دام ژئوپلیتیک نفت؛ جهان به سمت خودکفایی انرژی حرکت میکند؟

افزایش تنشهای نظامی در خلیج فارس و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، جهان را با یکی از بزرگترین شوکهای انرژی در تاریخ معاصر روبهرو کرده است. جهش شدید قیمت نفت و سوخت در مدت کوتاه نشان داد که حتی یک بحران منطقهای میتواند اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد. این رویداد بار دیگر واقعیتی قدیمی را یادآوری کرده است که بازارهای انرژی همچنان به شدت در معرض رقابتهای ژئوپلیتیک قرار دارند و وابستگی متقابل کشورها میتواند به ابزار فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
جهان صنعت نیوز – در روزهای نخست پس از آغاز درگیریها در منطقه، جریان انرژی جهانی به سرعت مختل شد. تردد نفتکشها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافت و بازارها با شوکی کمسابقه مواجه شدند. در مدت کوتاهی قیمت نفت بیش از نیمی افزایش یافت و قیمت بنزین و دیگر سوختها نیز جهش قابل توجهی را تجربه کرد. در بسیاری از کشورها فشار هزینههای انرژی به حدی رسید که دولتها ناچار به سهمیهبندی سوخت، کاهش ساعات کاری یا حتی تعطیلی برخی کارخانهها شدند. روشن شد تا زمانی که جریان عادی انرژی از این مسیر بازنگردد، فشار بر اقتصاد جهانی ادامه خواهد داشت.
یادآوری بحرانهای دهه ۱۹۷۰
این بحران اگرچه از نظر مقیاس بیسابقه به نظر میرسد، اما از نظر ماهیت شباهتهایی با شوکهای انرژی دهه ۱۹۷۰ دارد. در آن زمان نیز محدودیت در عرضه نفت باعث افزایش شدید قیمتها، تورم بالا و رشد اقتصادی ضعیف شد.
همان تجربه تاریخی باعث شد بسیاری از کشورها در دهههای بعد برای کاهش آسیبپذیری خود اقداماتی انجام دهند. ایجاد ذخایر راهبردی نفت، بهبود شفافیت دادههای انرژی، آزادسازی قیمتها و تأسیس نهادهایی برای هماهنگی در شرایط بحران از جمله این اقدامات بود. این اصلاحات به تدریج بازارهای انرژی را انعطافپذیرتر و کارآمدتر کرد و تصور میشد که جهان تا حد زیادی از تکرار چنین شوکهایی فاصله گرفته است. با این حال بحران اخیر نشان داد که واقعیت ژئوپلیتیک انرژی هرگز از میان نرفته است.
برای سالها کارشناسان درباره آسیبپذیری تنگه هرمز هشدار داده بودند. این آبراه باریک یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال انرژی جهان به شمار میرود و اختلال در آن میتواند به سرعت بازارهای جهانی را متلاطم کند.
تحولات اخیر نشان داد حتی کشوری که از نظر نظامی در مقایسه با رقبای خود ضعیفتر تلقی میشود، میتواند با تهدید این گلوگاه حیاتی پیامدهای اقتصادی گستردهای ایجاد کند. همین موضوع بار دیگر شکنندگی بازارهای انرژی را آشکار کرد.
افزون بر اختلال در تردد کشتیها، حملات متقابل به برخی تأسیسات انرژی در منطقه نیز بحران را تشدید کرد و نگرانیها درباره امنیت زیرساختهای انرژی را افزایش داد.
بازگشت سیاست به بازار انرژی
پس از آشکار شدن این آسیبپذیریها، بسیاری از دولتها در حال بازنگری در راهبردهای انرژی خود هستند. در دهههای گذشته تصور غالب این بود که ادغام بازارهای جهانی و همکاری بین کشورها میتواند امنیت انرژی را تقویت کند.
اما در فضای پرتنش کنونی، برخی دولتها به نتیجهای متفاوت رسیدهاند. در سالهای اخیر نمونههای متعددی از استفاده سیاسی از منابع و زنجیرههای تأمین انرژی مشاهده شده است؛ از قطع صادرات گاز گرفته تا محدودیت در صادرات مواد معدنی حیاتی و اعمال تحریمهای انرژی.
چنین روندی باعث شده بسیاری از کشورها وابستگی به بازارهای جهانی انرژی را نه یک مزیت، بلکه نوعی آسیبپذیری راهبردی تلقی کنند.
در نتیجه این نگرانیها، گرایش به نوعی خودکفایی انرژی در حال افزایش است؛ یعنی تلاش برای تأمین بخش بیشتری از نیازهای انرژی در داخل کشور و کاهش وابستگی به بازارهای جهانی. این رویکرد میتواند به شکلهای مختلفی مانند افزایش تولید داخلی، توسعه منابع جایگزین انرژی، برقیسازی بخشهای مختلف اقتصاد، بهبود بهرهوری انرژی و گسترش ذخایر راهبردی بروز پیدا کند.
برخی کشورها پیش از این نیز در همین مسیر حرکت کردهاند. افزایش تولید برق داخلی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش زیرساختهای ذخیرهسازی از جمله اقداماتی است که میتواند توان کشورها را برای مقابله با شوکهای خارجی افزایش دهد. با این حال دستیابی به خودکفایی کامل انرژی نه ساده است و نه کمهزینه.
محدودیتهای خودکفایی انرژی
تلاش برای جدا شدن از بازارهای جهانی انرژی میتواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی داشته باشد. استخراج منابع در داخل کشور اغلب پرهزینهتر از واردات آنها از بازار جهانی است و ایجاد ظرفیتهای جایگزین نیز سرمایهگذاری سنگینی میطلبد.
علاوه بر این، سیاستهایی مانند محدود کردن صادرات یا مداخله گسترده دولت در بازار ممکن است انگیزه سرمایهگذاری را کاهش دهد و عرضه انرژی را در بلندمدت محدود کند. چنین اقداماتی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فشار قیمتها را کاهش دهد، اما میتواند به اختلالهای تازهای در بازار منجر شود.
در سطح جهانی نیز گسترش سیاستهای ملیگرایانه در حوزه انرژی ممکن است به شکلگیری نظامی پراکندهتر و کمبازدهتر در بازار جهانی انرژی منجر شود؛ نظامی که در آن تصمیمهای اقتصادی بیش از گذشته تحت تأثیر ملاحظات ژئوپلیتیک قرار میگیرند.
گسترش انرژیهای پاک نیز به معنای پایان رقابتهای ژئوپلیتیک در حوزه انرژی نیست. تولید فناوریهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی به مواد معدنی و زنجیرههای تأمین پیچیدهای وابسته است که در برخی موارد در اختیار تعداد محدودی از کشورها قرار دارد.
به همین دلیل وابستگیهای جدیدی در حال شکلگیری است که میتواند همانند بازار سوختهای فسیلی به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود.
راهی میان وابستگی و خودکفایی
در چنین شرایطی بسیاری از کارشناسان معتقدند راهحل پایدار نه در قطع ارتباط با بازارهای جهانی، بلکه در مدیریت بهتر وابستگی متقابل میان کشورهاست. تقویت ذخایر راهبردی، تنوعبخشی به منابع تأمین انرژی و کاهش وابستگی به یک مسیر یا تأمینکننده خاص از جمله اقداماتی است که میتواند آسیبپذیری کشورها را کاهش دهد.
همچنین سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین مانند خطوط لوله یا مسیرهای انتقالی که گلوگاههای حساس را دور میزنند، میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری بازار انرژی ایفا کند.
در نهایت یکی از مؤثرترین راههای افزایش امنیت انرژی، کاهش شدت مصرف انرژی در اقتصاد است. کشورهایی که برای تولید هر واحد از تولید اقتصادی انرژی کمتری مصرف میکنند، در برابر شوکهای قیمتی آسیبپذیری کمتری دارند.
نظم انرژی در جهانی پرتنش
بحران اخیر نشان داد که حتی در عصر جهانیشدن و توسعه انرژیهای نو، بازار انرژی همچنان به شدت تحت تأثیر سیاست و امنیت قرار دارد. یک درگیری منطقهای میتواند به سرعت بازارهای جهانی را دچار تلاطم کند و پیامدهای اقتصادی آن تقریباً همه کشورها را درگیر سازد.
در چنین فضایی، دولتها ناچارند میان کارایی بازارهای جهانی و ضرورتهای امنیت انرژی تعادلی تازه پیدا کنند؛ تعادلی که هدف آن نه خودکفایی کامل، بلکه ایجاد نظامی انعطافپذیرتر و مقاومتر در برابر شوکهای آینده است.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :