چرا ایران و آمریکا نمیتوانند از چرخه جنگ خارج شوند؟

بنبست میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز وارد مرحلهای شده که هر اقدام برای افزایش فشار، طرف مقابل را به واکنش متقابل سوق میدهد. آمریکا پس از کنار گذاشتن بازگشت به تفاهمنامه خرداد، اکنون بهدنبال توافقی جامعتر درباره تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران است و همزمان با محاصره دریایی و تحریمها بر تهران فشار اقتصادی وارد میکند. در مقابل، ایران اعلام کرده تا زمانی که محاصره رفع نشود، معافیت نفتی بازنگردد و دسترسی به بخشی از داراییهای مسدودشده فراهم نشود، حاضر به بازگشایی کامل تنگه نیست. نتیجه این تقابل، شکلگیری چرخهای است که در آن تشدید فشار اقتصادی آمریکا احتمال واکنش نظامی ایران را بالا میبرد و همین واکنشها دوباره زمینه مداخله نظامی بیشتر آمریکا را فراهم میکند.
جهان صنعت نیوز – پس از حدود یک ماه کاهش نسبی درگیریها، حمله آمریکا به مواضع نیروهای سپاه در جزیره لارک بار دیگر چرخه حملات متقابل میان ایران و آمریکا را فعال کرد. این حمله پایان دورهای کوتاه از آرامش نسبی بود و طی روزهای پس از آن، ایران و آمریکا بار دیگر حملات متقابل انجام دادند. این تشدید تنش در شرایطی رخ داد که میانجیها برای چند هفته تلاش کرده بودند ایران و آمریکا را به چارچوب تفاهمنامه خرداد بازگردانند؛ توافقی که هدف آن بازکردن تنگه هرمز و آغاز مذاکرات برای رسیدن به یک توافق نهایی بود. با طولانیشدن تلاشهای دیپلماتیک، دولت ترامپ به میانجیها اعلام کرد که دیگر قصد بازگشت به همان تفاهمنامه را ندارد و بهدنبال توافقی تازه و گستردهتر است که هم مسئله تنگه هرمز و هم برنامه هستهای ایران را دربر بگیرد.
از توافق موقت تا مطالبه یک توافق نهایی
موضع تازه واشنگتن این است که اگر توافقی صورت گیرد، باید توافقی نهایی باشد. در این چارچوب، آمریکا دیگر مسئله عبور کشتیها از تنگه هرمز را جدا از پرونده هستهای نمیبیند و میخواهد هر دو موضوع در یک بسته واحد حل شوند. در مقابل، رهبران ایران همچنان از بازگشت به تفاهمنامه خرداد سخن میگویند و همزمان تهدید کردهاند که در صورت ادامه حملات، ضربات شدیدتری به نیروهای آمریکایی وارد خواهند کرد. این تفاوت در نقطه شروع مذاکرات یکی از عوامل اصلی تداوم بنبست است. واشنگتن چارچوب قبلی را ناکافی میداند، در حالی که تهران بازگشت به همان چارچوب را مبنای احیای دیپلماسی قرار داده است.
سیاست دولت ترامپ بر این فرض استوار است که آمریکا میتواند با حفاظت نظامی از مسیر کشتیرانی، جریان نفت از تنگه را افزایش دهد و در همان حال، با محاصره دریایی و تحریمها فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند. ایران در مقابل هشدار داده است که اگر خود نتواند نفت صادر کند، دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس نیز نباید انتظار داشته باشند صادرات آنها بدون مانع ادامه یابد.
همین تضاد راهبردی است که به اعتقاد دیپلماتها و تحلیلگران، وضعیت کنونی را ناپایدار کرده است. علی واعظ از گروه بینالمللی بحران معتقد است هرچه آمریکا در محدودکردن اقتصاد ایران موفقتر شود، احتمال آنکه تهران به ابزار نظامی متوسل شود نیز افزایش مییابد. به این ترتیب، تلاش برای جایگزینکردن جنگ نظامی با جنگ اقتصادی خود میتواند دوباره آمریکا را به درگیری مستقیم نظامی بازگرداند.
نبرد بر سر کنترل تنگه هرمز
سختترشدن موضع آمریکا از حدود اول شهریور آغاز شد؛ زمانی که وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد متوسط هفتروزه نفت عبوری از تنگه به بیش از ۸ میلیون بشکه در روز رسیده است. پیش از آغاز جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی روزانه از این مسیر عبور میکرد، اما افزایش اخیر از نگاه واشنگتن نشانهای بود که آمریکا توانسته بخشی از قدرت ایران برای محدودکردن عبور نفتکشها را کاهش دهد.
فرمانده سنتکام نیز اعلام کرد آمریکا تمام مینهای دریایی ایران را از خطوط بینالمللی کشتیرانی در تنگه پاکسازی کرده است. دو روز بعد، نیروهای آمریکایی مواضع ایران در لارک را هدف گرفتند و تهران را متهم کردند که قصد مینگذاری دوباره مسیر را داشته است. تنگه هرمز پیش از آغاز جنگه، مسیر عبور حدود یکپنجم نفت و گاز جهان بود و به همین دلیل کنترل آن به یکی از مهمترین اهرمهای دو طرف تبدیل شده است.
در پی حمله لارک، حملات متقابل آغاز شد. ایران پایگاههایی را که نیروهای آمریکایی در منطقه در آنها مستقر بودند هدف قرار داد و دستکم دو نفتکش نیز مورد حمله قرار گرفتند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسیر تجاری نیست؛ بلکه به اصلیترین منبع اهرم ایران در مقابل آمریکا تبدیل شده است. تحلیلگران انتظار ندارند تهران، با وجود افزایش فشار اقتصادی، بهسادگی از این اهرم صرفنظر کند. ساختار ایران طی چند دهه برای دورزدن و تحمل تحریمها شکل گرفته و فشار اقتصادی لزوماً به تسلیم سیاسی منجر نخواهد شد.
فشار اقتصادی در داخل ایران
با این حال، هزینه محاصره برای اقتصاد و جامعه ایران در حال افزایش است. تشکیل صفهای طولانی در جایگاههای سوخت نشانهای از کمبود فرآوردههای نفتی است. همزمان، تورم و بهویژه افزایش سریع قیمت مواد غذایی به یکی از موضوعات اصلی گفتوگوهای روزمره مردم تبدیل شده است. قفسه فروشگاهها همچنان پر است، اما قیمت کالاها تقریباً روزانه افزایش مییابد. این وضعیت نشان میدهد فشار فعلی هنوز بیش از آنکه به کمبود گسترده کالا تبدیل شده باشد، از مسیر افزایش هزینه زندگی خود را نشان میدهد. با این حال، هرچه محاصره ادامه یابد، هزینه اقتصادی آن برای خانوارها و دولت افزایش خواهد یافت.
واشنگتن بر همین فشار حساب باز کرده است. با این حال، آمریکا نیز از پیامدهای جنگ مصون نمانده است. با وجود ادعای افزایش عبور نفت از تنگه، دولت ترامپ هنوز موفق نشده قیمت سوخت را بهطور محسوسی کاهش دهد. نفت برنت در محدوده ۹۷ دلار در هر بشکه قرار دارد و متوسط قیمت گازوئیل در آمریکا به ۵.۷۸ دلار در هر گالن رسیده؛ سطحی بالاتر از اوج ثبتشده در فروردین زمان جنگ است. افزایش قیمت سوخت نیز در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر برای دولت آمریکا اهمیت سیاسی پیدا کرده است.
دیپلماسی متوقف شده، کانالهای پشتپرده باز ماندهاند
در حال حاضر مذاکرات مستقیمی میان ایران و آمریکا وجود ندارد، اما میانجیها کانالهای غیررسمی را باز نگه داشتهاند و در تلاشند چارچوبی برای آغاز مذاکرات درباره توافقی تازه ایجاد کنند.
ایران و عمان در هفته گذشته اعلام کرده بودند که به توافق موقتی برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه نزدیک شدهاند. دیپلماتها امیدوار بودند این توافق بتواند مسیر بازگشت به تفاهمنامه خرداد را هموار کند. آمریکا در ابتدا از مذاکرات چند هفتهای تهران و مسقط حمایت کرده بود، اما بعداً به میانجیها اعلام کرد تنگه باید بهطور کامل باز باشد، مستقل از اینکه ایران و عمان بر سر چه سازوکاری توافق کنند.
به گفته یکی از افراد آگاه از مذاکرات، پس از آنکه واشنگتن از پیشرفت گفتوگوهای ایران و عمان مطلع شد، شروط خود را تغییر داد. با این حال، ایران نیز در جریان مذاکرات مواضعش را تغییر داده و تلاش کرده کنترل خود بر تنگه را تثبیت کند.
تهران اکنون تأکید دارد بازگشایی کامل تنگه منوط به سه اقدام آمریکاست. رفع محاصره، برقراری دوباره معافیت نفتی برای صادرات نفت ایران و فراهمشدن دسترسی به بخشی از داراییهای مسدودشده در خارج از کشور.
چرا تفاهمنامه خرداد دوام نیاورد؟
همین موضوعات در تفاهمنامه خرداد نیز پیشبینی شده بود. قرار بود توافق، آتشبس را برای ۶۰ روز تمدید کند، تنگه بهتدریج باز شود و همزمان مذاکرات درباره توافق نهایی، از جمله پرونده هستهای ایران، آغاز شود. اما این چارچوب خیلی زود از هم فروپاشید.
اکنون مسئله هستهای به یکی از سختترین موانع بازگشت دیپلماسی تبدیل شده است. تحلیلگران از ابتدا نیز انتظار داشتند این موضوع طولانیترین و پیچیدهترین بخش هر مذاکره باشد، اما جنگ بیاعتمادی میان دو طرف را عمیقتر کرده و رسیدن به توافق را دشوارتر ساخته است.
چرخهای که خود را تقویت میکند
در نتیجه، منطق تشدید تنش میان ایران و آمریکا ماهیتی خودتقویتشونده پیدا کرده است. آمریکا تصور میکند با محاصره، تحریم و حفظ جریان کشتیرانی میتواند بهتدریج ایران را به دادن امتیاز وادار کند. ایران در مقابل فشار اقتصادی را تهدیدی اساسی میداند و برای حفظ اهرم خود در تنگه هرمز، آمادگی استفاده از ابزار نظامی را حفظ کرده است.
هرچه فشار اقتصادی آمریکا بیشتر شود، انگیزه تهران برای واکنش در تنگه افزایش مییابد. هر حمله ایران نیز استدلال واشنگتن برای استفاده بیشتر از نیروی نظامی را تقویت میکند. در همین حال، شروط دو طرف برای بازگشت به دیپلماسی نیز از یکدیگر دورتر شده است. آمریکا توافق جامع درباره تنگه و برنامه هستهای میخواهد و ایران رفع محاصره، بازگشت امکان صادرات نفت و دسترسی به داراییهای خود را پیششرط میداند.
این تعادل برای مدت طولانی قابل دوام نیست. پنجره مصالحه محدود است و اگر دو طرف نتوانند پیش از بستهشدن آن بر سر نحوه استفاده و کنترل تنگه و چارچوب مذاکرات گستردهتر به تفاهم برسند، احتمال بازگشت مکرر به همان چرخه فشار اقتصادی، واکنش نظامی و حمله متقابل همچنان بالا خواهد ماند.
پیشنهاد ویژهسیاسیلینک کوتاه :