آتشبس روی کاغذ؛ جنگ در سایه ادامه دارد

با وجود آنکه ایران و آمریکا به چارچوب کلی یک توافق موقت نزدیک شدهاند، اختلاف بر سر جزئیاتی که در ظاهر محدود به نظر میرسند، روند مذاکرات را متوقف کرده است. در حالی که دو طرف درباره تمدید آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و کاهش محدود تحریمها اشتراک نظر دارند، بیاعتمادی عمیق نسبت به آینده توافق باعث شده هر دو طرف رفتاری از خود نشان دهند که گویی توافق موقت قرار است به یک وضعیت بلندمدت تبدیل شود. نتیجه چنین وضعیتی میتواند تداوم نااطمینانی سیاسی و اقتصادی در منطقه، باقی ماندن ابهام درباره برنامه هستهای ایران و تداوم اختلال در فعالیتهای اقتصادی خلیج فارس باشد.
جهان صنعت نیوز – مذاکرات میان ایران و آمریکا طی هفتههای اخیر در فضایی پرتنش و متناقض ادامه یافته است. از یک سو، دو طرف همچنان به گفتوگوها ادامه میدهند و از سوی دیگر، درگیریهای نظامی متقابل نیز متوقف نشده است. با این حال، چارچوب کلی یک توافق موقت تا حد زیادی روشن شده است. بر اساس این چارچوب، آتشبس دستکم برای ۶۰ روز دیگر تمدید میشود، تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد و ایران در ازای کاهش بخشی از تحریمها، متعهد میشود برنامه هستهای خود را محدود کند.
اما این توافق صرفاً یک توافق موقت است و قرار است زمینه را برای مذاکرات گستردهتر و دستیابی به توافق نهایی فراهم کند. تنها در صورت دستیابی به توافق جامع، ایران تعهدات کامل هستهای خود را اجرا خواهد کرد و در مقابل از مزایای اقتصادی گستردهتر برخوردار خواهد شد.
با وجود این چارچوب مشترک، مذاکرات بر سر چند اختلاف ظاهراً محدود متوقف شده است. ایران خواهان دسترسی به بخشی از داراییهای مسدودشده خود است که ارزش آن حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. در مقابل، دولت آمریکا خواستار دریافت تضمینهای روشنتر درباره عدم حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای و همچنین واگذاری ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی است.
بیاعتمادی؛ متغیر پنهان مذاکرات
در نگاه نخست، این اختلافها چندان بزرگ به نظر نمیرسند. اگر توافق نهایی در آینده محقق شود، ایران در ازای منافع اقتصادی بسیار گستردهتر، ناچار به اجرای تعهدات هستهای خود خواهد بود. با این حال، رفتار دو طرف نشان میدهد که نگرانی اصلی نه توافق نهایی، بلکه احتمال هرگز محقق نشدن آن است.
در واقع، ایران و آمریکا به گونهای مذاکره میکنند که گویی توافق موقت قرار است به یک وضعیت پایدار و طولانیمدت تبدیل شود. تجربههای گذشته نیز چنین نگرانیای را تقویت کرده است. نمونه مشابه آن آتشبسی بود که میان اسرائیل و حزب الله برقرار شد و قرار بود مقدمهای برای توافقهای بعدی باشد، اما ماهها بعد همچنان بخش مهمی از تعهدات اجرایی نشده است.
همین تجربه باعث شده طرفین نسبت به آینده مذاکرات با تردید نگاه کنند و تلاش کنند منافع فوری و ملموس بیشتری در همان مرحله نخست به دست آورند.
ابهام درباره برنامه هستهای ایران
در صورت باقی ماندن توافق در وضعیت نیمهتمام، یکی از مهمترین مسائل حلنشده، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران خواهد بود. این ذخایر همچنان در داخل ایران قرار دارند و گمان میرود در تأسیساتی نگهداری شوند که در حملات آمریکا هدف قرار گرفتهاند.
برخی مقامهای آمریکایی معتقدند حتی اگر این ذخایر باقی بمانند، زیرساختهای غنیسازی ایران چنان آسیب دیدهاند که امکان استفاده سریع از آنها وجود ندارد. با این حال، نگرانی اصلی آن است که برای تولید مواد لازم جهت ساخت یک سلاح هستهای، الزاماً به تأسیسات بزرگ نیاز نیست و تعداد محدودی سانتریفیوژ نیز میتواند در شرایط خاص نقشآفرین باشد.
از سوی دیگر، حتی در صورت غیرقابل استفاده بودن این ذخایر، ایران میتواند سایر بخشهای مرتبط با برنامه تسلیحاتی احتمالی را دنبال کند؛ از جمله فناوری تبدیل مواد هستهای به کلاهک و نصب آن بر روی موشکها. در چنین شرایطی، باقی ماندن ذخایر اورانیوم در داخل ایران میتواند به یک مسئله سیاسی و حیثیتی برای دولت آمریکا نیز تبدیل شود؛ زیرا یکی از وعدههای اصلی واشنگتن پایان دادن به بحران از طریق انتقال کامل این مواد بوده است.
اقتصاد ایران؛ نیازمند فراتر از یک کمک موقت
در سوی دیگر، نگرانی اصلی ایران ماهیتی اقتصادی دارد. جنگ خسارتهای گستردهای به اقتصاد کشور وارد کرده و حدود یک میلیون نفر را از بازار کار خارج کرده است. همزمان، نرخ تورم سالانه به ۷۷ درصد رسیده و تورم کالاها از ۱۱۴ درصد عبور کرده است؛ ارقامی که برخی مراکز پژوهشی داخلی آنها را بالاترین سطوح از زمان جنگ جهانی دوم توصیف میکنند.
در چنین شرایطی، دسترسی به چند میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده، هرچند اهمیت دارد، اما نمیتواند مشکلات ساختاری اقتصاد را برطرف کند. از همین رو، اهمیت اصلی برای ایران در امکان صادرات نفت نهفته است.
بر اساس پیشنهاد مطرحشده از سوی آمریکا، به جای پرداخت مستقیم منابع مالی، امکان صادرات نفت برای ایران فراهم خواهد شد. اما این امتیاز نیز با ابهام همراه است. حامیان این طرح در آمریکا معتقدند اگر ایران از توافق فاصله بگیرد، امکان بازگرداندن محدودیتهای نفتی وجود خواهد داشت. در مقابل، ایران نیز میتواند استدلال مشابهی درباره تنگه هرمز مطرح کند و در صورت بازگشت فشارها، دوباره محدودیتهایی بر این گذرگاه راهبردی اعمال کند.
خلیج فارس در سایه نااطمینانی
حتی اگر آتشبس در ماههای آینده حفظ شود، بازگشت شرایط منطقه به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود. ایران باید مینهای دریایی احتمالی را از تنگه هرمز پاکسازی و امنیت مسیر را تضمین کند. پس از آن نیز صدها کشتی که طی هفتههای گذشته در منطقه متوقف شدهاند، به تدریج قادر به خروج خواهند بود.
با این حال، بازگشت کامل تجارت و حملونقل دریایی به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران ممکن است همچنان نسبت به ورود مجدد به خلیج فارس محتاط باشند. تولیدکنندگان نفت و گاز نیز باید درباره سرمایهگذاری برای تعمیر تأسیسات آسیبدیده تصمیم بگیرند؛ در حالی که احتمال حملات مجدد همچنان وجود دارد.
پیامدهای این وضعیت تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. صنعت گردشگری منطقه، برنامههای توسعه شرکتها و حتی تصمیم نیروی کار خارجی برای ادامه فعالیت در کشورهای خلیج فارس نیز تحت تأثیر این نااطمینانی قرار خواهد گرفت.
در مجموع، توافقی که نهایی نشود شاید در کوتاهمدت بتواند بخشی از تنشها را کاهش دهد، اما به دشواری میتواند ثباتی پایدار ایجاد کند. در چنین شرایطی، ایران در صورت حفظ امکان صادرات نفت احتمالاً کمترین زیان را متحمل خواهد شد، اما آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس همچنان با نگرانی از آینده برنامه هستهای ایران و تداوم نااطمینانی اقتصادی روبهرو خواهند بود؛ وضعیتی که پایداری آن نیز در بلندمدت محل تردید است./ اکونومیست
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :