ترامپ و کوشنر جرقهٔ اعتراضات در آلبانی را زدند

پروژهٔ کوشنر در آلبانی، نشانه است نه علت؛ اعتراضات به ساخت اقامتگاه لوکس در منطقهٔ حفاظتشده زورنک که با سرمایهگذاری جارد کوشنر مرتبط است ریشه مشکلات نیست، بلکه نشانهای از یک الگوی بیمارگونه در نظام سیاسی آلبانی است؛ جایی که قوانین ملی بدون مشارکت عمومی و با رای اکثریت پارلمانی تغییر داده میشوند.
جهان صنعت نیوز، مجله نیوزویک در گزارشی نوشت: «وقتی طرحهایی برای ساخت یک تفرجگاه لوکس در منطقه ساحلی واقع در آلبانی که با سرمایهگذاری مرتبط با جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا گره خورده بود، مطرح شد، مردم برای محافظت از این منطقه به خیابانها ریختند. خشم آنها واقعی بود و حق هم داشت.
پروژه کوشنر علت اتفاقات آلبانی نیست. این یک نشانه است. تفرجگاهی در این مقیاس میتواند آلبانی را در نقشه گردشگری جهانی قرار دهد و استدلال اقتصادی برای سرمایهگذاری در کشوری که گردشگری در حال حاضر حدود ۲۲ درصد از تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل میدهد، بیاهمیت نیست. اما نگرانیهای زیستمحیطی مطرح شده در مورد این تفرجگاه به حق هستند و شایسته یک فرآیند عمومی جدی و شفاف.
آنچه در عوض اتفاق افتاد، همان چیزی بود که همیشه اتفاق میافتد یعنی قوانین ملی بیسروصدا اصلاح شدند، اکثریت پارلمان برای تصویب آن استفاده شد و مردم بدون هیچ حرف معناداری از سوی مقامهای آلبانی آنجا را ترک کردند. این الگو بود که حقیقتی را فاش کرد نه خود پروژه.
دولت ادی راما از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۳، وعده تحول، نوسازی و مسیری روشن برای پیوستن به اتحادیه اروپا را داده است. دستاوردهایی، به ویژه در زیرساختها و توسعه شهری وجود داشته، اما این دستاوردها تحت الشعاع مجموعهای از رسواییها شامل فساد در مناقصهها، الیگارشی مرتبط با دولت و عدم شفافیت کامل قرار گرفتهاند.
تاسیس ساختار ویژه مبارزه با فساد و جرایم سازمانیافته تنها چیزی را که بسیاری به آن مشکوک بودند، تایید کرده است، از جمله دستگیری وزرای سابق، دستگیری شهردار سابق پایتخت، تحقیقات از مقامات ارشد و ارتباط صدها میلیون یورو از پول مالیاتدهندگان با چهرههایی از درون دولت. برای بسیاری از شهروندان، اینها دیگر حوادثی مجزا نیستند، بلکه نشانههایی از یک مشکل سیستماتیک عمیقتر است.
نگرانیها فراتر از فساد صِرف است. پروژههای پرهزینه و لوکس زیرساختی، امتیازات مبهم، تمرکز منافع اقتصادی و این تصور که قدرت سیاسی به جای منافع عمومی، در خدمت شبکههای محدود است، حس ناامیدی فزایندهای را دامن زده است. هر رسوایی جدید، این باور را تقویت میکند که پاسخگویی همچنان دستنیافتنی است و نهادها قادر یا مایل به ارائه نظارت معنادار نیستند.
از طرف دیگر، بحران آلبانی همچنین ناشی از ضعف اپوزیسیون است.
«سالی بریشا» چهره اصلی اپوزیسیون برای بسیاری از آلبانیاییها، نه نماد نوسازی بلکه نماد یک نظام سیاسی است که مدتهاست در ایجاد تغییر واقعی شکست خورده است. سوالات پیرامون نفوذ سیاسی، منافع خانوادگی و فقدان یک چشمانداز قانعکننده، باعث شده است که بسیاری از شهروندان احساس کنند هیچکدام از طرفین نمایندهای ندارند.
این قلب اعتراضات امروز است. آلبانیاییها از فساد در دولت خسته شدهاند، اما به همان اندازه از اپوزیسیونی که نتوانسته خود را به عنوان یک جایگزین معتبر معرفی کند، ناامیدند. طبقه سیاسی که دههها بر کشور تسلط داشته است، دیگر اعتماد به نفس ایجاد نمیکند.
معترضان به خاطر جارد کوشنر یا ترامپ به خیابانها نیامدهاند. آنها به خیابانها آمدهاند چون دولتشان نتوانسته به خواستههایشان جامه عمل بپوشاند و چون جایگزین نتوانسته چیز بهتری ارائه دهد. آنها خواستار عدالت، پاسخگویی و طبقه سیاسی هستند که در واقع به نفع آنها حکومت کند.
آنچه آنها به دنبال آن هستند صرفا تغییر دولت نیست، بلکه تغییر در نحوه عملکرد خود سیستم است و این خواسته به چیزی بسیار بزرگتر از آلبانی اشاره دارد. یکی از چالشهای اصلی پیش روی دموکراسی امروز در سطح جهان، این است که دموکراسی فقط نباید به زبان آورده شود بلکه باید به خواستههایش جامه عمل بپوشاند. وقتی شهروندان آلبانی به این باور میرسند که رهبرانشان در بیکفایتترین حالت هستند درهای پوپولیسم باز میشود و جایگزینهای اقتدارگرا جای خود را پیدا میکنند.
دموکراسی فقط در میدان نبرد به اقتدارگرایی نمیبازد. وقتی از کار کردن برای مردمی که قرار است به آنها خدمت کند دست میکشید، دموکراسی باخته است. آنچه در آلبانی اتفاق میافتد یک هشدار است، اما چیزی امیدوارکنندهتر نیز هست یعنی شهروندانی که تسلیم نشدهاند، هنوز در خیابانها هستند، هنوز خواستار بهتر شدن هستند، هنوز اصرار دارند که دموکراسی آنها ارزش این نام را داشته باشد. این بحران دموکراسی نیست. این دموکراسی است که برای خودش میجنگد.»
منبع: ایسنا
سیاسیلینک کوتاه :