تابستان آخر اقتصاد خلیج فارس

اکونومیست هشدار می‌دهد که تداوم بحران ایران و آمریکا می‌تواند به آسیب‌های ساختاری و حتی غیرقابل بازگشت برای اقتصاد کشورهای عربی خلیج فارس منجر شود. اگرچه دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس تاکنون با صرف ده‌ها میلیارد دلار توانسته‌اند بخشی از شوک اقتصادی جنگ و اختلال در تنگه هرمز را مدیریت کنند، اما ادامه وضعیت بلاتکلیف کنونی، به‌ویژه در حوزه انرژی، گردشگری، تجارت و خدمات، به تدریج ظرفیت تاب‌آوری این اقتصادها را فرسوده می‌کند. در حالی که جنگ متوقف شده اما صلحی نیز شکل نگرفته، منطقه وارد وضعیتی از تعلیق و نااطمینانی شده که می‌تواند مدل اقتصادی کشورهای خلیج فارس را با بحران عمیق‌تری مواجه کند.

جهان صنعت نیوز – آتش‌بسی که میان آمریکا و ایران اعلام شد، اکنون تقریباً به اندازه خود جنگ دوام آورده است. کشورهای عربی خلیج فارس در ابتدا امیدوار بودند این آتش‌بس به سرعت به پایان بحران و بازگشت شرایط عادی منجر شود، اما اکنون منطقه در وضعیتی از بلاتکلیفی قرار گرفته است.

اگرچه درگیری‌های گسترده متوقف شده، اما همچنان تنش‌هایی در تنگه هرمز جریان دارد و ایران نیز حملاتی علیه امارات انجام داده است. مهم‌تر از همه، عبور و مرور در تنگه هرمز هنوز تقریباً متوقف مانده و همین مسئله به بزرگ‌ترین منبع فشار اقتصادی بر کشورهای منطقه تبدیل شده است.

در هفته‌های ابتدایی بحران، دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس با استفاده از منابع مالی عظیم خود تلاش کردند تصویر عادی بودن شرایط را حفظ کنند. مقام‌های این کشورها همچنان با اعتمادبه‌نفس از توان مدیریت بحران سخن می‌گویند و معتقدند اقتصادهایشان پس از پایان بحران به سرعت احیا خواهد شد. اما اکونومیست تأکید می‌کند هرچه این وضعیت موقت طولانی‌تر شود، احتمال تبدیل آن به یک بحران ساختاری بیشتر خواهد شد.

مذاکراتی که هنوز به نتیجه نرسیده است

ایران آخرین پیشنهاد خود را برای آتش‌بس دائمی در اوایل این هفته ارائه کرد؛ پیشنهادی که در پاسخ به طرح قبلی آمریکا مطرح شده بود. جزئیات این طرح‌ها منتشر نشده، اما دیپلمات‌های منطقه می‌گویند اختلافات اساسی همچنان باقی است.

مهم‌ترین اختلاف‌ها بر سر مدت توقف غنی‌سازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و احتمال برچیدن بخشی از تأسیسات هسته‌ای ایران است. دونالد ترامپ نیز این پیشنهاد را کاملاً غیرقابل قبول توصیف کرده است.

پیامدهای بن‌بست طولانی برای آمریکا و ایران نسبتاً روشن است؛ در آمریکا قیمت بنزین به‌طور متوسط به ۴.۵۲ دلار در هر گالن رسیده که نسبت به پیش از جنگ ۵۲ درصد افزایش نشان می‌دهد. در ایران نیز به گفته یکی از مقام‌ها، بیش از یک میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند.

اما اندازه‌گیری خسارت در کشورهای خلیج فارس دشوارتر است، زیرا این کشورها به‌شدت تلاش می‌کنند تصویر ثبات و عادی بودن را حفظ کنند.

صنعت انرژی؛ نخستین قربانی بحران

واضح‌ترین آسیب اقتصادی به صنعت نفت و گاز وارد شده است؛ بخشی که حدود یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی کشورهای خلیج فارس و بخش اصلی درآمد صادراتی آنها را تشکیل می‌دهد.

صادرات نفت عربستان از زمان آغاز جنگ حدود یک‌سوم کاهش یافته و صادرات امارات تقریباً نصف شده است. بحرین، کویت و قطر نیز تقریباً هیچ صادراتی نداشته‌اند.

امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، هشدار داده اگر محدودیت تجارت و حمل‌ونقل بیش از چند هفته دیگر ادامه پیدا کند، اختلال در عرضه انرژی تداوم خواهد یافت و بازار احتمالاً تا سال ۲۰۲۷ به شرایط عادی بازنخواهد گشت.

اکونومیست به عبور نخستین نفتکش حامل گاز طبیعی مایع قطر از تنگه هرمز پس از آغاز جنگ اشاره می‌کند. این کشتی به سمت پاکستان در حرکت بود و از مسیر شمالی و آب‌های ایران عبور کرد؛ جایی که سپاه پاسداران تلاش کرده از کشتی‌ها عوارض دریافت کند.

اگرچه منابع مرتبط این مسئله را رد کرده‌اند، اما گزارش می‌گوید پاکستان که نقش میانجی اصلی میان ایران و آمریکا را ایفا می‌کند، برای تأمین گاز موردنیاز خود در حال مذاکره با تهران بوده است. با این حال، بعید به نظر می‌رسد ایران اجازه عبور گسترده کشتی‌های بیشتر را بدهد.

فروپاشی آرام صنعت گردشگری و خدمات

در کنار انرژی، گردشگری و سفر نیز به یکی از اصلی‌ترین قربانیان بحران تبدیل شده است. پیش از جنگ، این بخش بیش از ۱۱ درصد تولید ناخالص داخلی کشورهای خلیج فارس را تشکیل می‌داد و سهم آن در امارات حتی بیشتر بود. اکنون اگرچه تعداد کمی گردشگر وارد منطقه می‌شوند، اما پروازهای ترانزیتی هنوز بخشی از فعالیت خطوط هوایی را حفظ کرده‌اند. شرکت امارات در ماه‌های مارس و آوریل حدود ۴.۷ میلیون مسافر جابه‌جا کرده که تقریباً نصف ظرفیت عادی آن است، اما با توجه به شرایط جنگی همچنان رقم قابل توجهی محسوب می‌شود.

با این حال، بیرون از فرودگاه‌ها وضعیت بسیار تیره‌تر است. هتل‌ها تقریباً خالی هستند و در بحرین ارزش تراکنش‌های کارت‌های اعتباری در هتل‌ها نسبت به فوریه ۶۴ درصد کاهش یافته است. مؤسسه مودیز نیز پیش‌بینی کرده نرخ اشغال هتل‌های دبی در این فصل به تنها ۱۰ درصد برسد؛ در حالی که این رقم در فوریه حدود ۸۰ درصد بود.

در سراسر منطقه نیز ده‌ها هزار نفر در بخش خدمات یا اخراج شده‌اند یا به مرخصی اجباری فرستاده شده‌اند.

اقتصادِ بدون کمبود، اما با هزینه‌ای سنگین

با وجود بسته شدن هرمز، فروشگاه‌ها همچنان مملو از کالا هستند. عربستان به مسیر جایگزین حیاتی برای تأمین کالا تبدیل شده و کالاها از طریق بنادر دریای سرخ وارد و سپس زمینی به کشورهای دیگر منتقل می‌شوند.

در ظاهر، کمبودها چندان جدی نیستند و رستوران‌ها تنها بابت تمام شدن گوشت واگیوی استرالیایی یا پنیر بوراتای ایتالیایی عذرخواهی می‌کنند. حتی تنها فروشگاه مشروبات الکلی ریاض نیز فقط گاهی با کمبود شراب سفید مواجه می‌شود.

اما حفظ این وضعیت هزینه بسیار سنگینی داشته است. یکی از بازرگانان به اکونومیست گفته دولت‌ها از آنها خواسته‌اند هرچقدر لازم است هزینه کنند تا قفسه فروشگاه‌ها خالی نشود.

توان مقابله کشورهای منطقه با بحران یکسان نیست. قطر می‌گوید حتی با وجود توقف تقریباً کامل درآمدهای صادراتی گاز و هلیوم، هنوز می‌تواند چند ماه دیگر دوام بیاورد. بانک‌های امارات نیز همچنان سرمایه کافی دارند و بخشی از اقساط و کارمزد شرکت‌ها را تعلیق کرده‌اند.

اما بحرین وضعیت شکننده‌تری دارد و تاکنون یک توافق سوآپ ارزی ۵.۴ میلیارد دلاری با امارات امضا کرده است. اگر بحران ادامه پیدا کند، بحرین احتمالاً به کمک‌های مالی بیشتری نیاز خواهد داشت.

پایان تابستان؛ ضرب‌الاجل واقعی بحران

بسیاری از مقام‌ها و مدیران منطقه، پایان تابستان را نقطه تعیین‌کننده بحران می‌دانند. ماه‌های گرم تابستان معمولاً فصل کم‌تحرکی اقتصاد خلیج فارس است، اما از سپتامبر به بعد، بازگشت گردشگران، مهاجران و برگزاری کنفرانس‌ها باید موتور اقتصاد منطقه را دوباره فعال کند.

اکونومیست هشدار می‌دهد اگر تا آن زمان توافقی میان ایران و آمریکا حاصل نشود و تنگه هرمز بازگشایی نشود، رکود موقت فعلی ممکن است به بحرانی بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر برای اقتصاد کشورهای خلیج فارس تبدیل شود.

 

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 586688
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *