شمارش معکوس تا ۱۲ آبان؛ جنگ دوباره ایران و آمریکا آغاز میشود یا توافقی در راه است؟

با نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر (۱۲ آبان)، آینده تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای حساس شده است. سه سناریو برای آینده این رویارویی می توان متصور بود: تشدید درگیری پیش از انتخابات، حمله گسترده آمریکا پس از انتخابات یا دستیابی به توافقی برای پایاندادن به خصومتها.

محمود جامساز، اقتصاددان در یادداشتی با عنوان «تقابل یا توافق؟» در روزنامه جهان صنعت نوشت:
تا سومنوامبر که احتمالا نقطه تغییر نقشه محاسبه ترامپ است، زمان چندانی باقی نمانده. صرفنظر از اخبار تاییدنشدهای که در مورد تداوم مذاکرات مقامات جمهوری اسلامی و آمریکا که باتوجه به پیشینه چندینساله گفتوگوها امیدی به دستیابی به یک توافق نمیرود، همه نشانهها حاکی از افزایش شکاف بین دوکشور و پایایی مواضع غیرقابلتغییر آنهاست.
ترامپ وانمود میکند که جنگ با جمهوری اسلامی تاثیری بر انتخابات میاندورهای آمریکا ندارد. بهگفته وی، جز موافقت جمهوری اسلامی با خواستهای او هیچ عاملی از جمله انتخابات پیشرو مانع از وقوع جنگ نخواهد بود. او هنوز امیدوار است تا قبل از سومنوامبر، بدون تهاجم نظامی به یک توافق با جمهوری اسلامی دست یابد. اتفاقاتی که پس از بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی، هوایی و تهاجم مالی به وقوع پیوست، معیارهای قابلاستنادی را درراستای دستیابی به توافق نشان نمیدهد.
یکی از مهمترین اهداف جمهوری اسلامی استفاده از اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز و منطقهای کردن جنگ، ایجاد بحران در منطقه و اختلال در جریان صدور نفت خاورمیانه به جهان و در نتیجه افزایش بهای نفت به بالاتر از ۲۰۰دلار در هر بشکه و قرار گرفتن ترامپ تحتفشار بینالمللی برای عقبنشینی یا مسامحه در مواضعش بود اما بهای نفت در حد انتظار جمهوری اسلامی افزایش نیافت زیرا آمریکا و دیگر کشورها بهویژه چین که خود بزرگترین واردکننده نفت خاورمیانه و تنها خریدار قابلاعتنای نفت ایران است، در این دوره حساس که جهان تشدید درگیریهای ژئوپلیتیکی و محدودیت عرصه جهانی را تجربه میکند، در اقدامی بیسابقه واردات نفت خود را کاهش داد و تقاضای بازار را مدیریت کرد تا نوسانات قیمت نفت را به تثبیت قیمت جهانی نفت تبدیل کند.
این اولینبار نبود که جهان با بحران انرژی روبهرو میشد بلکه در سال ۲۰۰۸ که بحران مالی آمریکا و اروپا را فراگرفته بود، بهای نفت برنت بالای ۱۴۷دلار در هر بشکه معامله شد و بهگزارش ایرنا در ۱۶اسفند ۱۴۰۰ پس از آنکه آمریکا و اروپا از احتمال تحریم نفت روسیه خبر دادند، قیمت نفت به بالای ۱۳۹دلار صعود کرد. در حالی که بستن تنگه هرمز که در ابتدا، عبور ۲۰درصد از ظرفیت نفت جهان را متوقف کرد، بهای نفت را حداکثر تا 110دلار در هر بشکه بالا برد زیرا اقدام چین در مهار نوسانات قیمت نفت با اتکا به بیش از یکمیلیارد بشکه ذخایر راهبردی نفتی و رویکرد مستمر و منسجم و مدیریتشده به انرژیهای پاک و ساختار متنوع واردات و تحول بنیادین در جایگاه عرصه انرژی و کاهش تولیدات پالایشگاههای کوچک چین با حمایتهای دولتی باعث شد تا از سمت تقاضا مانع افزایش بیشتر قیمت نفت شود.
بدینترتیب ابعاد بحران انرژی ناشی از بستن تنگههرمز که میتوانست قیمت نفت را با جهشى افسارگسیخته حتی به بالای ۲۰۰دلار هم برساند، برخلاف انتظار و پیشبینی جمهوری اسلامی گسترش نیافت تا تورم جهانی را از کنترل خارج کند.
براساس دادههای اداره کل گمرک چین، در هشتماه ابتدای سال ۲۰۲۶ واردات این کشور نسبت به سال پیش ۶/۱۴درصد کاهش یافت و در ماه ژوئن با افت ۳/41درصدی نسبت به سال قبل مواجه شد که به پایینترین سطح ماهانه طی ۱۰سال گذشته رسید. اکنون بهای نفت باوجود شلیک گهگاه به شناورها و انفجارهای مقطعی در نفتکشها و تاسیسات کشورهای منطقه در حولوحوش ۱۰۰دلار نوسان دارد.
جمهوری اسلامی نیک میداند که افزایش بهای نفت در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا به زیان ترامپ و حزب اوست بنابراین در تلاش است با تنشزایی در منطقه که بهای نفت به آن حساس است، با فشار بر ترامپ قدرت چانهزنی خود را بالا ببرد و تا قبل از سومنوامبر امتیازاتی بگیرد و با مدیریت زمان، شرایط نه جنگ نه صلح را استمرار بخشد. از طرفی ترامپ نیز با حساسیت شخصی و دیپلماتیک در تکاپوی کاهش بهای نفت است. ازاینرو صدور مجوز موقت برای تسهیل فروش سوخت روسیه باوجود تحریمهای قبلی در این راستا ارزیابی میشود. گرچه ترامپ قرارداد خرید گازوئیل از روسیه که در تضاد با منافع اتحادیه اروپا و اوکراین است را کنترل و نوسانات قیمت نفت را هم توجیه میکند اما گزارش ۱۳اکتبر ۲۰۲۶ به نقل از روزنامه نیویورکتایمز از مذاکرات درباره معامله چندمیلیاردی خبر داده که داراییهای شرکت لوکاویل، بزرگترین شرکت نفتی روسی شامل میدانهای نفتی، پالایشگاهها، جایگاههای سوخت در کشورهای مختلف را در بر میگیرد، طبق همین گزارش گروهی از سرمایهگذاران دارای روابط تجاری با خانواده کوشنر و ویتکاف و بخشی از دولت آمریکا در پی انجام این معامله بودهاند بنابراین این پرسش مطرح میشود که آیا سیاست خارجی دولت ترامپ را باید صرفا براساس منافع اقتصادی آمریکا تحلیل کرد یا ممکن است منافع شخصی، ملاحظات انتخاباتی، معاملهگری با قدرتهای رقیب و تغییر موازنه ژئوپلیتیک نیز در آن دخیل باشند.
در این رابطه از یک نکته کلیدی نباید غافل شد و آن هم این است که در عرصه شطرنج قدرتها، هیچ معاملهای صرفا اقتصادی نیست، آنچه تعیینکننده است، منافع ملی قدرتها و بهایی است که حاضرند برای حفظ آن بپردازند. بهنظر میرسد نیت ترامپ هرچه باشد اما اولویتش اعلام پیروزی بر جمهوری اسلامی است یا با توافق یا با تهاجم نظامی و بمباران پایگاههای هستهای، موشکی و زیرساختهای فلجکننده، که جمهوری اسلامی را به زانو درآورد. البته توصیف پیروزی ترامپ نه در تهاجم نظامی و نه در نابودی زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور بلکه در توافق جمهوری اسلامی در دست کشیدن از پروژه هستهای و انتقال اورانیومهای غنیشده به خارج از کشور است. با دستیابی به این توافق، ترامپ اعلام پیروزی کرده و جنگ را خاتمهیافته تلقی خواهد کرد اما بافت تو در توی قدرت و لایههای ساختاری ایدئولوژیک جمهوری اسلامی هرگونه توافقی را خیانت به آرمانهای انقلاب و نظام دانسته و بنیانهای زیست خود را با هدف نابودی اسرائیل و ستیز با آمریکا به بهای هزینههای گزاف جبرانناپذیر نابودی زیرساختها و قطع شریانهای حیاتی اقتصادی و فداشدن جانهای بیشمار بنا نهاده است. اینک سهسناریو در برابر تخاصم دیرپای دوکشور قابلپیشبینی است.
۱- آنچه شواهد نشان میدهند، اصولگرایان رادیکال که اکنون در جناحهای قدرت دست بالا را دارند، در تلاش هستند با تهاجمات نظامی مقطعی به شناورها و اهداف اقتصادی و نظامی حساس در منطقه یا حمله پیشدستانه، ترامپ را قبل از موعد انتخابات وادار به عکسالعمل نظامی کنند و با تلاش در تداوم جنگ، دوره ترامپ را پشتسر گذارند و در دولت احتمالا دموکرات بعدی در فضایی متفاوت تحقق اهداف ایدئولوژیک خود را پی گیرند. اما چنین تصویری از آینده بدون ارزیابی دامنه شکاف قدرت درون ساختاری، امکانات تامین مالی و لجستیکی جنگ و توان مدیریت بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و تامین نیازهای مبرم و حداقلی جامعه، قابلترسیم نیست. ضمن آنکه اتکا به شرق نباید در این ارزیابی وارد شود زیرا حمایت روسیه و چین تضمینشده نیست. هر دوکشور منافع خود را دنبال میکنند و ممکن است در لحظه حساس اولویتهای متفاوتی از تهران داشته باشند. از مصادیق این امر میتوان به تصویب ششقطعنامه علیه پروژه هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل، حمایت چین از ادعای واهی امارات بر مالکیت جزایر سهگانه، توسل به دعا توسط لاوروف برای پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه، مهار نوسانات قیمت نفت در پی بستن تنگه هرمز توسط چین و انگیزه قوی این کشور در بازگشت به شرایط قبل از جنگ اشاره کرد.
۲- احتمال حمله آمریکا پس از سومنوامبر با حمایت اسرائیل در آغاز به کوه کلنگ گزلا و سپس گسترش آن به پایگاههای نظامی و زیرساختهای حساس اما واکنش جمهوری اسلامی، حمله موشکی و پهپادی به اهداف حیاتی کشورهای منطقه خواهد بود که قطعا در محاسبات ترامپ منظور شده و احتمالا ائتلاف این کشورها با حمایتهای اسرائیل، در رهگیری موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت. ترامپ و جیدی ونس در پی جنگ دیرپا نیستند اما قدرت آتش و گستردگی پایگاههای موشکی جمهوری اسلامی تا زمانی که از تامین مالی و لجستیکی جنگ و مقاومت مردم دربرابر ناترازیها و کمبودها و گرانیها برخوردار باشد، قادر است جنگ را فرسایشی کرده و بهدرازاکشاند. در این راستا خطر عمده برای ادامه جنگ زمانی است که تورم افسارگسیخته، مقاومت مردمی را درهم شکند.
در این رابطه دولت بارها نسبت به کمبود منابع و ناتوانی در مهار ناترازیها و کمبودها و گرانیها اطلاعرسانی کرده اما تصمیمات در اتاق جنگ اتخاذ میشود نه پاستور. عدمهماهنگی بین این دونهاد، بار جنگ را سنگینتر میکند.
۳- از آنجایی که هنوز در فضای پرابهام و تهدید کنونی، مذاکراتی در جریان است بهترین گزینه برای طرفین رسیدن به شرایطی است که به ترک تخاصم منجر شود و آن بها بخشیدن به عقلانیت عملی و منطق تعاملی دیپلماتیک و تسامح و تساهل در خواستهای طرفین است، بهطورمثال از فحوای گفتههای ونس و روبیو چنین مستفاد است که معضل اصلی پروژه هستهای غنیسازی ۶۰درصدی است و احتمالا موافقت با توقف آن از سوی جمهوری اسلامی و متقابلا شناخت حق دارا بودن تاسیسات هستهای با اهداف پزشکی از سوی آمریکا. که از ابتدای امر جمهوری اسلامی بر آن تاکید داشت، جانمایه دستیابی به توافق برد- برد ترک تخاصم است. این یک پیروزی برای ترامپ برای فروش به مردم آمریکا و اروپا و ارضای حس خودشیفتگی او از یکطرف و پیروزی برای رادیکالهای جمهوری اسلامی است زیرا ترک تخاصم، دشمنستیزی با غرب و اسرائیل را نفی نمیکند.
اخبار برگزیدهیادداشت
لینک کوتاه :