تسویهحساب در زمان جنگ؛ ارتش آمریکا قربانی ایدئولوژی و کینههای شخصی شده است؟

آتلانتیک: برکناری گسترده فرماندهان ارشد نظامی آمریکا در میانه یک جنگ بزرگ، بدون ارائه توضیح رسمی، بهعنوان نشانهای از سیاسیسازی ارتش و تضعیف ثبات نهادی مورد انتقاد قرار گرفته است؛ روندی که بهگفته منتقدان، نه از منطق اصلاح راهبردی، بلکه از تعارضات شخصی و تلاش برای جایگزینی نیروهای حرفهای با عناصر همسو با جریان سیاسی حاکم ناشی میشود.
جهان صنعت نیوز – در شرایطی که ایالات متحده درگیر یک جنگ گسترده است، وزیر دفاع، پیت هگست، اقدام به برکناری چندین مقام ارشد نظامی، از جمله ژنرال رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، کرده است. این تصمیم، که همراه با برکناری ژنرال دیوید هودن و ژنرال ویلیام گرین صورت گرفته، بخشی از یک روند مستمر در حذف فرماندهان ارشد تلقی میشود.
نکته کلیدی در این تحولات، فقدان هرگونه توضیح رسمی از سوی وزارت دفاع درباره دلایل این برکناریها است. در حالی که نیروهای آمریکایی در حال انجام عملیات نظامی در خارج از کشور هستند، این اقدام بدون شفافسازی، پرسشهای جدی درباره منطق و زمانبندی آن ایجاد کرده است. بهویژه آنکه ژنرال جورج، بهعنوان عالیترین مقام ارتش، در میانه دوره مأموریت خود کنار گذاشته شده و هیچگونه اتهامی مبنی بر تخلف، ناکارآمدی یا عدم وفاداری علیه او مطرح نشده است.
ریشههای احتمالی؛ تعارضات شخصی و نگاه انتقادی به ارتش
در غیاب توضیح رسمی، تحلیلها این برکناریها را به تعارضات شخصی وزیر دفاع با ساختار ارتش نسبت میدهند. هگست پیشتر در نوشتههای خود از تجربه منفیاش در ارتش سخن گفته و از این نهاد بهعنوان ساختاری یاد کرده که او را «کنار گذاشته» است.
بر این اساس، برخی برکناریهای اخیر بهعنوان ادامه این نگاه انتقادی و حتی خصمانه نسبت به ارتش تفسیر شدهاند. همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد این اقدامات بهطور خاص فرماندهانی را هدف قرار داده که به وزیر ارتش، دن دریسکول، نزدیک بودهاند؛ موضوعی که به اختلافات درونساختاری در سطح مدیریت دفاعی اشاره دارد.
در این چارچوب، حتی احتمال برکناری دریسکول نیز مطرح شده است؛ امری که نشاندهنده تداوم این تنشها در سطوح بالای پنتاگون است.
سیاسیسازی ارتش؛ از مداخلات در انتصابات تا جهتگیری ایدئولوژیک
یکی از محورهای اصلی انتقادات، تلاش برای سیاسیسازی ارتش آمریکا است. بر اساس این دیدگاه، دولت و وزیر دفاع در پی آن هستند که ساختار فرماندهی نظامی را بهگونهای بازآرایی کنند که با جریان سیاسی حاکم همسو باشد.
در همین راستا، هگست از ابتدای حضور خود، بر مقابله با آنچه نفوذ سیاستهای تنوع، برابری و شمول در پنتاگون میداند، تأکید کرده و در عمل نیز اقداماتی در این جهت انجام داده است. از جمله این اقدامات میتوان به تلاش برای برکناری رئیس ستاد مشترک ارتش و حذف فرماندهان زن اشاره کرد.
علاوه بر این، مداخله مستقیم در فرآیند ارتقای افسران، از جمله حذف چندین افسر سیاهپوست و زن از فهرست ارتقا، بهعنوان نشانهای از تغییر معیارهای حرفهای به معیارهای سیاسی تلقی شده است. گزارشها همچنین حاکی از لغو ارتقای شمار بیشتری از افسران اقلیت و زن در سطوح مختلف نیروهای مسلح است.
تضعیف هنجارهای روابط غیرنظامی-نظامی
تحولات اخیر، نگرانیهایی جدی درباره تضعیف هنجارهای سنتی روابط غیرنظامی-نظامی در آمریکا ایجاد کرده است. این هنجارها بر حفظ حرفهای بودن و بیطرفی سیاسی ارتش تأکید دارند، اما اقدامات اخیر بهعنوان عبور از این اصول ارزیابی شدهاند.
هگست نهتنها در تصمیمات مدیریتی، بلکه در بیان دیدگاههای سیاسی و مذهبی نیز فعال بوده و از جایگاه رسمی خود برای ترویج این دیدگاهها استفاده کرده است. در کنار آن، رفتارهای سیاسی رئیسجمهور نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله تلاش برای تبدیل یک سخنرانی در پایگاه نظامی به تجمع سیاسی.
با این حال، فرماندهان ارشد ارتش، از جمله جورج، در قبال این تحولات سکوت کردهاند؛ سکوتی که بهعنوان پایبندی به اصول حرفهای و پرهیز از ورود به منازعات سیاسی تفسیر شده است.
برکناری بدون اتهام؛ نشانهای از تغییر معیارها
ویژگی مشترک تمامی فرماندهان برکنارشده، سابقه طولانی و برجسته در خدمت نظامی است. هیچیک از آنها به تخلف یا ناکارآمدی متهم نشدهاند و بهنظر میرسد تنها دلیل برکناری آنها، قرار داشتن در ساختار فعلی ارتش بوده است.
از این منظر، این اقدامات نه بهعنوان بخشی از یک برنامه اصلاحی مبتنی بر عملکرد، بلکه بهعنوان تلاشی برای جایگزینی نیروهای موجود با افراد همسو با دولت تفسیر میشود. برخی گزارشها نیز این تصمیمات را حاصل «نارضایتیهای دیرینه» و اختلافات شخصی وزیر دفاع با ارتش و برخی مقامات آن دانستهاند.
جنگ و تشدید پیامدها؛ افزایش ریسک در تصمیمگیری
اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که در بستر جنگ جاری با ایران مورد بررسی قرار گیرد؛ جنگی که بهگفته تحلیلها، ممکن است از کنترل خارج شود و پیامدهای آن بر محبوبیت داخلی دولت و اقتصاد جهانی تأثیرگذار باشد.
در چنین شرایطی، تغییرات گسترده در رهبری نظامی، آن هم بدون شفافیت، میتواند ریسکهای راهبردی را افزایش دهد. در حالی که اختلافات و رقابتهای درون پنتاگون سابقه طولانی دارد، اما گستردگی و زمانبندی این اقدامات در شرایط کنونی، آن را به موضوعی متفاوت تبدیل کرده است.
همچنین این نگرانی مطرح شده که تمرکز وزیر دفاع بر مسائل فرهنگی و سیاسی، ممکن است توجه از موضوعات اصلی امنیتی و راهبردی را منحرف کرده باشد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :