قمار بزرگ در آب‌های خلیج فارس؛ آیا آرامش شکننده به طوفان جنگ تبدیل خواهد شد؟

وال استریت ژورنال: محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده، موازنه قدرت را در بحران تنگه هرمز تغییر داده است. در حالی که پیش از این، انسداد تنگه به عنوان اهرم فشار تهران برای کسب درآمد و محروم کردن کشورهای حاشیه خلیج فارس از صادرات نفت عمل می‌کرد، اکنون اقتصاد ایران تحت فشار شدید محاصره آمریکا قرار گرفته است. در این میان، اگرچه متحدان عرب آمریکا به دلیل اختلال در تجارت آسیب می‌بینند، اما کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات با استفاده از خطوط لوله جایگزین، صادرات خود را حفظ کرده‌اند. اکنون با برقرار شدن یک آتش‌بس شکننده، دو طرف در حال سنجش میزان تحمل فشارهای اقتصادی هستند و خطر بازگشت به جنگ تمام‌عیار همچنان بر اقتصاد جهانی سایه افکنده است.

جهان صنعت نیوز – تا پیش از اعمال محاصره دریایی بنادر ایران توسط واشنگتن، انسداد تنگه هرمز به عنوان یک برگ برنده برای تهران عمل می‌کرد. در طول یک درگیری چهل روزه، ایران صادرات نفت خود را حفظ کرد، کشورهای حاشیه خلیج فارس را از درآمدهای حیاتی محروم ساخت و طرحی برای دریافت عوارض سنگین از کشتی‌های عبوری به اجرا گذاشت. اما با برقراری آتش‌بس موقت برای پیشبرد مذاکرات بر سر مسائل هسته‌ای، شرایط تغییر کرده است. رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرده است که محاصره تا زمان دستیابی به یک توافق جامع، که شامل ایمن‌سازی ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران می‌شود، به قوت خود باقی خواهد ماند.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با اعلام باز بودن کامل تنگه در طول مدت آتش‌بس، باعث کاهش قیمت نفت و ایجاد فضای تنفس برای مذاکرات شد. با این حال، عبور کشتی‌ها تنها از مسیر تعیین‌شده توسط ارتش ایران و پس از بازرسی امکان‌پذیر است که به معنای بازگشایی کامل آبراه نیست. در همین حال، اقتصاد ایران که از پیش از حملات آسیب دیده بود، اکنون با خشک شدن درآمدهای نفتی و توقف واردات حیاتی، فشار محاصره آمریکا را احساس می‌کند. تحلیلگران منطقه معتقدند که این راهبرد آمریکا با هدف خلع سلاح ایران از اهرم فشار خود یعنی تنگه هرمز طراحی شده است تا تهران را به میز مذاکره بازگرداند.

تأثیرات نامتقارن بر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس

درد ناشی از اختلال در تنگه هرمز، که پیش‌تر مسیر ترانزیت حدود ۲۰ درصد از نفت جهان و ۲۵ درصد از گاز طبیعی مایع بود، به طور یکسان میان کشورهای عربی توزیع نشده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به عنوان بزرگ‌ترین اقتصادهای منطقه، قادرند حدود دو سوم از حجم نفت پیش از جنگ خود را از طریق خطوط لوله‌ای که تنگه هرمز را دور می‌زنند، به بنادر ینبع در دریای سرخ و فجیره در دریای عمان صادر کنند. افزایش جهانی قیمت نفت نیز به این کشورها کمک کرده است تا کاهش حجم صادرات خود را جبران کنند.

در مقابل، کشورهای کوچک‌تر مانند قطر، کویت و بحرین که مسیر جایگزینی برای صادرات ندارند، با فروپاشی درآمدهای خود مواجه شده‌اند. با این وجود، قطر و کویت با تکیه بر صندوق‌های ثروت ملی عظیم خود که ارزش آن‌ها معادل چندین سال تولید ناخالص داخلی‌شان است، می‌توانند با استقراض از این منابع، بحران را پشت سر بگذارند. کارشناسان معتقدند که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در صورت نیاز می‌توانند بسته شدن تنگه را برای ماه‌ها تحمل کنند. با این حال، تمایل اصلی این کشورها حفظ فشارهای اقتصادی بر ایران همزمان با سکوت سلاح‌هاست، چرا که درگیری‌های پیشین آسیب‌های جدی به تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های آن‌ها وارد کرده بود.

دوراهی استراتژیک و خطرات پیش‌رو

با تشدید بحران اقتصادی، ایران در نهایت باید بین دو گزینه دشوار یکی را انتخاب کند: پذیرش بازگشایی کامل تنگه هرمز و از دست دادن اهرم فشار خود، یا به چالش کشیدن محاصره ایالات متحده که خطر بازگشت به جنگی تمام‌عیار را در پی دارد. بازگشت به درگیری نظامی می‌تواند انزوای تهران را عمیق‌تر کند، زیرا اختلال مجدد در این آبراه حیاتی، فشار مضاعفی بر اقتصاد اروپا و آسیا وارد خواهد کرد. مقامات شورای همکاری خلیج فارس تأکید دارند که تسلط یک کشور بر این تنگه برای جامعه جهانی غیرقابل پذیرش است و قوانین بین‌المللی دریاها باید رعایت شود.

از سوی دیگر، این محاسبات بر این فرض استوار است که ایران تلاشی برای تخریب مسیرهای صادراتی جایگزین عربستان و امارات نخواهد کرد. ازسرگیری حملات موشکی و پهپادی به فجیره، ینبع یا استفاده از شبه‌نظامیان حوثی یمن برای اختلال در تنگه باب‌المندب از گزینه‌های احتمالی است. اگرچه حوثی‌ها تاکنون تمایل چندانی برای ورود به این نبرد نشان نداده‌اند، اما کارشناسانی نظیر اسفندیار باتمانقلیچ هشدار می‌دهند که ایران ممکن است در درازمدت آستانه تحمل درد بالاتری نسبت به همسایگان خود و آمریکا داشته باشد. به گفته مقامات اطلاعاتی پیشین آمریکا، ماهیت این نبرد اکنون از هدف قرار دادن اهداف نظامی، به رقابتی بر سر توانایی فعال نگه‌داشتن یا مختل کردن سیستم‌های تجاری منطقه تبدیل شده است.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 582753
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *