شکست بازدارندگی هسته ای؛ داشتن بمب اتم، امنیت کشورها را تضمین میکند؟

فارنافرز در گزارشی استدلال میکند که جنگهای اخیر، از اوکراین تا ایران و جنوب آسیا، نشان دادهاند بازدارندگی هستهای دیگر مانند گذشته مانع حملات متعارف و ترکیبی نمیشود. حمله اوکراین به بمبافکنهای راهبردی روسیه، حملات ایران و متحدانش به اسرائیل، و درگیری هند و پاکستان، همگی نشان میدهند که بازیگران دولتی و غیردولتی بیش از گذشته آمادهاند بلوف قدرتهای هستهای را بیازمایند. فارن افرز نتیجه میگیرد که راهحل، گسترش زرادخانههای هستهای نیست، بلکه تقویت پدافند، افزایش تابآوری، حفاظت از تأسیسات هستهای و ایجاد هنجارهای تازه برای جلوگیری از حمله به اهداف هستهای است.
جهان صنعت نیوز، در سال ۲۰۲۵، سرویسهای امنیتی اوکراین عملیاتی جسورانه را در عمق خاک روسیه اجرا کردند. در این عملیات که تار عنکبوت نام گرفت، پهپادهای کوتاهبرد در کامیونهای باری نزدیک چند پایگاه هوایی روسیه پنهان شدند؛ پایگاههایی که برخی از آنها محل استقرار بمبافکنهای سنگین راهبردی و هواپیماهای مرتبط با فرماندهی و کنترل هستهای بودند. اوکراین با استفاده از شبکه تلفن همراه روسیه، این پهپادها را از راه دور فعال کرد و بر اساس ارزیابیهای خود، دستکم ۱۰ بمبافکن را نابود و در مجموع به ۴۱ هواپیما آسیب وارد کرد.
اهمیت این عملیات فقط در نسبت حیرتانگیز هزینه و خسارت نبود؛ جایی که یک پهپاد ارزانقیمت توانست بمبافکنی چند ده میلیون دلاری را نابود کند. نکته اصلی این بود که چنین حملهای اساساً ممکن شد. روسیه پیشتر هشدار داده بود که حمله متعارف به داراییهای راهبردی این کشور میتواند پاسخ هستهای در پی داشته باشد، اما این تهدید نه اوکراین را منصرف کرد و نه مانع تخریب بخشی از ظرفیتهای راهبردی روسیه شد.
این رخداد نشانهای از یک روند وسیعتر است که بازدارندگی هستهای دیگر مانند گذشته عمل نمیکند. برای دههها تصور میشد داشتن سلاح هستهای مطمئنترین تضمین امنیتی کشورهاست. حتی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، بسیاری گفتند اگر اوکراین در سال ۱۹۹۴ از سلاحهای هستهای بهجامانده از شوروی دست نمیکشید، روسیه جرأت حمله پیدا نمیکرد. همین استدلال درباره ایران نیز مطرح میشود؛ اینکه اگر ایران سلاح هستهای داشت، اسرائیل و آمریکا نمیتوانستند به این کشور حمله کنند و رهبران و زیرساختهای نظامی آن را هدف قرار دهند.
اما فارن افرز نتیجهای معکوس میگیرد. جنگهای اخیر نشان میدهند که سلاح هستهای الزاماً مانع حملات متعارف، پهپادی، موشکی یا ترکیبی نمیشود.
بلوف قدرتهای هستهای چگونه آزموده شد؟
اوکراین نهتنها اهدافی را در عمق خاک روسیه هدف قرار داده، بلکه به اهدافی حمله کرده که مستقیماً با توان هستهای روسیه مرتبطاند. ایران و نیروهای همسو با آن نیز بارها اسرائیل را هدف حمله موشکی و پهپادی قرار دادهاند؛ کشوری که به طور گسترده باور بر این است که دارای سلاح هستهای است. حتی تأسیسات هستهای اسرائیل، از جمله راکتور دیمونا، نیز هدف حمله قرار گرفته است.
در جنوب آسیا نیز هند و پاکستان، با وجود برخورداری هر دو از سلاح هستهای، در سال ۲۰۲۵ وارد جدیترین درگیری قرن حاضر میان خود شدند و حملاتی را در عمق خاک یکدیگر انجام دادند. در همه این موارد، احتمال تشدید هستهای مانع جنگ متعارف نشد. به بیان دیگر، بازیگران دولتی و غیردولتی عملاً در حال آزمودن تهدید قدرتهای هستهای هستند.
زرادخانهای شامل موشکهای قارهپیما، زیردریاییهای هستهای و بمبافکنهای راهبردی، تا زمانی که دولتهای هستهای حاضر به استفاده از آن نباشند، در برابر حملات مداوم پهپادی و موشکی ارزانقیمت کارایی محدودی دارد. همین مسئله باید هم برای قدرتهای هستهای موجود و هم برای کشورهایی که به دنبال دستیابی به بمب هستند، هشداردهنده باشد.
تابوی استفاده از سلاح هستهای نیز همچنان عامل مهمی است. در ماههای نخست جنگ اوکراین، ولادیمیر پوتین ظاهراً به استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی برای جلوگیری از شکست نیروهای روسیه نزدیک شد، اما فشار فرماندهان نظامی، رهبران چین و هند و احتمالاً فشار خصوصی واشنگتن، مانع این تصمیم شد. رهبرانی که به استفاده از بمب هستهای فکر میکنند، باید با فشار سیاسی سنگین و قضاوت تاریخی بسیار سنگینتری روبهرو شوند.
بازدارندگی با انکار، نه تهدید به نابودی
در دوران جنگ سرد، منطق بازدارندگی بر توان تلافی هستهای استوار بود. آمریکا و شوروی با اتکا به سهگانه هستهای، یعنی موشکهای قارهپیما، موشکهای زیردریاییپرتاب و بمبافکنهای سنگین، میکوشیدند مطمئن شوند هیچ طرفی نمیتواند با یک حمله نخست، توان پاسخ طرف مقابل را نابود کند. این موازنه، پایه ثبات راهبردی بود.
اما جنگهای امروز این منطق را پیچیده کردهاند. روسیه هشدار داده بود حمله به داراییهای راهبردیاش میتواند پاسخ هستهای داشته باشد، اما پس از عملیات اوکراین، نه از سلاح هستهای استفاده کرد و نه حتی تهدید هستهای تازهای مطرح کرد. پاسخ روسیه، حمله متعارف با صدها پهپاد و دهها موشک به کییف بود.
اسرائیل نیز با وضعیتی مشابه روبهروست. گرچه سیاست رسمی آن ابهام هستهای است، اما حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حملات ایران، حزبالله و حوثیها نشان دادند که مخالفان اسرائیل توان هستهای احتمالی این کشور را مانع حمله نمیدانند. در چنین شرایطی، اسرائیل بیش از تهدید هستهای، بر سامانههای دفاعی چندلایه مانند گنبد آهنین، فلاخن داوود و سامانه پیکان تکیه کرده است.
این همان چیزی است که فارن افرز آن را بازدارندگی با انکار مینامد؛ یعنی منصرف کردن دشمن از طریق بیاثر کردن حمله، نه تهدید به تلافی هستهای. با این حال، حتی این مدل نیز در برابر انبوه پهپادها و موشکهای ارزانقیمت تحت فشار قرار گرفته است، زیرا هزینه دفاع پیشرفته در برابر حملات ارزان، به مسئلهای جدی تبدیل شده است.
سلاح هستهای مانع جنگ متعارف نیست
سلاح هستهای همچنان در برخی شرایط باعث خویشتنداری میشود. آمریکا و ناتو از سال ۲۰۲۲ کمکهای نظامی خود به اوکراین را بهتدریج افزایش دادهاند تا واکنش تشدیدکننده روسیه را تحریک نکنند. روسیه نیز از حمله مستقیم به خاک ناتو خودداری کرده است. در این سطح، منطق سنتی بازدارندگی همچنان کار میکند.
اما این منطق در همه جا صادق نیست. در جنوب آسیا، سلاح هستهای مانع جنگ هند و پاکستان نشد، هرچند ترس از تشدید هستهای موجب شد قدرتهای بیرونی مانند آمریکا و چین برای برقراری آتشبس سریعتر وارد عمل شوند. بنابراین سلاح هستهای لزوماً از جنگ جلوگیری نمیکند، اما ممکن است پایان دادن سریعتر به آن را برای دیگران ضروریتر کند.
فارن افرز هشدار میدهد کشورهایی که امروز به دنبال دستیابی به سلاح هستهای هستند، نباید از تحولات اخیر نتیجه اشتباه بگیرند. در اروپا برخی سیاستمداران لهستانی و آلمانی از ضرورت دستیابی به بمب سخن گفتهاند. در شرق آسیا نیز افکار عمومی کره جنوبی و حتی ژاپن بیش از گذشته آماده بحث درباره گزینه هستهای شده است. در خاورمیانه نیز نگرانیها از حملات احتمالی اسرائیل، آمریکا یا همسایگان میتواند کشورهایی مانند عربستان سعودی را به سمت نوعی قابلیت هستهای سوق دهد.
اما گسترش سلاح هستهای، مانع جنگ متعارف نخواهد شد. بمب هستهای از بمبافکنهای راهبردی روسیه محافظت نکرد، شهرهای اسرائیل را از حملات موشکی مصون نکرد و مانع حملات هند و پاکستان به خاک یکدیگر نشد.
راهحل؛ تابآوری، پدافند و هنجارهای تازه
سرمایهگذاری سنگین قدرتهای هستهای در نوسازی موشکهای قارهپیما، زیردریاییهای هستهای و بمبافکنهای راهبردی الزاماً بهترین پاسخ به تهدیدهای جدید نیست. در شرایطی که پهپادها و موشکهای دقیق و ارزان، حتی پایگاههای مرتبط با سلاح هستهای را تهدید میکنند، سرمایهگذاری در تابآوری، پراکندگی، تحرکپذیری و پدافند هوایی و موشکی میتواند مؤثرتر باشد.
پایگاههای هستهای دیگر پناهگاه امن محسوب نمیشوند. تجربه روسیه نشان داد که خاک یک قدرت بزرگ نیز میتواند هدف حملات دقیق و کمهزینه قرار گیرد. بنابراین تأسیسات هستهای باید با سامانههای دفاعی ارزان، پرتعداد و چندلایه محافظت شوند؛ شبیه مدلهایی که اوکراین برای مقابله با پهپادها توسعه داده است.
در کنار این اقدامات، ضرورت ایجاد هنجارهای تازه مهم به نظر می رسد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی از کشورها خواسته است متعهد شوند در جنگها به نیروگاههای هستهای حمله نکنند. هند و پاکستان نیز پیشتر توافق کردهاند هر سال فهرست تأسیسات هستهای خود را مبادله کنند و از حمله به آنها خودداری کنند. این هنجار به تأسیسات نظامی هستهای و مناطق محل نگهداری کلاهکها نیز گسترش یابد.
هدف این است که تابوی هستهای فقط به استفاده از بمب محدود نماند، بلکه حمله متعارف به اهداف هستهای، اعم از غیرنظامی و نظامی، را نیز دربر گیرد. چنین اقدامی میتواند هم خطر تشدید ناخواسته را کاهش دهد و هم مانع فاجعه رادیولوژیک شود.
اسخ به ضعف بازدارندگی هستهای، تولید بمبهای بیشتر نیست. جهان وارد مرحلهای شده که پهپادها، موشکهای دقیق و حملات ترکیبی نقش راهبردی سلاح هستهای را به چالش کشیدهاند. دولتها باید به جای اتکای صرف به تهدید هستهای، دفاع متعارف، تابآوری زیرساختی و قواعد بازدارنده جدید را تقویت کنند؛ زیرا در غیر این صورت، سلاحی که قرار بود امنیت بیاورد، ممکن است خود به منبع تازهای از خطر تبدیل شود.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :