انتقام ترامپ از کرهجنوبی؛ بحران ایران چگونه به شرق آسیا رسید؟

نشریه آتلانتیک استدلال میکند که تصمیم دونالد ترامپ برای کاهش مشارکت آمریکا در رزمایش مشترک با کرهجنوبی، بیش از آنکه ناشی از ملاحظات راهبردی باشد، واکنشی احساسی به ناکامیهای او در جنگ ایران است. ترامپ به جای پذیرش مسئولیت پیامدهای جنگ، شکستهای خود را به متحدان نسبت میدهد و با فشار بر شرکای سنتی آمریکا، اعتبار تعهدات امنیتی واشنگتن را تضعیف میکند. این رویکرد، میتواند رقبایی مانند چین، روسیه و کرهشمالی را به آزمودن اراده آمریکا در دفاع از متحدانش ترغیب کند.
جهان صنعت نیوز – دونالد ترامپ در زمستان گذشته با ورود شتابزده به جنگ با ایران، آمریکا را وارد بحرانی کرده که اکنون پیامدهای آن به شکل فزایندهای آشکار شده است. ایران همچنان مقاومت میکند، تهدیدهای اقتصادی ناشی از جنگ افزایش یافته، منابع نظامی آمریکا تحت فشار قرار گرفته و ذخایر مهمات این کشور نیز با محدودیت مواجه شده است. مجموعهای از ناکامیها و هزینههای سیاسی و نظامی، تصویری از شکست برای دولت ترامپ ایجاد کرده است. خروج رئیسجمهور آمریکا از منطقه با یک هواپیمای جایگزین به دلیل نگرانیهای امنیتی بخشی از زنجیره تحقیرهایی است که ترامپ پس از آغاز جنگ با آن مواجه شده است.
واکنش ترامپ به این وضعیت، پذیرش مسئولیت یا تغییر مسیر نیست، بلکه یافتن طرف دیگری برای تحمل هزینههای این ناکامی است؛ مسیری که در نهایت کرهجنوبی را به هدف سیاست تنبیهی واشنگتن تبدیل کرده است.
کاهش همکاری نظامی با سئول و پیامدهای آن برای اتحاد آمریکا
ترامپ اخیراً دستور داده است مشارکت وزارت دفاع آمریکا در رزمایش سالانه مشترک با کرهجنوبی به میزان قابل توجهی کاهش یابد. این رزمایش بخشی از همکاریهای امنیتی دیرینه میان دو کشور است.
ترامپ در توضیح این تصمیم، هزینههای برگزاری چنین فعالیتهایی را مطرح کرد، اما در کنار آن مدعی شد این رزمایشها برای کرهشمالی که به گفته او در دوره ریاستجمهوریاش «تهدیدکننده نبوده و محترمانه رفتار کرده است»، توهینآمیز است.
نشریه آتلانتیک این استدلال را رد میکند و یادآور میشود که کرهشمالی همچنان دارای توانایی هستهای است و سلاحهای هستهای این کشور تهدیدی مستقیم علیه آمریکا و کرهجنوبی محسوب میشود. نشریه آتلانتیک همچنین به حضور حدود ۲۸ هزار و ۵۰۰ نیروی آمریکایی در کرهجنوبی اشاره میکند که بخشی از آنها در نزدیکی منطقه غیرنظامی میان دو کره مستقر هستند.
تصمیم ترامپ نه تنها به امنیت کرهجنوبی آسیب میزند، بلکه پیام خطرناکی برای متحدان آمریکا ارسال میکند؛ زیرا نشان میدهد واشنگتن ممکن است در شرایط بحرانی، تعهدات امنیتی خود را تحت تأثیر ملاحظات شخصی رئیسجمهور تغییر دهد.
انتقال مسئولیت شکست از ترامپ به متحدان
نشریه آتلانتیک بخش مهمی از تحلیل خود را به انگیزههای شخصی ترامپ اختصاص میدهد و معتقد است ترامپ جنگ ایران را با هدف نمایش قدرت شخصی آغاز کرد، اما نتیجه آن برای او تبدیل به یک شکست سیاسی شد.
ترامپ در مواجهه با شکستها همواره به دنبال یافتن مقصر بیرونی است و حاضر نیست مسئولیت مستقیم پیامدهای تصمیمات خود را بپذیرد. در این چارچوب، کرهجنوبی به دلیل امتناع از مشارکت در عملیات علیه ایران، به هدف مناسبی برای سرزنش تبدیل شده است.
ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشته بود که اخیراً از رئیسجمهور کرهجنوبی پرسیده آیا این کشور مایل است در «خلع سلاح هستهای جمهوری اسلامی ایران» با آمریکا همکاری کند و پاسخ شنیده است: «نه، متشکریم». اشاره ترامپ به اینکه این موضوع بیارتباط با تصمیم اخیر است، در واقع نشان میدهد همین موضوع یکی از انگیزههای اصلی تصمیم او بوده است.
ترامپ در شرایطی که نتوانسته ایران را شکست دهد، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را که در این جنگ مصرف شده دوباره تأمین کند یا مشکلات نیروهای نظامی درگیر را حل کند، به دنبال هدفی میگردد که بتواند هزینه شکست را به آن منتقل کند؛ و کرهجنوبی گزینهای کمهزینه برای این هدف است.
تضعیف اعتبار آمریکا در برابر رقبا
این نوع رفتار میتواند پیامدهای گستردهتری برای جایگاه جهانی آمریکا داشته باشد. در گذشته کنگره آمریکا در برابر تصمیمهایی که امنیت و اعتبار این کشور را تهدید میکرد، وارد عمل میشد، اما اکنون اعضای همحزب ترامپ کمتر تمایل دارند در برابر اقدامات او مقاومت کنند. متحدان آمریکا ممکن است در کوتاهمدت این رفتارها را نادیده بگیرند، اما در بلندمدت خود را برای جهانی آماده خواهند کرد که در آن واشنگتن دیگر مانند گذشته یک شریک قابل اتکا و پایبند به تعهدات خود نباشد.
رقبای آمریکا از جمله چین، روسیه و کرهشمالی از این وضعیت درس خواهند گرفت. آنها مشاهده میکنند که در صورت شکست یا ناکامی ترامپ، واکنش او ممکن است نه علیه دشمنان آمریکا، بلکه علیه کشورهایی باشد که همواره در کنار واشنگتن قرار داشتهاند.
چنین رویکردی میتواند در صورت وقوع بحرانهای آینده در شرق آسیا یا اروپا، محاسبات قدرتهای رقیب را تغییر دهد؛ زیرا ممکن است آنها تصور کنند آمریکا در لحظه بحران، به جای تقویت متحدان خود، آنان را تحت فشار قرار خواهد داد.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :