پایان عصر موشک و آغاز سلطه بر هرمز؛ چشمانداز مذاکرات ایران و آمریکا در سایه تغییر معادلات بازدارندگی

فارن افرز: مذاکرات اخیر ایالات متحده و ایران در پاکستان برای پایان دادن به جنگ، بدون دستیابی به توافق پایان یافت و نشان داد که مواضع دو طرف فاصلهای عمیق با یکدیگر دارد. در حالی که واشنگتن خواهان بازگشایی تنگه هرمز و اعمال محدودیتهای شدید بر برنامههای هستهای، موشکی و منطقهای ایران است، تهران به دنبال درآمدزایی از کنترل تنگه، لغو کامل تحریمها، آتشبس در لبنان و تضمین عدم از سرگیری جنگ است.
جهان صنعت نیوز – مهمترین پیامد و میراث ماندگار این جنگ برای ایران، بازسازی ساختار بازدارندگی آن بوده است. در دهههای گذشته، معماری امنیتی ایران بر سه پایه اصلی استوار بود: برنامه موشکی، توانایی بالقوه ساخت سلاح هستهای و حمایت از گروههای نیابتی مانند حماس و حزبالله.
پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با حمایت ایالات متحده این پایهها را به طور سیستماتیک هدف قرار داد. پس از تضعیف شدید حماس و حزبالله و نابودی بخش عمدهای از زیرساختهای هستهای ایران، در زمان حمله مستقیم واشنگتن و تلآویو در زمستان سال گذشته، به نظر میرسید برنامه موشکی تنها ابزار باقیمانده تهران باشد. با این حال، ایران نشان داد که با استفاده از فناوریهای نسبتا ارزان و ساده میتواند با بستن تنگه هرمز، تجارت جهانی و منافع آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
حملات اولیه ایران به دو کشتی در ابتدای جنگ، باعث وحشت شرکتهای بیمه دریایی و توقف تردد کشتیها در خلیج فارس شد. این اهرم جدید، مزایای عظیمی برای تهران به همراه داشته است؛ به طوری که دهها کشتی برای عبور از تنگه، عوارض هنگفتی به ایران پرداخت کردهاند که میتواند جریان درآمدی قابل توجهی در این شرایط بحرانی ایجاد کند. از همه مهمتر، تنگه هرمز اکنون جایگزین تضمین امنیتی از دسترفتهای شده است که پیش از سال ۲۰۲۴ توسط حزبالله تامین میشد. از این پس، رهبران آمریکا از جمله ترامپ، پیش از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، به دلیل توانایی این کشور در مختل کردن اقتصاد جهانی، به شدت تامل خواهند کرد.
تقابل استقامت اقتصادی و فشارهای سیاسی
دولت ترامپ در تلاش است تا با ایجاد محاصره دریایی متقابل، موفقیت ایران را شبیهسازی کرده و توانایی تهران در انتخاب کشتیهای عبوری و کسب درآمد را از بین ببرد. با این وجود، به نظر میرسد زمان به نفع ایران در گذر است. برای ایران، این جنگ ماهیتی موجودیتی دارد و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تحمل فشارهای اقتصادی دارد؛ کشوری که سابقه پنج دهه مقاومت در برابر تحریمها را در کارنامه خود ثبت کرده است. در صورت شکست مذاکرات، ایران از هدف قرار دادن بیشتر زیرساختهای انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای وارد کردن فشار بر اقتصاد جهانی دریغ نخواهد کرد. در مقابل، ترامپ با فشار افکار عمومی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا مواجه است و ایران نیز روی عقبنشینی نهایی او حساب باز کرده است.
روند مذاکرات به دلیل درک نادرست دو طرف از یکدیگر با پیچیدگیهای بیشتری همراه است. همانطور که در مذاکرات سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ مشاهده شد، ایران غالبا با اتخاذ رویکردهای حداکثری تصور میکند با طولانی کردن روند گفتگوها میتواند امتیازات بیشتری کسب کند؛ در حالی که واشنگتن این تعلل را به معنای تلاش برای توسعه توانمندیهای هستهای قلمداد کرده و میز مذاکره را ترک میکند. اکنون نیز هر دو طرف در معرض تکرار همین اشتباهات محاسباتی هستند. ترامپ همچنان بر این باور است که فشار بیشتر محاسبات استراتژیک ایران را تغییر میدهد، در حالی که تهران منتظر تسلیم شدن دولت آمریکا است.
چشمانداز داخلی ایران و آینده مذاکرات
پیش از آغاز جنگ، تحلیلگران غربی شکنندگی ساختار داخلی ایران را بیش از حد برآورد کرده بودند. اگرچه اقتصاد ایران با تورم بیسابقه، بحرانهای اجتماعی و مشکلات شدیدی مانند کمبود آب روبرو است، اما جنگ به طور ناخواسته فرصتی موقت برای بازسازی انسجام درونی فراهم کرد. برخلاف تصور طراحان جنگ در آمریکا و اسرائیل، تصمیمگیریها در تهران ساختاری غیرمتمرکز، چابک و منسجم از خود نشان داد؛ به گونهای که چهرههایی با دیدگاههای کاملا متضاد مانند عباس عراقچی و علی باقری کنی در قالب یک تیم مذاکرهکننده متحد ظاهر شدند. همچنین تلاشهای تاریخی واشنگتن برای تغییر رژیم همواره با شکست مواجه شده و ترامپ نیز نفوذ چندانی بر سیاست داخلی ایران ندارد.
در چشمانداز پیش رو، نباید انتظار هیچگونه پیشرفت تحولآفرین در کوتاهمدت را داشت. ایران هرگز به دلیل فشارهای نظامی تسلیم نخواهد شد و احتمالاً در برابر اجبار اقتصادی نیز مقاومت خواهد کرد. بنابراین، هدف فوری دولت ترامپ باید تامین منافع کلیدی آمریکا، یعنی پایان دادن به جنگ و بازگشایی مسیر تجارت دریایی با کمترین هزینه ممکن باشد. اگرچه پیش از این امکان دستیابی به توافق با وعده توقف حملات وجود داشت، اما اکنون هزینه توافق بسیار بالاتر رفته است. در دوران گذار سیاسی پس از جنگ در ایران، انتظار توافقهای بزرگ واقعبینانه نیست، اما ممکن است توافقهای محدودتری مانند تبادل اورانیوم غنیشده با کاهش تحریمها در دسترس باشد.
در نهایت، بهترین راهبرد برای آمریکا خروج سریع از این جنگ و ارائه یک چشمانداز روشن و معتبر از خواستهها و امتیازات متقابل برای آینده است.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :