نشخوار فکری با خواب چه میکند؟؛ هشدار درباره چرخهای که میتواند افسردگی را تشدید کند

فکرهایی که نیمهشب رهایتان نمیکنند، فقط خواب را خراب نمیکنند؛ نشخوار فکری میتواند چرخهای بسازد که استرس و اضطراب را بیشتر کرده و حتی خطر افسردگی را افزایش دهد.
جهان صنعت نیوز، چرا بعضی شبها مغز دست از فکر کردن برنمیدارد و خوابمان را میگیرد؟
نشخوار فکری و اضطراب با فعال کردن سیستم عصبی سمپاتیک و محور HPA، بدن را در شرایطی شبیه آمادهباش دائمی نگه میدارند. ادامه این وضعیت فرد را وارد چرخهای معیوب میکند که میتواند بهعنوان یک عامل مستقل، زمینهساز یا تشدیدکننده اختلالات روانی مانند افسردگی عمل کند.
زهره نظامآبادی در این گفتوگو، در پاسخ به این پرسش که مرز میان یک بدخوابی ساده و موقتی با اختلال خواب بالینی کجاست و چه زمانی باید نسبت به آن احساس خطر کرد، گفت: بدخوابی مقطعی، همانطور که از عنوان آن پیداست، دورهای کوتاه دارد. این وضعیت ممکن است برای مدت محدودی موجب ناراحتی فرد یا اختلال در برخی فعالیتهای روزمره او شود، اما معمولاً موقتی است و مدت زیادی ادامه پیدا نمیکند.
وی ادامه داد: اما اگر مشکلات خواب به شکل مستمر تکرار شوند و فرد بارها با دشواری در به خواب رفتن، حفظ و تداوم خواب یا بیدار شدن زودهنگام مواجه شود، شرایط متفاوت خواهد بود. این مشکلات حتی ممکن است با وجود فراهم بودن شرایط مناسب محیطی، مانند سکوت و نور کافی، همچنان ادامه داشته باشند و بر عملکرد روزانه، خلقوخو و تمرکز فرد تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی احتمال «اختلال خواب بالینی» مطرح میشود.
زمانی میتوان بیخوابی را «مزمن» تلقی کرد که علائم آن حداقل سه شب در هفته و برای مدت سه ماه یا بیشتر وجود داشته باشد.
نشخوار فکری چگونه خواب را مختل میکند؟
این روانشناس در پاسخ به این پرسش که اضطراب، نشخوار فکری و استرسهای روزمره چگونه چرخه بیولوژیک خواب را تحت تأثیر قرار میدهند، اظهار کرد: اضطراب و نشخوار فکری تأثیر بسیار زیادی بر کیفیت خواب دارند؛ بهگونهای که نشخوار فکری یکی از بیشترین شکایتهای مطرحشده در میان افرادی است که به دلیل اختلالات خواب مراجعه میکنند.
وی توضیح داد: اضطراب با فعال نگه داشتن سیستم عصبی سمپاتیک، بدن را در حالت آمادهباش مداوم قرار میدهد. در پی فعال شدن سیستم سمپاتیک، محور HPA نیز فعال میشود و میزان کورتیزول بدن افزایش پیدا میکند.
به گفته نظامآبادی، در چنین شرایطی مغز به جای اینکه هنگام خواب وارد وضعیت آرامش شود، همچنان مشغول حل مسئله و پیشبینی خطرهای احتمالی است. ادامه این نشخوار فکری میتواند هم فرآیند به خواب رفتن و هم حفظ و تداوم خواب را دشوار کند و در نهایت، فرد را در یک چرخه معیوب قرار دهد؛ چرخهای که افزایش استرس و اضطراب را نیز به دنبال خواهد داشت.
آیا بیخوابی همیشه از افسردگی و اضطراب ناشی میشود؟
نظامآبادی درباره رابطه بیخوابی با اختلالات روانی اظهار کرد: بیخوابی ممکن است همراه با اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب دیده شود، اما اینطور نیست که در همه موارد، بیخوابی حتماً پیامد این اختلالات باشد.
وی افزود: شواهد پژوهشی نشان دادهاند که تداوم بیخوابی میتواند بهعنوان یک عامل مستقل، خطر بروز یا تشدید افسردگی و برخی مشکلات اضطرابی را افزایش دهد. به عبارت دیگر، خود بیخوابی نیز میتواند در آغاز یا تشدید چنین حالتهایی نقش داشته باشد.
عواملی مانند افزایش سن، ورود به دورههای تازه زندگی و تجربه PTSD ناشی از تروما را از جمله دلایلی است که میتوانند زمینهساز بیخوابی شوند.
او تأکید کرد که اگر بیخوابیهای مقطعی به شکل مناسب کنترل نشوند، این احتمال وجود دارد که به مرور زمان به بیخوابی مزمن تبدیل شوند.
بیدار شدنهای مکرر شبانه و بیداری زودهنگام چه معنایی دارند؟
این روانشناس با اشاره به اینکه بیدار شدنهای مکرر در طول شب و بیداری زودهنگام صبحگاهی میتوانند پیامهای بالینی متفاوتی درباره وضعیت روانی فرد داشته باشند، توضیح داد: بیداریهای مکرر شبانه ممکن است دلایل مختلفی داشته باشند؛ از جمله استرس، نامناسب بودن محیط خواب، دردهای جسمانی یا مشکلات تنفسی مانند «آپنه خواب». بنابراین، بیدار شدنهای مکرر در طول شب بهتنهایی الزاماً به معنای وجود یک اختلال روانی مشخص نیست.
نظامآبادی اضافه کرد: بیدار شدن زودهنگام در ساعات صبح در میان افراد مبتلا به افسردگی نیز مشاهده میشود، اما این نشانه بهتنهایی نمیتواند معیار قطعی برای تشخیص افسردگی باشد.
وی تأکید کرد: این علامت باید همواره در کنار سایر علائم و نشانههای بالینی افسردگی مورد بررسی قرار گیرد.
منبع: ایسنا
اجتماعی و فرهنگیلینک کوتاه :