات ادامه خواهد یافت و حمله به شبکه برق ایران به مدت ۵ روز به تعویق می‌افتد. این نخستین باری نبود که ترامپ در صبح یک روز دوشنبه اظهاراتی آشتی‌جویانه اما مبهم بیان می‌کرد، اما همین اظهارات کافی بود تا بازارها آرام شوند و قیمت نفت برای نخستین بار در نزدیک به دو هفته، به زیر بشکه‌ای ۱۰۰ دلار سقوط کند.

 واقعیت مذاکرات و تغییرات در ساختار دیپلماسی

به‌رغم اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا، دیپلمات‌های حاضر در منطقه معتقدند که ترامپ درباره نزدیک بودن به یک توافق اغراق می‌کند. اگرچه آمریکا و ایران پیام‌هایی را از طریق واسطه‌ها رد و بدل کرده‌اند، اما هیچ‌گونه گفت‌وگوی مستقیمی میان آن‌ها صورت نگرفته است. دولت ترامپ مجموعه‌ای از خواسته‌های خود را برای ایران ارسال کرده و پیشنهاد مذاکرات رودررو را داده است. با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در روز این پیشنهاد را رد کرد و اظهار داشت که ایران در حال حاضر هیچ قصدی برای مذاکره ندارد. این شرایط سه پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا اصلاً مذاکره‌ای شکل خواهد گرفت؟ در صورت انجام، آیا موفقیت‌آمیز خواهد بود؟ و اگر چنین نشود، گام بعدی آمریکا و ایران چه خواهد بود؟

در صورت شکل‌گیری، این سومین دور از مذاکرات میان آمریکا و ایران در یک سال گذشته خواهد بود. دو دور قبلی توسط استیو ویتکاف، فرستاده دیپلماتیک رئیس‌جمهور آمریکا و عباس عراقچی هدایت می‌شد. با این حال، اگر دو طرف بار دیگر با هم دیدار کنند، این نشست در سطح بالاتری برگزار خواهد شد. ترامپ ادعا می‌کند که با یکی از مقامات ارشد ایران پیام‌هایی تبادل کرده است که تصور می‌شود این شخص محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و یکی از قدرتمندترین چهره‌های سیاسی در ایران باشد. از سوی دیگر، ایران به واسطه‌ها اعلام کرده است که دیگر تمایلی به تعامل با ویتکاف ندارد، زیرا در زمان مذاکره با او دو بار مورد حمله قرار گرفته و وی را فردی غیرقابل اعتماد می‌داند. در عوض، تهران تمایل دارد با جی.دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا وارد گفت‌وگو شود؛ زیرا او نه تنها مقام بالاتری دارد، بلکه به جناح انزواطلب حامیان ترامپ نزدیک‌تر است و ایران امیدوار است این مسئله او را برای دستیابی به یک توافق انعطاف‌پذیرتر کند.

مکان برگزاری مذاکرات نیز با تغییراتی مواجه خواهد شد. عمان میانجی‌گری دورهای پیشین را بر عهده داشت، اما اکنون بسیاری از متحدان این کشور از مواضع همدلانه آن با ایران در طول جنگ خشمگین هستند و آمریکا و سایر کشورهای خلیج فارس دیگر عمان را میانجی معتبری نمی‌دانند. قطر می‌توانست این نقش را ایفا کند، اما مقامات دوحه اعلام کرده‌اند که تمایلی به این کار ندارند زیرا با دریافت صدها حمله موشکی و پهپادی از سوی ایران، خود به یکی از طرف‌های درگیری تبدیل شده‌اند. گزینه دیگر پاکستان است که روابط نزدیکی با هر دو طرف دارد. سفارت این کشور در واشنگتن حافظ منافع ایران در آمریکا است و عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان نیز سال گذشته به کاخ سفید رفت‌وآمد داشته است. همچنین پاکستان از دوستان نزدیک کشورهای خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی محسوب می‌شود.

خواسته‌های متضاد و شکاف عمیق میان طرفین

آمریکا مجموعه‌ای از خواسته‌های سرسختانه را مطرح کرده است. بر این اساس، ایران می‌تواند رآکتور هسته‌ای خود در بوشهر را حفظ کند، اما باید بخش عمده‌ای از دیگر برنامه‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد، از غنی‌سازی اورانیوم دست بکشد و ذخایر بیش از ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد خود را (که به سطح تسلیحاتی نزدیک است) تحویل دهد. علاوه بر این، ایران باید محدودیت‌هایی را در برد و تعداد موشک‌های بالستیک خود بپذیرد و به حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود نظیر حزب‌الله در لبنان پایان دهد. این خواسته‌ها کاملاً آشنا هستند، زیرا ترامپ در گذشته نیز موارد مشابهی را مطرح کرده بود که با مخالفت ایران مواجه شد. در مقابل، به نظر می‌رسد رهبران ایران بر این باورند که دست برتر را دارند و توانسته‌اند درد و فشار اقتصادی کافی به اقتصاد جهانی وارد کنند تا ترامپ را برای رسیدن به توافق مستأصل سازند. بنابراین، بعید به نظر می‌رسد در چنین شرایطی حاضر به واگذاری موشک‌ها یا مواد شکافت‌پذیری شوند که اکنون امیدوارند از آن‌ها به عنوان یک عامل بازدارنده هسته‌ای استفاده کنند.

ایران نیز برای هرگونه توافق پیش‌شرط‌های خود را دارد که شامل بسته شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، دریافت غرامت جنگی و اعمال کنترل بر تنگه هرمز است؛ خواسته‌هایی که پذیرش آن‌ها برای آمریکا و متحدانش کاملاً غیرممکن است.

خوش‌بینان امیدوارند که این موارد تنها مانورهای اولیه در شروع مذاکره باشند، اما شکاف میان دو طرف بسیار عمیق است. حتی اگر آمریکا و ایران بتوانند بر سر چارچوب کلی یک توافق به تفاهم برسند، جزئیات آن بسیار پیچیده خواهد بود؛ از جمله اینکه آمریکا چگونه پایبندی ایران را راستی‌آزمایی خواهد کرد و در صورت تخطی چه رخ خواهد داد. یکی از نگرانی‌های عمده اسرائیل و کشورهای خلیج فارس این است که ترامپ به نوعی آتش‌بس نیمه‌کاره بسنده کند، مشابه آنچه سال گذشته برای پایان دادن به جنگ غزه دنبال کرد؛ یعنی یک طرح کلی که جزئیات آن به مذاکرات آینده موکول شود. یک دیپلمات از کشورهای خلیج فارس در این باره تاکید کرده است که آتش‌بسی که اورانیوم را برای ایران باقی بگذارد، اساساً آتش‌بس محسوب نمی‌شود.

 سناریوهای پیش‌رو در سایه تحرکات نظامی

اگر گفت‌وگوها به شکست بینجامد، ترامپ دو گزینه در پیش رو دارد. برخی از مشاورانش او را ترغیب می‌کنند تا اعلام پیروزی کند. او می‌تواند بار دیگر ادعا کند که توانمندی‌های نظامی ایران در هم شکسته، نیروی دریایی آن غرق شده و کارخانه‌های موشک‌سازی‌اش ویران شده‌اند. این گزینه که کاملاً با شخصیت ترامپ همخوانی دارد، یک کارزار بی‌نتیجه را به عنوان یک پیروزی قاطع به نمایش می‌گذارد. اما این رویکرد، اورانیوم با غنای بالا و کنترل عملی تنگه هرمز را برای ایران حفظ خواهد کرد که خشم شدید کشورهای خلیج فارس را در پی خواهد داشت.

گزینه محتمل‌تر این است که آمریکا به جنگ ادامه دهد. واشنگتن می‌تواند حملات هوایی را برای چند هفته دیگر تمدید کند؛ گزینه‌ای که مورد علاقه بسیاری از مقامات در اسرائیل است. همچنین امکان برداشتن گام‌های تشدیدکننده نیز وجود دارد. ترامپ به چندین احتمال اشاره کرده است، از یورش برای تصرف جزیره خارگ (محل اصلی پایانه صادرات نفت ایران) گرفته تا عملی کردن تهدید بمباران نیروگاه‌های برق. همزمان، پنتاگون در حال تجمیع نیروهای بیشتری در خاورمیانه است. گروهی متشکل از ۵۰۰۰ تفنگدار دریایی قرار است به منطقه برسند. یک گروه دیگر از ناوهای جنگی آبی‌خاکی نیز از کالیفرنیا در راه است که رسیدن آن‌ها دو هفته زمان می‌برد. آمریکا همچنین در حال استقرار هزاران سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد است که یک یگان چترباز محسوب می‌شود.

این شرایط بار دیگر حس تکرار تاریخ را تداعی می‌کند. کمی بیش از یک ماه پیش نیز، آمریکا در حالی که با ایران در حال مذاکره بود، همزمان برای جنگ آماده می‌شد و در نهایت جنگ را انتخاب کرد. ایرانی‌ها اکنون به طور قابل درکی نگران هستند که این تلاش دیپلماتیک جدید تنها یک فریب باشد و ترامپ صرفاً بخواهد با آرام کردن بازارهای نفت، برای انتقال نیروهای خود به منطقه زمان بخرد. پاسخ این ابهامات احتمالاً به زودی مشخص خواهد شد، هرچند شاید این شفافیت تا پس از به صدا درآمدن زنگ پایان کار بازارهای مالی به تاخیر بیفتد.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 579088
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *