عصر غولهای اقتصادی؛ شرکتهای بزرگ به بزرگترین ریسک جهان تبدیل شدند

موج سرمایهگذاریهای عظیم، ادغامهای چندده میلیارد دلاری و پروژههای بزرگ هوش مصنوعی، چهره تازهای از اقتصاد جهانی را شکل داده است. نشریه اکونومیست نشان میدهد سرمایه در سراسر جهان بیش از هر زمان دیگری به سمت تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ متمرکز شده است. این روند اگرچه با رشد هوش مصنوعی، نقدینگی بالا و سیاستهای حمایتی دولتها تقویت شده، اما همزمان ریسکهای تازهای برای ثبات مالی، رقابت اقتصادی و حتی نظام سیاسی ایجاد کرده است؛ بهگونهای که شکست احتمالی تنها چند شرکت بزرگ میتواند پیامدهایی فراتر از خود آنها برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
جهان صنعت نیوز – اعداد و ارقام در اقتصاد جهانی به اندازهای بزرگ شدهاند که دیگر کمتر کسی از شنیدن معاملات چند ده میلیارد دلاری شگفتزده میشود. تنها در چند روز، اسپیسایکس با ارزشی ۸۶ میلیارد دلاری بزرگترین عرضه عمومی تاریخ را انجام داد، سپس اعلام کرد استارتآپ هوش مصنوعی «کرسر» را با ۶۰ میلیارد دلار خریداری میکند و همزمان شرکت چینی دیپسیک نیز موفق شد ۷ میلیارد دلار سرمایه جذب کند.
اکونومیست معتقد است این معاملات اتفاقاتی پراکنده نیستند، بلکه نشانه تغییر ساختار جریان سرمایه در اقتصاد جهانی هستند. از ابتدای سال جاری، نزدیک به نیمی از ارزش کل ادغامها و تملکها به معاملات بالای ۱۰ میلیارد دلار اختصاص داشته که بالاترین سهم ثبتشده تاکنون است. در بازار سرمایهگذاری خطرپذیر نیز بیش از ۶۰ درصد منابع مالی به دورهای سرمایهگذاری بزرگتر از یک میلیارد دلار اختصاص یافته و بخش عمده این سرمایهگذاریها با حضور شرکتهای بزرگ انجام شده است.
این روند تنها به ادغام شرکتها محدود نیست. در سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز پروژههای بیش از یک میلیارد دلار سهمی بسیار بزرگتر از گذشته پیدا کردهاند و نشان میدهند سرمایه جهانی بیش از پیش به سمت پروژههای بسیار بزرگ و بازیگران محدود حرکت میکند.
آمریکا در مرکز موج جدید سرمایه
بخش مهمی از این سرمایهگذاریهای عظیم در ایالات متحده متمرکز شده است. آمریکا هم بزرگترین مقصد و هم بزرگترین منشأ پروژههای عظیم سرمایهگذاری خارجی است و تقریباً همه بزرگترین استارتآپهایی که طی دو سال اخیر سرمایههای چند میلیارد دلاری جذب کردهاند، در این کشور مستقر هستند.
با این حال، تمرکز سرمایه فقط به آمریکا محدود نمانده است. کشورهایی مانند تایوان، امارات متحده عربی و چین نیز به بازیگران مهم پروژههای بزرگ سرمایهگذاری تبدیل شدهاند. در بازار سرمایهگذاری خطرپذیر نیز شرکتهایی در سنگاپور و بریتانیا موفق شدهاند سرمایههایی چند میلیارد دلاری جذب کنند.
به اعتقاد اکونومیست، معاملات بزرگ همواره به صورت دورهای رخ دادهاند، اما آنچه دوره کنونی را متمایز میکند، همزمانی این موج در بخشهای مختلف اقتصاد و وابستگی آن به تعداد اندکی از شرکتهای بسیار بزرگ است؛ موضوعی که میتواند پیامدهای مهمی برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
چرا سرمایه به سمت شرکتهای بزرگ سرازیر شده است؟
اکونومیست چهار عامل اصلی را در شکلگیری این روند مؤثر میداند.
نخستین عامل، فراوانی سرمایه در اختیار شرکتهای بزرگ است. با وجود افزایش نرخهای بهره، شرکتهای بزرگ آمریکایی همچنان از ذخایر نقدی بیسابقه و سودآوری بسیار بالا برخوردارند. افزایش ارزش بازار این شرکتها نیز امکان بیشتری برای انتشار سهام، استقراض و انجام خریدهای بزرگ در اختیار آنها قرار داده است. به همین دلیل، حتی معاملات چند ده میلیارد دلاری نیز در مقایسه با ارزش بازار این غولهای اقتصادی چندان بزرگ به نظر نمیرسد.
دومین عامل، رونق هوش مصنوعی است. رقابت برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی موجب شده شرکتهای بزرگ فناوری سرمایهگذاریهای عظیمی را برای احداث مراکز داده در سراسر جهان آغاز کنند. این شرکتها علاوه بر سرمایهگذاری مستقیم، بزرگترین تأمینکنندگان مالی بسیاری از استارتآپهای فعال در حوزه هوش مصنوعی نیز هستند. همین رقابت، موج تازهای از ادغام شرکتها را نیز به دنبال داشته است؛ از شرکتهای برق گرفته تا شرکتهای امنیت سایبری.
عامل سوم به سیاست مربوط میشود. اکونومیست معتقد است دولتها در سالهای اخیر رویکرد متفاوتی نسبت به ادغام شرکتهای بزرگ در پیش گرفتهاند. دولت آمریکا نسبت به گذشته انعطاف بیشتری در برابر ادغامهای بزرگ نشان داده و اتحادیه اروپا نیز برای تقویت شرکتهای بزرگ خود، مقررات مربوط به ادغام را تسهیل کرده است. همزمان، سیاستهای حمایتی، تعرفهها و مشوقهای دولتی، شرکتها را به انتقال یا گسترش ظرفیت تولید در کشورهای مختلف سوق داده است. ساخت کارخانههای تراشه توسط شرکت تایوانی TSMC در آمریکا و سرمایهگذاری خودروساز چینی BYD در اروپا از نمونههای این روند هستند.
چهارمین عامل، افزایش نااطمینانی در محیط کسبوکار است. تغییرات فناوری و مداخلات سیاسی موجب شده بسیاری از مدیران شرکتها به این نتیجه برسند که در محیطی پرریسک، بزرگتر بودن به معنای امنیت بیشتر است. بازار سرمایه نیز ظاهراً همین برداشت را دارد؛ زیرا ارزشگذاری شرکتهای بزرگ در سالهای اخیر با سرعت بیشتری نسبت به شرکتهای کوچک افزایش یافته است.
غولهای بزرگ، ریسکهای بزرگ
اکونومیست در کنار مزایای این روند، نسبت به پیامدهای آن هشدار میدهد. پژوهشهای دانشگاهی نشان میدهد احتمال موفقیت یک ادغام بزرگ تفاوت چندانی با ادغامهای کوچک ندارد. بنابراین، بزرگتر بودن معامله الزاماً احتمال موفقیت را افزایش نمیدهد، اما در صورت شکست، خسارت آن بسیار گستردهتر خواهد بود.
بررسیها نشان میدهد در بسیاری از ادغامهای عظیم سال گذشته، ارزش شرکت خریداریشده بیش از نیمی از ارزش بازار شرکت خریدار بوده است؛ معاملاتی که معمولاً با استقراضهای سنگین همراه هستند و در صورت ناکامی میتوانند فشار مالی قابل توجهی ایجاد کنند.
این نگرانی فقط به ادغامها محدود نمیشود. شرکتهای بزرگ فناوری که تاکنون هزینه توسعه مراکز داده را عمدتاً از محل درآمدهای خود تأمین میکردند، اکنون به استقراض گسترده روی آوردهاند و همین موضوع نسبت بدهی آنها را به جریان نقدی افزایش داده است. اکونومیست با اشاره به آمازون نشان میدهد وضعیت بدهی این شرکت نسبت به گذشته به شکل محسوسی تغییر کرده است.
تمرکز سرمایه؛ تهدیدی برای اقتصاد و سیاست
به باور اکونومیست، پیامدهای تمرکز سرمایه فقط به خود شرکتها محدود نمیشود. اکنون ارزشمندترین شرکتهای بورسی، سهم بسیار بزرگی از کل ارزش بازار سهام آمریکا را در اختیار دارند؛ سهمی که در یک قرن گذشته بیسابقه بوده است. چنین ساختاری باعث میشود بروز مشکل در حتی یک شرکت بزرگ و بدهکار بتواند بازارهای مالی را با اختلال جدی روبهرو کند. هرچه وزن این شرکتها در اقتصاد بیشتر شود، ریسک سرایت مشکلات آنها نیز افزایش خواهد یافت.
از سوی دیگر، تمرکز روزافزون قدرت اقتصادی میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی نیز داشته باشد. شرکتهای بزرگ ممکن است قدرت بیشتری در برابر مصرفکنندگان، کارکنان و تأمینکنندگان کوچک پیدا کنند و از طریق شبکه گسترده لابیگری، نفوذ بیشتری بر تصمیمهای دولتها داشته باشند. اکونومیست معتقد است چنین روندی میتواند زمینه افزایش نارضایتی عمومی و تقویت جریانهای پوپولیستی را فراهم کند. کاهش اعتماد عمومی به شرکتهای بزرگ نیز نشانهای از همین تغییر است؛ به گونهای که سهم آمریکاییهایی که به شرکتهای بزرگ اعتماد دارند، طی دو دهه گذشته به شدت کاهش یافته است.
گزارش اکونومیست نشان میدهد موج کنونی سرمایهگذاریهای عظیم، تنها یک دوره رونق مالی نیست، بلکه نشانه تغییر ساختار اقتصاد جهانی است؛ اقتصادی که سرمایه، قدرت و تصمیمگیری در آن بیش از گذشته در اختیار تعداد محدودی از شرکتهای بسیار بزرگ قرار گرفته است. اگرچه این شرکتها به موتور اصلی سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و پروژههای بزرگ تبدیل شدهاند، اما همین تمرکز میتواند اقتصاد جهانی را در برابر شوکهای مالی، کاهش رقابت و افزایش نفوذ سیاسی بنگاههای بزرگ آسیبپذیرتر کند. از این منظر، مزیت مقیاس هرچند قدرت اقتصادی بیشتری ایجاد میکند، اما الزاماً به معنای ثبات بیشتر برای اقتصاد جهانی نخواهد بود.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :