جنگ ایران چگونه صنعت مالی جهان را دگرگون کرد؟

افزایش درگیری‌های نظامی در جهان و پیامدهای گسترده جنگ ایران، مؤسسات مالی و شرکت‌های بیمه را به سمت نسل جدیدی از مدل‌های ریسک سوق داده است؛ مدل‌هایی که به جای اتکا به داده‌های تاریخی، تلاش می‌کنند احتمال وقوع جنگ‌ها، فروپاشی دولت‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک را پیش‌بینی کنند. در شرایطی که تعداد کشور‌های درگیر در منازعات خارجی طی کمتر از دو دهه تقریباً دو برابر شده و هزینه اقتصادی خشونت به حدود ۲۲ تریلیون دلار رسیده است، وال‌استریت به این نتیجه رسیده که ابزارهای سنتی مدیریت ریسک دیگر برای جهان جدید کافی نیستند.

جهان صنعت نیوز – برای دهه‌ها، مؤسسات مالی، بانک‌ها و شرکت‌های بیمه از مدل‌هایی استفاده می‌کردند که بر پایه داده‌های تاریخی طراحی شده بودند. این مدل‌ها بر این فرض استوار بودند که الگوهای گذشته می‌توانند راهنمای مناسبی برای آینده باشند. اما افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک و رشد تعداد درگیری‌های نظامی باعث شده این فرض بیش از پیش زیر سؤال برود.

بر اساس داده‌های مؤسسه اقتصاد و صلح، از سال ۲۰۰۸ تاکنون تعداد کشورهایی که درگیر منازعات خارجی هستند تقریباً دو برابر شده و به بیش از ۱۰۰ کشور رسیده است. در همین حال، هزینه اقتصادی خشونت در جهان به حدود ۲۲ تریلیون دلار افزایش یافته که معادل بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان است.

این تحولات توانایی صنعت مالی برای پیش‌بینی متغیرهای اقتصادی را به چالش کشیده است. جنگ‌ها اکنون بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، نرخ‌های بهره، بازارهای مالی و حتی هزینه وام مسکن اثر می‌گذارند و بسیاری از مدل‌های سنتی دیگر قادر به توضیح این تغییرات نیستند.

به همین دلیل، بانک‌هایی مانند سیتی‌گروپ نسبت به اتکای بیش از حد به مدل‌های مبتنی بر داده‌های گذشته هشدار داده‌اند و مؤسساتی مانند مورگان استنلی نیز خواستار بازنگری اساسی در نحوه ارزیابی ریسک‌های ژئوپلیتیک شده‌اند.

ورود مدل‌های جنگ به وال‌استریت

در پاسخ به این نیاز، شرکت‌هایی که پیش‌تر در حوزه مدل‌سازی بلایای طبیعی فعالیت می‌کردند، اکنون روش‌های خود را برای پیش‌بینی جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی به کار گرفته‌اند.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، شرکت «وریسک» است که بیشتر به دلیل مدل‌های مربوط به بلایای طبیعی و اوراق بیمه فاجعه شناخته می‌شود. این شرکت به تازگی شاخصی تحت عنوان «شاخص پیش‌بینی جنگ» معرفی کرده است که با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین، احتمال وقوع جنگ در یک کشور طی ۱۲ ماه آینده را برآورد می‌کند.

این مدل بر پایه مجموعه‌ای از داده‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۲ آموزش دیده است. اگرچه جنگ اخیر ایران در داده‌های آموزشی آن وجود ندارد، اما آزمون‌های گذشته‌نگر نشان داده‌اند که اگر این مدل در ابتدای ژانویه فعال بود، احتمال وقوع جنگ در ایران طی یک ماه و نیم بعد را حدود ۶۶ درصد برآورد می‌کرد.

هدف این رویکرد آن است که به جای تحلیل آنچه رخ داده، تصویری از آنچه ممکن است رخ دهد ارائه شود؛ موضوعی که برای سرمایه‌گذاران، بانک‌ها و شرکت‌های بیمه اهمیت روزافزونی پیدا کرده است.

 سنجش روابط میان کشورها

در کنار مدل پیش‌بینی جنگ، ابزار دیگری نیز برای سنجش میزان تنش میان کشورها توسعه یافته است. این مدل که «شاخص روابط ژئوپلیتیک» نام دارد، سطح تنش میان جفت کشورها را ارزیابی می‌کند و عواملی مانند سابقه درگیری نظامی، شباهت ساختارهای حکومتی و نزدیکی جغرافیایی را در نظر می‌گیرد.

چنین ابزارهایی به فعالان مالی امکان می‌دهد تغییرات تدریجی در روابط کشورها را پیش از تبدیل شدن به بحران‌های بزرگ رصد کنند و تأثیر احتمالی آنها را بر بازارها و دارایی‌ها مورد ارزیابی قرار دهند.

پیش‌بینی سقوط دولت‌ها

استفاده از هوش مصنوعی در ارزیابی ریسک‌های سیاسی تنها به جنگ محدود نمی‌شود. یکی دیگر از مدل‌های وریسک که در اکتبر ۲۰۲۳ راه‌اندازی شد، توانسته طی این مدت شش مورد از هفت فروپاشی یا تغییر دولت را به درستی پیش‌بینی کند. از جمله این موارد می‌توان به سقوط حکومت بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴ و برکناری ناگهانی نیکلاس مادورو در ونزوئلا اشاره کرد.

به گفته متخصصان این شرکت، ترکیب مشکلات اقتصادی با سابقه بی‌ثباتی سیاسی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش احتمال فروپاشی دولت‌ها بوده است.

در همین حال، مؤسسه رند نیز مدلی مبتنی بر هوش مصنوعی توسعه داده که تلاش می‌کند پرسش‌های پیچیده‌ای مانند احتمال تغییر رژیم سیاسی را به برآوردهای کمی تبدیل کند. اجرای این مدل در اواسط ماه مه نشان داده بود که احتمال دوام نیاوردن حکومت ایران تا سال ۲۰۲۷ حدود ۲۰ درصد است.

چرا مدل‌های قدیمی کارایی خود را از دست داده‌اند؟

یکی از دلایل اصلی حرکت صنعت مالی به سمت مدل‌های جدید، ناتوانی مدل‌های سنتی در مواجهه با شوک‌های ژئوپلیتیک است. به گفته مدیران ریسک در سیتی‌گروپ، رخدادهایی مانند محاصره تجاری، اعمال تحریم‌ها یا جنگ‌های منطقه‌ای رفتاری مشابه نوسانات معمول بازار ندارند. این رویدادها نه تنها باعث تغییر قیمت‌ها می‌شوند، بلکه کل ساختار توزیع ریسک را تغییر می‌دهند.

به همین دلیل، دیگر نمی‌توان این تحولات را صرفاً به عنوان انحرافی از روندهای تاریخی در نظر گرفت. آنها قواعد بازی را تغییر می‌دهند و نیازمند ابزارهای تحلیلی متفاوت هستند.

تنگه هرمز و تولد نسل جدید مدل‌های ریسک

اختلال در حمل‌ونقل دریایی از طریق تنگه هرمز یکی از نمونه‌های برجسته این تحول است. جنگ ایران باعث شد آسیب‌پذیری گلوگاه‌های تجاری جهان بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و نیاز به الگوریتم‌های جدید برای بیمه دریایی و تجارت جهانی افزایش یابد.

مدت کوتاهی پس از آغاز جنگ، نرخ بیمه ریسک جنگ برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز به حدود یک درصد ارزش هر کشتی در هر سفر افزایش یافت؛ رقمی که پیش از جنگ تنها کسری از یک درصد بود.

در چنین شرایطی، متخصصان مدل‌سازی ریسک به جای تمرکز صرف بر خسارت‌های فیزیکی، به دنبال تحلیل زنجیره‌ای اثرات جنگ هستند؛ از اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل گرفته تا تأثیر بر زنجیره‌های تأمین جهانی.

به عبارت دیگر، نگاه جدید تنها به نابودی یک دارایی محدود نمی‌شود، بلکه پیامدهای اقتصادی گسترده ناشی از اختلال در تجارت و لجستیک را نیز در محاسبات وارد می‌کند.

عصر «ابرچرخه ژئوپلیتیک»

برخی تحلیلگران معتقدند آنچه امروز در جهان مشاهده می‌شود صرفاً مجموعه‌ای از بحران‌های مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک «ابرچرخه ژئوپلیتیک» است؛ دوره‌ای که در آن تعداد و شدت شوک‌های سیاسی و امنیتی به طور مداوم در حال افزایش است.

بر اساس این دیدگاه، ریسک‌های ژئوپلیتیک نه تنها عادی نشده‌اند، بلکه با سرعت بیشتری در حال گسترش هستند و بسیاری از محدودیت‌هایی که پیش‌تر مانع بروز بحران‌های بزرگ می‌شدند، در حال تضعیف شدن هستند.

به همین دلیل، مدیران ارشد شرکت‌ها، بانک‌ها و مؤسسات بیمه دیگر نمی‌توانند ریسک جنگ را یک احتمال دور از ذهن تلقی کنند. در واقع، جنگ اکنون به مهم‌ترین منبع نگرانی شرکت‌هایی تبدیل شده که به دنبال خرید پوشش‌های بیمه‌ای هستند.

جنگ؛ مهم‌ترین ریسک جدید کسب‌وکارها

مدل‌های جدید این امکان را فراهم می‌کنند که شرکت‌های بیمه و سرمایه‌گذاران بتوانند احتمال وقوع جنگ را در فرآیندهای قیمت‌گذاری، مدیریت ریسک و تخصیص سرمایه وارد کنند.

در جهانی که به گفته برخی مؤسسات تحقیقاتی از نظم مبتنی بر جهانی‌سازی و کارایی اقتصادی فاصله گرفته و به سمت ساختاری چندقطبی و پراکنده حرکت می‌کند، چنین ابزارهایی به سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی ضروری از جعبه‌ابزار تصمیم‌گیری مالی هستند.

در همین راستا، ارزیابی‌های جدید نشان می‌دهد که ترس از جنگ اکنون از نگرانی نسبت به ناآرامی‌های داخلی و شورش‌های اجتماعی نیز پیشی گرفته است. برای بسیاری از کسب‌وکارها، جنگ دیگر یک سناریوی دوردست نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های اقتصادی و مالی جهان تبدیل شده است.

اخبار برگزیدهبورس
شناسه : 594305
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *