شکست دیپلماسی یا تاکتیک فشار؛ در مذاکرات اسلام آباد چه گذشت؟

اکونومیست: مذاکرات تاریخی و 21 ساعته هیاتهای آمریکایی و ایرانی در اسلامآباد که بالاترین سطح تماس دو کشور از سال 1979 محسوب میشد، تنها با یک نشست خبری 3 دقیقهای و بدون دستیابی به توافق پایان یافت. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با اعلام عدم پذیرش خطوط قرمز واشنگتن توسط تهران، توقف گفتوگوها را اعلام کرد. در مقابل، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، فضای حاکم بر مذاکرات را آکنده از «بیاعتمادی و سوءظن» خواند و رسانههای ایرانی نیز زیادهخواهی آمریکا را عامل این انسداد معرفی کردند. با این حال، ترک میز مذاکره توسط ونس و محمدباقر قالیباف میتواند صرفاً یک تاکتیک دیپلماتیک در میانه آتشبس 2 باشد.
جهان صنعت نیوز – نزدیک به یک روز کامل مذاکره، با یک کنفرانس خبری کوتاه سهدقیقهای و بدون دستیابی به هیچ توافقی پایان یافت. مذاکرات میان آمریکا و ایران از بعدازظهر شنبه آغاز شد و در طول شب، در مجموع حدود ۲۱ ساعت به طول انجامید. زمانی که جیدی ونس برای ارائه گزارش به خبرنگاران حاضر شد، خورشید در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، طلوع کرده بود. معاون رئیسجمهور آمریکا گفت: «ما به توافقی دست نیافتهایم. ما خطوط قرمز خود را بسیار شفاف بیان کردیم… و آنها تصمیم گرفتند شرایط ما را نپذیرند.»
فضای حاکم بر هیات ایرانی نیز به همان اندازه مأیوسکننده بود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، گفت که مذاکرات در فضای بیاعتمادی و سوءظن برگزار شد. رسانههای ایران زیادهخواهیهای آمریکا را عامل مسدود شدن مسیر توافق دانستند. رهبران هر دو هیات اکنون بدون تعیین تاریخی برای نشست بعدی، راهی کشورهای خود شدهاند.
شکست یک نشست به معنای مرگ دیپلماسی نیست. هنوز برای مذاکرات بیشتر فرصت هست: آتشبسی که در ۸ آوریل اعلام شد، قرار است دو هفته به طول انجامد و با توافق دوجانبه قابل تمدید است. اگرچه ونس طوری صحبت کرد که گویی دیگر جایی برای مذاکره باقی نمانده، اما ارائه یک پیشنهاد نهایی و سپس ترک میز مذاکره، خود یک تاکتیک مذاکراتی است. با این حال، نتیجه نشست اسلامآباد نشان میدهد پایان دادن به جنگی که هر دو طرف خود را در آن پیروز میدانند، تا چه حد دشوار است.
دلایلی برای خوشبینی وجود داشت. این بالاترین سطح مذاکرات میان آمریکا و ایران از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بود. ایرانیها از اینکه ونس هدایت هیات آمریکایی را بر عهده داشت خرسند بودند، با این امید که فردی که خود را منتقد جنگهای خاورمیانه میداند و یکی از نامزدهای احتمالی ریاستجمهوری است، انگیزه بالایی برای دستیابی به توافق داشته باشد. در طرف مقابل او، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران نشسته بود؛ عنوانی که اهمیت واقعی او را پنهان میکند: او یکی از قدرتمندترین مردان در ساختار قدرت ایران است.
دیپلماتها میگویند مذاکرات جدی و محتوایی بوده است. درز اطلاعاتی چندانی صورت نگرفت. هر طرف تیمی از کارشناسان را برای بحث درباره جزئیات به همراه آورده بود؛ تغییری خوشایند نسبت به مذاکرات گذشته، زمانی که استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ در امور خاورمیانه، اغلب سعی میکرد با بلوف زدن از سد مسائل پیچیده هستهای عبور کند.
ایران روزها تهدید کرده بود که اصلاً در مذاکرات حاضر نخواهد شد، مگر اینکه آتشبس، توقف جنگ اسرائیل در لبنان را نیز شامل شود. آمریکا از اسرائیل خواست تا حملات هوایی خود را در این کشور محدود کند، اما جنگ را به طور کامل متوقف نکرد. در نهایت، موضوع لبنان بخش مرکزی مذاکرات نبود. دیپلماتهای مطلع از روند مذاکرات میگویند تمرکز طرفین بر سه محور بود: پول، کشتیها و اورانیوم.
ونس تلویحاً اشاره کرد که مسئله هستهای، عامل اصلی شکست مذاکرات بوده است. وی گفت: «ما باید شاهد یک تعهد ایجابی باشیم مبنی بر اینکه آنها به دنبال سلاح هستهای نخواهند بود و ابزارهایی که امکان دستیابی سریع به سلاح هستهای را فراهم میکند، جستجو نخواهند کرد.» او توضیح بیشتری نداد. با این حال، در دو دور قبلی مذاکرات، آمریکا اصرار داشت که ایران نه تنها ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالای خود را تحویل دهد، بلکه از حق غنیسازی هرگونه اورانیوم نیز چشمپوشی کند. ایران بارها این خواسته را رد کرده است.
با این وجود، هرگز احتمال نمیرفت که آنها بتوانند این اختلاف را در عرض دو هفته، چه رسد به یک نشست واحد، حل کنند. آخرین باری که آمریکا و ایران بر سر یک توافق هستهای مذاکره کردند (در دهه ۲۰۱۰)، این روند دو سال به طول انجامید. محتملترین نتیجه این مذاکرات، یک توافق موقت است که حداقل به دو مورد از سه مسئله اصلی بپردازد و برای مذاکرات بیشتر زمان بخرد. ایران باید از کنترل خود بر تنگه هرمز و شاید اورانیومِ نزدیک به سطح تسلیحاتی خود دست بکشد. در مقابل، آمریکا باید امتیازات اقتصادی ارائه دهد که شاید شامل آزادسازی میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی ایران باشد که به دلیل تحریمها در بانکهای خارجی مسدود شده است.
این معمای پیچیده، به همان اندازه که به محتوای توافق مربوط میشود، به ترتیبِ اجرای اقدامات (توالی) نیز ارتباط دارد. به عنوان مثال، اورانیوم را در نظر بگیرید. ایران آن را به عنوان یک اهرم فشار قدرتمند میبیند که ارزش معامله در یک توافق جامع را دارد، نه یک توافق موقت. اما آمریکاییها ترجیح میدهند هرچه سریعتر تکلیف آن را روشن کنند، مبادا در طول یک مذاکره طولانیمدت، این مواد همچنان در دست ایران باقی بماند.
هر طرف انتظار دارد طرف مقابل کوتاه بیاید. ایرانیها معتقدند که دست بالا را دارند؛ آنها شش هفته بمباران توسط دشمنانی بسیار قویتر را تحمل کردهاند و درد عظیمی بر پیکر اقتصاد جهانی وارد ساختهاند. آنها زمان را متحد خود میدانند. از نگاه آنها، ترامپ از جنگ خسته شده و به شدت به دنبال پایان دادن به آن است، پیش از آنکه افزایش سرسامآور قیمت انرژی باعث شکست حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر شود.
آمریکا دیدگاه کاملاً متفاوتی دارد. اگرچه این جنگ به بسیاری از اهداف اصلی خود نرسیده، اما ضربات سنگینی به رهبری ایران، نیروهای مسلح و اقتصاد این کشور وارد کرده است. دور بعدی درگیری احتمالاً دردناکتر خواهد بود: حتی اگر ترامپ وحشتناکترین تهدیدات خود را عملی نکند، آمریکا و اسرائیل احتمالاً حملات خود را به زیرساختها و اهداف اقتصادی تشدید خواهند کرد.
خطر اینجاست که این دو متخاصم ارزیابی اشتباهی از یکدیگر داشته باشند. ایران ممکن است مایل به تحمل یک دور دیگر از درگیری باشد و همزمان میزان تمایل ترامپ برای آغاز دور جدید را دستکم بگیرد. او پیش از این، دو بار تهدید خود مبنی بر حمله به ایران در صورت شکست مذاکرات را عملی کرده است.
تهدیدات ترامپ این بار نیز به همان اندازه جدی به نظر میرسند. پنتاگون پیش از این هزاران تفنگدار دریایی را در منطقه مستقر کرده و نیروهای بیشتری نیز در راهند: سومین ناو هواپیمابر در حال عبور از اقیانوس اطلس است و یک گروه جنگی آبیخاکی نیز در حال عبور از اقیانوس آرام است. هر دو ناوگان پیش از پایان انقضای آتشبس به منطقه خواهند رسید. روز شنبه، دو ناوشکن آمریکایی از تنگه هرمز عبور کردند؛ این اولین باری بود که از زمان آغاز جنگ، ناوهای جنگی آمریکا از این آبراه عبور میکردند. پنتاگون اعلام کرد که این، آغاز عملیاتی برای پاکسازی مینهای ایرانی از این آبراه است.
با وجود وعده ایران مبنی بر باز گذاشتن تنگه در طول دوران آتشبس، این مسیر همچنان تا حد زیادی مسدود است. سه نفتکش روز شنبه موفق به عبور از تنگه شدند. با این حال، زمانی که دو نفتکش دیگر صبح روز بعد سعی کردند وارد خلیج فارس شوند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آنها هشدار داد و آنها را دور کرد.
پس از پایان مذاکرات، ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که به نیروی دریایی آمریکا دستور داده است تا محاصره دریایی مختص به خود را بر این تنگه اعمال کند و هر شناوری در آبهای بینالمللی را که به ایران عوارض پرداخت کرده است، شناسایی و توقیف کند. ایران در حال حاضر به اندازه پیش از جنگ (یا شاید حتی بیشتر) نفت صادر میکند و قیمتهای بسیار بالاتری برای آن دریافت میکند. برخی از مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس از ترامپ خواسته بودند رهگیری کشتیهای ایرانی را آغاز کند. هنوز شانسی برای رسیدن به توافق وجود دارد؛ اما همچنین این احتمال میرود که جنگ و هرجومرج در بازارهای انرژی وخیمتر شود.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :