پترودلار افسانه است؛ راز واقعی قدرت دلار کجاست؟

وابستگی جهانی به دلار را نمی‌توان صرفاً با روایت رایج پترودلار توضیح داد. برخلاف تصور عمومی، سلطه دلار نه بر یک معامله ساده میان آمریکا و تولیدکنندگان نفت، بلکه بر شبکه‌ای عمیق، انعطاف‌پذیر و جهانی از بانکداری دلاری خارج از آمریکا استوار است؛ شبکه‌ای که از دهه‌ها پیش در لندن شکل گرفت و امروز نیز با وجود بحران‌های خلیج فارس، جنگ ایران و تغییر مسیر برخی پرداخت‌های نفتی، همچنان پایه اصلی قدرت پولی دلار باقی مانده است.

جهان صنعت نیوز – اصطلاح «پترودلار» در آغاز فقط به سیلی از سرمایه‌های حاصل از فروش نفت اشاره داشت؛ سرمایه‌هایی که کشورهای نفت‌خیز، به دلیل محدودیت ظرفیت اقتصاد داخلی خود، ناچار بودند در بازارهای جهانی به گردش درآورند. پس از جهش قیمت نفت در اوایل دهه ۱۹۷۰، این واژه معنای گسترده‌تری پیدا کرد. گویی عربستان و دیگر تولیدکنندگان نفت پذیرفته بودند نفت را به دلار قیمت‌گذاری کنند و درآمدهای دلاری خود را در اوراق خزانه آمریکا نگه دارند و در مقابل، آمریکا امنیت و ثبات خلیج فارس را تضمین کند.

امروز این روایت به‌ظاهر در معرض تردید قرار گرفته است. آمریکا در جنگ ایران نه توان پیروزی روشن دارد، نه توان پایان دادن قطعی به جنگ، و نه حتی توان توضیح دقیق هدف آن را. تولید نفت در برخی کشورهای خلیج فارس کاهش یافته و ایران بخش عمده نفت خود را به چین می‌فروشد و به جای دلار، یوان دریافت می‌کند. حتی گفته می‌شود هند نیز ممکن است نفت ایران را با یوان بخرد و برخی کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور کرده‌اند، عوارض عبور را به ایران با بیت‌کوین پرداخت کرده‌اند. در چنین شرایطی، این تصور تقویت شده که اگر آمریکا دیگر ضامن جریان آزاد نفت خلیج فارس نباشد، توافق پترودلاری نیز پایان یافته است.

اما این برداشت، علت و معلول را وارونه می‌بیند. تولیدکنندگان نفت در دهه ۱۹۷۰ نفت و سود خود را به دلار قیمت‌گذاری کردند، نه چون ابتدا یک معامله سیاسی نفت در برابر امنیت شکل گرفته بود، بلکه چون زیرساخت جهانی بانکداری دلاری از قبل وجود داشت. این زیرساخت در نیویورک نبود؛ در لندن و در قالب نظام یورودلار شکل گرفته بود.

یورودلار؛ قلب پنهان قدرت دلار

قدرت واقعی دلار از آنجا می‌آید که دولت فدرال آمریکا کنترل کامل آن را در اختیار ندارد. بانک‌های سراسر جهان می‌توانند در ترازنامه خود وام‌ها و سپرده‌های دلاری ایجاد کنند؛ کاری که با پذیرش ضمنی فدرال‌رزرو و دولت آمریکا انجام می‌شود، اما الزاماً زیر نظارت مستقیم آن‌ها نیست. همین انعطاف‌پذیری، دلار را به پروژه‌ای جهانی تبدیل کرده است.

در دهه ۱۹۵۰، بانک‌های بریتانیایی بازاری برای دسترسی به سپرده‌های دلاری موجود در بانک‌های آمریکایی ایجاد کردند. شرکت‌های اروپایی که دلار در بانک‌های آمریکا داشتند، این مطالبات دلاری را در بازار لندن معامله می‌کردند. بعدها این بازار به صدور اوراق دلاری در خارج از آمریکا، یعنی یوروباندها، و سپس اعطای وام‌های یورودلاری گسترش یافت. به‌تدریج روشن شد که بازار لندن فقط مطالبات موجود بر دلارهای آمریکایی را جابه‌جا نمی‌کند، بلکه خود نیز دلارهای جدید می‌سازد.

داده‌ها نشان می‌داد که حجم وام‌های جدید یورودلاری از ۹ میلیارد دلار در سال ۱۹۶۴ به ۴۱.۵ میلیارد دلار در سال ۱۹۷۰ رسید. این همان بازاری بود که پیش از جهش نفتی دهه ۱۹۷۰ آماده جذب ثروت نفتی بود. به همین دلیل، دلارهای نفتی پس از بحران نفت وارد بازاری شدند که از قبل شکل گرفته بود. در سال ۱۹۷۴، حدود ۱۱.۵ میلیارد دلار از پترودلارها به سپرده‌ها و اوراق خزانه آمریکا رفت، اما ۲۴ میلیارد دلار وارد بازار لندن شد. در سال ۱۹۸۲ نیز با وجود ایجاد تسهیلات ویژه برای خرید اوراق خزانه آمریکا توسط سعودی‌ها، حجم پترودلارها در لندن ۱۱۶ میلیارد دلار بود؛ بیشتر از ۹۴ میلیارد دلاری که در آمریکا قرار داشت.

چرا شاخص‌های ظاهری گمراه‌کننده‌اند؟

کاهش سهم دلار از ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی، از ۶۵ درصد به ۵۷ درصد در دهه گذشته، در نگاه اول نشانه افول دلار به نظر می‌رسد. اما ذخایر رسمی فقط یکی از معیارهای قدرت دلار است و الزاماً مهم‌ترین معیار نیست. بخشی از این کاهش نیز به عوامل خاص، مانند دور شدن روسیه از دلار، مربوط است.

شاخص مهم‌تر، نقش دلار در صورت‌حساب‌های تجاری و تأمین مالی جهانی است. صادرکنندگان برای کاهش ریسک ارزی، اغلب معاملات خود را با ارز مسلط انجام می‌دهند. برآوردها نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از تجارت جهانی با دلار صورت‌حساب شده است؛ حتی در معاملاتی که مقصد آن‌ها آمریکا نبوده است. این تصمیم‌ها نه نتیجه مستقیم دیپلماسی، بلکه محصول انتخاب خصوصی بازرگانان و شرکت‌هاست.

لایه عمیق‌تر سلطه دلار در بازار دلاری خارج از آمریکاست. بر اساس داده‌های بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی، حدود ۱۴ تریلیون دلار بدهی دلاری در بانک‌های خارج از آمریکا ثبت شده است؛ در حالی که در داخل آمریکا، فدرال‌رزرو و بانک‌های تجاری بیش از ۱۹ تریلیون دلار در اختیار دارند. به بیان دیگر، حدود ۴۰ درصد دلارهای جهان خارج از آمریکا ایجاد شده‌اند. هیچ ارز دیگری چنین جایگاهی ندارد. حتی یورو، نزدیک‌ترین رقیب دلار، فقط کمی بیش از ۳ تریلیون دلار در بازارهای خارجی دارد.

چتر امنیت مالی فدرال‌رزرو

قدرت یورودلار فقط در حجم آن نیست؛ در حمایت بحران‌زای فدرال‌رزرو نیز هست. فدرال‌رزرو در بحران‌ها خطوط مبادله ارزی با چند بانک مرکزی مورد اعتماد ایجاد می‌کند. از این طریق، بانک‌های مرکزی می‌توانند دلار دریافت کنند و آن را در اختیار بانک‌های تجاری خود بگذارند. در بحران ۲۰۰۸، حجم این مبادلات به ۵۵۴ میلیارد دلار رسید و در بحران کرونا نیز به ۳۵۸ میلیارد دلار افزایش یافت. هیچ بانک مرکزی دیگری چنین چتر حمایتی گسترده‌ای ارائه نمی‌کند.

چین نیز از سال ۲۰۰۸ خطوط مبادله ارزی با ۴۰ کشور ایجاد کرده است، اما این خطوط هنوز در بحران واقعی آزموده نشده‌اند. علاوه بر این، نگرانی‌های امنیتی نسبت به چین می‌تواند مانعی برای پذیرش چنین خطوطی باشد. از این منظر، خطوط مبادله دلاری فدرال‌رزرو برای دلار ابزاری دیپلماتیک و مالی‌اند که حتی از نمایش قدرت نظامی نیز مؤثرتر عمل می‌کنند.

تهدید واقعی دلار کجاست؟

سلطه جهانی دلار با یک معامله ساده نفتی آغاز نشد و با تغییر مسیر پرداخت‌های نفتی نیز پایان نمی‌یابد. این سلطه از دل شبکه‌ای خصوصی، بانکی و فرامرزی بیرون آمد؛ سپس آمریکا آن را پذیرفت و در بحران‌ها از آن حمایت کرد. بنابراین، بسته یا باز بودن تنگه هرمز برای بازار انرژی حیاتی است، اما برای جایگاه جهانی دلار تعیین‌کننده نیست.

تهدید واقعی برای دلار زمانی پدیدار می‌شود که آمریکا دیگر نخواهد یا نتواند از دلارهای ایجادشده در خارج از مرزهای خود حمایت کند. تا زمانی که فدرال‌رزرو چتر حمایتی خود را بر یورودلارها حفظ کند، قدرت دلار بیش از آنکه به ناوهای هواپیمابر، نفت خلیج فارس یا توافق‌های سیاسی وابسته باشد، به بانک‌ها، ترازنامه‌ها و اعتماد به پشتیبانی مالی آمریکا متکی خواهد بود.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 583920
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *