توافق ایران و آمریکا می‌تواند مسیر قیمت طلا را تغییر دهد؟

برخلاف الگوی متعارف بازارهای مالی که در آن طلا در دوران بحران‌های ژئوپلیتیک و تورم بالا به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های امن تبدیل می‌شود، جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل تاکنون نتوانسته به رشد پایدار قیمت طلا منجر شود. افزایش تورم ناشی از جهش قیمت انرژی و هم‌زمان تقویت چشم‌انداز افزایش نرخ بهره در آمریکا، شرایطی را رقم زده که فشار ناشی از نرخ‌های بهره بالا بر اثر حمایتی تورم غلبه کرده است. در نتیجه، طلا در حالی که همچنان نقش پوشش تورمی را ایفا می‌کند، با مانع مهمی به نام افزایش بازدهی دارایی‌های دلاری روبه‌رو شده است.

جهان صنعت نیوز – در شرایط معمول، افزایش نااطمینانی‌های سیاسی، جنگ و تورم به رشد قیمت طلا منجر می‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به سمت این فلز گرانبها حرکت می‌کنند. با این حال، تحولات ماه‌های اخیر مسیر متفاوتی را رقم زده است.

از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، قیمت طلا تحت فشار قرار گرفته و از اوج ۵۳۰۳ دلار به ازای هر اونس در اواخر ژانویه به حدود ۴۲۳۵ دلار در روز جمعه کاهش یافته است. این افت قیمت در شرایطی رخ داده که هم‌زمان جنگی طولانی‌مدت در جریان بوده و بازارهای انرژی با تنش‌های قابل توجهی مواجه شده‌اند.

دلیل اصلی این رفتار غیرمنتظره را باید در تغییر انتظارات نسبت به سیاست پولی بانک‌های مرکزی جست‌وجو کرد. افزایش شدید تورم موجب شده بازارها احتمال کاهش نرخ بهره را بسیار کمتر از گذشته ارزیابی کنند. حتی اکنون احتمال افزایش نرخ بهره نیز به یکی از سناریوهای جدی تبدیل شده است.

تنگه هرمز و زنجیره تورمی جدید

به باور تحلیلگران، بخش مهمی از جهش تورم جهانی به تحولات تنگه هرمز بازمی‌گردد. ایران در واکنش به جنگ، از آغاز درگیری‌ها عبور و مرور در این گذرگاه مهم انرژی را محدود کرده و همین مسئله باعث افزایش قیمت نفت و گاز شده است.

افزایش قیمت انرژی نیز به شکل مستقیم به رشد تورم در اقتصادهای مختلف منجر شده است. در آمریکا نرخ تورم به بالاترین سطح سه سال اخیر رسیده و هم‌زمان بازار کار نیز همچنان وضعیت باثباتی دارد. ترکیب این دو عامل باعث شده امیدها به کاهش سریع نرخ بهره توسط بانک مرکزی آمریکا از بین برود.

در چنین فضایی، اگرچه طلا به‌طور سنتی به‌عنوان سپری در برابر تورم شناخته می‌شود، اما افزایش نرخ‌های بهره اثر معکوسی بر این فلز دارد و جذابیت آن را کاهش می‌دهد.

رقابت مستقیم میان طلا و نرخ بهره

ویژگی اصلی طلا این است که برخلاف بسیاری از دارایی‌های مالی، درآمد جاری ایجاد نمی‌کند. سهام سود تقسیمی دارد، اوراق بدهی بهره پرداخت می‌کنند و سپرده‌های بانکی نیز بازده مشخصی دارند؛ اما بازدهی طلا تنها از طریق افزایش قیمت آن حاصل می‌شود.

به همین دلیل زمانی که نرخ‌های بهره افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاران بخشی از منابع خود را از بازار طلا خارج کرده و به سمت دارایی‌هایی حرکت می‌کنند که بازدهی تضمین‌شده‌تری دارند.

به گفته تحلیلگران، طلا نزدیک‌ترین دارایی به مفهوم پول واقعی محسوب می‌شود، اما تا زمانی که قیمت آن افزایش پیدا نکند، سودی برای سرمایه‌گذار ایجاد نمی‌کند. بنابراین هرچه نرخ‌های بهره بالاتر برود، جذابیت نگهداری طلا کاهش می‌یابد و سرمایه‌ها بیشتر به سمت دارایی‌های دلاری حرکت می‌کنند.

در واقع در شرایط کنونی، نرخ بهره به مهم‌ترین رقیب طلا تبدیل شده است؛ رقابتی که فعلاً به سود بازار پول و دارایی‌های مبتنی بر دلار در حال پایان یافتن است.

دلار قوی؛ عامل دیگر فشار بر طلا

عامل مهم دیگری که بر بازار طلا فشار وارد کرده، تقویت ارزش دلار است. جنگ ایران از نگاه بخشی از بازارها به تقویت موقعیت دلار منجر شده و همین مسئله به افزایش ارزش این ارز کمک کرده است.

از آنجا که طلا بر مبنای دلار قیمت‌گذاری می‌شود، معمولاً میان این دو رابطه معکوس وجود دارد. زمانی که دلار تقویت می‌شود، خرید طلا برای دارندگان سایر ارزها گران‌تر شده و تقاضا کاهش می‌یابد. در مقابل، تضعیف دلار معمولاً از رشد قیمت طلا حمایت می‌کند.

به همین دلیل تقویت دلار در ماه‌های اخیر به یکی از عوامل اصلی افت قیمت طلا تبدیل شده است. با این حال، کارشناسان معتقدند آینده هر دو بازار همچنان با ابهام قابل توجهی همراه است و مسیر تحولات اقتصادی و سیاسی می‌تواند شرایط را تغییر دهد.

بازارها چه انتظاری از بانک مرکزی آمریکا دارند؟

چند ماه قبل، انتظار غالب در بازارهای مالی این بود که بانک مرکزی آمریکا به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کند. همین انتظار باعث رشد قیمت بسیاری از دارایی‌ها شده بود.

اما اکنون شرایط تغییر کرده است. افزایش تورم ناشی از رشد هزینه‌های انرژی و پایداری بازار کار باعث شده احتمال افزایش نرخ بهره دوباره مطرح شود. برآوردهای موجود نشان می‌دهد که احتمال افزایش نرخ بهره تا پایان سال به بیش از ۵۰ درصد رسیده است.

این تغییر انتظارات اهمیت زیادی برای بازار طلا دارد. زیرا در سال ۲۰۲۶ هر دو عامل تورم و نرخ بهره به‌طور هم‌زمان در حال افزایش هستند؛ وضعیتی که به گفته تحلیلگران، کفه ترازو را فعلاً به نفع نرخ بهره سنگین‌تر کرده است. به همین دلیل، طلا با وجود نقش سنتی خود به‌عنوان پوشش تورمی، در برابر فشار سیاست پولی مقاومت چندانی نشان نداده است.

آیا پایان جنگ می‌تواند طلا را نجات دهد؟

در روز جمعه و هم‌زمان با انتشار اخبار مربوط به احتمال دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران، قیمت طلا اندکی افزایش یافت. بازارها این خبر را به معنای احتمال کاهش فشارهای تورمی در آینده تلقی کردند.

با این حال، کارشناسان معتقدند حتی در صورت پایان جنگ، اثرات تورمی ایجادشده به سرعت از بین نخواهد رفت و کاهش تورم فرآیندی چندماهه خواهد بود. علاوه بر این، عوامل متعددی فراتر از جنگ بر بازار طلا اثرگذار هستند و می‌توانند مانع از جهش سریع قیمت‌ها شوند.

به همین دلیل، هرچند پایان درگیری‌ها می‌تواند بخشی از فشارهای موجود را کاهش دهد، اما لزوماً به معنای آغاز یک روند صعودی قدرتمند برای طلا نخواهد بود.

بازاری میان تورم و نرخ بهره

آنچه امروز در بازار طلا مشاهده می‌شود، نتیجه تقابل دو نیروی قدرتمند است. از یک سو، تورم بالا و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک از قیمت طلا حمایت می‌کنند و از سوی دیگر، نرخ‌های بهره بالا و دلار قوی به مهم‌ترین عوامل بازدارنده تبدیل شده‌اند.

در مقطع کنونی به نظر می‌رسد نیروی دوم دست بالا را دارد. به همین دلیل برخلاف انتظار تاریخی، جنگ و افزایش تورم نتوانسته‌اند به رشد پایدار قیمت طلا منجر شوند. آینده این بازار نیز بیش از هر چیز به مسیر نرخ‌های بهره، وضعیت تورم و سرنوشت تنش‌های سیاسی گره خورده است؛ متغیرهایی که می‌توانند در ماه‌های آینده تعادل کنونی را تغییر دهند.

اخبار برگزیدهطلا و ارز
شناسه : 592848
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *