تنگه هرمز در بنبست: وقتی ترس جای جنگ را گرفت

واشنگتن پست: تردد کشتیها در تنگه هرمز، حتی پس از اعلام آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا، همچنان بهشدت مختل و عملاً متوقف شده است. ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود و توانایی ایجاد ریسک برای عبور کشتیها، کنترل مؤثری بر این گذرگاه حیاتی حفظ کرده است. با وجود تهدیدهای آمریکا و تشدید فشارها، عامل اصلی رکود ترافیک نه دستور رسمی، بلکه ترس شرکتهای کشتیرانی از خطرات عملیاتی و حقوقی است. این بنبست، که اکنون صدها کشتی را در خلیج فارس زمینگیر کرده، نشان میدهد که بازگشت شرایط به وضعیت پیش از جنگ، حتی با رفع همه محدودیتها، به زمان و تضمینهای قوی نیاز خواهد داشت.
جهان صنعت نیوز – با وجود اعلام آتشبس و ادعاهای اولیه مبنی بر تسهیل عبور در تنگه هرمز، واقعیت میدانی چیز دیگری را به نمایش گذاشته است. یک هفته پس از توافق، نهتنها عبور و مرور در این گذرگاه حیاتی تسهیل نشده، بلکه تنشها بدتر شده است. ایران که حالا آشکارا از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان اهرمی مهم استفاده میکند، عبور کشتیها را منوط به هماهنگی با نیروهایش و در بعضی موارد پرداخت عوارض کرده است. همین مسأله موجب شد رئیسجمهور آمریکا این اقدام را «باجگیری» بخواند و اعلام کند که ایالات متحده ورود و خروج کشتیها به بنادر ایران را مسدود خواهد کرد. این تهدید تازه، هرچند بهظاهر برای فشار اقتصادی بر تهران طراحی شده، عملاً بر شکنندگی آتشبس افزوده است.
موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز در شش هفته اخیر به اصلیترین سلاح ایران تبدیل شده است. بر اساس ادعای نیروهای نظامی ایران، این کشور با مینگذاری و بهرهگیری از آسیبپذیری ذاتی مسیر، تقریباً تمام تردد را متوقف کرده است. این یعنی حتی اگر آمریکا دست به مسدودسازی کامل هم بزند، کنترل ایران بر خطر عبور همچنان پابرجاست و تهران میتواند بدون نیاز به بستن رسمی تنگه، تردد را برای هر کشتیای به ریسکی غیرقابل قبول تبدیل کند.
آمارها نشان میدهد تأثیر این ریسک بسیار بیشتر از تأثیر هر فرمان سیاسی است. طبق دادههای کپلر، از زمان آتشبس تنها بهطور میانگین روزانه ۹ کشتی از تنگه عبور کردهاند؛ عددی که با ترافیک پیش از جنگ، یعنی بیش از ۱۳۰ کشتی در روز، هیچ نسبتی ندارد. یک تحلیلگر دریایی بهصراحت گفته که آتشبس «عملاً هیچ تغییری ایجاد نکرده»، و این شاید دقیقترین توصیف وضعیت باشد.
چیزی که عبور را خطرناک کرده، تنها وجود مینها یا تهدیدهای نظامی نیست، بلکه واقعیت ساده و بدیهیِ کند بودن و عظیم بودن کشتیهایی است که از تنگه میگذرند. دفاع از چنین غولهایی در مسیر باریکی که ایران بر ارتفاعات اطرافش مسلط است تقریباً ناممکن است. تحلیلگران نظامی تاکید میکنند که کشتیها «تقریباً هیچ امکان واکنش» ندارند؛ فاصله تهدید تا برخورد به اندازه یک «لحظه» است. همین لحظه، همان چیزی است که شرکتهای کشتیرانی نمیخواهند با آن قمار کنند.
هرچند پس از اعلام آتشبس هیچ حملهای ثبت نشده، اما ریسک به اندازهای بالاست که خود بهتنهایی عامل توقف تردد شده است. کارشناسان هشدار میدهند که حتی اگر همه محدودیتها لغو شود، بازگشت به شرایط پیش از جنگ زمانبر خواهد بود، زیرا شرکتهای کشتیرانی تا زمانی که ایران قابلیت تهدید مؤثر داشته باشد، حاضر به عبور نخواهند شد.
در این میان، اعلام آمریکا مبنی بر ایجاد یک «محاصره» اقتصادی علیه بنادر ایران، فضا را پیچیدهتر کرده است. تهران گفته اگر بنادرش تهدید شود پاسخ خواهد داد، و این یعنی هر تصمیم جدید میتواند آتشبس را از تعادل خارج کند. افزون بر تهدیدهای فیزیکی، ایران با ایجاد یک «سیستم عوارض»، بُعد حقوقی تازهای هم وارد ماجرا کرده است. کشتیهایی که برای عبور امن به ایران پول بدهند، ممکن است ناقض تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا محسوب شوند؛ ریسکی که بسیاری از شرکتهای بینالمللی ترجیح میدهند از آن دور بمانند.
نتیجه همه این ابهامات، شکلگیری یک وضعیت بلاتکلیفی است؛ وضعیتی که در آن صدها کشتی در خلیج فارس ماندهاند و جرات عبور ندارند. دادههای Windward نشان میدهد بیش از ۸۰۰ کشتی در روز سهشنبه همچنان گیر افتادهاند. شرکتهای عظیمی مانند هاپاگ-لوید نیز رسماً اعلام کردهاند که تا زمان ارائه تضمینهای امنیتی و روشن شدن وضعیت هزینهها، از عبور خودداری خواهند کرد. نماینده این شرکت صریح گفته: «فعلاً کشتیها در خلیج فارس گیر خواهند ماند».
برای بازگشت شرایط به وضعیت عادی، شرکتهای کشتیرانی نیازمند چیزی هستند که در این منطقه همیشه کمیاب بوده است: اعتماد. آنها باید مطمئن شوند که آتشبس پایدار خواهد ماند و ایران هیچگونه تهدیدی علیه کشتیهای درحال عبور انجام نخواهد داد. همانطور که یکی از تحلیلگران اشاره کرده، اگر کشتیها در میانه مسیر باشند و در همان لحظه آتشبس فروبپاشد، خدمه «در یک تیراندازی متقاطع» گرفتار میشوند، و هیچ شرکت عاقلی چنین ریسکی نمیکند.
اما این اعتماد به یک شرط وابسته است: توازن. ایران برای حفظ اهرم فشار خود، علاقهمند است عبور را محدود نگه دارد، زیرا این یکی از معدود ابزارهای باقیماندهاش در جنگ است. از سوی دیگر، اگر بیش از حد بر کاهش تردد پافشاری کند، آتشبس از هم میپاشد. بنابراین ایران باید دو مسیر متضاد را همزمان طی کند: هم اجازه عبور بیشتر بدهد تا نشان دهد به آتشبس پایبند است، و هم کنترل کافی حفظ کند تا اهرم فشارش بیاثر نشود. این همان «مرز باریک» است که کارشناسان از آن نام بردهاند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :