[ads1]

گردشگری خاورمیانه زیر سایه جنگ | پیامدهای تنش‌های نظامی بر گردشگری منطقه چه هستند؟

تداوم جنگ و تنش‌های منطقه‌ای، گردشگری خاورمیانه را با افت تقاضا، اختلال پروازها و افزایش هزینه‌های سفر روبه‌رو کرده است. برآوردهای سناریویی از احتمال کاهش ۱۱ تا ۲۷ درصدی ورود گردشگران و افت ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلاری هزینه‌کرد آن‌ها حکایت دارد. ایران نیز به‌دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های حمل‌ونقل آسیب‌پذیرتر شده است.

مژگان کریم نیایی-جنگ و تشدید تنش‌های نظامی در خاورمیانه، صنعت گردشگری منطقه را با بحرانی فراتر از لغو چند پرواز یا کاهش مقطعی شمار مسافران مواجه کرده است؛ بحرانی که می‌تواند درآمدهای میلیارددلاری مقصدهای گردشگری، برنامه‌های توسعه اقتصادی کشورهای منطقه و معیشت هزاران کسب‌وکار وابسته به سفر را تحت تاثیر قرار دهد. در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس طی سال‌های گذشته با سرمایه‌گذاری گسترده در هتل‌ها، فرودگاه‌ها، مراکز تفریحی و رویدادهای بین‌المللی در پی تثبیت جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری بوده‌اند، گسترش درگیری‌ها و افزایش نااطمینانی، تصویر منطقه به‌عنوان مقصدی امن و قابل دسترس را با چالش روبه‌رو کرده است.

برآورد صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که تولید اقتصادی خاورمیانه، شمال آفریقا و پاکستان در سال ۲۰۲۶، تحت تاثیر جنگ و اختلال در بخش‌هایی از اقتصاد منطقه، ممکن است ۱.۳ درصد کاهش یابد. این نهاد در گزارش منطقه‌ای خود، علاوه بر تولید انرژی و کشتیرانی، گردشگری، تجارت و کاهش اعتماد اقتصادی را از حوزه‌های متاثر از جنگ برشمرده است. صندوق پیش‌بینی کرده است که در صورت فروکش‌کردن درگیری‌ها و عادی‌شدن تدریجی تجارت، اقتصاد منطقه در سال ۲۰۲۷ رشد خواهد کرد؛ با این حال، تداوم جنگ می‌تواند این چشم‌انداز را تغییر دهد.

پیامدهای بحران در گردشگری به‌سرعت نمایان می‌شود؛ زیرا سفر بیش از بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی به امنیت، ثبات، دسترسی هوایی و اطمینان از اجرای برنامه‌ها وابسته است. تشدید تنش‌ها می‌تواند مسافران را به لغو یا تعویق سفر وادار کند، شرکت‌های هواپیمایی را به تغییر مسیر یا تعلیق پروازها بکشاند و برگزارکنندگان تور را به کنارگذاشتن مقصدهای پرریسک از برنامه‌های خود سوق دهد.

خسارت میلیارددلاری در کمین گردشگری منطقه

برآوردهای موسسه «توریسم اکونومیکس» از ابعاد احتمالی خسارت جنگ به صنعت گردشگری خاورمیانه حکایت دارد. بر اساس سناریوهای این موسسه، ورود گردشگران بین‌المللی به منطقه در سال ۲۰۲۶ ممکن است بین ۱۱ تا ۲۷ درصد کاهش یابد. در این سناریوها، شمار بازدیدکنندگان می‌تواند ۲۳ تا ۳۸ میلیون نفر کمتر شود و هزینه‌کرد گردشگران نیز با کاهشی بین ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار مواجه شود.

این ارقام برآوردهای سناریومحورند و نباید آن‌ها را خسارت قطعی تحقق‌یافته دانست؛ با این حال، گستره احتمالی زیان نشان می‌دهد که جنگ تا چه اندازه می‌تواند درآمد مقصدهایی را که به گردشگری بین‌المللی وابسته‌اند، تحت فشار قرار دهد.

کشورهای حوزه خلیج فارس در سال‌های اخیر گردشگری را به یکی از محورهای متنوع‌سازی اقتصاد خود تبدیل کرده‌اند. توسعه خطوط هوایی، ساخت هتل‌های بزرگ، برگزاری نمایشگاه‌ها و رویدادهای ورزشی و فرهنگی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، بخشی از راهبرد این کشورها برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی بوده است. در چنین مدلی، امنیت و قابلیت اطمینان حمل‌ونقل صرفا یک مزیت جانبی نیست؛ بلکه بخشی از محصولی است که به گردشگر فروخته می‌شود.

با افزایش نگرانی‌های امنیتی، حتی مقصدهایی که مستقیما درگیر حملات نیستند نیز ممکن است از کاهش تقاضا آسیب ببینند. گردشگر برای انتخاب مقصد، فقط وضعیت شهر محل اقامت را بررسی نمی‌کند؛ شرایط پروازهای ترانزیتی، احتمال بسته‌شدن مسیرهای هوایی، امکان بازگشت به کشور مبدا و توصیه‌های رسمی دولت‌ها نیز در تصمیم او نقش دارند.

فرودگاه‌ها و خطوط هوایی؛ حلقه آسیب‌پذیر زنجیره سفر

اختلال در حمل‌ونقل هوایی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال بحران نظامی به صنعت گردشگری است. لغو پروازها، تغییر مسیر هواپیماها، کاهش ظرفیت برخی مسیرها و سرگردانی مسافران می‌تواند برنامه سفر را در چند کشور به‌طور هم‌زمان مختل کند؛ به‌ویژه در خاورمیانه که فرودگاه‌های بزرگ منطقه نقش مهمی در اتصال اروپا، آسیا و آفریقا دارند.

گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی از روزهای نخست جنگ، از فشار بر خطوط هوایی، بلاتکلیفی مسافران و اختلال در شبکه پروازها خبر داده‌اند. رویترز نیز در گزارشی درباره پیامدهای جنگ برای گردشگری خلیج فارس، هشدار داده است که درگیری‌ها می‌تواند سال‌ها سرمایه‌گذاری برای تثبیت جایگاه منطقه در بازار سفر را با خطر مواجه کند.

آسیب به زیرساخت‌های حمل‌ونقل، حتی اگر محدود به چند نقطه باشد، می‌تواند آثار روانی گسترده‌ای ایجاد کند. در بازار گردشگری، نگرانی درباره امنیت مسیر و امکان تغییر ناگهانی برنامه‌ها گاهی پیش از آنکه خسارت مستقیمی به مقصد وارد شود، تقاضا را کاهش می‌دهد.

شرکت‌های گردشگری نیز در چنین شرایطی ناچارند با هزینه‌های تازه‌ای روبه‌رو شوند: تغییر مسیر سفر، بازپرداخت وجه، تمدید اقامت مسافران گرفتار، تهیه بلیت جایگزین و پاسخ‌گویی به مشتریانی که درباره امنیت یا زمان اجرای تور اطمینان ندارند. استمرار این وضعیت، حاشیه سود کسب‌وکارها را کاهش می‌دهد و برنامه‌ریزی برای فصل‌های بعد را دشوار می‌کند.

بحران از کشورهای خلیج فارس تا بازارهای پیرامونی گسترش می‌یابد

آثار جنگ بر گردشگری منطقه یکسان نیست. اقتصادهایی که درآمدشان به صادرات انرژی و حمل‌ونقل دریایی وابسته است، ممکن است از اختلال در این بخش‌ها آسیب بیشتری ببینند؛ در حالی که برخی اقتصادهای واردکننده انرژی، با وجود مواجهه با افزایش هزینه‌ها و کاهش اعتماد، از مسیرهای متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

صندوق بین‌المللی پول در گزارش اکتبر خود اعلام کرده است که چند اقتصاد صادرکننده نفت در منطقه ممکن است در سال ۲۰۲۶ با رکود مواجه شوند. این نهاد در عین حال تاکید کرده که تداوم جنگ، اختلال در تجارت و افزایش نااطمینانی می‌تواند شرایط اقتصادی را بدتر کند.

برای گردشگری، این وضعیت فقط به کاهش شمار مسافران خارجی محدود نیست. افت درآمد، افزایش هزینه حمل‌ونقل و اقامت و کاهش تمایل مصرف‌کنندگان به هزینه‌کردهای غیرضروری می‌تواند سفرهای داخلی و منطقه‌ای را نیز تحت فشار قرار دهد. در نتیجه، رستوران‌ها، هتل‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل، مراکز تفریحی، راهنمایان و فروشندگان خدمات محلی ممکن است هم‌زمان با کاهش درآمد مواجه شوند.

از سوی دیگر، مقصدهای رقیب خارج از منطقه می‌توانند از تغییر مسیر گردشگران بهره ببرند. هرچه نااطمینانی طولانی‌تر شود، احتمال آن بیشتر است که مسافران به‌جای تعویق کوتاه‌مدت، مقصد دیگری را برای تعطیلات یا سفر کاری خود انتخاب کنند؛ تغییری که بازگرداندن تقاضا به مقصدهای آسیب‌دیده را دشوارتر خواهد کرد.

ایران؛ فشار مضاعف بر گردشگری در کانون تنش

ایران در این بحران وضعیتی پیچیده‌تر دارد؛ زیرا پیامدهای جنگ و تنش‌های منطقه‌ای با تحریم‌های بین‌المللی، محدودیت‌های حمل‌ونقل هوایی و هشدارهای سفر برخی دولت‌ها هم‌زمان شده است. در چنین شرایطی، صنعت گردشگری ایران نه‌تنها با نگرانی مسافران درباره امنیت، بلکه با دشواری دسترسی هوایی و کاهش قابلیت پیش‌بینی سفر نیز مواجه است.

تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی از سوی آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۶، یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند بر ارتباطات هوایی کشور اثر بگذارد. این اقدام به‌معنای ممنوعیت عمومی پرواز این شرکت‌ها در همه مسیرها نیست، اما محدودیت‌های مالی و تجاری ناشی از تحریم می‌تواند همکاری با طرف‌های خارجی، تامین برخی خدمات و تجهیزات و انجام معاملات بین‌المللی را دشوارتر کند.

از منظر گردشگری، محدودشدن گزینه‌های حمل‌ونقل یا افزایش پیچیدگی برنامه‌ریزی پرواز، دسترسی گردشگران خارجی به ایران را دشوارتر می‌کند. تورگردانان خارجی برای عرضه یک مقصد به مسیرهای پروازی قابل اتکا و برنامه سفر روشن نیاز دارند؛ هرگونه افزایش ریسک در این بخش می‌تواند ایران را در رقابت با مقصدهای دیگر در موقعیت ضعیف‌تری قرار دهد.

هشدارهای سفر دولت‌هایی از جمله آمریکا، آلمان و کانادا نیز بر فضای تصمیم‌گیری مسافران و شرکت‌های گردشگری اثر می‌گذارد. این توصیه‌ها از نظر دامنه و مبنای حقوقی یکسان نیستند، اما می‌توانند در تصمیم گردشگران برای سفر، خرید بیمه و انتخاب برگزارکننده تور نقش داشته باشند.

تورگردانان، آژانس‌ها و راهنمایان در تنگنای رکود

کاهش تقاضای سفر در ایران، در صورت تداوم، پیامدهای خود را به بخش‌های مختلف زنجیره گردشگری منتقل می‌کند. تورگردانان با دشواری فروش و اجرای تورها روبه‌رو می‌شوند؛ آژانس‌های مسافرتی باید با تغییر برنامه‌ها و نگرانی مشتریان کنار بیایند و راهنمایان گردشگری که درآمدشان به برگزاری سفر وابسته است، ممکن است فرصت‌های کاری کمتری داشته باشند.

این فشارها در حالی وارد می‌شود که بسیاری از هزینه‌های کسب‌وکارها، از اجاره دفتر و حقوق کارکنان تا نگهداری تجهیزات و اقامتگاه‌ها، همچنان برقرار است. کاهش درآمد در کنار هزینه‌های ثابت می‌تواند توان مالی بنگاه‌های کوچک را تحلیل ببرد و ادامه فعالیت برخی از آن‌ها را با دشواری مواجه کند.

در گردشگری داخلی نیز افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید خانوارها می‌تواند سفر را به یکی از نخستین هزینه‌های قابل حذف تبدیل کند. کاهش تعداد سفرها یا کوتاه‌شدن مدت اقامت، علاوه بر آژانس‌ها و هتل‌ها، بر اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رستوران‌ها، حمل‌ونقل محلی و فروشندگان صنایع‌دستی اثر می‌گذارد.

به این ترتیب، رکود گردشگری صرفا مسئله‌ای مربوط به ورود مسافر خارجی نیست؛ بلکه می‌تواند به کاهش درآمد در شبکه‌ای از کسب‌وکارها و مشاغل محلی منجر شود. هرچه دوره نااطمینانی طولانی‌تر باشد، بازگشت فعالان این حوزه به شرایط عادی نیز دشوارتر خواهد شد.

بازگشت اعتماد، شرط احیای گردشگری منطقه

چشم‌انداز گردشگری خاورمیانه بیش از هر چیز به مدت و شدت درگیری‌ها، بازگشت ثبات به مسیرهای حمل‌ونقل و احیای اعتماد مسافران وابسته است. صندوق بین‌المللی پول در سناریوی پایه خود فرض کرده است که درگیری‌ها در اوایل سال ۲۰۲۷ فروکش کند و تجارت در طول سال به‌تدریج به وضعیت عادی نزدیک شود؛ با این حال، این نهاد تداوم جنگ را یکی از مهم‌ترین خطرهای پیش روی اقتصاد منطقه دانسته است.

حتی با کاهش درگیری‌ها، بازگشت گردشگران به مقصدهای آسیب‌دیده لزوما فوری نخواهد بود. شرکت‌های هواپیمایی باید برنامه‌های خود را تثبیت کنند، برگزارکنندگان تور به ارزیابی دوباره ریسک بپردازند و مسافران نیز اطمینان پیدا کنند که می‌توانند سفر خود را با امنیت و پیش‌بینی‌پذیری بیشتری انجام دهند.

برای کشورهای منطقه، حفاظت از زیرساخت‌های گردشگری، اطلاع‌رسانی شفاف درباره شرایط سفر و حمایت از کسب‌وکارهای آسیب‌دیده می‌تواند در کاهش خسارت‌ها نقش داشته باشد. در ایران نیز حفظ نیروی انسانی متخصص، پشتیبانی از بنگاه‌های گردشگری و فراهم‌کردن امکان برنامه‌ریزی مطمئن برای سفر، بخشی از ضرورت‌های عبور از رکود است.

جنگ، گردشگری خاورمیانه را با بحرانی فرامرزی مواجه کرده است؛ بحرانی که از فرودگاه و خطوط هوایی تا هتل‌ها، آژانس‌ها و کسب‌وکارهای محلی امتداد می‌یابد. در چنین شرایطی، جاذبه‌های تاریخی و طبیعی به‌تنهایی برای حفظ جریان گردشگران کافی نیستند. امنیت، دسترسی و اعتماد، به همان اندازه جاذبه‌های مقصد در بقای صنعت گردشگری منطقه تعیین‌کننده خواهند بود.

اجتماعی و فرهنگی
شناسه : 621471
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]