هزینه جنگ ایران از ۱۰۰ میلیارد دلار گذشت | قبض ۲ هزار دلاری برای هر خانواده آمریکایی

هشت ماه پس از آغاز جنگ ایران، هزینههای اقتصادی و نظامی این درگیری برای آمریکا افزایش یافته و پیامدهای آن از بودجه دفاعی تا هزینه زندگی خانوارها و موقعیت ژئوپلیتیکی واشنگتن گسترش پیدا کرده است. برآورد اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز نشان میدهد هزینه جنگ برای هر خانوار آمریکایی به حدود ۲ هزار دلار رسیده است. همزمان، قیمت بنزین و گازوئیل بهترتیب ۴۳ و ۶۸ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ قرار گرفته، هزینه اضافی سوخت در آمریکا از ۱۴۱ میلیارد دلار گذشته و فشارهای تورمی تشدید شده است. گزارش مرکز پیشرفت آمریکا همچنین از کاهش ذخایر تسلیحاتی، انتقال منابع نظامی از اروپا و آسیا، تقویت موقعیت روسیه و چین و تضعیف اعتبار بینالمللی واشنگتن خبر میدهد. از نگاه این مرکز، ادامه جنگ بدون راهبرد مشخص برای پایاندادن به آن، هزینههای اقتصادی و امنیتی آمریکا را افزایش میدهد.
جهان صنعت نیوز – هشت ماه پس از آغاز جنگ ایران، دونالد ترامپ همچنان با این پرسش روبهروست که چگونه میخواهد به یک درگیری پایان دهد که هزینههای آن برای اقتصاد آمریکا، امنیت متحدان و ثبات خاورمیانه بهطور فزایندهای افزایش یافته است. گزارش مرکز پیشرفت آمریکا با عنوان «هزینههای جنگ ایران» استدلال میکند که این عملیات نظامی، برخلاف وعده اولیه برای پایان سریع جنگ، به بحرانی طولانیمدت تبدیل شده و آثار آن بهوضوح در اقتصاد و سیاست خارجی آمریکا دیده میشود.
بر اساس برآورد مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، مجموع هزینههای نظامی، افزایش نرخهای بهره و رشد قیمت مواد غذایی، انرژی و سایر کالاها، هزینه جنگ را برای هر خانوار آمریکایی به حدود ۲ هزار دلار رسانده است. به گفته زندی، این هزینه تقریباً نیمی از افزایش درآمد متوسط خانوار آمریکایی را جذب کرده است.
گزارش تأکید میکند که با ادامه جنگ، این فشارها نیز افزایش خواهد یافت؛ بهویژه آنکه اختلال در انتقال انرژی از خلیج فارس همچنان ادامه دارد و احتمال بازگشت قیمتها به سطوح پیش از جنگ در آینده نزدیک اندک ارزیابی میشود.
هزینه نظامی؛ میلیاردها دلار مخارج و کاهش ذخایر تسلیحاتی
هزینههای مستقیم جنگ یکی از مهمترین فشارها بر منابع دفاعی آمریکا بوده است. بر اساس اطلاعات گزارش، تا ۱۰ اکتبر، ۲۱ نظامی آمریکایی کشته و دستکم ۸۶۵ نفر دیگر زخمی شدهاند. مرکز پیشرفت آمریکا همچنین از نبود گزارشدهی منظم پنتاگون درباره تلفات انتقاد میکند و میگوید این وزارتخانه تلفات پس از توافق آتشبس اواسط ژوئن را بهطور شفاف در آمار جنگ لحاظ نکرده است.
در حال حاضر حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی در منطقه مستقر هستند؛ رقمی که ۱۰ هزار نفر بیشتر از سطح معمول دوران صلح است. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، برآورد کرده است که این نیروها دستکم تا اوایل سال ۲۰۲۷ در منطقه باقی خواهند ماند. در اوایل اکتبر نیز پنتاگون تصمیم گرفت سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر را به همراه نیروها و تجهیزات دیگر، شامل حدود ۹ هزار ملوان و تفنگدار دریایی، به منطقه اعزام کند.
برآورد هزینههای جنگ با عدم قطعیت همراه است. دفتر بودجه کنگره آمریکا در سپتامبر هزینههای مرتبط با جنگ را حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرد. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز پیشتر تخمین زده بود که هزینهها تا اواخر ژوئن به ۳۴ تا ۴۲ میلیارد دلار رسیده است. برآوردهای دیگری که دامنه گستردهتری از هزینهها و مصرف بیشتر مهمات را در نظر میگیرند، هزینه عملیات «خشم حماسی» را بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارزیابی میکنند.
این اختلاف ارقام نشان میدهد که نبود اطلاعات کافی درباره ماهیت عملیات و هزینههای واقعی آن، محاسبه مستقل و دقیق مخارج جنگ را دشوار کرده است.
پیامد دیگر جنگ، کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا است. مصرف سریع مهمات، بهویژه موشکهای رهگیر پاتریوت، ذخایر نظامی را تحت فشار قرار داده است. دولت ترامپ برای حفظ موجودی تسلیحاتی خود، ارسال برخی سلاحهای اختصاصیافته به اوکراین را متوقف کرده و تجهیزات راهبردی مهمی را از اروپا و آسیا به خاورمیانه انتقال داده است. از نگاه گزارش، این اقدامات آسیبپذیریهای تازهای در بازدارندگی آمریکا در مناطق دیگر ایجاد میکنند.
بنزین گران و فشار بر بودجه خانوارها
یکی از ملموسترین پیامدهای جنگ برای شهروندان آمریکایی، افزایش قیمت انرژی است. بر اساس دادههای ارائهشده در گزارش، قیمت بنزین و گازوئیل بهترتیب ۴۳ و ۶۸ درصد بیشتر از سطح پیش از جنگ شده است.
میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا در ۲۲ اکتبر به ۴ دلار و ۲۷ سنت رسید؛ درحالیکه این رقم در ۲۷ فوریه، پیش از آغاز جنگ، ۲ دلار و ۹۸ سنت بود. طبق ردیاب هزینه انرژی جنگ ایران در دانشگاه براون، آمریکاییها از زمان آغاز جنگ بیش از ۱۴۱ میلیارد دلار هزینه اضافی برای بنزین و گازوئیل پرداخت کردهاند.
افزایش قیمتها در سراسر کشور یکسان نبوده است. در ۲۲ اکتبر، قیمت بنزین معمولی در ۱۱ ایالت از جمله کالیفرنیا، واشنگتن، هاوایی، آریزونا و میشیگان از ۴ دلار و ۵۰ سنت برای هر گالن فراتر رفت. در شماری از ایالتها نیز افزایش قیمت نسبت به دوره پیش از جنگ به ۵۰ درصد یا بیشتر رسید.
هزینه گرمایش خانهها نیز افزایش یافته است. قیمت نفت گرمایشی به رکوردی تازه رسیده و طبق گزارش، خانوار متوسط در ایالت مین باید امسال ۶۷۴ دلار بیشتر از سال گذشته برای پرکردن مخزن سوخت گرمایشی خود بپردازد.
این افزایش هزینهها در شرایطی رخ میدهد که فشارهای ناشی از جنگ تنها به سوخت محدود نیست و از طریق افزایش هزینه حملونقل و نهادههای تولید، قیمت سایر کالاها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
تورم و هزینه استقراض در مسیر صعود
گزارش مرکز پیشرفت آمریکا افزایش قیمت انرژی را یکی از عوامل تشدید تورم میداند. نرخ تورم سالانه آمریکا در سپتامبر به ۳.۷ درصد رسید. پیش از آغاز جنگ، این نرخ ۴ درصد گزارش شده بود؛ بنابراین، با وجود آنکه رقم پیش از جنگ بالاتر بود، افزایش هزینههای انرژی همچنان خطر تداوم فشارهای تورمی را تقویت میکند.
وزارت کشاورزی آمریکا پیشتر انتظار داشت قیمت مواد غذایی در سال جاری ۱.۷ درصد افزایش یابد، اما اکنون پیشبینی خود را به ۲.۴ درصد رسانده است. افزایش قیمت گازوئیل، کود و دیگر هزینههای تولید کشاورزی از عواملی است که این تغییر پیشبینی را توضیح میدهد.
هر هشت نوع اصلی کود مورد استفاده کشاورزان آمریکایی اکنون گرانتر از یک سال قبل هستند و تحلیلگران احتمال افزایش بیشتر قیمتها در بهار آینده را مطرح کردهاند. گزارش اساندپی گلوبال نیز هشدار داده است که کمبود کود و سوخت، همراه با آثار پدیده النینوی بسیار قوی، خطر بروز بحران جهانی غذا در سال آینده را افزایش داده است.
بر اساس دادههای اداره آمار کار آمریکا، قیمت مواد غذایی از سپتامبر ۲۰۲۵ تاکنون ۲.۵ درصد افزایش یافته و قیمت میوه و سبزیجات رشد بیشتری، معادل ۳.۷ درصد، داشته است.
هزینه تأمین مالی نیز افزایش یافته است. گزارش از بالا رفتن بازده اوراق خزانه ۳۰ساله آمریکا در ۱۹ اکتبر به سطحی نزدیک به بالاترین هزینه استقراض دولت و مصرفکنندگان در حدود دو دهه گذشته خبر میدهد. افزایش بازده اوراق، با توجه به نقش آن در تعیین نرخ بهره برخی وامها، خطر افزایش هزینه وام مسکن و بدهی کارتهای اعتباری را نیز به همراه دارد. متوسط نرخ وام مسکن با نرخ ثابت ۳۰ساله اکنون بهمراتب بالاتر از ۷ درصد است؛ درحالیکه پیش از جنگ نزدیک به پایینترین سطوح چندساله قرار داشت.
روسیه و چین؛ برندگان ژئوپلیتیکی جنگ؟
از نگاه گزارش، هزینههای جنگ به اقتصاد داخلی آمریکا محدود نیست و موازنه قدرت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
دولت ترامپ اخیراً توافقی انرژی با روسیه را اعلام کرده که بر اساس آن، روسیه قرار است ۲۵ میلیون بشکه گازوئیل را فوراً برای تأمین بازار آمریکا و بازارهای جهانی عرضه کند و محمولههای بیشتری نیز در ادامه تحویل دهد. این توافق همچنین با کاهش محدودیتهای مربوط به گازوئیل روسیه همراه شده است.
مرکز پیشرفت آمریکا این توافق را بالقوه ناقض قانون میداند و تأکید میکند که برآورد صرفهجویی آن تنها ۲ تا ۵ سنت به ازای هر گالن است؛ رقمی محدود در مقایسه با افزایش حدود ۲ دلار و ۶۰ سنتی قیمت گازوئیل از پیش از جنگ.
در مقابل، این توافق امکان ورود دلارهای آمریکایی به روسیه را فراهم میکند. گزارش استدلال میکند که مسکو از جنگ ایران سود برده است؛ زیرا افزایش درآمدهای نفت و گاز و کاهش دسترسی اوکراین به مهمات، موقعیت روسیه را در جنگ این کشور علیه کییف تقویت کرده است.
چین نیز از تحولات بهره برده است. به نوشته گزارش، پکن توانسته خود را بهعنوان بازیگری مسئولتر در عرصه بینالمللی معرفی کند و با برجستهکردن یکجانبهگرایی و نظامیگری دولت ترامپ، موقعیت مذاکراتی خود در برابر آمریکا را تقویت کند.
همزمان، انتقال تجهیزات راهبردی آمریکا از مناطق دیگر، بهویژه سامانههای دفاع موشکی در کره جنوبی، و مصرف مهمات موردنیاز اوکراین، نگرانی متحدان واشنگتن درباره قابلیت اتکای امنیتی این کشور را افزایش داده است.
تضعیف بازدارندگی آمریکا و خطر گسترش جنگ
گزارش مرکز پیشرفت آمریکا معتقد است ایران با تحمل حملات مشترک آمریکا و اسرائیل و باقیماندن در میدان جنگ، توانسته موقعیت خود را تقویت کند. از نگاه این مرکز، این وضعیت بازدارندگی آمریکا را تضعیف کرده و تهران را به حفظ مواضع حداکثری درباره کنترل تنگه هرمز و برنامه هستهای خود تشویق کرده است.
همچنین، عملکرد دولت آمریکا در جنگ، از جمله حملات به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، به اعتبار نظامی و بینالمللی این کشور آسیب زده است. گزارش به حملهای در میناب اشاره میکند که به کشتهشدن ۱۵۶ نفر، از جمله ۱۲۰ دانشآموز، منجر شد و میگوید اظهارات برخی مقامهای آمریکایی نیز به نگرانیها درباره رعایت اصول جنگ دامن زده است.
از سوی دیگر، ناتوانی آمریکا در خنثیکردن تهدیدهای ایران علیه شرکای خلیج فارس، نفوذ واشنگتن بر بازیگران مهم منطقه را کاهش داده و بر رشد اقتصادی این کشورها اثر منفی گذاشته است؛ کشورهایی که برای بازسازی و تثبیت اوضاع در غزه، لبنان و مناطق دیگر به سرمایهگذاری گسترده نیاز دارند.
گسترش درگیری میان حوثیهای یمن و عربستان سعودی نیز خطر تازهای ایجاد کرده است. اگر اختلال در تنگه بابالمندب در کنار تداوم اختلال در تنگه هرمز تشدید شود، هزینه انرژی میتواند بیشتر افزایش یابد، مسیرهای زنجیره تأمین مختل شوند و اقتصاد جهانی با فشار مضاعف مواجه شود. این وضعیت همچنین احتمال بازگشت جنگ مستقیم میان عربستان و حوثیها را افزایش میدهد.
هزینهای فراتر از میدان جنگ
گزارش مرکز پیشرفت آمریکا تصویری از جنگی ارائه میکند که هزینههای آن از مخارج نظامی و تلفات انسانی فراتر رفته و به بودجه خانوارهای آمریکایی، نرخ تورم، هزینه استقراض، ذخایر تسلیحاتی و روابط واشنگتن با متحدان و رقبای جهانی سرایت کرده است.
برآورد هزینه نزدیک به ۲ هزار دلار برای هر خانوار، افزایش شدید قیمت سوخت و رشد هزینههای کشاورزی نشان میدهد که آثار اقتصادی جنگ به زندگی روزمره مردم آمریکا منتقل شده است. همزمان، انتقال منابع نظامی از اروپا و آسیا و تقویت موقعیت روسیه و چین، پرسشهایی جدی درباره هزینه راهبردی ادامه جنگ ایجاد کرده است.
ادامه عملیات نظامی بدون راهبرد روشن برای پایاندادن به آن، میتواند هزینههای داخلی و خارجی آمریکا را افزایش دهد؛ درحالیکه ایران همچنان بر مواضع خود درباره تنگه هرمز و برنامه هستهای پافشاری میکند و خطر گسترش درگیری به مسیرهای حیاتی تجارت جهانی انرژی نیز پابرجاست.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :