افسانهای به نام پترودلار؛ جنگ ایران چه بلایی بر سلطه مالی آمریکا میآورد؟

جنگ ایران و پیامدهای آن بار دیگر بحث قدیمی پترودلار را به مرکز توجه بازگردانده است؛ مفهومی که دههها بهعنوان یکی از پایههای سلطه مالی آمریکا شناخته میشد. اما اکنون با تغییر جغرافیای تجارت نفت، افزایش استفاده از ارزهای جایگزین و رشد نگرانی کشورها از تحریمها و توقیف داراییها، این پرسش مطرح شده که آیا نظام پترودلار در حال فرسایش است یا نه. با این حال، گزارشی از اکونومیست نشان میدهد نقش نفت در سلطه جهانی دلار احتمالاً کمتر از چیزی است که معمولاً تصور میشود و آینده جایگاه دلار بیش از آنکه به نفت وابسته باشد، به اعتماد جهانی به نظام مالی آمریکا گره خورده است.
جهان صنعت نیوز– ایده پترودلار نخستین بار در سال ۱۹۷۴ توسط ابراهیم اویس، اقتصاددان مصری و استاد دانشگاه جرجتاون مطرح شد. او در آن زمان درباره انباشت سریع دلارهای نفتی در کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس هشدار داد؛ دلارهایی که با جهش قیمت نفت به سرعت در حال افزایش بودند و اقتصادهای نفتی ظرفیت جذب کامل آنها را نداشتند. این اصطلاح بعدها به یکی از مهمترین مفاهیم اقتصاد بینالملل تبدیل شد و بسیاری آن را یکی از ستونهای قدرت مالی آمریکا دانستند.
در همان سالها، وزارت خزانهداری آمریکا به عربستان سعودی اجازه داد اوراق خزانه آمریکا را بهصورت محرمانه و خارج از حراجهای رسمی خریداری کند تا انتقادها درباره تامین مالی کشور حامی اسرائیل کاهش یابد. همزمان، شرکت آرامکوی سعودی تصمیم گرفت تنها دلار را بهعنوان ارز پرداخت بهای نفت بپذیرد و نه پوند انگلیس. همین موضوع به شکلگیری این تصور انجامید که قیمتگذاری نفت بر پایه دلار، تقاضای جهانی برای ارز آمریکا را تثبیت کرده و به ایالات متحده قدرت مالی ویژهای بخشیده است.
در طول دهههای بعد، مفهوم پترودلار به تدریج از یک تهدید بالقوه برای اقتصادهای واردکننده نفت، به یکی از پایههای نظم مالی آمریکا تبدیل شد. بسیاری معتقد بودند جریان درآمدهای نفتی به سمت داراییهای دلاری، به واشنگتن امکان داده است با آزادی بیشتری کسری بودجه و بدهیهای خود را مدیریت کند.
جنگ ایران و احیای بحث پترویوان
اکنون جنگ ایران دوباره این بحث را زنده کرده است. برخلاف دهه ۱۹۷۰، مشتریان اصلی نفت خلیج فارس دیگر در غرب قرار ندارند، بلکه عمدتاً در آسیا هستند. چین سالهاست نفت ایران را با یوان خریداری میکند و همزمان آزمایشهایی برای استفاده از یوان دیجیتال در معاملات کالایی آغاز کرده است. کشورهایی مانند روسیه و هند نیز تلاش کردهاند بخشی از تجارت نفت خود را با ارزهای ملی انجام دهند.
بر همین اساس، برخی تحلیلگران معتقدند جنگ ایران میتواند روند تضعیف پترودلار و آغاز ظهور پترویوان را تسریع کند. این نگاه بر این فرض استوار است که هرچه سهم معاملات نفتی غیر دلاری افزایش یابد، وابستگی جهان به دلار کاهش پیدا خواهد کرد.
با این حال، ارزیابیهای اکونومیست نشان میدهد حتی اگر تمایل به استفاده از ارزهای جایگزین افزایش یابد، سرعت این تغییر احتمالاً محدود خواهد بود. بسیاری از کشورها و شرکتها شاید بخواهند امکان پرداخت غیردلاری برای نفت را در اختیار داشته باشند، اما همچنان بخش عمده تجارت خود را با دلار انجام خواهند داد. حتی ممکن است نفت همچنان بر حسب دلار قیمتگذاری شود، اما تسویه برخی معاملات از مسیرهایی مانند یوان دیجیتال صورت گیرد.
در این چارچوب، سهم یوان در تجارت جهانی کالاها احتمالاً افزایش خواهد یافت، اما دستکم در چند سال آینده بعید است این سهم از محدوده تکرقمی فراتر برود.
آیا نفت واقعاً پایه سلطه دلار است؟
یکی از مهمترین بخشهای این بحث به این پرسش مربوط میشود که آیا اصلاً سلطه دلار به نفت وابسته است یا نه. مدافعان نظریه پترودلار معتقدند چون شرکتها نفت را با دلار خریداری میکنند، صادرات خود را نیز بر پایه دلار قیمتگذاری میکنند تا در برابر نوسانات ارزی پوشش طبیعی داشته باشند. در این منطق، اگر ارزش دلار کاهش یا افزایش یابد، اثر آن بر هزینه خرید نفت با تغییر درآمدهای دلاری صادرات جبران میشود.
اما این استدلال با یک مشکل مهم روبهرو است؛ قیمت نفت برخلاف بسیاری از کالاها و خدمات، بهطور مداوم و لحظهای در بازارهای جهانی تعدیل میشود. اگر ارزش دلار کاهش یابد، قیمت نفت معمولاً افزایش پیدا میکند. در نتیجه، اگر شرکتها نتوانند قیمت صادرات خود را همزمان افزایش دهند، این پوشش طبیعی عملاً کارایی چندانی نخواهد داشت.
بر همین اساس، نفت توضیح اصلی برای سلطه دلار در تجارت جهانی نیست. شرکتها احتمالاً بیشتر به دنبال پوشش ریسک هزینه نهادههایی هستند که قیمتهای چسبندهتر دارند؛ مانند قطعات و اجزای صنعتی که قیمت آنها با سرعت کمتری تغییر میکند.
افول نقش دلارهای نفتی
اکونومیست همچنین این تصور را به چالش میکشد که درآمدهای نفتی همچنان موتور اصلی تقاضا برای داراییهای دلاری هستند. هرچند در دهه ۱۹۷۰ کشورهای نفتی بخش بزرگی از مازاد درآمد خود را وارد بازار اوراق خزانه آمریکا و سپردههای دلاری کردند، اما این روند دائمی نبود.
حتی ابراهیم اویس در دهه ۱۹۸۰ از عقبنشینی پترودلارها سخن گفته بود. طبق تحلیلهای مطرحشده، تا سال ۲۰۰۰ مازادهای انباشته حساب جاری عربستان از دهه ۱۹۷۰ به بعد، عملاً با کسریهای بعدی خنثی شده بود. هرچند عربستان در آستانه بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ دوباره از جهش قیمت نفت سود برد، اما در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بار دیگر با کسری حساب جاری مواجه شد.
در مقابل، مازاد کشورهای صادرکننده نفت در سال گذشته حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده، در حالی که مازاد تولیدکنندگان شرق آسیا به حدود ۱.۵ تریلیون دلار رسیده است. این شکاف نشان میدهد مرکز اصلی انباشت سرمایه جهانی دیگر کشورهای نفتی نیستند، بلکه اقتصادهای صنعتی و صادراتمحور آسیا هستند.
سرمایه گروگان و آینده دلار
اکونومیست نتیجه میگیرد که سرنوشت دلار بیش از آنکه به پترودلار وابسته باشد، به رفتار ژئوپلیتیکی آمریکا و نحوه استفاده این کشور از ابزارهای مالی مربوط است. افزایش تحریمهای مالی و استفاده تهاجمی واشنگتن از سلطه دلاری، بسیاری از کشورها را به فکر ایجاد مسیرهای پرداخت جایگزین انداخته است.
ابراهیم اویس بیش از نیم قرن پیش درباره این نگرانی هشدار داده بود که آمریکا ممکن است داراییهای خارجی موجود در قلمرو خود را مسدود یا مصادره کند. او این داراییها را «سرمایه گروگان» نامید؛ مفهومی که اکنون دوباره اهمیت یافته است.
بر همین اساس، اکونومیست استدلال میکند تهدید اصلی برای آینده دلار نه کاهش نقش نفت، بلکه تضعیف اعتماد جهانی به امنیت نگهداری داراییها در نظام مالی آمریکاست. اگر کشورها احساس کنند داراییهایشان در معرض فشارهای سیاسی، توقیف یا تحریم قرار دارد، انگیزه بیشتری برای توسعه نظامهای پرداخت و ذخیرهسازی جایگزین خواهند داشت؛ روندی که میتواند در بلندمدت جایگاه جهانی دلار را با چالش روبهرو کند.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :